تعریف انگیزش

روان‌شناسان انگیزش را از دو جنبه بررسی می­کنند: شدت و جهت. شدت انگیزش راجع به این است که شخص چگونه برانگیخته می­شود و نیرو می­گیرد و یا برای رسیدن به یک هدف مشخص چقدر سعی و کوشش می­کند. جهت انگیزش به انتخاب هدف مربوط می­شود. درک احتیاجات یک فرد، که پایه­های اهداف یک شخص هستند، جزء مهم­ترین جنبه­های انگیزش­اند.

از آن جا که نویسندگان و دانشمندان انگیزش را به شیوه­های متفاوتی تعریف کرده­اند، استفاده از این مفهوم در ورزش نیازمند توضیح بیشتری است. اصطلاح انگیزش از کلمه لاتین‌‌ (Mover) به معنای حرکت کردن آمده است. آلدرمن[1]‌‌ (1974) انگیزش را بهتر از نویسندگان دیگر تعریف کرده است. برحسب تعریف او، انگیزش آمادگی برای انتخاب کردن و جهت دادن رفتاری است که توسط ارتباط­هایش با نتایج آن رفتار کنترل می­شود و پایداری در رفتار را تا سرانجام رسیدن به هدف ادامه می­دهد. شاید یکی از چالشی­ترین تکالیف انگیزش این باشد که مربیان، هر عضو تیم را بیانگیزانند و ورزشکاران نیز خودشان را بیانگیزانند. با این احساس که تلاش­های آنها به هدف­های مطلوب‌‌ (مورد انتظار) منتهی خواهد شد. ورزشکارانی که هر هفته در طول تمرین بسیار زحمت می­کشند و با این وجود به ‌آنها اجازه داده نمی­شود که در هیچ یک از مسابقات شرکت جویند و یا هدف­های آنان بسیار فراتر از توانایی­های آنان می­روند، به احتمال انگیزش کافی برای پایداری در ورزش نخواهند داشت. در هر دو مثال احتمال اندکی وجود دارد که ورزشکاران نهایت تلاش خود را به نمایش گذارند. انتظار فرد از مطلوب بودن رسیدن به هدفی را انگیزه می­نامند. این انگیزه تابعی است از این که ورزشکار تا چه اندازه نتایج اعمال معینی را مهم بشمارد و با چه شدتی خواهان آن­ها باشد‌‌ (انگیزه گرایش) و یا در برار آن­ها مقاومت کند‌‌ (انگیزه پرهیز). برای نمونه انتظار پاسخ­های معینی از تماشاگران، هم تیمی­ها یا مربی در برابر عملکرد شخص، همچون انگیزه­ای برای موفقیت یا پرهیز از شکست عمل می­کند ‌‌(اچ انشل[2]، 1948)

تعریف انگیزش بستگی به مفاهیم نظری روان­شناسی دارد. در واقع تعریف یک روان­شناس از انگیزش به دیدگاه او بستگی دارد. فروید، کتل، مورفی، هب و… تعارفی را در مورد انگیزش ارائه کرده‌اند، اما در یک جمع‌بندی کلی می‌توان انگیزش را به صورت «مجموع متغیرها‌ی پیچیده ارگانیزمی و محیطی که کنش آنها به فعالیت عمومی و جهت‌دار احساس و رفتار منجر می‌شود» تعریف کرد‌‌ (دانشنامه رشد، 1387).

افراد به دلایل متعددی در فعالیت­های ورزشی شرکت می­کنند. دلایل درونی شرکت در فعالیت­های ورزشی از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا در صورت نبود جایزه و پاداش باز هم فرد سخت تلاش می‌کند، اضطراب کمی را تجربه می‌کند و به سطح بالایی از یادگیری دست می‌یابد. تعدادی از پژوهش‌ها نشان داده که رفتار مربی بر انگیزش درونی اثرگذار است؛ بنابراین مطالعۀ اثر رفتار مربی بر انگیزش درونی حایز اهمیت پژوهشی زیادی است‌‌ (والرند[3]، 1999؛ وایس[4]، 2002).

