آرایش ، زیبایی و مدل لباس

ارتباط میان یادگیری حرکتی و بازخورد

یادگیری

یادگیری[1]به صورت­های گوناگون تعریف و توصیف شده است که عبارتند از:

یادگیری، تعدیل در رفتار از طریق آزمایش و تمرین است و نیز یادگیری با یک تغییر در رفتار که در اثر تجربه حاصل می­شود، مشخص می­گردد. در تعاریف دیگر آمده که یادگیری عملی است که فرد به وسیله آن پاسخ­های خود را در رفتارهای تازه، منظم و متشکل می­سازد و نیز یادگیری عبارت است از کسب اطلاعات تازه مبتنی بر تجارب و معلومات قبلی آن  (اشمیت و همکاران، 1387).

گیلفورد[2] معتقد است که هر نوع تغییر در رفتار بشری که به علت تحریک ایجاد شده باشد یادگیری است و یادگیری را نوعی سازگاری با محیط در حال تغییر می­داند. اشمیت[3] نیز معتقد است که توانایی یادگیری برای موجود زنده حیاتی است زیرا یادگیری، موجود زنده را قادر می­سازد تا خود را با جنبه­های مشخصی از محیط سازگار کند و از تجربه سود ببرد. کاپرز[4] در سال 1917 یادگیری را رشد دندریت­ها و آکسون­های دستگاه عصبی می­دانست. براساس نظریه کاپرز یادگیری توسعه ارتباطات عصبی است که مقاومت در سیناپس­ها را کاهش می­دهد‌‌ (باقرزاده و همکاران، 1386). به طور کلی یادگیری عبارت است از تغییر نسبتاً پایدار در عملکرد که از تمرین یا تجربه گذشته ناشی می­شود‌‌ (مک­موریس[5]، 2004).

[1].Learning

[2].Gilford

Schmidt.[3]

[4].Kippers

[5].mcmorris

یادگیری حرکتی

یادگیری حرکتی مجموعه­ای از فرآیندهای همراه با تمرین یا تجربه است که به تغییرات نسبتاً پایدار در قابلیت اجرای ماهرانه منجر می­شود. تغییراتی که بر اثر رشد تکاملی یا فرآیند بلوغ و خستگی و دارو حاصل می­شود، یادگیری محسوب نمی­شوند‌‌ (اشمیت و ریسبرگ، 2000؛ مگیل، 2011).

به عبارتی یادگیری حرکتی، تغییر در فرآیندهای درونی است که قابلیت فرد برای تولید یک تکلیف حرکتی را تعیین می­کند. سطح یادگیری حرکتی یک فرد با تمرین افزایش می­یابد و اغلب با مشاهده سطوح نسبتاً پایدار اجرای حرکتی فرد می­توان پی به یادگیری حرکتی او برد‌‌ (اشمیت و ریسبرگ، 2000).

. بازخورد

بازخورد، به هر گونه خبر حسی درباره حرکت اطلاق می­شود. این خبر حسی درباره تفاوت بین اجرا و حالت هدف است (اشمیت و لی، 2011). در تعریفی دیگر بازخورد به اطلاعاتی گفته می­شود که فرد درباره اجرای مهارت در حین یا پس از اجرا دریافت می­کند (مگیل، 2011).

واژه بازخورد که در برخی از کتاب­ها در غالب پسخوراند، فراگشت و آگاهی از نتایج نیز آمده است، به معنای آگاهی فرد از عمل و نتایج اجرا به منظور بهبود عملکرد می­باشد. به بیان دیگر همان طور که مگیل اظهار کرده است، بازخورد مشتمل بر خبرهایی در مورد تفاوت بین اجرا و حالت هدف است. اما مگیل بازخورد و آگاهی از نتایج را یکی نمی­داند و در این رابطه اظهار می­کند: متاسفانه بازخورد آگاهی از نتایج را اغلب با بازخورد به صورت مترادف به کار می­برند. ولی باید بدانیم بازخورد به هرگونه اطلاعات حسی درباره فرایند و نتیجه پاسخ اطلاق می­شود. در صورتی که بازخورد آگاهی از نتایج، اطلاعات نتیجه پاسخ است؛ در واقع آگاهی از نتایج شکلی از بازخورد است.

