روش بازخورد حذفی

بازخورد حذفی[1]، یکی از راه­های کاهش فرآیند­های وابستگی­آور بازخورد است. در این روش، فراوانی بازخورد در ابتدای یادگیری زیاد است تا حرکت به سوی الگوی هدف هدایت شود. سپس با تکامل مهارت برای جلوگیری از ایجاد وابستگی، تواتر نسبی آن کاهش می­یابد. هدف مطلوب این است که فراگیرنده، توانایی انجام حرکت مستقل را بدون اتکاء به بازخورد به دست بیاورد‌‌ (اشمیت و لی، 2011).

[1].Faded feedback

روش بازخورد دامنه­ای

روش دیگر برای جلوگیری از تأثیرات وابستگی­آور بازخورد متداول، استفاده از شیوه بازخورد دامنه­ای است‌‌ (شرور[1]، 1988). ارائه بازخورد دامنه­ای[2] بر مبنای اجرای افراد است. در این روش تواتر بازخورد افزوده به طور طبیعی کاهش می­یابد، یعنی دامنه هر بازخورد به اجرای فرد بستگی دارد و فرآیند حذف درباره هر فرد اختصاصی خواهد بود. در ارائه بازخورد دامنه­ای، فراگیرنده برای حرکاتی که در داخل دامنه انجام می­دهد تقویت مثبت می­شود و می­داند که حرکتش نسبتاً خوب بوده و آن را تکرار می­کند (اشمیت و لی، 2011).

مربی براساس دامنه از پیش تعیین شده صحت به بازیکن گلف بازخورد می­دهد. این دامنه ممکن است یک فاصله 20 سانتی­متری از موقعیت قابل قبول سر باتون گلف در انتهای تاب دادن آن باشد. اگر حرکت در دامنه صحیح انجام گرفت‌‌ (کرو و مدورس[3]، 1978). این روش چندی مزیت دارد. اول اینکه در این روش بازخورد حذفی به عنوان یک پیامد جانبی داده می­شود. معمولاً در ابتدای یادگیری، حرکت بیشتر در خارج از دامنه داده می­شود، این امر باعث می­شود که مربی به تواتر بازخورد بدهد؛ با افزایش مهارت، حرکت بیشتر در داخل دامنه انجام می­پذیرد و به همین نسبت از بازخورد چشم پوشی می­شود، این روند به بازخورد حذفی شباهت دارد. دوم، فراگیرنده برای حرکاتی که در داخل دامنه انجام می­دهد تقویت مثبت می­شود پاداش دریافت می­دارد؛ حتی اگر بازخوردی هم نگیرد، می­داند که حرکتش نسبتاً خوب بوده است وآن را تکرار می­کند. نهایتاً، صرف نظر کردن از بازخورد در کوشش‌های صحیح، حرکت یکنواخت را تسهیل می­کند، بنابراین فراگیرنده در هر کوشش به تغییر دادن حرکت ترغیب نمی­شود. حذف اصلاح کوشش به کوشش اجرا را ­استوار می­کند و حافظه پایدار مؤثرتری را به وجود می­آورد(اشمیت و لی، 2011).

[1].Shervers

[2].Bandwidth

[3].Crews & Meadors

. روش بازخورد خودکنترل

با استفاده از این روش که به بازخورد خودکنترل معروف است، شاگرد در تعیین ویژگی­های تمرین، می­تواند به طور فعال­تری مشارکت داشته باشد. این روش، به علت درگیری بیشتر شاگرد در فرآیندهای یادگیری حائز اهمیت است و گفته شده افرادی که به درخواست خود بازخورد دریافت می­کنند بهتر از افرادی عمل می­کنند که به میل مربی بازخورد دریافت می­کنند‌‌ (مگیل، 2011).

. روش بازخورد خلاصه

با استفاده از بازخورد خلاصه[1]، در چند کوشش متوالی بازخورد داده نمی­شود و بازخورد مربوط به این کوشش­ها پس از آن به روش­های گوناگونی برای فرد خلاصه می­شود. نتایج تحقیقات نشان می­دهد که در مرحله اکتساب، بازخورد خلاصه نسبت به بازخورد 100درصد باعث اجرای ضعیف­تری می­شود، اما آن گونه که ‌‌آزمون یادداری نشان می­دهد به یادگیری بهتری می­انجامد. با پیچیده­تر شدن تکلیف، فراگیرنده برای انجام حرکت مناسب، به راهنمایی بازخوردی بیشتری نیاز دارد و باید کوشش­های کمتری خلاصه شوند (اشمیت و لی، 2011).

در چند کوشش متوالی بازخورد داده نمی­شود، مثلاً از 5 تا 20؛ بازخورد مربوط به این کوشش‌ها بعداً به روش­های گوناگونی برای فرد خلاصه می­شود. ظاهر امر نشان می­دهد که بازخورد خلاصه تأثیری بر یادگیری ندارد. محتوای اطلاعاتی بازخورد ضعیف می­شود؛ زیرا فراگیرنده تا زمانی که یک رشته از کوشش‌ها پایان نپذیرد، بازخورد نمی­گیرد و از این رو مبنایی برای اصلاح کوشش به کوشش و بهبود اجرا وجود ندارد و نهایتاً وقتی که بازخورد داده می­شود، فراگیرنده به سختی می­تواند آن را به کوشش بخصوص و حرکات مربوط به آن ربط دهد؛ زیرا حرکات دیگری در این بین تداخل یافته­اند. با این حال پژوهش‌ها اولیه‌‌ (لاوری، 1962؛ لاوری و سادون[2]، 1962) نشان می­دهد که در مرحله فراگیری، بازخورد خلاصه نسبت به بازخورد 100 درصد باعث عملکرد ضعیف­تری می­شود، اما آن گونه که ‌‌آزمون یادداری نشان می­دهد به یادگیری بهتری می­انجامد. بین یادگیری و تعداد کوشش‌ها رابطه­ای شبیه به یو وارونه برقرار است و بازخورد خلاصه پس از 5 کوشش بهترین نتیجه را به دنبال دارد. در اینجا باز هم بازخورد پس از هر کوشش، در مرحله ابتدای تمرین برای اجرا بهتر بود و بازخوردی که پس از 5 کوشش داده شد، بهترین نتیجه را برای یادگیری بدنبال داشت (اشمیت و لی، 2011).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   انواع درگیری ذهنی

[1].Summary Feedback

[2].Lavery & Suden

فواید بازخورد خلاصه برای یادگیری

  1. بازخورد خلاصه احتمالاً از آثار وابستگی­آور بازخورد متواتر جلوگیری می­کند؛ زیرا فراگیرنده در این روش پیش از گرفتن بازخورد، چندین کوشش را به طور مستقل انجام می­دهد. او پس از دریافت بازخورد می­تواند الگوی کلی حرکتی را که در کوشش‌های پیشین انجام می­داد، اصلاح کند‌‌.
  2. احتمالاً بازخورد خلاصه باعث حرکات استوارتری می­شود؛ زیرا در چندین کوشش متوالی، بازخورد وجود ندارد و فراگیرنده برای تغییر دادن کوشش به کوشش حرکت خود، دلیلی در دست ندارد. از سوی دیگر، بازخورد متواتر باعث می­شود که فراگیرنده در هر کوشش حرکت خود را تغییر دهد و در نتیجه حرکت وی استواری لازم را برای اجرای متوالی پیدا نکند.
  3. به نظر می­رسد که بازخورد خلاصه فراگیرنده را ترغیب می­کند تا بازخورد حاصل از پاسخ خود‌‌ (جنبشی، بینایی و مانند آن) را برای شناسایی خطا، تحلیل کند. بازخورد متواتر، خطا را به فراگیرنده می­شناساند و انگیزش وی را برای پردازش بازخورد حاصل از پاسخ از بین می­برد، به این ترتیب فراگیرنده با این بازخورد آشنا نمی­شود. ممکن است قابلیت او برای شناسایی خطای خود در اجرای آتی از این طریق کاهش یابد.
  4. با این حال، بازخورد خلاصه از طریق فراهم آوردن اطلاعات بیشتر به یادگیری کمک نمی­کند (مگیل، 2011).

    روش بازخورد میانگین

    با استفاده از بازخورد میانگین[1]، پس از چند کوشش، میانگین امتیازات فرد به او ارائه می­شود. این نوع بازخورد، مربی را قادر می­سازد تا الگوی حرکتی فراگیرنده را بهتر دریابد. بازخورد میانگین، درباره آنچه در کوشش­های بعدی باید تغییر پذیرد و اندازه تغییردهی آن، اطلاعات قابل اعتمادتری به فراگیرنده می­دهد‌‌ (اشمیت و لی، 2011).

    [1].Average Feedback

    بازخورد تجویزی[1]

    مواردی که تاکنون ذکر شد، نشان می­دهد مربی یا معلم باید برای اصلاح مؤثر حرکات، بازخوردی تجویزی را فراهم کند‌‌ (نیوول و مک گینس[2]، 1985). تجویز مربی باید راه حلی برای خطای حرکت تجویز کند.

    [1].Prescriptive Feedback

    [2].Mc Ginnis

بازخورد هنجاری

این بازخورد شامل اطلاعاتی در خصوص مقایسه فرد با دیگران یا مقایسه اجتماعی است که می‌تواند انگیزه، اجرا و یادگیری یادگیرنده را تحت تأثیر قرار دهد. در این نوع بازخورد یادگیرنده از امتیاز خود و همچنین اجرای گروه همسالان‌‌ (به طور اشتباه) آگاه می­شود‌‌ (هاچینسون، شرمن، مارتینویس، 2008). هاچینسون و همکاران‌‌ (2008) نشان دادند بازخوردی که اجرا را بالاتر از حد متوسط نشان می­دهد، خودکارآمدی و لذت از تکلیف را در تکلیف تولید نیروی ایستای گرفتن با دست افزایش می­دهد. ارائه اطلاعات هنجاری به افراد مثل میانگین امتیازات یادگیرنده­ها در یک تکلیف می­تواند یک اصل قوی برای ارزیابی اجرای فرد باشد. اگر چنین مقایسه هنجاری برای فرد مطلوب باشد، باعث افزایش خودکارآمدی، خود واکنشی[1] مثبت و علاقه به تکلیف می­شود‌‌ (هاچینسون و همکاران، 2008؛ جوردن و باندورا، 1991). در مقابل نتایج منفی از مقایسه با هنجارها باعث عزت نفس پایین­تر، تولید خود واکنشی منفی بیشتر و کاهش انگیزه برای تمرین مهارت می­شود. همچنین لثویت و ولف‌‌ (2010) اثرات بازخورد اجتماعی-مقایسه­ای را روی یادگیری تکلیف تعادلی مهارت حرکتی در 36 دانشجوی کارشناسی بررسی کردند به این نتیجه رسیدند که افراد هر 2 گروه بازخورد هنجاری منفی و مثبت یادگیری بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند اما در گروه بازخورد هنجاری مثبت این اثر بیشتر بود، در کل بازخورد هنجاری مثبت اثری تسهیل­کننده بر یادگیری حرکتی دارد. همچنین ولف، چیویاکوسکی و لثویت‌‌ (2010) اثر بازخورد هنجاری بر یادگیری یک تکلیف زمان­بندی را روی دانشجویان جوان را بررسی کردند و در ‌‌آزمون انتقال مشاهده کردند که افراد گروه بازخورد هنجاری مثبت یادگیری بهتری نسبت به گروه بازخورد هنجاری منفی داشته­اند. این یافته­ها نشان می­دهند که عوامل انگیزشی اجرا و یادگیری حرکتی را تحت تأثیر قرار می­دهد. لوسیانا[2]، چیویاکفسکی، ولف و لثویت‌‌ (2012) در پژوهش‌ خود که بر روی کودکان انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بازخورد هنجاری مثبت باعث یادداری بهتر در دقت پرتاب می‌شود. ولف و چیویاکفسکی‌‌ (2012) نشان دادند که با بالا بردن ادراک توانایی افراد کهن­سال می­توان تعادل آنها را بهبود بخشید. استوت، ولف و لثویت‌‌ (2012) با پژوهشی که روی دوندگان ماهر انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بهبود و افزایش امید باعث کاهش اکسیژن مصرفی و بهبود کارایی دویدن می­شود.

[1].Self-reaction

[2].Luciana