هدف کلی سنجش شخصیت فراهم کردن توصیف معتبری از شخصیت و رفتار اشخاص و انجام پیش بینی‌های درست از اعمال آینده آنان است. روش‌های عمده سنجش شخصیت و ابزارهای آن شامل مشاهدات، مصاحبه‌ها، پرسشنامه‌های شخصیت و فنون فرافکن می‌باشد. انتخاب یا ساختن یک ابزار سنجش شخصیت بستگی به اهداف خاص ارزیابی ما و علاوه بر آن به ویژگی‌های شخصی که قرار است مورد ارزیابی قرار گیرد (سن تقویتی، جنس، تحصیلات، طبقه اجتماعی، خلق و خو، توانایی‌های ذهنی او و …) و مهارت و جهت گیری‌های نظری فرد ارزیاب دارد.

 

2-1-6-1- روش‌های روان سنجی

یعنی به کار بردن ابزارهایی که اعتبار حساسیت و روایی دارند و نتایجی فراهم می‌آورند که با روش‌های آماری قابل بررسی است. نتایج این ابزارها به صورت کمی بیان می‌شود آزمودنی را از نظر شخصیت مورد اندازه گیری قرار می‌دهد و نسبت به گروه مرجع، طبقه بندی می‌کنند. بنابراین، روش‌های روان سنجی، شخصیت را به کمک تعدادی صفات تبیین می‌کنند که یکی از این روش‌ها پرسشنامه‌ها هستند که در ذیل به توضیح آن می‌پردازیم.

 

2-1-6-2- پرسشنامه‌ها

پرسشنامه شخصیت نوعی پرسشنامه خود سنجی است شامل مجموعه ای از عبارت‌های مربوط به ویژگی‌های شخصی و رفتارها و در واقع نوعی مقیاس خود سنجی است. عمده‌ترین پرسشنامه‌های شخصیت پرسشنامه های ملاکی و پرسشنامه های مبتنی بر تحلیل عامل هستند. چند نمونه از پرسشنامه ملاکی متداول عبارتند از: پرسشنامه چند وجهی شخصیت مینه سوتا[1] و پرسشنامه روان‌شناختی کالیفرنیا[2]. خوی سنج گیلفورد زیمرمن، پرسشنامه شانزده عاملی شخصیت و پرسشنامه شخصیت آیزنک از نوع پرسشنامه‌هایی هستند که از روش تحلیل عامل استفاده می‌کنند (کریمی، 1382).

ساخت پرسشنامه‌ها موجب شده که از آنها به عنوان ابزارهایی که نتایجشان به صورت کمی قابل بررسی است نام برده شود. البته این ابزارها از همان ابتدا مورد انتقاد قرار گرفته است و ما به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم : پرسشنامه‌ها چیزی را می‌سنجند که آزمودنی با درون نگری به آن می‌رسد، آنها شخصیت آزمودنی را به صورتی که خود او اظهار می‌دارد ارزیابی می‌کنند به صورتی که واقعاً هست.

درست است که پرسشنامه‌ها معایب زیادی دارند، در مجموع می‌توانند جنبه های مختلف شخصیت را ارزیابی کنند. برای اینکه پرسشنامه‌ها بتوانند ارزیابی‌های قابل اطمینانی به عمل آورند باید روایی لازم را داشته باشند، یعنی درست همان صفت یا همان صفاتی را اندازه بگیرند که برای اندازه گیری آنها ساخته شده‌اند. سابق بر این روایی پرسشنامه‌ها را از روی شکل ظاهری سؤالات آنها تخمین می‌زدند. یعنی اگر محتوای سؤال آشکارا با یکی از صفات شخصیت ارتباط نشان می‌داد، قبول می‌کردند که همان صفت را اندازه می‌گیرد. مثلاً معتقد بودند که پاسخ مثبت به سؤال «آیا دوست دارید روزهای تعطیل را تنها باشید؟ » می‌تواند نشانه انزواطلبی و افسردگی باشد. تجربه نشان داده است که این نوع اعتمادها نمی‌تواند نتایج درستی به بار آورد، زیرا آزمودنی‌ها می‌توانند به میل خود پاسخ‌های متضاد بدهند. امروزه روایی پرسشنامه‌ها را به صورت آزمایشی یا از طریق تحلیل عوامل تعیین می‌کنند. در روش آزمایشی، ابتدا تعداد زیادی سؤال طرح می‌کنند، آنها را در اختیار تیپ‌های مختلف شخصیتی قرار می‌دهند و آنگاه با استخراج نتایج معلوم می‌کنند که چه تیپ‌هایی به چه سؤالاتی پاسخ مثبت یا پاسخ منفی داده‌اند. در روش تحلیل عوامل، از محاسبات پیچیده ریاضی کمک می‌گیرند که نیاز به بحث‌های جداگانه دارد. برخی پرسشنامه‌ها فقط یکی از جنبه های شخصیت را اندازه می‌گیرند، حال آ «که برخی دیگر چند جنبه را به طور همزمان اندازه می‌گیرند، لازم به یادآوری است که یک پرسشنامه معین می‌تواند در آن واحد چند جنبه شخصیت را اندازه بگیرد.»