اهمیت بازخورد

روان‌شناس برجسته انگلیسی فردریک بارلت[1] گفته بود این تمرین نیست که شخص را به کمال می­رساند، بلکه آگاهی از نتایج‌‌ (بازخورد) است که فرد را ورزیده می­کند. مطالعات علمی نشان می­دهد که بازخورد مهمترین عامل است که یادگیری و نحوء اجرای مهارت­ها را کنترل می­کند. مکرراً ثابت شده است که بدون آگاهی از بازخورد پیشرفتی حاصل نمی­شود، پیشرفت تدریجی با وجود بازخورد عملی است، و کنار گذاشتن آن باعث خراب شدن یادگیری می­شود. با وجود بازخورد اجرای مهارت­ها کمتر خسته­کننده می­شود، و جذابیت بیشتری پیدا می­کند و در صورتی که تمام بازخوردها حذف شوند، یادگیری صورت نمی­گیرد و بازخورد از این جهت اهمیت دارد که به یادگیرنده کمک می­کند تا بفهمد در چه شرایطی است‌‌ (آرسلین[2]، 1995). عمل بازخورد موجب بدست آمدن اطلاعاتی در مورد خطاها و انحرافات حرکتی از شیوء مطلوب می­شود. به سخن دیگر عمل بازخورد اطلاعاتی را در مورد حرکت در اختیار شاگرد می­گذارد، تا بتواند به وسیله آن حرکت انجام شده را با نمونه استاندارد که به وسیله محقق، معلم با مربی تثبیت­شده است، مقایسه نماید.

[1].Frederick Bart

[2].Arcelin

طبقه­بندی بازخورد

از نظر منبعی که بازخورد از آن نشأت می­گیرد آن را به دو دسته بازخورد درونی (ذاتی) و بازخورد بیرونی‌‌ (افزوده) تقسیم می­کنند. بازخورد افزوده به 2 صورت به بازخورد درونی تکلیف اضافه می­شود: در برخی موقعیت‌ها بازخورد درونی را تقویت می­کند و در موقعیت­های دیگر، اطلاعاتی را فراهم می­کند که دستگاه حسی فرد قادر به کشف آنها نیست. همچنین بازخورد افزوده را می­توان در زمان­های مختلف فراهم کرد: اگر بازخورد در هنگام اجرای حرکت ارائه شود، به آن بازخورد افزوده همزمان و پس از اجرای مهارت به آن بازخورد افزوده پایانی می­گویند (مگیل، 2011).

بازخورد درونی

بازخورد درونی تکلیف[1]، بازخورد حسی است که در حین یا پس از اجرای مهارت در دسترس قرار می­گیرد و بخش طبیعی اجرای مهارت است. انواع خبرهای ذاتی که از طریق حواس آنها را درک می­کنیم از این نوع می­باشند. زمانی که با راکت به توپی ضربه می­زنیم، تماس راکت را با توپ احساس می­کنیم صدای ضربه را می­شنویم و حرکتش را در فضا می­بینیم. تمام اینها بازخورد درونی هستند که از طریق حواس برای ما فراهم می­شوند (اشمیت و لی، 2011).

بازخورد درونی که گاهی به آن بازخورد ذاتی[2] نیز می­گویند، خبرهایی هستند که به عنوان پیامد ذاتی انجام یک عمل فراهم شده است. معمولاً افراد اطلاعاتی را در خصوص جنبه­های مختلف حرکت خود از طریق حواس مختلف خود دریافت می­کنند. این نوع اطلاعات که در حین یا پس از اجرای حرکت در دسترس اجرا کننده قرار می‌گیرد، ذاتی هستند. به عنوان مثال، در پرتاب شوت بسکتبال شما می‌دانید که خطا کردید، زیرا می­بینید که توپ وارد حلقه نمی­شود. اجرا کننده، تنها نحوه اجرای حرکاتی را می­تواند ارزیابی کند که به طور ذاتی بازخورد فراهم می­کنند. این بازخورد معمولاً کلی و متغیر بودند و شامل اطلاعات قابل توجهی در خصوص اجرای حرکت است. با توجه به ماهیت حرکت و منبع بازخورد درونی، گاهی اوقات اجرا کننده حتی قبل از این که حرکت به اتمام برسد متوجه خطای خود می­شود. در این حالت، اطلاعات فراهم شده برای پیش­بینی نتیجه حرکت قبل از اتمام آن مفید خواهد بود (نمازی­زاده، 1379).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تم تولد دخترانه : دنیای زیبا و لطیف دختر بچه ها

