دیدگاه دیگری که در مجموعه تئوریهای مربوط به رهیافت زیست شناختی جای می گیرد، دیدگاه زیست شناسان اجتماعی است. زیست شناسان اجتماعی با الهام از بحث های زیست تکاملی بر این باورند رفتارهایی که به افراد کمک می کند تا ژنهای خود را به نسلهای بعدی منتقل کنند، به تدریج در نوع انسانی رواج می یابند، ا آنجا که پرخاشگری به بسیاری از افراد مذکور در انتخاب جفت کمک می کند، اصول انتخاب طبیعی در طول زمان به افزایش میزان پرخاشگری-حداقل بین مردان- کمک می کند. افزون بر این، زیست شناسان اجتماعی معتقدند به دلیل اینکه انسان در بستر انتخاب طبیعی تکامل می یابد، تمایلات نیرومند معطوف به رفتار پرخاشجویانه وی در این بستر قابل شناخت است. بنابراین، تمایلات مذکور بخشی از ماهیت وراثتی و زیستی وی به شمار می آیند (بارون وبایرن، 1994). در این دیدگاه، برخلاف رویکرد لورنز که به بقای فرد توجه داشت، به بقای ژنتیکی تأکید می شود. از آنجا که حداقل برخی از ژنهای انسان می توانند از طریق تولیدمثل موفقیت آمیز منتقل شوند، ژنهای نهفته در رفتار که آسیب زا هستند در جریان تکامل و از طریق اختلاط و امتزاج ژنتیکی حذف می شوند (برم و کاسین، 1993)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   همه چیز برای برگزاری یک مراسم عروسی عالی