شاید برخی تصور کنند که مفهوم ورزش همگانی یک مفهوم نوپدید است، اما باید دانست که این مفهوم ریشه های تاریخی کهنی دارد. مفهوم ورزش همگانی، به عنوان جنبشی در برابر اندیشه انحصار ورزش برای افراد برخوردار از توانایی های بدنی و مهارتی سطح بالا ظهور کرد و این زمانی بود که اهمیت حیاتی بازده تمرینات ورزشی در کلیه سطوح رفتاری، به اضافه تاثیر آن در حفظ سلامت و تندرستی، در شمار امور مسلم و بدیهی شناخته شد؛ بویژه در سایه شرایط نوآوری های فنی و اختراعات و پیدایش دستگاه هایی که بر خلاف گذشته انسان را از به کارگیری نیروی بدنی بی نیاز ساخت و در نتیجه، تلاش عضلانی انسان به کمترین حدخود رسید؛ امری که در زمینه سلامت و بهداشت،بازتاب های منفی داشت و به نیروی حیاتی و نشاط انسان و کارایی اندام ها و دستگاه های بدنی او لطمه زد(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،1390).

اغلب فعالیت های گوناگون ورزش همگانی در بیرون از ورزشگاه های رسمی و دارای مقررات سخت و دست و پا گیر و به دور از چشم تماشگران متعصب، در کمال آزادی و سادگی برگزار می شوند. این بازی ها حتی اگر شکل رقابت به خود بگیرند، باز هم باز هم در چارچوب مسابقاتی با مقرراتی ساده که بیشتر به بازی های مقدماتی یا بازی های کوچک شباهت دارند انجام می پذیرند؛ چرا که در آنها قوانین و مقررات سبک و تعدیل شده اند تا با کارهای مختلف و جنسیت های متفاوت بازیکنان متناسب باشند. فضای ورزش همگانی در راستای غلبه دهی اندیشه تعاون بر اندیشه رقابت و نیز افزایش تمایل به همکاری با فرد ضعیف تر یا دارای مهارت کمتر عمل می کند و این خود به هر فردی فرصت می دهد تا به ورزش بپردازد بدون آنکه مورد تمسخر یا انتقاد قرار گیرد.

پیدا کردن ریشه های تاریخی جنبش ورزش همگانی از طریق نشانه های پراکنده تاریخی میسر است. گزافه نیست اگر بگوییم تمدن کهن مصر، نخستین تمدنی است که با این مفهوم از مفاهیم فعالیت ورزشی آشنا بوده است. نشانه هایی در دست است حاکی از اینکه دختران و کودکان و زنان مصری به انواع ورزشهای رایج در آن عصر می پرداختند. حال آنکه در تمدن یونان باستان که در تاریخ به عنوان شکوفاترین ادوار ورزش در تمدن های ماقبل صنعتی شناخته شده است، به ندرت به زنان اجازه شرکت در فعالیت های ورزشی داده می شد. این گروه از جامعه، آن گونه که رخدادهای بازی های المپیک قدیم نشان می دهد، حتی از تماشای رقابت های ورزشی و مسابقات محروم بودند. در مصر دوره فرعونی، کشاورزان قاعده هرم ورزشکاران را تشکیل می دادند. گفته می شود که مسابقات ورزشی منحصر به بیگانگان مقیم مصر بوده و ورزش خود مصریان عمدتأ جنبه تفریحی و غیر رقابتی داشته است (خولی ، 1383).