آدامز پیشنهاد کرد بازخورد درونی از طریق سیستم­های حسی برای توسعه و پیشرفت رد ادراکی مهم است. شایان ذکر است که یادگیری حرکتی در مراحل اولیه یادگیری با اتکاء به گیرنده­های حسی خارجی بویژه دستگاه بینایی است و با پیشرفت یادگیری به تدریج به گیرنده­هایی حسی درونی منتقل می­شود که بازخورد در هر دو وضعیت از اهمیت زیادی برخوردار است‌‌ (بیک هالت، وانگ، فیچ من[3]، 1998).

[1].Task-intrinsic feedback

[2].inherent feedback

[3].Buchalter, Whang & Fisch Man

. بازخورد بیرونی (بازخورد افزوده)

بازخورد بیرونی، به بازخوردی گفته می­شود که از منبعی خارجی ناشی و به بازخورد درونی تکلیف افزوده می­شود(اشمیت و لی، 2011). بازخورد بیرونی که گاهی به آن بازخورد افزوده نیز می­گویند، شامل خبرهایی است که در نتیجه اجرا حاصل می­شود و به وسیله عواملی مانند صدای مربی، عقربه کرونومتر امتیاز داور شیرجه، فیلم یا نوار ویدئویی بازی و مانند آن به فراگیرنده ارائه می­گردد. خصیصه مشترکی که در تمام مثال­های بالا وجود دارد این است که بازخورد، خبرهایی را که به طور طبیعی وجود دارند جمع­آوری یا تکمیل می­کنند، از همه مهم­تر این که بازخورد بیرونی، اطلاعاتی است که معلم یا مربی بر آن کنترل دارد و از این رو می­تواند آن را ارائه نکند یا در زمان دلخواه و به شکلی که بر یادگیری تأثیر بیشتری بگذارد، ارائه کند‌‌ (علیجانی، 1371).

. بازخورد همزمان درونی

در این بازخورد، یادگیرنده اطلاعات را در حین اجرای مهارت از سیستم حسی دریافت می­کند. مثل پرتاب نیزه تا قبل از برخورد با زمین، یا درک موقعیت فضایی و مکانی بدن در موقع ریباند. به عبارتی بازخورد درونی، برداشت و احساس حرکتی است که فرد بطور همزمان در حین اجرای مهارت درک می­کند‌‌ (همان منبع).

بازخورد همزمان بیرونی

این نوع بازخورد در حین اجرای مهارت در رابطه با ردیابی یک هدف در طول اجرای مهارت به عنوان یک نشانه و قرینه ثابت به یادگیرنده داده می­شود، به این طریق که آیا او به هدف نزدیک­تر شده یا از آن دور می­شود. در این نوع بازخورد، یادگیرنده اطلاعات را در حین اجرای مهارت از طریق مربی یا محیط خارجی دریافت می­کند. مثلاً؛ مربی کشتی زمانی که ورزشکار خود را در حین اجرای فن از بیرون راهنمایی می­کند (مگیل، 2011).

