تلاشهای آغازین برای تعریف سرمایه اجتماعی بر میزان استفاده از آن به عنوان منبعی در اختیار نفع عمومی یا افراد تأکید داشتند. پاتنام[1] می گوید سرمایه اجتماعی می تواند موجب تقویت همکاری و بطور همزمان گسترش روابط حمایتی دو جانبه در اجتماعات و ملتها گردد و بنابراین می تواند ابزاری ارزشمند برای مبارزه با بسیاری از نارساییهای اجتماعی در جوامع مدرن، همچون جرائم، که جزء جدایی ناپذیر آنها هستند، باشد. برخلاف کسانی که بر منافع عمومی ناشی از شبکه روابط اجتماعی تأکید دارند. (پاتنام،1993)

اوزی[2] و دانلپ[3] سرمایه اجتماعی را ابزاری برای دستیابی به اطلاعات، تخصص و قدرت بیشتر می دانند. براین اساس، افراد می توانند به جای استفاده از سرمایه اجتماعی در جهت نفع سازمان، از آن برای پیشرفت شغلی خود استفاده کنند.(اوزی و دانلپ،2005)

ناهاپیت و قوشال[4] در تحقیقات خود پیرامون نقش سرمایه اجتماعی در ایجاد سرمایه معنوی ، پیشنهادمی کنند که سرمایه اجتماعی در سه بخش باید مورد توجه قرار بگیرد: ساختاری، ارتباطی و شناختی.(ناهاپلیت و قوشال،1998)

کارلوس گارسیا تیمون[5] می گوید ابعاد ساختاری سرمایه اجتماعی مرتبط با توانایی فرد در برقراری پیوندهای ضعیف و قوی با دیگران در یک سیستم است. این بعد اساسا مربوط به منافع حاصل از ساختار شبکه های فردی و جمعی شخص عامل است. تفاوت بین پیوندهای ضعیف و قوی را گرانووتر[6] تشریح کرده است. (گرانووتر، 1973)

جیمز جاکوب در کتاب «مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی» سرمایه اجتماعی را شبکه‌های اجتماعی فشرده‌ای می‌داند که در محدوده‌های قدیمی شهری در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروی انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می‌دهند. یک مثال عینی این تعریف  را در دنیای امروزه می‌توان در تشکل‌های غیردولتی حمایت از محیط‌زیست یافت. این شبکه اجتماعی بعضا نیروهای قدرتمندی را به صورت [7]NGOها به وجود می‌آورد که حتی در حمایت از محیط ‌زیست موجب توقف پروژه‌های عمرانی دولت نیز می‌شوند.(مبشری،1387)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   10 شهر برتر آسیا که باید به آنها سفر کنید

بر اساس گفته رابرت پاتنام، سرمایه اجتماعی “ به ارزش جمعی همه شبکه‌های اجتماعی و تمایلات ناشی از این شبکه‌ها برای کمک به یکدیگر اشاره دارد” . بر اساس نظر او و پیروانش، سرمایه اجتماعی عنصری کلیدی در بنا و برقراری دموکراسی است. پاتنام می گوید که سرمایه اجتماعی در آمریکا در حال کاهش است. این نتیجه گیری بر اساس کاهش سطح اعتماد به دولت و کاهش مشارکت مدنی بدست آمده است. همچنین وی معتقد است که تلویزیون و پراکندگی شهری باعث شده اند که جامعه آمریکا جامعه ای بس غیر منسجم تر باشد. پاتنام می گوید سرمایه اجتماعی را می توان با بررسی میزان اعتماد و حس عمل متقابل در یک اجتماع یا بین مردم سنجید.

تعریف نان لین[8] از سرمایه اجتماعی جنبه فردی بیشتری دارد: “سرمایه گذاری در روابط اجتماعی با نیت بازگشت سود در عرصه داد و ستد”. این تعریف تا حدودی در بر گیرنده نظرات دیگران همچون بوردیو، فلپ و اریکسون است . (نان لین،2001)

[1]. Putnam

[2]. Uzzi

[3].  Dunlap

[4]. Nahapiet&ghoshal

  1. 5. Carlos Garcia timon

[6]. Granovetter

[7]. Non-governmental organization

[8]. Lin