از آنجا که در این تحقیق از پرسشنامه آیزنک برای بررسی ویژگی‌های شخصیتی ورزشکاران استفاده گردیده است؛ لذا به ارائه توضیحات بیشتری در مورد پرسشنامه شخصیت آیزنک پرداخته می‌شود.

اولین آزمونی که در زمینه شخصیت توسط آیزنک در سال 1953 تهیه شد پرسشنامه پزشکی مادزلی (MMQ)بود. پس از آن پرسشنامه شخصیت مادزلی (MPI) شامل 48 سؤال (آیزنک 1959)، پرسشنامه شخصیتی آیزنک (EPI)شامل 57 سؤال (آیزنک و آیزنک،1964)، پرسشنامه شخصیتی آیزنک (EPQ) شامل 90 سؤال (آیزنک و آیزنک، 1975) و در نهایت پرسشنامه تجدید نظر شده آیزنک (EPQ-P) شامل 100 سؤال (آیزنک، آیزنک و برن، 1985) تهیه شده است. هر چند طولانی شدن این آزمون‌ها مقدمه‌ای برای افزایش ابعاد شخصیتی در نظریه آیزنک است و در اصول روان‌سنجی طولانی شدن آزمون موجب افزایش پایایی است ولی به خاطر محدودیت‌های موجود در فرصت‌های انجام پژوهش و جلوگیری از خستگی بیش از حد آزمودنی‌ها، آیزنک و همکارانش تصمیم به تهیه فرم کوتاهی از آزمون مذکور گرفتند که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است.

 

2-1-6-3-آزمودنی‌های عینی شخصیت

 

آزمودنی‌های عینی شخصیت ابزارهایی هستند که ماهیت‌های متفاوت دارند و از روی رفتاری که افراد در جریان یک فعالیت انجام می‌دهند، صفات شخصیتی آنها را ارزشیابی می‌کنند. آزمون شناخته شده مازها یالابیرنتهای پرتئوس مشهورترین نمونه این گروه آزمون‌هاست. .این آزمون از تعدادی دالان‌های پر پیچ و خم ترسیمی و یا درجه دشواری فزاینده تشکیل شده و نتیجه کمی این آزمون، هوش آزمودنی را نشان می‌دهد، اما اگر نتیجه کمی را در نظر نگیرند بلکه شیوه عمل را به حساب آورند، مثلاً نظم مسیر، عقب گردها، اضطراب‌ها، تردیدها و … در آن صورت نمره گذاری کیفی به دست می‌آید که به خوبی می‌تواند سازگاری یا ناسازگاری اجتماعی آزمودنی را نشان دهد. علت این که این گروه آزمون‌ها را «آزمون‌های عینی» نامیده‌اند این است که بعضی جنبه های شخصیت را مستقل از نظر شخصی آزمایشگر برآورد می‌کنند.

 

2-1-6-4-مشاهده[3] (ارزیابی رفتار)

مشاهده های انجام شده به منظور سنجش شخصیت می‌تواند کنترل شده یا کنترل نشده باشد. مثالی از مشاهده کنترل شده، آزمون موقعیتی است که در آن از افراد خواسته می‌شود درباره یک موضوع یا مسئله به بحث بپردازند، در همین حال مشاهده کنندگان به طور غیر علنی به مشاهده و ثبت و درجه بندی رفتارهای این افراد می‌پردازند. مشاهده کنترل نشده بازتر یا بی ساختارتر است، اما از پایایی کمتری برخوردار بوده و بیشتر از مشاهده کنترل شده در معرض سو گیری‌های مشاهده کنندگان قرار دارد. از سوی دیگر، مشاهدات کنترل نشده می‌توانند مقدار قابل توجهی اطلاعات جالب به دست دهند. در هر دو نوع مشاهده، مشاهده گران سعی دارند تا حد امکان حضور خود را بدون مزاحمت کنند تا حداقل تأثیر را بر نتیجه مشاهده داشته باشند (شولتز، 1377).

 

2-1-6-5-مصاحبه[4]

عبارت است از تبادل کلامی رو در رو که در آن مصاحبه کننده می‌کوشد تا اطلاعات یا اظهار عقیده یا باوری را از فرد دیگر (مصاحبه شونده) به دست آورد (کریمی، 1382). در واقع نوع خاصی از مشاهده است که نه تنها بر پاسخ فرد به سؤالات تمرکز می‌کند، بلکه در خلال مصاحبه، گستره وسیعی از رفتارها، احساس‌ها و افکار مصاحبه شونده مورد بررسی قرار می‌گیرند که عبارتند از: ظاهر کلی، رفتار، نگرش، حالت‌های چهره، وضعیت و حالت بدن، شیوه سخن گفتن، اشتغال‌های ذهنی، میزان بینش نسبت به خود و آگاهی از واقعیت. از طریق مصاحبه، اطلاعات قابل ملاحظه‌ای را می‌توان در ابعاد شخصیت به دست آورد. با وجود این تفسیر نتایج آن بسیار ذهنی است و امکان دارد که تحت تأثیر جهت‌گیری نظری و شخصیت مصاحبه کننده قرار گیرد (شولتز؛ ترجمه کریمی و دیگران، 1377 ).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پیامدهای اختلال پروپریوسپشن چیست

 

2-1-6-6-روش‌های فرافکن[5]

اصطلاح فن فرافکن را اولین بار، در سال 1939، لورنس فرانک، روان شناس آمریکایی، برای تبیین گروهی از آزمون‌های شخصیت، که تعدادی از آنها از مدت‌ها پیش مورد استفاده قرار می‌گرفت، به کار برد. طرفداران این روش معتقدند که فنون فرافکن می‌توانند لایه های عمیق‌تر و ناخودآگاه شخصیت را مورد کاوش قرار دهند. یک روش فرافکن عبارت است از ابزاری برای ارزیابی شخصیت که نسبتاً بی ساخت بوده و شامل لکه های جوهر، تصاویر مبهم، جملات ناتمام، یا دیگر محرک‌های دارای ابهام است. بستگی به نوع روش به کار رفته، کار آزمودنی‌ها می‌تواند شامل تداعی کردن، کامل کردن، مرتب کردن دوباره، یا ساختن چیزی باشد (کریمی،1382). روش‌های فرافکن بر این فرض استوارند که مردم به هنگام مواجهه با محرک‌های مهمی که به چند صورت قابل تفسیر است، به تفسیرهای گوناگونی از آنها که برخاسته از نیازها و ترس‌ها و ارزش‌هایشان است، دست می‌زنند در ذیل به چند نمونه از انواع آزمون‌های فرافکن اشاره می‌کنیم.

 

2-1-6-7- آزمون رورشاخ[6] :

می‌توان گفت که مشهورترین و رایج‌ترین نوع آزمون‌های فرافکن آزمون رورشاخ است. این آزمون را اولین بار هرمان[7] رورشاخ، روان پزشک سوئیسی، طرح کرد و پس از مرگ او همکارانش تکمیل کردند. آزمون رورشاخ از ده تصویر تشکیل می‌شود که پنج تصویر آن سیاه و سفید و پنج تصویر دیگر رنگی است. برای تهیه هر تصویر مقداری جوهر در وسط صفحه کاغذ ریخته بعد کاغذ را از وسط تا کرده‌اند. بنابراین، تصاویری به دست آمده است که تا اندازه ای تقارن دارند. هر تصویر روی یک کارت چاپ شده است. کارت‌ها را یک به یک و به ترتیب معین به آزمودنی می‌دهند و از او می‌پرسند: «در اینجا چه می‌بینی؟ » یا «این چیست؟ » آزمودنی می‌تواند کارت را به هر طرف که خواست بچرخاند و هر طور که خواست نگاه کند. پاسخ‌ها، واکنش‌ها، زمان صرف شده برای هر کارت، زمان صرف شده باری کل آزمون، طرز نگهداری کارت‌ها در دست و … به دقت یادداشت می‌شود. پاسخ‌های آزمودنی، بر حسب این که چند شی ببیند، به کل تصویر یا به اجزای آن توجه کند، رنگ، شکل، حرکت، انسان، حیوان و گیاه ببیند، تفسیر می‌شود.

در اجرای این آزمون، آزمودنی را باید وادار کرد تا بدون قید و شرط و هر چه بیشتر حرف بزند. او باید متقاعد شود که هر چه بگوید خوب است و آزادی کامل در گفتن محتوای ذهنی خود دارد. واقعیت این است که تصاویر رورشاخ چیز مشخصی نشان نمی‌دهند بلکه آزمودنی را در یک موقعیت مبهم قرار می‌دهند، بنابراین آزمودنی هر چه بگوید برداشت خودش خواهد بود. این آزمون بیشتر در زمینه های روان پزشکی و تشخیص بیماری‌های روانی به کار می‌رود (گنجی،1386).