. بازخورد پایانی درونی

به اطلاعاتی اطلاق می­شود که فرد به عنوان نتایج طبیعی خود دریافت می­کند. به عنوان مثال بازیکن بسکتبال می­بیند که آیا توپ وارد حلقه بسکتبال می­شود یا خیر؟

بازخورد افزوده پایانی (بیرونی)

به اطلاعاتی اطلاق می­شود که در پایان کار، فرد از طریق مربی یا محیط خارجی دریافت می­کند. این نوع بازخورد ممکن است بوسیله بعضی از شیوهایی مکانیکی تامین گردد، مانند نور که ممکن است نتیجه حرکت را نشان دهد یا اینکه ممکن است بوسیله مربی یا معلم و یا سایر مشاهده­گران ارائه می­شود‌‌ (لین سوچان[1]، 1991). برخی از این یافته­ها را می­توان به شرح زیر خلاصه کرد:

اگر فراگیرنده از خطای خود آگاه نشود‌‌ (به وسیله بازخورد درونی یا بیرونی)، تمرین به یادگیری منجر نخواهد شد؛ بازخورد بیرونی به شکل آگاهی از نتیجه باعث یادگیری سریع و پایدار می­شود. درکل، خبرهای مربوط به خطا، چه ناشی از منابع درونی باشد چه بیرونی، برای حصول یادگیری اساسی است. بازخورد پایانی خود به دوگروه آگاهی از اجرا و آگاهی از نتیجه تقسیم می­شود. این شکل بازخورد ممکن است یک ارتباط اطلاعاتی در مورد الگوهای حرکتی یادگیرنده­ها ایجاد نماید که در این صورت به آن “آگاهی از اجرای مهارت ” گویند، یا اینکه یک ارتباط اطلاعاتی در مورد تغییراتی که در محیط بوسیله حرکت ایجاد می­شود، برقرار گردد که به آن “آگاهی از نتایج” گویند.

[1].Lynn & Chan

. نقش­های بازخورد افزوده در یادگیری حرکتی

بازخورد افزوده کارایی­های متنوعی دارد به همین جهت برای دستیابی به فواید آن در یادگیری باید محتاطانه عمل شود. عملکرد­های آن در 4 دسته به شرح زیر است:

نقش انگیزشی

بازخورد، انگیزش ایجاد می­کند یا به فراگیرنده انرژی برای ادامه کار می­دهد. تحقیقات گذشته نشان می­دهد وقتی بازخورد در حین انجام تکلیف­های طولانی و تکراری ارائه شده، اجراکننده افزایشی فوری در تبحر نشان داده است. در صورتی که در ارائه بازخورد افراط نشود، آگاهی فراگیرندگان از پیشرفت­شان معمولاً به تلاش بیشتر برای انجام کار منجر می­شود و سود نهایی آن، افزایش یادگیری است (اشمیت و لی، 2011).

. نقش تقویتی بازخورد

بازخورد موجب تقویت اعمال صحیح و غلط می­شود. در مورد پاسخ­های مختلف می­توان به گونه­ای بازخورد ارائه کرد که پاسخ مطلوب تکرار شود و پاسخ نامطلوب کاهش یافته و یا حذف شود. هنگامی که بازخورد، احتمال بروز پاسخ آتی را افزایش دهد، تقویت مثبت و زمانی که این احتمال را کاهش دهد تقویت منفی است (اشمیت و لی، 2011).

نقش اطلاعاتی بازخورد

خبرهایی را در مورد خطاها به عنوان اساس اصلاح فراهم می­کند. این اطلاعات در واقع حرکت را به ارزش­های هدف که مشخص­کننده مؤثرترین اجرا است، نزدیک می­کند و فراگیرنده را به سوی هدف راهنمایی می­کند. استفاده مداوم از این بازخورد خطاها را به حداقل می­رساند و در نتیجه الگوی حرکت به هدف، بسیار نزدیک می­شود (مگیل، 2011).

نقش وابستگی آور بازخورد

بازخورد مکرر وابستگی به وجود می­آورد که در نبود بازخورد منجر به بروز مشکل می­شود. زمانی که بازخوردی که شامل اطلاعاتی درباره خطاست به طور مکرر ارائه شود، رفتار را به سوی حرکت هدف راهنمای می­کند. تا زمانی که راهنمایی وجود دارد حرکت بدون خطا یا با خطای کم انجام می­شود، اما فراگیرنده می­آموزد که به راهنمایی تکیه کند. زمانی که فراگیرنده سعی کند بدون وجود راهنمایی حرکت را انجام دهد، اجرای او ضعیف می­شود‌‌ (مگیل، 2011).