ماهیت تصمیمهای راهبردی شامل موارد زیر است:

  • تصمیمهای راهبردی با قلمرو یا حیطه ی فعالیتهای سازمان مربوط می باشند
  • راهبرد با ایجاد هماهنگی میان فعالیتها و امکانات یا تواناییهای سازمانی ارتباط دارد
  • تصمیمهای راهبردی از نظر منابع، برای سازمان پیامدهای عمده ای دارد
  • به احتمال قریب به یقین تصمیمهای راهبردی بر تصمیمهای عملیاتی اثر می گذارند و امواجی از تصمیمهای کوچکتر را به جریان می اندازند(آنسوف،1994)

تصمیمهای راهبردی بر جهت گیری های بلندمدت سازمان اثر می گذارند و موقعیتی خاص در آینده را از هم اکنون برای سازمان تعیین می کند. به عبارتی، موقعیتی که سازمانها در حال حاضر در آن قرار دارند کم و بیش نتیجه تصمیمهایی است که مدیریت آنان چندین سال قبل گرفته اند(فرد،1998).

چگونگی شکل گیری راهبرد

مدیر در سازمان پیوسته با موارد بی سابقه ای مواجه است و دائما باید موضع گیری کند، پس اگر مدیری در شرایط الف تصمیم ب را گرفت باید بتواند دلایلش را برای این تصمیم گیری بیان کند. او باید بتواند توضیح دهد که با توجه به شرایط الف چرا تصمیم ب را منطقی، قابل توجیه، یا قابل دفاع تر ارزیابی کرده است. از طرفی به ما نشان خواهد داد که راهبردها جنبه ها و جلوه های متفاوتی دارند و با آگاهی از این وجوه می توان راهبرد مدیران موفق را تشخیص داد و از آنها درس گرفت و با توجه به شرایط کشورمان راهبردی مناسب برای مواضع خود نیز یافت. بنا به نظر یک محقق مدیریت به نام مینتزبرگ[1] (1994) طراحی راهبردی می تواند به سه صورت انجام پذیرد.

  • ریسک جویانه، خطرطلبانه، سوداگرانه
  • تطابقی
  • مدون.
این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   اهمیت برند برای مشتریان

اما به طورکلی بهتر است که شکل گیری راهبرد را به چهارگروه تقسیم کنیم:

  1. شکل گیری راهبرد به صورت انفعالی
  2. شکل گیری راهبرد به شیوه ی ریسک جویانه و یا کارآفرینی
  3. طراحی راهبرد به شیوه ی تطابقی
  4. طراحی راهبرد به شیوه ی تدوینی.

[1]. Mintsberg

) طراحی راهبرد به شیوه ی تدوینی

این شیوه مشخصاً همان روشی است که از آن به عنوان راهبرد آشکار یاد کردیم، در این روش چارچوبی دقیق برای تصمیم گیری ترسیم و مسیر اقدامات حتی المقدور به وضوح و صراحت بیان می شود، طبق این روش مدیران سطح بالا از روایی نظام مند برای ارزشیابی امور استفاده می کنند. این روال ایجاب می کند، مدیران محیط و سازمان خود را مرتباً و به طور دقیق تجزیه و تحلیل کرده و برنامه ای را تهیه و تدوین کنند که به موجب آن بتوانند آگاهانه و بدون نگرانی از نیازها به مواجه با رخدادهای کاملاً غیر قابل پیش بینی به پیش روند(رحمان سرشت،1385و رابرت و میک،1998)[1].

[1].Rebert Kevin,Mike pratt E