نیز از شفته آهک استفاده میشدهاست. همان گونه که گفته شد، پوشش داخلی مخزن ساروج میباشد اما نمای داخلی گنبد پوشش داده نمیشده و تنها به بندکشی اکتفا میشدهاست. جهت اجرای پوشش خارجی گنبد، ابتدا یک لایه ساروج و در انتها و به عنوان پوشش نهایی، کاهگل به کار میرفته است. پوشش کاهگل موجب کاهش نفوذ آب به سازه گنبد ( و جلوگیری از تخریب ملات گچ) و همچنین خنک نمودن بیشتر آبانبار میشدهاست. در تزئینات چند آبانبار محدود نیز از گچ استفاده شدهاست.
عناصر تشکیل دهنده آبانبار
در این بخش به معرفی عناصر تشکیل دهنده آبانبارهای شهر لار میپردازیم(تصویر شماره۳). به طور کلی آبانبارهای این شهر دارای نه عنصر مخزن، گنبد، میلک، روزن، دهانه برداشت آب و در مواردی راه پله، پاشیر و کتیبه میباشند. در ادامه هریک از این عناصر به تفضیل توضیح داده میشود.
مخزن ( تنوره، خزینه): این عنصر از جمله عناصر ساختاری آبانبارها میباشد. برای جلوگیری از فشاری که آب به جداره خزینه وارد میآورد، مخزن در درون زمین ساخته میشدهاست (معماریان، ۱۳۸۷: ۳۵). منبع آبانبارها به چهار شکل مکعب، مکعب مستطیل، هشت گوشه، و استوانه ساخته شدهاست. قطر منابع استوانهای از حدود ۲۰متر تجاوز نمیکند و تا ۳۰۰۰ متر مکعب گنجایش دارند. از آنجا که فشار وارد بر بدنهی مخازن استوانهای در تمام جهات یکسان میباشد، در بیشتر آبانبارها مخازن به این شکل ساخته شدهاند(پیرنیا، ۲۱۴).
به سه دلیل مخزن آب انبار را در کلیه اقلیم ها و مناطق مختلف ایران همیشه در داخل زمین احداث میکردند:
– دلیل اول این که اگر مخزن بر روی سطح زمین باشد، فشار و نیروی جانبی آب درون آن به دیوار های مخزن باعث تخریب آن می شود و جهت مهار کردن این نیروی جانبی، احتیاج به پشتبند های بسیار قطور و تحمل مخارج بسیار بوده است؛ ولی اگر مخزن در داخل زمین قرار داشته باشد، خاک اطراف دیوار مخزن، باعث استحکام و مقاومت آن در برابر فشار آب درون آن می شود. همچنین در هنگام وقوع زلزله این نوع آب انبار در مقابل نیرو های جانبی زلزله مقاومت بسیار خوبی از خود نشان می دهد و در زلزله های مختلف ایران، آب انبار و سایر ابنیه زیرزمینی سالم و یا با آسیب نسبتاً کمی پابرجا مانده اند.
– دلیل دوم که این نیز حایز اهمیت می باشد این است که وقتی مخزن آب انبار پاین تر از سطح زمین باشد، آب نهر یا قنات را می توان به راحتی و به طور طبیعی بر روی آن سوار نمود و احتیاج به نیروی اضافی جهت انتقال آب به داخل مخزن نخواهد بود.
– هر چه به عمق بیشتری از زمین داخل شویم، نوسان درجه حرارت کمتر و پس از عمق ۶.۵ متری برابر معدل درجه حرارت سالیانه بر روی سطح زمین می باشد. بنابراین آب آب انبار زیرزمینی همانند آب چاه، در زمستان یخ نمی زند و در تابستان خنک و گوارا می باشد که برای آشامیدن مزیت بسیار خوبی است. توفان و باد به داخل زمین نمی توانند نفوذ کنند و همچنین پوسته زمین به مثابه یک عایق حراراتی ضخیم ، از انتقال حرارت به داخل زمین جلوگیری می کند. در روز اول تیر ماه سال ۱۳۷۲ در هنگام ظهر درجه حرارت در اطراف آب انبار حاجی سید حسین صباغ کاشانی در بازار کاشان ۲۹ درجه و در مجاور پاشیر آب انبار ۱۸ درجه سانتیگراد بوده است که نشان دهنده ۱۱ درجه اختلاف بین هوای گرم خارج و دمای مطلوب در قسمت پاشیر می باشد.
