No category

منبع پایان نامه ارشد با موضوع قرآن کریم، مبانی فکری، امام علی (ع)، فقهی و حقوقی

دانلود پایان نامه

احکام شرع برای او بیان نشده است بر چنین شخصی اقامه حد نمی کنم اگر جاهل باشد و نداند احکام فوق را به او تعلیم می دهم اگر بعد از آگاهی مرتکب جرم شود بر او اقامه حد می کنم.
در این روایت حضرت علی (ع) می فرماید: در صورت جهل مرتکب به حرمت شرب خمر، زنا و ربا حد جاری نمی شود در حالی که این از بدیهیات است که جرائم مستلزم حدی احصایی بوده و توسط شارع و قانونگذار تصریح شده است و ربا و رباخواری جزء جرائم مشمول حد نیست بلکه جرائم تعزیری است فلذا آشکار می شود که امام علی (ع) از کلمه حد مطلق عقوبت را اراده کرده است که شامل تعزیر نیز می گردد.
ج- “عن ابی عبدالله (ع) قال:۱۵ قال البنی (ص) لسعد بن عباده ان الله جهل لکل شی ء حداً و جعل علی کان من تعد حداً من حدود الله عز و جل حداً”.
پیامبر اکرم (ص) به سعد بن عباده فرمودند: ” خداوند برای هر چیزی حد و مرزی قرار داده و همچنین بر هر کسی که از حدی از حدود الهی تجاوز نماید مجازاتی مقرر داشته است”.
روشن است که حد در بخش اول روایت به معنای لغوی و در بخش پایانی آن به معنای مطلق عقوبت استعمال شده است.
د-در صحیحه عبدالرحمن بن حجاج آمده است “اذا اخذ الرجلین فی لحاف واحد ضربهما حداً ثم قال غیر سوط”.۱۶
هرگاه حضرت امیر المؤمنین علی (ع) مطلع می شدند که دو مرد زیر یک لحاف خوابیدند بر آنان حد جاری می ساخت. سپس فرمودند: مقدار کمتر از یک تازیانه (یعنی میزان آن ۹۹ ضربه بود) در این روایت منظور از حد تعزیر است.
هـ- درباره کسی که گوشت خوک را آماده کرده بود که بخورد و مواجه با نهی شدید حضرت علی (ع) شد حضرت فرمودند: “و لو انک اکلته لاقمت علیک الحد”. اگر این گوشت را خورده بودی تحقیقاً تو را کیفر نموده و حد را جاری می ساختم. روشن است که در این مورد مقصود از حد تعزیر است زیرا خوردن گوشت خوک که یکی از محرمات است مستوجب تعزیر خواهد بود.
از مجموع روایات و اخبار فهمیده می شود که معنای حد مطلق مجازات است و در اثر کثرت استعمال در آن زمان در این معنا حقیقت شده است اما استعمال آن در خصوص مجازات معین یا غیر معین از باب انطباق کلی بر یکی از مصادیق و افراد است وگرنه هیچ شاهد قرآنی و روایی وجود ندارد که ثابت کند لفظ حد در معنای مجازات معینه حقیقت است و در دیگر معانی مجازی است و اراده آن از این لفظ نیاز به قرینه دارد. بر این اساس لفظ “الحدود” در قاعده مزبور به معنای مطلق مجازات است چون قرینه ای وجود ندارد که نشان دهد در خصوص معنای مجازات معین استعمال شده است.
۱-۱-۱-۳درء:
نخستین واژه ای که در “ادرئوا الحدود بالشبهات” به کار رفته “درء” است . درء در لغت به معنای “دفع” است. همه نویسندگان کتب لغت عرب دفع را اولین معنای درء ذکر کرده اند. این واژه در لغت به معنای دور کردن، رد کردن، دفع کردن و ساقط یا تعطیل کردن آمده است.۱۷
در قرآن کریم نیز واژه درء به همین معنا به کار رفته است. چنانچه در سوره رعد آیه ۲۲ آمده “و یدرءون بالحسنه – السیئه” و در جای دیگر قید شده “قل نا دروءا و عن انفسکم الموت”.
همین مفهوم در قرآن مجید در سوره نور آیه ۸ نیز مشاهده می شود که “و یدوا عنها العذاب ان تشهد اربع شهادات بالله انه لمن الکاذبین”. چهار بار گواهی دادن و سوگند به خدا خوردن آن زن که آن مرد قطعاً از دروغگویان است عذاب را از وی باز می دارد. در کتاب الفمردات نیز آمده است “درء ت عنه، دفعت عن جانبه ودارنه دافعنه و فی الحدیث ادروا الحدود بالشبهات تنبیهاً علی تطلب حیله یدفع بها الحدود”. فلذا معلوم می شود که مفهوم لغوی آن از مفهوم اصطلاحی آن چندان دور نیفتاده و منظور از درء حد دفع کردن و عدم اجرای حد است.