[1].Alderman

[2].Ech Enshel

[3].Vallerand

[4].Weiss

انگیزش در روان‌شناسی تربیتی

در روان‌شناسی تربیتی اصطلاح انگیزش در مورد عاملی به کار می‌رود که شاگرد یا به طور کلی یادگیرنده را برای آموختن درس یا مهارت به تلاش و کوشش وا می­دارد و به فعالیت او شکل و جهت می‌دهد (قاسمی، 1381).

انگیزش یک رفتار، یک چیز و یا یک حادثه خاص نیست که بتوان آن را بطور مستقیم مشاهده کرد. بلکه ترکیب ساخته­ای است که جنبه‌های خاص رفتار را توصیف می‌کند. دو جنبه از رفتار را با مفهوم انگیزش توصیف می‌کنند که عبارتند از: توجیه رفتار یا هدفی که یک رفتار با آن متوجه است و انرژی متناسبی که در آن صرف می‌شود. به عبارت دیگر می‌توان دریافت که رفتار برانگیخته شده است که هدف معینی را دنبال می‌کند یا موقعی که شدت و بروز انرژی در سطحی از که با وضع قبلی تفاوت دارد. بنابراین اصطلاح انگیزش به دو مسئله متفاوت اطلاق می‌شود، یکی اینکه چه چیزی انسان را فعال می‌کند و دیگر اینکه چه چیزی یک شکل از فعالیت را بر سایر فعالیت­ها مسلط می‌کند. به عبارت دیگر، می‌توان انگیزش را یک فرآیند درونی نام برد که رفتاری را برمی‌انگیزد، راهنمایی می‌کند و حالت برانگیخته را تا رسیدن به هدف نگهداری می‌کند. بنابراین فرد برای رسیدن به هدف باید به قدر کافی برانگیخته و پرتوان باشد و آنچه گرایش به سمت آن است باید روشن و معلوم باشد. همچنین فرد باید بتواند انرژی خود را مدت زمانی برای رسیدن به هدف به کار گیرد‌‌ (شعاری­نژاد، 1354). هر عاملی که یک ارگانیسم را به عمل وادار نماید انگیزش محسوب می‌شود و عمل در انتخاب شدت و تداوم رفتار نمود پیدا می‌کند‌‌ (برد[1]، 1991).

[1].Marry board

انواع انگیزش

دسته­بندی انگیزه‌ها به دو دسته انگیزه‌های درونی و بیرونی از مهم­ترین دسته­بندی­های انگیزشی به شمار می‌رود. در این طبقه­بندی انگیزه‌های بیرونی نقطه مقابل انگیزه‌های درونی قرار می‌گیرد. منبع و کانون تقویت کننده و تحریک­کننده این انگیزه‌ها تفاوت اساسی آنها را با یکدیگر سبب می‌شود. به طوری که در تعریف انگیزه‌های درونی گفته می‌شود که منبعی از درون به صورت یک ویژگی فرد را به انجام فعالیت و رسیدن به هدفی ترغیب می‌کند. منبع و کانون انرژی بخش در کلیه مباحث مربوط به روان­شناسی انگیزش و انواع انگیزه مطرح است. زمانی که این منبع یک عامل درونی است مثل تمایل به پیشرفت، رسیدن به قدرت، دوست داشته شدن و غیره صحبت از انگیزه‌های درونی است، ولی زمانی که یک عامل بیرونی مطرح است که به عنوان محرکی فرد را وادار به فعالیتی خاص می‌کنند، صحبت از انگیزه‌های بیرونی است (دانشنامه رشد، 1387).