2-2-1-8-1- ورزش همگانی در جهان امروز

بعد از جنگ جهانی دوم، جنبش ورزش همگانی با حمایت و استقبال کافی از سوی سازمان های ورزشی ملی در کشورهای اروپایی رو به رو نشد. ﻛﺮوم[1] (1978) می گوید ﻛﻪ ﺑﻌﺪ از ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﻲ دوم، در ﻣﻴﺎن ﺑﺮﺧﻲ ﻛﺸﻮرﻫﺎی اروﭘﺎﻳﻲ، ﻫﻤﭽﻨﺎن ﻛﻪ از آﻣﻮزش و ﭘﺮورش ﻳﺎ تامین اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺑﻬﺪاﺷﺖ و ﺧﺪﻣﺎت درﻣﺎﻧﻲ ﺣﻤﺎﻳﺖ می شد، روﻳﻜﺮدی دوﻟﺘﻲ در ﺟﻬﺖ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣﺎدی و ﻣﻌﻨﻮی از ورزش و ﻧﻬﺎدﻫﺎی ورزﺷﻲ ﻧﻴﺰ ﭘﺪﻳﺪار ﺷﺪ. ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی ورزﺷﻲ ﻛﻪ در اﻳﻦ ﺣﻤﺎﻳﺖ زﻣﻴﻨﻪ ای ﺑﺮای اﻓﺰاﻳﺶ فعالیتها و ﮔﺴﺘﺮش داﻣﻨﻪ ﺧﻮد می دیدند از اﻳﻦ روﻳﻜﺮد اﺳﺘﻘﺒﺎل ﻛﺮدﻧﺪ. اﻳﻦ سیاست ﺗﺎ زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی ورزﺷﻲ ملی ﺑﺎ ﻧﻬﺎدﻫﺎی ورزﺷﻲ دوﻟﺘﻲ ﻫﻤﻨﻮاﻳﻲ داﺷﺖ و ﺑﺎ آﻧﻬﺎ در ﺗﻌﺎرض ﻧﺒﻮد، ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻠﻲ ﺟﺪی روﺑﻪ  رو ﻧﺸﺪ، اﻣﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﻧﻬﺎدﻫﺎی دوﻟﺘﻲ اروﭘﺎﻳﻲ و ﻏﻴﺮاروﭘﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺗﺸﻮﻳﻖ اﻧﺪﻳﺸﻪ ورزش ﺑﺮای اﻓﺮاد ﻏﻴﺮوابسته به سازمان ها – ﻳﻌﻨﻲآﻧﭽﻪ ﺑﻪ نام ورزش ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ ﻧﺎم ﮔﺮﻓﺖ، روی آوردﻧﺪ – وﺿﻊ ﺗﻐﻴﻴﺮ کرد؛ ﭼﺮا ﻛﻪ اﻳﻦ اﻣﺮ ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی ورزﺷﻲ را به نارضایتی و اعتراض کشاند.

لویچک[2] (1965) خاطر نشان می سازد که با وجود نظرات برخی سازمان های ورزشی و اعتراض پاره ای دیگر از آنها، اکثر کشورهای اروپایی و استرالیا و امریکا، سیاست دولتی پیشرفته را در قبال ورزش همگانی اتخاذ کردند(خولی، 1383: 89-87).

سورین[3] می گوید از آغاز دهه هفتاد، جنبش ورزش همگانی شاهد پیشرفت چشمگیری در اغلب کشورهای اروپای غربی شد، آن سان که از جهت کمیت بر ورزش­های رقابتی فائق آمد(سورین، 1983 : 23).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   نشانه های افراد معتاد

در اواﻳﻞ ﺳﺪه ﺑﻴﺴﺘﻢ، ﺟﻨﺒﺶ ورزش ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ روﻧﺪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﺑﻪ ﺧﻮد ﮔﺮﻓﺖ و ﺗﺤﺖ نام های ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن اداﻣﻪ ﻳﺎﻓﺖ. مثلأ درآﻟﻤﺎن، ﻧﻬﺎدﻫﺎی دوﻟﺘﻲ دست اﻧﺪرﻛﺎر ورزش ﺑﻪ ﻓﺮاﻫﻢ آوردن فرصت ﻫﺎﻳﻲ ﺟﻬﺖ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ورزش ﻣﺴﺘﻤﺮ و ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮای ورزﺷﻜﺎراﻧﻲ ﻛﻪ ﺳﻨﻴﻦ ورزش رﻗﺎﺑﺘﻲ را ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ، روی  آوردﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ آن راه دوم ﻣﻲ ﮔﻔﺘﻨﺪ. این نهادها همچنین ﺳﻌﻲ ﻛﺮدﻧﺪ داﻧﺸﺠﻮﻳﺎن و ﻛﺎرﮔﺮان را ﺑﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺮﭼﻪ بیشتر در ﻧﻤﺎﻳﺶ های ورزشی توده ای وادارند. مسابقه دو150 ﻣﺘﺮ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖ در آن ﺑﺮای ﻫﻤﮕﺎن آزاد اﺳﺖ، در ﻫﻤﻴﻦ ﭼﺎرﭼﻮب ﭘﺪﻳﺪ آﻣﺪ.

در اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه و ﻛﺎﻧﺎدا، ﺟﻨﺒﺶ ورزش ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ از ﻃﺮﻳﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺗﻔﺮﻳﺢ ﺑﺮای ﻫﻤﻪ ﻇﻬﻮر ﻛﺮد و شکلﻫﺎی ﻣﺘﻌﺪدی ﺑﻪ ﺧﻮد ﮔﺮﻓﺖ و ﺗﺴﻬﻴﻼت و ﺗﺄﺳﻴﺴﺎت ورزﺷﻲ ﻓﺪراﻟﻲ ﺑﻪ اﻳﻦ اﻣﺮ ﻳﺎری رﺳﺎﻧﺪﻧﺪ. همچنین ﺟﻨﺒﺶ ﻳﻮرﺗﻤﻪ رﻓﺘﻦ در ﻣﻌﺎﺑﺮ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪ و در دﻫﻪ ﻫﻔﺘﺎد رواج ﻳﺎﻓﺖ، به ﻃﻮری ﻛﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪه زﻧﺎن و ﻣﺮداﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ  ﻣﻨﻈﻮر ﻛﺴﺐ ﺳﻼﻣﺖ و آﻣﺎدﮔﻲ ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ و بهره ﻣﻨﺪ ﺷﺪن از ﻧﻴﺮوی ﺑﺪﻧﻲ، ﺻﺒﺢ زود ﻳﺎ ﻋﺼﺮﻫﺎ ﭘﻴﺶ از ﻏﺮوب آﻓﺘﺎب در ﭘﻴﺎده روﻫﺎ و ﻳﺎ ﭘﺎرک ﻫﺎ ﻣﺸﻐﻮل آﻫﺴﺘﻪ دوﻳﺪن ﺑﻮدﻧﺪ از صحنه ﻫﺎی ﻋﺎدی ﺑﻪ ﺷﻤﺎر می رﻓﺖ(خولی، 1383: 89-87).

ولی در کل می توان ادعا کرد که اولین جنبش های ورزش برای همه یا ورزش همگانی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی شکل گرفته است. ثانیأ رابطه نزدیکی بین جنبش تفریحات سالم و توسعه جامعه صنعتی وجود دارد. هرجه جوامع به سوی صنعتی شدن و در نتیجه توسعه فرهنگی حرکت می کنند، نیاز به تفریحات سالم و گذران مفید اوقات فراغت بیشتر می شود(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،1390).

در کشورهای در حال رشد، جنبش ورزش همگانی به دلایل بسیار، نه در سطح حکومتی و نه در سطح مردمی، چنان که باید مورد توجه و عنایت قرار نگرفت. سورین به پاره ای از دلایل اشاره کرده است. از جمله می گوید : ” ورزش همگانی در جهان سوم با موانع زیادی روبروست که شاید مهمترین آنها شرایط دشوار طبیعی و پایین بودن سطح زندگی اکثریت مردم باشد. افزون بر این ، نیاز به زنده ماندن فرصت کاملأ محدودی برای پرداختن به ورزش باقی می گذارد (سورین ، 1983 : 64).

شاید بتوان با احتیاط، زادگاه توسعه و برنامه ریزی یا سازماندهی ورزش همگانی را کشور برزیل دانست. در سال 1927 فدریکو گالرز[4]، موضوع گسترش ورزش همگانی را در شهر «پرتوآلجر[5]» واقع در جنوب برزیل برای نخستین بار مطرح کرد. این نوآوری در حیطه تربیت بدنی و ورزش برزیل توانست آن دسته از بازی ها، جشنواره های فرهنگی و فعالیت های ورزشی را که به صورت سنتی در مکان های محصور مانند مدارس و کلوپ ها برگزار می شد، به صورت مدون و اصولی به خیابان ها و میادین شهر بکشاند. در این راستا از هر وسیله ای، حتی لاستیک مستعمل خودروها به عنوان وسیله ورزشی استفاده شد. در سال 1923 در شهر «سائوپائولو[6]» مسابقه دوی همگانی انجام شد. شایان ذکر است این مسابقات همچنان پابرجاست و اعتبار خود را دارد(دباغ ، 1368).

2-2-1-8-2- ورزش همگانی در ایران

در کشور ما اطلاع دقیقی از وضعیت ورزش همگانی، پیش از انقلاب اسلامی یافت نشده است، اما بر اساس اطلاعات به دست آمده، از فدراسیون ورزش همگانی جمهوری اسلامی ایران، تا سال 1358 فعالیت های ورزش عمومی و همگانی به نام ورزش محلات زیر نظر تشکیلات جهاد تربیت بدنی انجام می شد. به تدریج این تشکیلات زیر نظر دفتر امور هماهنگی سازمان تربیت بدنی به فعالیت خود ادامه داد. لیکن به علت وجود برخی مشکلات از جمله عدم تخصیص بودجه لازم تصمیم گرفته شد که زیرمجموعه ای از سازمان تربیت بدنی به یک فدراسیون تبدیل شود و با راهنمایی کمیته ملی المپیک در سال 1371 به عنوان یک فدراسیون ورزشی شناخته شد و مانند سایر فدراسیون ها، طبق اساسنامه خود فعالیت می کند. اما بعد از تغییر نام سازمان تربیت بدنی و تغییر حوزه اختیارات آن که به وزارت ورزش و امور جوانان نامیده شد، این جنبش به عنوان یکی از معاونت های این وزارتخانه به نام معاونت توسعه ورزش های همگانی اهمیت و جایگاه ویژه خود را نشان داد(سعیدی، حیدری چروده و قدیمی،1390).

1.Crum

1.Lopchick

2.Seurine

1.Federico Galrz

2.Parto Aljer

3.Sao paulo