اتفاقاً در روایات اهل سنت نیز واژه درء به معنای دفع آمده “ادفعوا الحدود ما وجدتم مدفعاً” و “ادفعوا الحدود بالشبهات” که در آنها از واژه دفع استفاده شده است.۱۸
ماده درء در صیغه امر “ادرءوا” به کار رفته است و آن گونه که در علم اصول در مبحث الفاظ گفته می شود صیغه امر دلالت بر وجوب می کند.
نتیجه اینکه لغت “تدرء” یعنی به واسطه شبهات مجازات از اشخاص دفع و دور می شود.
۱-۱-۱-۴شبهه:
شبه یا تصور غلط از چیزی دارای معنای لغوی و اصطلاحی گوناگونی است که باعث نوعی بدآموزی و تشتت آراء در زمینه فقهی و حقوقی شده است لذا مجال را غنیمت شمرده و برای زدودن غبار ابهام از مفهوم شبهه دست به بررسی لغوی و اصطلاحی آن زده تا روشنگری در زوایای پنهان آن ما را از افتادن در خطر مغالطه های لفظی برهاند.
شبهه یک واژه عربی و به معنای شبه می باشد. شبه در زبان عربی به معنی التباس چیزی به چیز دیگر و مثل و مانند گرفتن امری به جای امر دیگر می باشد و همچنین به معنای شک، بدگمان، اشتباه و التباس درست به نادرست و حق به ناحق و واقع به موهوم است.
صاحب قاموس قرآن می نویسد: شبهه آن است که دو چیز در اثر مماثلت از همدیگر تشخیص داده نشوند.۱۹
برای درک دقیق تر معنای شبهه لازم است واژه های دیگری که گاه در کلام فقیهان مترادف شبهه به کار رفته است، بررسی شود.
واژه شبهه در قرآن کریم بارها به کار گرفته شده است. در سوره بقره آیه ۱۱۸ آمده است “… تشابهت قلوبهم قد بینا الایات لقوم یوقنون…” یعنی دل های ایشان در (جهل و عناد) به هم شبیه است ما ادله (رسالت و علائم رسول حق را) برای اهل یقین به خوبی روشن گردانیدیم.۲۰ در سوره رعد آیه ۱۶ آمده است “… ام جعلوا لله شرکاء خلقوا کخلقه فتشابه الخلق علیهم…” یعنی با آنکه این مشکران شریکانی برای خدا قرار دادند که آنها هم مانند خدا چیزی خلق کردند و بر مشرکان، خلق خدا و خلق شریکان خدا مشتبه گردید.
در جمیع آیاتی که در آنها لفظ شبهه آمده است به هیچ عنوان نمی توان معنی ظن و گمان یا شک و تردید را به دست آورد و عموماً در معنی التباس حق و باطل به کار رفته است و گاهی شک و تردید بر فاعل عارض نگردیده و امکان احراز حق از باطل و از صحیح غیر ممکن بوده چنانچه در آیه ۱۵۷ سوره نساء آمده است: “… و ما قتلوه و ما صلبوه و الکن شبه لهم …” در این آیه نشان داده می شود که مشتبه بوده اصلاً هیچ سنخیتی با دچار شک و گمان و ظن ندارد زیرا فرد مشتبه به یک واقعیت غلط ایمان دارد و مصلوب شدن حضرت عیسی (ع) تنها پندار و تصور عاملین بوده است و به تصور غلط خود یعنی مصلوب و مقتول کردن حضرت عیسی (ع) معتقد بودند و مسلماً شک و گمان که دو طرف دارد (یعنی در آن واحد نه اعتقاد قطعی به وقوع مصلوب و مقتول شدن وجود دارد و نه عدم آن) در اینجا مصداق ندارد.
از مجموع بحث شبهه در نزد لغویان و در قرآن می توان به چند نکته اساسی اشاره کرد. اولاً برای تحقق شبهه جهل اعم از اینکه ناشی از تقصیر باشد یا قصور لازم و ملاک است نه علم چرا که با وجود علم اجمالی می توان با توسل به اصول عملیه بر شک و تردید فائق آمد. دوماً از حقایق قرآنی این امر قابل استنتاج است که شبهه منحصراً در شخص فاعل قابل جمع است زیرا فرد مشتبه با یقین و ایمان به درستی عمل غلط خود مرتکب آن می شود لذا تصور حدوث شبهه از جانب غیر عامل بلاوجه خواهد بود. سوماً زیرا شخص جاهل علاوه بر اینکه التفاتی به جهل خود ندارد اعتقاد به جایز بودن عمل هم ندارد.