گنبد یا طاق: ساکنین منطقه این عنصر ساختاری را به نام “بن برکه” میشناسند. پوشش اغلب آبانبارهای عمومی، گنبدی شکل میباشد. قوس مورد استفاده در ساخت گنبد، عموما سهموی و در برخی مناطق نیمکره و یا مخروطی بودهاست. شیوه معمول طاق زنی به صورت دورچین بوده که با این روش میتوان دهانههای تا حدود ۲۰ متر را پوشش داد(عابدینی، ۳۴). گاه قطر مخزن آنقدر بزرگ بوده که زدن گنبد بر آن غیرممکن میشدهاست(مسرت، ۱۳۸۹: ۱۵۳)، مانند برکه کل در خیابان گردان که چندین بار گنبدی بر آن ساختهاند اما مجددا فرو ریخته است.
راهپله(راچینه): این عنصر ارتباطی به همراه پاشیر، در میان مردم منطقه دهنشیر نامیده میشود. راچینه درحقیقت پلکان دسترسی به پاشیر میباشد. دهن شیر در ورودی بعضی برکهها که تجمع مردم بیشتر بوده ویا هنگامی که بانی خیر از افراد با همت تر بوده است، ساخته شده است. دهنشیرها را معمولا به فاصله ۳۰ تا ۴۰ متری برکه ها به صورت مایل رو به پایین میساختهاند. راهپلهها دارای پلههای زیاد بوده و پوشش آنها طاق وتویزه از سنگ وگچ بوده است(تصویر شماره۴).
پاشیر: این عنصر که از جمله عناصر ارتباطی است، محل برداشت آب آبانبار میباشد و در انتهای پلکان قرار دارد. پاشیر اتاقکی است که در کنار خزانه آب انبار جای دارد و یک چاه هرزآب زیر آن تعبیه گردیدهاست. در پاشیر یک یا چند شیر جهت برداشت آب وجود دارد (معماریان، ۱۳۸۷: ۳۸).
بادگیر: برای خنک نگهداشتن آب و تهویه فضای آبانبار بر بالای بعضی از آنها یک یا چند بادگیر میساختند. در شهر لار تنها یک آبانبار دارای بادگیر بودهاست، سایر آبانبارها از طریق دهانههای ورودی و یا روزن تعبیه شده در گنبد تهویه میشدهاند. این عنصر از جمله عناصر تاسیساتی آبانبار میباشد(تصویر شماره۵).
دهانه ورودی: برداشت آب در آبانبارهای این شهر اغلب از طریق دهانههای ورودی صورت میگرفتهاست. معمولا آبانبارها دارای چهار دهانه ورودی قرینه بودهاند. در بعضی آبانبارها دو سکو جهت نشستن در دو طرف تعبیه گردیده است. در چند مورد محدود، سقف این بخش دارای تزئیناتی همچون کاربندی و … میباشد. این عنصر نیز در دسته عناصر ارتباطی قرار دارد(تصویر شماره۶).
آبرو(میراب): جوی کوچکی که جهت رساندن آب به آبانبار از رودخانه انشعاب میگرفته، در شهر لار جوباغ نامیده میشود. این جوی در مرحله بعد به جوی کوچک دیگری متصل میشده که مستقیما آب را به آبانبار هدایت مینمودهاست. این عنصر که در زبان محلی ممر نامیده میشود، از انواع عناصر تاسیساتی( آبرسانی) به شمار میرود. این جویهای آبرسانی، با شیب ملایم یک در هزار( به منظور جلوگیری از حمل مواد معلق) از رودخانه تا آبانبار امتداد داشتهاند. اطراف برکه، تا شعاع معینی، به خصوص از جهتی که ممر برکه قرار داشت، پزآب برکه محسوب میشد. پزآب برکه نیز وقف بودهاست و مردم از هرگونه دخل و تصرف در آن جلوگیری مینمودهاند(هوشمند، ۱۳۸۳، ص۷۶). طول مجاری زیرزمینی آبانبار گاهی به ۱۰ کیلومتر میرسیدهاست(تصویر شماره۷).
علمک: در بالاترین نقطه گنبد میله کوچکی به ارتفاع ۳۰ تا۵۰ سانتیمتر از سنگ حجاری شده قرار دارد که در آبانبارهای گوناگون به شکلهای متفاوت ساخته شدهاست. این میله عملکرد سازهای دارد و انتهای گنبد توسط آن بسته میشود. علاوهبر آن موجب شاخص کردن آبانبار شده و به نوعی به عروج و عظمت اشاره دارد. این عنصر سازهای- تزئیناتی در میان مردم منطقه تحت عنوان میلک شناخته میشود(تصاویر شماره ۸ و۹).
کتیبه: برخی آبانبارهای شهر لار در پیشانی سردر ورودی کتیبههای سنگی دارند که نام واقفان، تاریخ ساخت، مرمت کنندگان ، دلایل وقف و … در آنها شرح داده شدهاست. این عنصر از جمله عناصر تزئیناتی به شمار میرود(تصویر شماره۱۰). متاسفانه کتیبه بسیاری از آبانبارها در سالهای اخیر به سرقت رفتهاست.
