بازار سرمایه داخلی مکانیزمی است که به وسیله آن مرکز اصلی شرکت(هلدینگ)، سرمایه را به واحدهای گوناگون شرکت تخصیص می دهد. اگر مرکز اصلی شرکت، سرمایه را به واحدهایی که بالاترین سود خالص(نهایی) را دارند تخصیص دهد، آنگاه این بازار سرمایه داخلی از کارایی لازم برخوردار خواهد بود(پی یر،2002).

بازار سرمایه داخلی در شرکت های هلدینگ معمولا از سه طریق اجرا می شود:

  1. وام[1]: این نوع وام ها کوتاه مدت بوده و از واحدهایی که دارای مازاد وجه نقد هستند به واحدهایی که با کمبود وجه نقد عملیاتی مواجه اند، انتقال می یابد.
  2. ضمانت وام[2]: واحدهایی که دارای اعتبار هستند، برای اخذ وام ضامن واحدهایی می شوند که دارای اعتبار لازم نیستند.
  3. حفظ مالکیت[3]: اشاره به درصد مالکیت مرکز اصلی و هر یک از واحدها در واحدهای دیگر دارد(چنگ[4]،2003، ص:149).

ایجاد بازار سرمایه داخلی حداقل دارای دو مزیت است. اول اینکه تخصیص منابع داخلی می تواند کاراتر از تخصیص هایی باشد که توسط بازار سرمایه خارجی صورت می پذیرد. دوم اینکه استفاده از بازار سرمایه داخلی باعث تعامل بهتر با بازار سرمایه خارجی می شود. علاوه بر این، استفاده هرچه کاراتر و بیشتر از بازار سرمایه داخلی، منجر به افزایش ارزش شرکت خواهد شد(پی یر،2002).

مزایای بازار سرمایه داخلی عبارت اند از:

  • نقش بسیار اساسی در گردش وجوه میان واحدهای شرکت های هلدینگ دارد.
  • تخصیص منابع داخلی در بازار سرمایه داخلی می تواند کاراتر از تخصیص هایی باشد که توسط بازار سرمایه خارجی صورت می پذیرد.
  • استفاده از بازار سرمایه داخلی باعث تعامل بهتر با بازار سرمایه خارجی می شود.
  • استفاده هرچه کاراتر و بیشتر از بازار سرمایه داخلی، منجر به افزایش ارزش شرکت خواهد شد.
  • بازار سرمایه داخلی یکی از کانال های مهم تخصیص سرمایه در اقتصادهای نوین صنعتی است.

گاهی اوقات تامین مالی خارجی همراه با مشکل است اما تامین مالی داخلی در دسترس بوده و مزیت بیشتری نسبت به بازار سرمایه خارجی دارد.

اندازه و کارایی بازار سرمایه داخلی

هر شرکت هلدینگی که از مکانیزم بازار سرمایه داخلی استفاده می کند، دارای اندازه و کارایی بازار سرمایه داخلی مربوط به خود است. اندازه و کارایی بازار سرمایه داخلی به طرق مختلف اندازه گیری می شود. در این بخش طریقه محاسبه این دو متغیر را با استفاده از روشی که ساتنر و ویلالونگا[5](2011) از آن استفاده کردند، توضیح می دهیم.

اندازه بازار سرمایه داخلی: شرکت چندبخشی i را در نظر می گیریم که شامل j بخش است. در هر سال، بخش j می تواند دریافت کننده یا پرداخت کننده وجه نقد باشد. برای تعیین دریافت کنندگی یا پرداخت کنندگی بخش j، تفاوت بین جریان نقدی بعد از مالیات(ATCFj) و  سرمایه گذاری(مخارج سرمایه ای) آن بخش را بدست می آوریم:

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مفهوم آستانه بی هوازی و روش های تعیین آن

ATCFj – Ij

اگر حاصل این تفاوت مثبت شد، بخش j ارائه دهنده سرمایه و اگر حاصل این تفاوت منفی شد، بخش j دریافت کننده سرمایه در شرکت می باشد.

بنابراین وجه نقد دریافتی توسط هر بخش برابر است با:

Max (Ij – ATCFj, 0)

ATCF هر بخش نیز از رابطه زیر بدست می آید:

ATCFj = (EBITj – Rj) (1 – Tj) + Dj

که در آن Rj هزینه بهره بخش j ، T نرخ مالیات و Dj استهلاک بخش j می باشد.

به عبارتی اگر  Ij<ATCFj، بخش j انتقال دهنده سرمایه خواهد بود که این انتقال ممکن است به دو طریق صورت پذیرد:

  1. انتقال بالقوه که برابر است با:

Max (ATCFj – wjDivi – Ij, 0)

که در آن wj وزن دارایی های بخش انتقال دهنده j و Divi سود نقدی پرداخت شده می باشد.

  1. برای اطمینان از عدم تجاوز پرداخت ها از دریافت ها و در عین حال فراهم آوردن امکان تجاوز دریافت ها از پرداخت ها، برای محاسبه میزان انتقال از گام دوم استفاده می کنیم:

 

این دو مرحله به این دلیل انجام می شود که برخی از بخش ها ممکن است تامین مالی خارجی انجام دهند.

در نهایت اندازه یا حجم بازار سرمایه داخلی شرکت i در سال t برابر است با مجموع ارزش انتقال ها و دریافت های صورت پذیرفته که از طریق تقسیم این مجموع بر کل دارایی های شرکت استاندارد می شود:

 

کارایی بازار سرمایه داخلی: ابتدا بازده دارایی بخش j در سال t را محاسبه می کنیم:

سپس میانگین موزون بازده دارایی سایر بخش ها به استثنای بخش j را محاسبه می نماییم( ):

برای بخش های دریافت کننده وجوه نقد:

v  اگر ، دریافت وجوه توسط آن بخش کارا است.

v  اگر ، دریافت وجوه توسط آن بخش کارائی ندارد.

برای بخش های انتقال دهنده وجوه نقد:

v  اگر ، دریافت وجوه توسط آن بخش کارا است.

v  اگر ، دریافت وجوه توسط آن بخش کارائی ندارد.

در نهایت، کارایی نهایی استاندارد شده بازار سرمایه داخلی شرکت i از رابطه زیر بدست می آید:

در تحلیل داده ها، برای متغیر کارایی بازار سرمایه داخلی از متغیر مصنوعی استفاده می کنیم. بدین صورت که اگر بازار سرمایه داخلی کارا بود عدد یک و اگر کارا نبود عدد صفر را در نظر می گیریم.

[1]Loans

[2]Debt Guarantees

[3]Cross-shareholding

[4]Chang

[5] Sautner, Villalonga