 

2-1-6-8- آزمون اندریافت موضوع (تی. ا. تی)[8]

این آزمون، که در سال 1935 در اثر تلاش‌های مورگان و موری تهیه شده است، مثل آزمون رورشاخ در زمینه روان پزشکی و تشخیص بیماری‌های روانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مواد آن از 30 تصویر تشکیل می‌شود که ده تصویر برای زن‌ها، ده تصویر برای مردها و ده تصویر بقیه به طور اشتراک به مردها و زن‌ها اختصاص دارد. طرز اجرای آن به این صورت است که هر تصویر را به آزمودنی نشان می‌دهند و از او می‌پرسند : «چه داستانی منجر به این صحنه شده است؟ » آزمودنی باید وضع فعلی را بیان کند و بگوید که افراد موجود در تصویر چه احساسات و افکاری دارند و سرانجام داستان چه خواهد ش (گنجی، 1386)..مفهوم اندریافت به معنای درک چیزی در زمینه تجربه های گذشته است. به عبارت دیگر، اندریافت یعنی اینکه آزمودنی، در یک موقعیت معین، معنای بیشتر از آنچه خود آن موقعیت نشان می‌دهد درک کند. چون تجربه های گذشته افراد متفاوت است، هر کس به فراخور تجربه های خود موقعیت را تفسیر می کندو در نتیجه محتوای ذهنی خود را آشکار می‌سازد. مثلاً، یکی زا کارت‌های این آزمون زنی را در حال گریه نشان می‌دهد. وقتی آن را به افراد مختلف نشان می‌دهند پاسخ‌های مختلف می‌شنوند. یکی می‌گوید : دختری است که پول ندارد، دیگر می‌گوید : زنی است که شوهرش به سربازی رفته است، سومی می‌گوید : بیچاره خانه ندارد و … در واقع، هر آزمودنی خود را به جای شخصیت موجود در تصویر می‌گذارد، امیال، آرزوها و ناکامی‌های خود را به او نسبت می‌دهد. به سخن دیگر، فرد آنچه را که در درون خودمی گذرد بیرون می‌ریزد و روان شناس بر اساس این گفته‌ها به شخصیت و دشواری‌های او پی می‌برد (گنجی،1386).

 

2-1-6-9- آزمون تداعی کلمات یونگ[9] :

آزمون تداعی کلمات از قدیم‌ترین روش‌های فرافکن است. اساس آن بدین صورت است که ابتدا کلمه ای را که اصطلاحاً کلید می‌نامند، برای آزمودنی می‌خوانند، بعد از او می‌خواهند تا بلافاصله اولین کلمه ای را که کلمه کلید در ذهن او ایجاد می‌کند بر زبان آورد. تفسیر گفته های آزمودنی بر این اساس است که اگر کلمه موجب تداعی کلمه ای بشود که برای آزمودنی بار عاطفی دارد، آزمودنی به طور ناآگاه سعی خواهد کرد آن را با کلمه دیگری که از نظر عاطفی خنثی است جایگزین کند. به نظر یونگ، روان شناس سویسی، تغییر پاسخ از طرف آزمودنی نشانه یک عقده روانی است. روان شناس، با در نظر گرفتن طول زمان پاسخگویی، می‌توان کلماتی را که بار عاطفی دارند تشخیص دهد (گنجی،1386).

 

2-1-6-10- روش‌های بالینی[10]

روش‌های روان سنجی و روش‌های عینی ارزشیابی شخصیت در کنار روش‌های بالینی مورد استفاده قرار می‌گیرند و در واقع آن را تکمیل می‌کنند. روش‌های بالینی شامل مصاحبه، یعنی مکالمه چهره به چهره با آزمودنی، روش‌های روان کاوی و روش‌های دارو درمانی است. روش بالینی، برخلاف آنچه ممکن است کلمه بالینی در ذهن مجسم کند، تنها مطالعه آزمودنی در بستر بیماری یا مطالعه بیماران روانی نیست. روش بالینی در واقع شیوه ای خاص برای درک رفتارهای انسانی است. هدف روش بالینی این است که فرد را به شیوه ای خاص مورد مشاهده قرار می‌دهد، انگیزه‌ها، علایق، آرزوها، ناکامی‌ها و سایر جنبه های شخصیتی او را در نظر بگیرد تا معنای رفتارهای او را بداند و به علل آنها پی ببرد. روان شناس بالینی می‌تواند، با کمک اطرافیان، آزمون‌ها و مصاحبه‌هایی که به عمل می آورد و با بهره گیری از سایر منابع اطلاعاتی، درباره کل شخصیت آزمودنی اظهار نظر کند، روش‌های بالینی را می‌توان با کمک مطالعه تاریخچه زندگی و دفترچه خاطرات مراجعه کنندگان تکمیل کرد (گنجی،1386).

  1. 1. Minnesota Multiphasic Personality Inventory( MMPI)
  2. 2. California Personality inventory( CPI)

Observantion.1

Interview.2

  1. 1. Projective techniques

2.Ambiguits test

3.Hermon

T.A.T test.1

2.Test associate words yong

1.Clinical method