روزن: این عنصر تاسیساتی، جهت تهویه، خروج بخار آب و بو، بر روی گنبد آبانبارهای شهر لار تعبیه گردیده است(تصویر شماره۱۱).
بررسی سازه آبانبارها
همانگونه که در بخش قبل اشاره گردید، پوشش سقف تمام برکههایی که مخازن نگهدای آب آنها به صورت استوانه میباشد به وسیله گنبد و به شکل پوستههای شلجمی ساخته شدهاست. این پوستهها که با مصالح بنایی موجود در منطقه ساخته شدهاند در نوع خود، از فرمهای فونیکولار به شمار میآیند. این فرمها از نظر زیباشناختی یکی از زیباترین فرمها میباشند. از دیدگاه سازهای فرم فونیکولار بهترین و مناسبترین فرم سازه است که بدون به وجود آمدن لنگر خمشی در سازه میتواند نیروهای ناشی از وزن خود را منتقل نماید. مکانیزم انتقال نیرو در این فرم به صورت نیروهای فشاری میباشد، نیرویی که مصالح بنایی به بهترین شکل ممکن در برابر آن مقاومت مینمایند. استادکاران برکه ساز قرنها پیش، به صورت تجربی به این ویژگی پی بردهاند و جهت ساخت بناهایی با این اهمیت چنین فرمهایی را به کار بستهاند. استادان برکهساز زمانی از این پوشش استفاده میکردند که هنوز کاربرد سیمان به عنوان عنصر به وجود آورنده بتن در سازه به مرحله ظهور نرسیده و استفاده از فلز (میلگرد) در سازههای بتنی به عنوان یک سازه مقاوم جهت پوشش سقف به وجود نیامده است. پوششهای به کار رفته در سازهی آبانبارها، نشان دهنده اطلاع عمیق سازندگان از هندسه، شناخت انواع قوسها و انتخاب بهترین نوع قوس برای هر محل با توجه به شرایط موجود میباشد. آنها با درایت و تدبیر خود یکی از شاهکارهای معماری را به معرض نمایش گذاشتهاند و از قوس فونیکولار جهت پوشش استوانههای با قطرهای نسبتا زیاد بهرهبردهاند. سازندگان برکه جهت ساخت یک سقف گنبدی ابتدا باید چند موضوع فنی و مهم را حل مینمودند:
پوشش دهانههای به قطر بیشتر از ۱۵ متر: در گذشته امکان اجرای سقف برای چنین دهانههایی با فرمهای خطی، مانند تیر، امکانپذیر نبودهاست. حتی امروزه با به کارگیری فلز به عنوان مصالح با مقاومت بالا در کشش و فشار ویا با استفاده از بتن مسلح نیز پوشش سقف دهانهای با این وسعت امکانپذیر نمیباشد. در دنیای امروز علیرغم اختراع مصالح نوین، جهت پوشش دهانههای بیشتر از ۱۰ متر کمتر از سقفهای تخت استفاده میشود؛ لذا بهترین گزینه جهت پوشش آبانبارها بهرهگیری از گنبد با قوس سهمی بودهاست. فرمهای فونیکولار الهام گرفته از نظام آفرینش و عالم هستی میباشند. به عنوان مثال میتوان به فرم صدف اشاره کرد که چگونه مروارید را در اعماق دریا در خود جای داده است(فرشاد، .
انتخاب فرم مناسب: همانگونه که میدانیم، هرچه لنگر خمشی در یک سازه کاهش یابد، سازه به تکامل نزدیکتر شده و به سمت فرم فونیکولار میرود. تیرها و سقفها تحت بیشترین لنگر خمشی کار میکنند و از نظر سازهای بدترین فرمها به شمار میروند. تکامل یافتهی تیرها، قوسها و تکاملیافتهی سقف تخت، پوستهها میباشند. هر قوس تحت بار خاصی دارای یک فرم فونیکولار میباشد، همانند شکل کابلها تحت تاثیر بارهای وارده. بهترین فرم(فرم فونیکولار) جهت سازهها با بار یکنواخت، سهمی است که لنگر خمشی در آن خیلی کم و نزدیک به صفر میباشد. اما در محل اتصال قوس یا پوسته به ستون و یا دیوار به دلیل ایجاد شکست در فرم منحنی، لنگر خمشی ایجاد میگردد. این لنگر خمشی با توجه به خصوصیاتش به نیروهای کششی و فشاری تبدیل میشود. مصالح بنایی همچون سنگ و گچ نیروهای فشاری را به خوبی تحمل میکنند

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه با موضوعمعماری بومی، اماکن مذهبی، فضاهای عمومی، مقایسه تطبیقی
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید