اهمیت آموزش نیروی انسانی

در گذشته چنین گمان می‌رفت که زمان آموختن از زمان کارکردن جدا است و از دیدگاه آنها آموزشی در خور توجه بود که پیش از شروع کار به افراد داده می‌شد. بر‌‌ این گمان انسان برای زمانی می‌آموزد و سپس به زندگی و کار مولد و سودمند می‌پردازد و زمانی که کار و زندگی آغاز می‌شود، دیگر برای آموزش و پرورش جایی در خور توجه وجود ندارد. این اندیشه اکنون روایی ندارد و آموزش و پرورش با زیستن انسان همراه شده است. همه مردم برای همه وقت باید به آموختن بپردازند و با دانش جدید تجهیز شوند(هومن، 1381).

رسیدن به اهداف سازمان بستگی به توانایی کارکنان در انجام وظایف محوله و انطباق با محیط متغیر دارد. اجرای آموزش و بهبود نیروی انسانی سبب می‌شود تا افراد بتوانند متناسب با تغییرات سازمانی و محیط، بطور مؤثر فعالیت­هایشان را ادامه داده و برکارایی خود بیفزایند. بنابراین آموزش و بهبود، کوشش مداوم و برنامه‌ریزی شده به وسیله مدیریت برای بهبود سطوح شایستگی کارکنان و عملکرد سازمانی است(کاپلان و نورتن،2006).

ویلیام جیمز در تحقیقی نشان داد که کارکنان با 20 تا 30 درصد توانایی خودکار می­کنند، تحقیق وی نشان داد که اگر کارکنان آموزش ببینند و به طور شایسته برانگیخته شوند 80 تا 90 درصد تواناییها و صلاحیتهای خود را بروز می­دهند(مشبکی، 1385).

واقعیت این است که در جهان امروز آنچه بیش از همه دارای اهمیت می­باشد نیروی انسانی است. به‌طوری که اقتصاددانان معتقدند آنچه در نهایت خصوصیت روند توسعه اقتصادی و اجتماعی یک کشور را تعیین می‌کند، منابع انسانی آن کشور است، نه سرمایه و یا منابع مادی دیگر. این منابع انسانی هستند که سرمایه‌ها را متراکم می‌سازند، از منابع طبیعی بهره‌برداری می‌کنند، سازمان‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی را به وجود می‌آورند و توسعه ملی را پیش می‌برند. سازمانی که نتواند مهارت­ها و دانش افرادش را توسعه دهد و از آن به نحو مؤثری بهره‌برداری کند، قادر نیست خود را در دنیای سرشار از رقابت امروزی حفظ کند(مشبکی، 1383).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   همه چیز برای برگزاری یک مراسم عروسی عالی

آموزش در حقیقت خود مدیریت است و بدون آموزش کارکنان، پایه­های مدیریت متزلزل و سست می­شود. مدیران باید توجه کنند که هر رفتار سازمانی می­تواند از سه عامل نشات گرفته باشد:

  • عدم توانایی فرد در انجام وظایف (که از طریق آموزش فرد در انجام وظایف خود توانا می­گردد)
  • عدم انگیزش در انجام شغل (که از طریق مختلف از جمله تولید شغل و آموزش آن، جابجایی و آموزش و اسلوبهای آموزشی دیگر می­توان این مشکل را مرتفع نمود)
  • فقدان و یا کاهش انگیزش (که از طریق جلسات متعدد آموزشی، توجیهی و تبادل اطلاعات در سازمان می­توان پاسخ مناسبی برای آن یافت.)
29

نیاز به آموزش و پرورش را می­توان از دو دید سازمان و کارکنان نیز مطرح کرد:

الف- از نظر سازمان، آموزش و تربیت کارکنان و مدیران به دلایل زیر ضرورت دارد:

  • جهت دادن به کارکنان جدید الورود
  • ازدیاد مهارت­های کارکنان و حفظ مهارت­های فعلی آنان
  • آماده ساختن یک نیروی کار ماهر برای آینده
  • کمک به اجرای تعهدات قانونی سازمان، از قبیل ایجاد فرصت­های مساوی شغلی
  • ایجاد انگیزه در کارکنان بوسیله ایجاد فرصت­های رشد برای آنها

ب- از دیدگاه کارکنان نیز اهم دلایل ضرورت آموزش و پرورش عبارتند از:

  • اجتناب از شیوه­های منسوخ و طرد شده
  • آماده شدن کارکنان برای احراز مشاغل بالاتر
  • برقراری یک مسیر خدمتی برنامه­ریزی شده

درمی­یابیم که مرکز ثقل و هسته اصلی فرآیند مدیریت و توسعه منابع انسانی براندیشه و عمل انسان استوار است و کمیت و بویژه کیفیت نیروی انسانی در یک سازمان و جذب، نگهداری، تجهیز و آموزش و پرورش همه جانبه آن از اهم مسائل بحساب می­آید.