پایان نامه ها

منابع پایان نامه درباره حمایت اجتماعی، عملکرد ازدواج، حمایت خانواده، انعطافپذیری

پژوهشی با هدف بررسی ارتباط بین افسردگی پس از زایمان با سازگاری زناشویی و ارتباط با خانواده هستهای نشان داد که زنانی که با خانواده گسترده ارتباط داشتند نسبت به زنان مرتبط با خانواده هستهای افسردگی پس از زایمان کمتری داشتند. از این رو به نظر میرسد که وضعیت خانواده نقش معنیداری در پیشبینی افسردگی دارد. این پژوهش در پاکستان با بررسی 50 زوجی که ساکن کراچی بودند صورت گرفته است (مناف4 و سیدیکا5، 2013). هدف از پژوهشی بررسی خانواده اصلی، الگوی دلبستگی عاشقانه و سازگاری در روابط بود. نتایج نشانگر این بود که ساختار خانواده اصلی، الگوی دلبستگی عاشقانه را پیشبینی میکند در حالیکه دلبستگی عاشقانه سازگاری زناشویی را پیشبینی میکند (مورارو6، ترلیوس7، 2012). هرنکول8، لی9، کاسترمن10 و هاوکینز11 (2012)، تعارض خانواده، مدیریت خانواده و مداخله در خانواده در سنین 15-18 سال، 13-14 سال و 10-12 سال برای پیشبینی افسردگی بزرگسالی، اضطراب و مصرف مواد مورد بررسی قرار دادند. این مطالعه طولی در سال 1985 با 808 دانش آموز در 18 ایالت آمریکا شروع شد و بعدا با 747 دانش آموز ادامه یافت. نتایج نشان دادندکه تعارض خانواده قویترین پیشبینیکننده سلامت روان و مصرف مواد در بزرگسالی است. نتایج پژوهشی با هدف بررسی سازگاری زناشویی با سبکهای دلبستگی بیانگر این بودند که دلبستگی اجتنابی بطور منفی پیشبینیکننده معنیدار برای سازگاری ازدواج است. در این پژوهش 204 زن و مرد ازدواجکرده به تفکیک 134 زن و 70 مرد شرکت داشتند (اوزمن1 و آتیک2، 2010). هدف این پژوهش بررسی نقش خشونت در خانواده اصلی در میزان تمایل مردان به خشونت زناشویی بوده است. نتایج نشان داد که تقریباً 60 درصد مردان مبتلا به خشونت زناشویی، خشونت در خانواده اصلی را گزارش کردند و 20 درصد مردانی که خشونت زناشویی نداشتند خشونت در خانواده اصلی را گزارش کردند (دلسول3 و مارگولین4، 2004). در پژوهشی که ارتباط خانواده اصلی بر نگرش نسبت به ازدواج و آمادگی برای ازدواج با شرکت 977 نفر مورد بررسی قرار گرفت نتایج نشان دادند که آمیختگی و مثلثسازی به بینش و احساس منفی درباره ازدواج منجر میشود (لارسون5، بنسون6، ویلسون7 و مدورا8، 1998). نتایج پژوهش باکن9 و رومینگ10 (1989) نشان داد که سازگاری و آمیختگی با خانواده بطور معنیدار با رشد خود ارتباط داشتند.

2-3-2-2- حمایت اجتماعی
در مطالعهای حمایت ادراکشده خانواده و دوستان با رفتارهای سالمی که با خودتنظیمی دیابت مرتبط هستند مورد بررسی قرار گرفت. 174 کوبایی، 121 نفر اهل هائیتی و 110 نفر که آفریقایی- آمریکایی بودند با مشخصه دیابت نوع دوم در پژوهش شرکت داشتند. نتایج نشان داد که رفتارهای خودتنظیمی دیابت با حمایت اجتماعی ادراکشده از خانواده و دوستان مرتبط است؛ و همبستگی مثبت بین آنها مشاهده شد (پروسیدانو11 و هلر12، 2014).
در پژوهشی که ارتباط انواع حمایت اجتماعی و نشانههای افسردگی و سلامت مرتبط با کیفیت زندگی در بیماران با شکست عاطفی صورت گرفت. نتایج نشان داد که حمایت عاطفی با نشانههای افسردگی و سلامت مرتبط با کیفیت زندگی در ارتباط است (هیو1، لنی2، موسر3 و کندی4، 2014). در مطالعهای تاثیر حمایت اجتماعی بر کاهش PTSD در سربازان آمریکایی در عراق و افغانستان مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش که 1825 سرباز آمریکایی شرکت داشتند نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی بر کاهش آسیب پس از ضربه یعنی PTSD مؤثر است (برانکو5 و همکاران، 2014). در مطالعهای نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی بطور منفی با استرس و بطور مثبت سلامتی و خوشبینی را پیشبینی میکند (گلوزا6 و پی والین7، 2014). نتایج پژوهش دیگری نشان داد که حمایت عاطفی بطور معنیدار و منفی نشانههای افسردگی را پیشبینی میکند (پاپادوپولس8، کنستانیو9، مونتگومری10 و سولوما11، 2014). والدین کودکان مشکلدار با حمایت اجتماعی بالا، استرس کمتر و سلامت جسمانی بیشتری داشتند (کنتول12، ملدون13 و گالافر14، 2014). در پژوهشی که 120 دانشجوی دوره لیسانس شرکت داشتند، ارتباط بین حمایت اجتماعی دوستان و خانواده با استرس ابرازشده و سلامتی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در حمایت دوستان بین دو جنسیت تفاوتی وجود نداشت؛ اما در حمایت ادراکشده از خانواده بین زنان و مردان تفاوت مشاهده شد. به این معنی که زنان حمایت ادراکشده بیشتری از خانواده دارند (بنهام15، آروالو16، استگال17 و دوران18، 2012). در پژوهشی 372 مادر شرکت داشتند که هفت روز بعد از زایمان و تا سه ماه بعد از تولد فرزند مورد بررسی و پیگیری قرار گرفتند. نتایج مؤید این بود که دلبستگی ایمن کم و رضامندی زوجین و حمایت والدین با سطوح بالای افسردگی بعد از زایمان و PTSD مرتبط بودند (ایلز1، اسلاد2 و اسپایبی3، 2011). در پژوهشی که میزان حمایت اجتماعی زوجین نابارور طی درمان مورد بررسی قرار گرفت، 83 زن و 83 مرد در پژوهش شرکت کردند. نتایج نشان داد که مردان در مقایسه با زنان حمایت اجتماعی ضعیفتری را گزارش کردند. بویژه در حمایت اجتماعی دوستان و افراد معنیدار اما در حمایت خانواده تفاوتی مشاهده نشد؛ اما بطور کلی هر دو جنس یعنی هم زنان و هم مردان حمایت افراد معنیدار را گزارش کردند. به نظر میرسد مردان محرومیت از درمان را احساس کنند زیرا زنان توجه بیشتری را دریافت میکنند. همچنین حمایت اجتماعی در درمان بهتر زوجین نابارور مؤثر نشان داده شد (آگوستینی4 و همکاران، 2011). در پژوهشی با هدف بررسی ارتباط ویژگیهای جمعیتشناختی با حمایت ادراکشده از دیگران معنیدار، خانواده و دوستان 418 مر
د و 623 زن بین 18 تا 77 سال شرکت داشتند. نتایج نشان داد که حمایت خانواده در مردان بالاتر است و حمایت دوستان با افزایش سن کاهش مییابد. تعامل معنیدار بین جنسیت و سن و بین جنسیت و وضعیت ازدواج مشاهده شد (پرزا5 و پاسیلی6، 2002). در پژوهشی 32 مادر که بار اول بود که باردار میشدند شرکت کردند. رضامندی زناشویی و حمایت اجتماعی در 4 ماه بررسی شدند. نتایج نشان داد که مادرانی که سطوح بالای رضامندی درباره ازدواج و سطوح بالای حمایت خانواده طی دوره قبل از تولد را گزارش کرده بودند بیشتر احتمال داشت که درجات بالای رضامندی زناشویی را در 4 ماهگی گزارش کنند. همچنین رضایتمدی نقش پیشگویی بهینه در پیشبینی تعامل با طفل در 9 ماهگی داشت و دلبستگی ایمن در یک سالگی را موجب میشود (راسل7، 1994).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه رایگان درموردنااطمینانی، عدم اطمینان، انحراف معیار، نااطمینانی تورم

2-3-2-3- حل مشکل
مهارت حل مسئله به اعضای خانواده که مراقبت از بیمار مبتلا به اختلال شناختی را برعهده دارند کمک میکند تا سلامت روان بیشتری داشته باشند (گاراند8 و همکاران، 2014). در یک پژوهش فراتحلیلی 31 مطالعه در مورد اثر درمان مبتنی بر حل مسئله بررسی شدند. نتایج نشان داد که حل مسئله بطور معنیداری مؤثرتر از این است که هیچ نوع درمانی صورت نگیرد اما از درمان مؤثر دیگری که متناسب با موضوع طراحی شود بطور معنیدار مؤثرتر نبود (مالوف1، ترستینسون2، اسکات3، 2007). مداخلات خاص خانواده مانند آموزش حل مشکل خانواده میتواند باعث بهبود عملکرد بخصوص در بعد کارکرد اجتماعی در اوایل جوانی شود (اوبرین4 و همکاران، 2009). کراپلی (2005) بیان میدارد که زوجهایی که از مهارتهای حل مسئله یا مذاکره (مانند گوشدادن، ارائه راهحل و احساسات همدلی)، مهارتهای حل تعارض، افزایش تعامل مثبت و ایجاد احساس مثبت به رابطه، بیشتر استفاده میکنند، سازگاری و رضایتمندی زناشویی بیشتری دارند. نتایج پژوهش کرینگ5، (1996) نشان داد که بین مهارت حل مسئله با ابعاد تعارض زناشویی و جنسیت در سبکهای تعارض والدین تفاوت مشاهده شد.

فصل سوم
روششناسی پژوهش

3-1- روش پژوهش
این مطالعه در قالب روش پژوهش پسرویدادی انجام شد. بدین منظور از پرسشنامه بهمنظور جمعآوری اطلاعات استفاده شد.

3-2- جامعه پژوهش، نمونه و روش نمونه گیری
جامعه پژوهش شامل کلیه زوجین استان یزد بود؛ که دربرگیرنده دو زیرجامعه بود. یک زیرجامعه خانمهای متأهل حوزه و همسرانشان و زیرجامعه دیگر خانمهای متأهل دانشگاهی و همسرانشان بودند.
از آنجاییکه در این نوع پژوهش، یعنی پژوهش پسرویدادی این امکان وجود دارد که حجم نمونه مورد مطالعه را بین 15 تا 30 نفر انتخاب نمود (دلاور، 1387). لذا اعضای نمونه نیز شامل 30 زوج میشد. البته به این صورت که 30 زوج در حوزه و 30 زوج در دانشگاه به روش نمونهگیری در دسترس مورد ملاحظه قرار گرفتند.

3-3- روش گردآوری داده ها
برای توزیع پرسشنامه در حوزهعلمیه به تمام حوزههای علمیه خواهران شهر یزد مراجعه و پرسشنامهها بصورت نمونهگیری در دسترس در اختیار خانمهای طلبه قرار گرفت. به هر فرد دو پرسشنامه داده شد تا پرسشنامه در اختیار همسران آنها نیز قرار گیرد و آنها نیز پاسخ دهند. شماره تلفن هرکدام از شرکتکنندگان از آنها گرفته شد تا این امکان وجود داشته باشد تا جهت پیگیریهای بعدی و یادآوری برای پاسخگویی و تحویل به موقع بتوان اقدام کرد. اعضای گروه بعد از پاسخگویی پرسشنامهها را به مسئول مشخصشده تحویل میدادند. برای دسترسی به گروه زوجینی که خانم محصل در دانشگاه بودند به دانشگاه آزاد یزد مراجعه و پرسشنامه بصورت نمونهگیری در دسترس بین دانشجویان متأهل توزیع شد به این گروه نیز دو پرسشنامه داده شد. شماره تلفنهای دانشجویان نیز جهت پیگیریهای بعدی گرفته شد. برای گروهی از دانشجویان که تکمیل پرسشنامه به صورت الکترونیکی برایشان راحتتر بود، پرسشنامه الکترونیکی ساخته شد و به آدرس الکترونیکی آنها ایمیل گردید.

3-4- داده های مورد نیاز متناسب با سوالها و فرضیه های تحقیق
نمرات مشارکتکنندگان به پرسشنامههای عملکرد ازدواج، سطح سلامت خانواده اصلی، حمایت اجتماعی و حل مشکل خانواده.

3-5- نحوه توصیف و تحلیل اطلاعات
در بخش آمار توصیفی از فراوانی، درصد فراوانی، میانگین، انحرافمعیار استفاده شد. در بخش آمار استنباطی نیز از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی دو متغیره، چندگانه، رگرسیون چندمتغیره و آزمون تی برای مقایسه میانگین های دو گروه مستقل استفاده شد.

3-6- مشخصات ابزار جمع آوری اطلاعات
3-6-1- مقیاس عملکرد ازدواج
یک پرسشنامه 66 سوالی است براساس مطالعه متون پژوهشی و نظری داخل و خارج کشور که توسط رفاهی (1387) درباره عملکرد ازدواج تهیه شده است و میزان سلامت عملکرد ازدواج را میسنجد. این پرسشنامه دربرگیرنده 11 مؤلفه ارتباط، ابراز عاطفی، حل مسئله و تصمیمگیری، نقش، انعطافپذیری، شیوه فرزندپروری، اقتصاد و مسایل مالی، خانواده و دوستان، ارزشها، مراقبت جسمانی و روانی و عملکرد کلی است. هر 6 عبارت به یک مؤلفه اختصاص دارد. بدین صورت پرسشنامه سنجش عملکرد ازدواج بر روی 543 زوج بعنوان گروه نمونه اجرا شد. هنجاریابی پرسشنامه با استفاده از روشهای روانسنجی کلاسیک و تحلیل عاملی اکتشاف با روش مؤلفه اصلی انجام شد.
نمرهگذاری: پرسشنامه براساس مقیاس لیکرت و در قالب گزینههای «همیشه»، «اکثر اوقات»، «گاهیاوقات»، «بندرت» و «هرگز»، با ارزش 5 تا 1 در عبارات مثبت و 1 تا 5 د
ر عبارات منفی نمرهگذاری شده است.
اعتبار: با توجه به چندارزشیبودن پاسخها، با استفاده از فرمول آلفای کرانباخ اعتبار کل آزمون 97/0 و در هر یک از مؤلفهها با این ترتیب تعیین شد: ارتباط 87/0، ابراز عاطفی 83/0، حل مسئله و تصمیمگیری 83/0، نقش 80/0، انعطافپذیری 73/0، شیوه فرزندپروری 76/0، اقتصاد و مسایل مالی 82/0، خانواده و دوستان 77/0، ارزشها 82/0، مراقبت جسمانی و روانی 70/0 و عملکردکلی 85/0 (ثنایی، 1387). در این پژوهش میزان اعتبار مقیاس عملکرد ازدواج و زیرمقیاسها از طریق آلفای کرونباخ بدست آمد که به این ترتیب میباشد، مقیاس عملکرد ازدواج 96/0، ارتباط 75/0، ابراز عاطفی 82/0، حل مسئله و تصمیمگیری 64/0، نقش 79/0، انعطافپذیری 79/0، شیوه فرزندپروری 79/0، اقتصاد و مسایل مالی 76/0، خانواده و دوستان 76/0، ارزشها 72/0، مراقبت جسمانی و روانی 61/0 و عملکردکلی 83/0.

دیدگاهتان را بنویسید