انگیزه‌های درونی و انواع آن

انگیزه‌های درونی به عنوان دسته مهمی از انواع انگیزش، به آن دسته از انگیزه‌ها گفته می‌شود که منبع و کانون آنها در درون فرد و نه محیط خارج وجود دارند. پاداش­هایی که فرد در قبال نیروزایی این انگیزه‌ها دریافت می‌کند پاداش­هایی درونی هستند، که لزوماً پاداش­هایی ملموس نخواهد بود. فرد براساس یک خواست درونی، یک میل باطنی دست به عمل می‌زند و فعالیت خود را جهت می‌دهد. آن چه باعث می‌شود فرد به تداوم عمل بپردازد موتورهایی درونی هستند که تا رسیدن فرد به مصرف او را یاری می‌دهند. انگیزه پیشرفت، پیوند­جوئی و استقلال­طلبی از انواع انگیزه‌های درونی هستند‌‌ (همان منبع).

دسی‌‌ (1975) با وجود اینکه انواع مختلف احتمالی انگیزش درونی را ذکر نموده ولی وبژگی­های آن را عنوان نکرد. والرند و همکاران‌‌ (1997) سه نوع انگیزش درونی را به صورت ذیل درج نمود:

انگیزش درونی برای آگاهی و شناخت[1]: والرند و همکاران‌‌ (1992)، هارتر[2] (1998) و گات فراید[3]‌‌ (1985) به این نتیجه رسیدند که این نوع انگیزش با ساختارهای مثل کنجکاوی، اکتشاف، هدف یادگیری و انگیزش درونی برای یادگیری مرتبط است. این انگیزش می‌تواند به صورت حقیقت اجرای یک فعالیت برای لذت و رضایت از تجارب یادگیری، اکتشاف یا تلاش برای فهمیدن بعضی چیزهای جدید تعریف شود‌‌ (والرند و همکاران، 1992). مثلاً وقتی دانش­آموزان چیز­های جدید یاد می‌گیرند، یا لذت خواندن یک کتاب را تجربه می‌کنند، اظهار می‌دارند که به صورت درونی، برای شناخت و یادگیری انگیزه­مند شده­اند.

انگیزه درونی برای رسیدن به کمال[4]: وقتی فردی در یک فعالیت و تجارب لذت­بخش به منظور رسین به هدف یا حرکت به سمت کمال درگیر می‌شود، گفته می‌شود، که وی انگیزش درونی به سمت کمال دارد. به گفته والرند و همکاران‌‌ (1992) این نوع انگیزش موضوع روان‌شناسی تکاملی و پژوهش‌ها آموزشی بوده است. دسی و ریان‌‌ (1985) نیز ادعا کردند که مردم برای اقناع کردن نیازهای شایستگی و ایجاد کمالات منحصر به فرد، با شرایط محیطی در تعامل هستند.

انگیزش درونی برای برانگیختگی تجربه[5]: هنگام برانگیختن حسی مثل سرگرمی و هیجان ناشی از فعالیت، اظهار می‌شود که شخص انگیزش درونی ناشی از برانگیختگی تجربه دارد.

والرند و همکاران‌‌ (1992) اشاره به این مطلب دارند که دانش­آموزانی که به منظور تجربه هیجان ناشی از برانگیختگی بحث کلاسی یا برای احساسات شدید شناختی ناشی از رویداهای هیجان­انگیز و احساسی به مدرسه می‌روند. پژوهش‌ها مختلف نشان می‌دهد که شیوه فرزند پرورشی مبتنی بر دموکراسی بیشترین میزان افراد دارای انگیزه درونی را تربیت می‌کند. از سوی دیگر والدینی که فعالیت‌ها و برنامه‌های خود را براساس انگیزه‌های درونی خویش تنظیم می‌نمایند، اغلب دارای فرزندانی با انگیزش درونی هستند. جریان آموزش و پرورش نیز می‌تواند سهم عمده‌ای در شکل گیری انگیزه‌های درونی افراد داشته باشد. در صورتی که اجرای برنامه‌های آموزشی تنها مبتنی بر پاداش‌های بیرونی باشد تقویت لازم روی انگیزه‌های درونی صورت نخواهد گرفت.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   انواع روش هی بازخورد در یادگیری

[1].Intinisic motivation to know

[2].Harter

[3].Feraid

[4].Intinisic motivation toward accomplishment

[5].Intinisic motivation to experience stimulation

. اهمیت و نقش انگیزه‌های درونی

گفته می‌شود انگیزه‌های درونی عمدتا کارایی و تأثیرات عمیق­تری در طول زندگی فرد خواهند داشت. به عنوان ذخایری پر انرژی به شمار می‌روند که پایداری بالاتری داشته و عملکرد فرد را در حیطه‌های گسترده‌ای تحت تأثیر قرار می‌دهند. بر این اساس وجود یک انگیزه درونی تأثیرات خود را در جنبه‌های مختلفی از زندگی فرد نمایان می‌سازد، بنابراین از اهمیت و نقش فزاینده‌ای برخوردار است (دانشنامه رشد، 1387).

. تفاوتهای فردی در انگیزه‌های درونی

افراد مختلف با توجه به تفاوت ‌آنها در ساختار ژنتیکی و عمدتاً محیطی خود شامل شیوه‌های مختلف فرزند پروری و تفاوت­هایی بارز در انگیزه‌های درونی دارند. تفاوت افراد در این مورد عمدتا به شدت انگیزه‌ها مرتبط است. به عبارتی افراد مختلف از لحاظ شدت و میزان انگیزه‌های خود با یکدیگر متفاوت هستند و نتیجه این که عملکردهای مختلف از خود نشان می‌دهند‌‌ (همان منبع).

انگیزش پیشرفت

براساس چارچوب نظری مک کلند[1]، آتکینسون[2]، لوول[3]‌‌ (1953) یک حوزه پژوهش‌های اصلی با توجه به تفاوت‌‌های فردی، انگیزش پیشرفت بوده است. از این دیده گمان برده می‌شود که اشخاص از یکی از این دو انگیزه اصلی برخوردار باشند: یا می‌خواهند به موفقیت دست یابند و یا می‌خواهند از شکست دوری جویند. اشخاص دارای انگیزه کسب موفقیت را گاهی فراکامیاب[4] می‌نامند در حالی که اشخاص دوری کننده از شکست، غالباً فروکامیاب[5] نامیده می‌شوند.

انگیزه پیشرفت انگیزه‌ای درونی است در فرد برای به پایان رساندن موفقیت­آمیز یک تکلیف، رسیدن به یک هدف یا دست­یابی به درجه معینی از شایستگی در یک کار. افراد معمولا از لحاظ میزان انگیزش پیشرفت، متفاوت از یکدیگر هستند. افراد دارای انگیزه پیشرفت بالا در حوزه‌ای که انتخاب می‌کنند مثلا تحصیل، شغل و غیره موفقیت فزاینده‌ای از خود نشان می‌دهند. انگیزه پیشرفت نیز با توجه به این که در آن تمایلات زیستی تسلط کارایی با ارزش­های آموخته در هم آمیخته‌اند، انگیزه‌ای پیچیده به شمار می‌رود‌‌ (برد، 1991).

[1].Mc Celand

[2].Atkinsone

[3].Lowell

[4].Over Successful

[5].Lower Successful

. کاربرد انگیزه‌های درونی

انگیزه‌های درونی در جنبه‌های مختلفی از زندگی فردی و اجتماعی می‌توانند اثربخش و مفید واقع شوند. از آن جایی که تمامی اعمال و فعالیت­های انسان مبتنی بر موتورهای فعال­ساز انگیزشی می‌باشند. توجه به شیوه‌های کاربرد آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. کمتر تلاش و فعالیتی به نتایجی مفید و کارآیی می‌انجامد و کمتر فردی را می‌توان سراغ داشت که بدون رضایت لازم فعالیتی را به صورتی مطلوب عملی سازد. بر این اساس برنامه‌های اجتماعی و انواع فعالیت­ها دائماً به دنبال شیوه‌هایی هستند که کارایی و عملکرد را بهتر و مفیدتر می‌سازند. در این میان توجه به سیستم انگیزشی به عنوان یک عامل مؤثر و قوی از اهمیت خاصی برخوردار است. فعال­سازی سیستم انگیزش بیرونی و چه در قالب انگیزش درونی اهداف افراد، سازمان­ها و جوامع را عملی خواهند ساخت. هر چند تفاوت­هایی از لحاظ شرایط کاربردی این دو دسته انگیزش وجود دارد و هر یک در موقعیت­های خاصی عملی­تر و مفیدتر واقع می‌شوند.

به طور کلی زمانی که به دنبال ایجاد تغییرات پایا و مستمر هستیم و زمان کافی برای اعمال برنامه‌ها داریم کار با سیستم انگیزش درونی نتایج مفیدتر خواهد داشت. بر این اساس برنامه‌های طولانی مدت فردی، اجتماعی، اقتصادی و غیره از اصول مربوط به کارگیری انگیزش درونی استفاده می‌کنند. اما به طور کلی می‌توان این برنامه‌ها را در قالب افزایش عملکرد بهینه در حوزه‌های مختلف مورد بررسی قرار داد (دانشنامه رشد، 1387).

آموزش و پرورش و کاربرد انگیزه‌های درونی

فرآیند آموزش و تدریس از عمده جریاناتی است که با سیستم انگیزشی در‌گیر است. برنامه‌ریزی­های آموزشی و پرورشی با تاکید بر تقویت انگیزش درونی در طولانی مدت نتایج مفیدی را به بار خواهد آورد. فعال سازی و تقویت انگیزش درونی در دانش­آموزان اهداف مبتنی بر یادگیری آنها را برآورده خواهد ساخت و دوام و پایایی آنها را تضمین خواهد کرد. به عنوان مثال دانش­آموزی را در نظر بگیرید که با برنامه‌هایی که به تقویت انگیزش درونی او برای یادگیری آموزش دیده است. چنین دانش آموزی نه صرفاً بر مبنای کسب نمرات برتر، جوایز و امتیازات ویژه، بلکه براساس انگیزه‌های درونی خویش وارد عمل خواهد شد. هر چند عوامل ذکر شده نیز اهمیت خاص خود را برای وی دارا باشند. به فرض انگیزش پیشرفت این دانش­آموز به عنوان یک انگیزش درونی مورد تقویت قرار گرفته باشد وی هم در دوران تحصیل و هم در آینده و یا شغلی خود چنین فعالیت‌‌ها و عملکردهایی را هم چنان در خود نشان خواهد داد. هر چند عوامل بیرونی انگیزشی برای وی حضور نداشته باشند. افرادی که با تحمل انواع سختی­ها و مشقت­ها به دنبال رسیدن به اهداف خود هستند در واقع از انگیزش درونی خود به عنوان نیرو دهنده و تقویت­کننده استفاده می‌کنند (همان منبع).

. معایب و مزایای کاربرد انگیزش درونی

در مقایسه با سیستم انگیزش بیرونی نتایج پایدار و مستمری از کاربرد این سیستم حاصل می‌شود. اما مدت زمان لازم برای ایجاد و راه­اندازی آن اغلب طولانی است و معمولا به شیوه‌های تربیتی و مشاوران کودکی و نوجوانی مرتبط است (همان منبع).

. تشویق‌‌های بیرونی

بالاترین اصول اساسی درباره رفتار انسانی و انگیزش، قانون تأثیر است، که چنین می‌گوید:

تشویق یک رفتار احتمال تکرار آن رفتار را افزایش و تنبیه یک رفتار احتمال تکرار آن رفتار را کاهش می‌دهد. اجرای قانون تأثیر به وسیله تشویق­های بیرونی و مقدار کمی هم تنبیه، می‌توانند در انگیزش ورزشکاران بسیار مؤثر باشد، مشروط بر این که به طور صحیح از تشویق­ها و تنبیه‌ها استفاده شود. اغلب که چنین نمی‌شود و مشکلات خود را نشان می‌دهند وقتی است که:

­­­تقویت­های مناسب مورد استفاده قرار نمی‌گیرند.

این تقویت­ها منوط به رفتار مناسب نیستند.

این تقویت‌‌ها در زمان صحیح و مناسب داده نمی‌شوند، اغلب نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود و مشکلاتی خودنمایی می‌کنند (همان منبع).

تشویق­های درونی

اگر تشویق­های درونی در تغییر و تعدیل رفتار مؤثر است چرا از آن استفاده نشود؟ تشویق­های بیرونی نوعاً قدرت خود را سریع­تر از تشویق­های درونی از دست می‌دهند. در سلسله نیازهای مزلو، نیازها براساس کمبود به سادگی ارضا می‌شوند. به محض این که یک نیاز ارضا می‌شود، دیگر هدف نیست و قدرتش را برای تشویق از دست می‌دهد. درنتیجه کاپ، مدال، پول و دیگر تشویق­های مادی، سریع­تر از تشویق­های درونی نظیر احساس شایستگی و ارضا شدن که تشویق­های خود تحریکی هستند، قدرت و تأثیر خود را از دست می‌دهند. به عبارت دیگر، زمانی که یک فرد برای لذت بردن محض از بازی فوتبال، فوتبال بازی می‌کند و این لذت را هم تجربه می‌کند، انگیزه بازی کردن او دوباره تقویت می‌شود. یکی از مشکلات تشویق­های بیرونی این است که یک فرد هر چه بیشتر تشویق شود، در آینده بیشتر به تشویق‌‌های بیرونی نیاز دارد. چیزی که مربیان باید در جهت آن بکوشند، انتقال انگیزش بیرونی به انگیزش درونی و ذاتی است. در انتقال انگیزش بیرونی به انگیزش درونی سه عامل دخالت دارد:

_ وجود تشویق­های بیرونی قوی

_ کسب موفقیت و احساس شایستگی

_ توسعه انگیزه درونی

استفاده از انگیزه‌های خارجی جهت توسعه انگیزه‌های درونی، یک هنر است. مسأله مهم این است که تشویق­ها بیش از اندازه نباشد که ورزشکار تصور کند مربی سعی دارد رفتار او را کنترل کند (همان منبع).

تحلیل رفتن انگیزش درونی

درست به همان نسبت که امکان دارد تشویق­های بیرونی انگیزش درونی را بالا ببرند، ممکن است باعث تحلیل رفتن انگیزش درونی نیز بشوند. زمانی که تشویق­های بیرونی ارائه شود و ورزشکاران تصور کنند این کار برای کنترل آنهاست، این کار حتی وقتی که حالت رشوه به خود بگیرد، انگیزش داخلی احتمالاً تحلیل می‌رود.

شرایطی که انگیزش درونی را تحلیل می‌برند، شرایط زیر هستند:

_ فعالیتی که در آغاز برای شخص انگیزش درونی فراهم آورد.

_ تشویق­های بیرونی که برای شخص مهم­اند و قدرت تقویت نیز دارند.

_ تشویق­های بیرونی بیش از آن که فراهم­کننده اطلاعات درباره چگونگی بازی ورزشکار باشند، برای کنترل رفتار ورزشکار به کار می‌روند.

_ تشویق­های بیرونی بدون توجه به عملکرد شخص داده می‌شوند. به عبارت دیگر، تشویق­های بیرونی برای شرکت آنها در ورزش است، نه به طور مشخص برای خوب بازی کردن آنها‌‌ (مارتنز، 1385).