در بین فقهای اسلام در مورد شبهه وحدت نظری وجود ندارد و هر کدام بر اساس مبانی فکری و دیدگاه فقهی خود در این مورد مطالبی بیان نموده اند. برخی گفته اند که منظور از شبهه در فقه و این قاعده به معنای عدم العلم، و عدم القطع به حرمت و ممنوعیت عمل و ترک فعل است که شامل ظن، شک و احتمال می شود. بعضی دیگر هم معتقدند که شبهه یعنی قطع به حلیت و اباحه ی آنچه که در واقع حرام است و عده ای هم آن را به ظن و گمان تفسیر نموده اند.که در اینجا به ذکر برخی از دیدگاهها می پردازیم.
شهید ثانی می فرماید:”ضابطه الشبهه المسقطه للحد، توهم الفاعل او المفعمول، ان ذلک الفعل سائغ له لعموم ادرئوا الحدود بالشبهات”.۲۱ ایشان می گویند ضابطه شبهه ای که موجب سقوط مجازات می شود این است که مرتکب عمل ممنوع، احتمال حلیت آن عمل را بدهد زیرا قاعده ی درء مقید عموم است و تمام مراحل و مراتب احتمال حلیت و شک در حلیت و ظن به آن را در بر می گیرد. در واقع دلیلی را که شهید ثانی برای بیان خود می آورند عموم و اطلاق قاعده درء می باشد و چنانچه سابقاً نیز مذکور افتاد این ضابطه آنچنان وسیع است که تمامی مصادیق یعنی یقین به جایز بودن عمل، شک به جایز بودن عمل و حتی احتمال جایز بودن عمل را در بر می گیرد.
آیت الله خوییدر کتاب الحدود چنین می فرماید:
“المراه بالشبهه الموجبه لسقوط الحد، هو الجهل، هن قصور او تقصیر فی المقدمات، مع اعتقاد الحلیه حال الوطی، و اما من کان جاهلا بالحکم عن تقصیر، و ملتفتا الی جهله، حال العمل، حکم علیه الزنا و ثبوت الحد”.۲۲
یعنی: “مراد از شبهه ای که موجب ساقط شدن حد است، جهل قصوری و جهل تقصیری. در مقدمات، با اعتقاد به حلیت عمل، در حال وطی است، اما کسی که از روی تقصیر جاهل به حکم بوده و ملتفت جهل خود در حال عمل است، ثبوت حد و حکم زنا بر وی جاری خواهد شد”.
با توجه به نظر آیت الله خویی، اولا جهل قصوری و همچنین جهل تقصیری (در صورتی که جاهل مقصر ملتفت به جهل خود نباشد) جهل و موجب سقوط حد است. ثانیاً همین جهل قصوری و جهل تقصیری در شخص غیر ملتفت باید در “مقدمات” باشد، آن هم با اعتقاد به حلال بودن عمل در حال وطی.
به نظر می رسد، جهل قصوری و تقصیری در مقدمات عبارت از این است که مثلاً عامل می داند، زنا حرام است، ولی نمی داند که رضاع، موجب حرمت می باشد که در نتیجه، وطی زنا محسوب می شود.۲۳ علیهذا وقتی که جاهل مقصر است متوجه جهل خود در حال عمل می باشد، یعنی احتمال می دهد که فی المثل در ایجاد رابطه، معذور نیست.
آیت الله خویی در توضیح مسئله ی شبهه برای جاهل مقصر ملتفت می فرماید: ” و ذلک لأنه عالم بالحکم الظاهری، و لایکون جهله بالواقع فی مفروض المسئله عذرا له”.۲۴یعنی برای چنین جاهلی حکم به زنا و ثبوت حد می شود.
و باز در توضیح همین مسئله می گویند: این مسئولیت (ثبوت حد و حکم زنا) به خاطر این است که شخص، عالم به حکم ظاهری است و جهل او در واقع امر، در فرض سؤال نمی تواند عذر موجهی تلقی شود و به همین دلیل، اطلاقات ادله ای که بر نفی حد از جاهل دلالت می کند، شامل حال او نمی شود.
تأکید بر آنچه گفته شد، صحیحه ی حلبی است، در مورد زنی است که در ایام عده با مرد دیگری ازدواج می کند۲۵ که روایت آن قبلاً بیان شد.
شاید منشأ این فتوای مرجع عالی قدر، آن باشد که ایشان در دفع حدود به شبهات، به حدیث درء تمسک نمی کنند و آن را مرسل می دانند.۲۶ و گرنه شامل بودن شبهات در روایت، برای موارد جهل به حکم با التفات به جهل به هنگام عمل، واضح است و این اشکال که مرحوم خویی می فرماید: جاهل آگاه از جه

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد با موضوع اصل برائت، امام خمینی (ره)، امام خمینی

دیدگاهتان را بنویسید