No category

منبع پایان نامه درمورد محصولات زراعی، مدیریت پسماند، علف های هرز، زیست محیطی

باعث افزایش ماندگاری این علف کش ها شده است. در آزمایشی که به منظور بررسی تجزیه شیمیایی و زیستی سینوسولفورون در محیط کشت های استریل شده ی آبی با PHهای مختلف انجام شد مشاهده شد که نیمه عمر سینوسولفورون در PH های ۴، ۵ و ۶ به ترتیب ۳، ۹و۴۳ روز و در PHهای ۷ و ۹، بیشتر از یکسال بود(نگری و همکاران، ۲۰۰۵).
تحقیقات نشان داده اند که با افزایش PH خاک، ابشویی متری بیوزین افزایش و نیمه عمر آن کاهش پیدا می کند( لادلی، ۱۹۷۶). فوسکالدو و همکاران(۱۹۹۹) گزارش کردند که ماندگاری علف کش های آترازین، متری بیوزین و سیمازین، با کاهش اسیدیته خاک افزایش یافت و در بین سه علف کش مذکور، متری بیوزین با داشتن ثابت اسیدی پایین تر از ماندگاری کم تری برخوردار بود. هنریکسون و همکاران (۲۰۰۴) نیز در مطالعه ای مشابه رابطه مستقیم بین ماندگاری متری بیوزین و کاهش اسیدیته خاک اشاره کرده اند.
۲-۵-۱-۲- دما و رطوبت خاک
از آنجا که فرایند های تعیین کننده سرنوشت آفت کش ها بویژه تجزیه شیمیایی و زیستی فرایند هایی وابسته به دما هستند، دمای خاک نقش مهمی در تجزیه آن ها دارد بطوریکه با فرض ثابت بودن سایر عوامل موثر در تجزیه آفت کش ( اکسیژن، کربن و مواد آلی)، با افزایش دما سرعت تجزیه آفت کش افزایش می یابد .بیشترین رشد و فعالیت میکروارگانیسم ها در خاک در محدوده ی دمایی ۲۵ تا۳۵ درجه سانتی گراد اتفاق می افتد (هوگ، ۲۰۰۵) و دمای مطلوب برای تجزیه آفت کش ها در خاک در محدوده ی ۲۵ تا۴۰ درجه سانتی گراد می باشد (توپ و همکاران، ۱۹۹۷). در آزمایشی که به منظور بررسی جذب علف کش سیمازین در دو خاک لومی با ۵/۸ درصد ماده آلی و لومی-رسی با ۵/۳درصد ماده آلی انجام شد، گزارش شد که جذب سیمازین در خاک لومی(۰۳/۶۸گرم در کیلوگرم خاک) سه برابر خاک لومی_رسی ( ۲۲ میلی گرم در کیلوگرم خاک) بود و ضریب جذب سیمازین (Kd) در خاک لومی و لومی _ رسی به ترتیب ۳۲/۹ و ۷۴/۷ بود. براساس نتایج آزمایش مذکور درجه جذب سیمازین در خاک های سرد افزایش یافت. بر این اساس نامبردگان گزارش کردند که خطر آبشویی سیمازین در خاک های گرم و مناطق معتدله بیش از خاک های سرد است و بر عکس ماندگاری آن در پروفیل سطحی خاک های سرد بیش از خاک های گرم می باشد (فلورز و همکاران، ۲۰۰۹). گزارش های موجود در مورد متری بیوزین نیز نقش دما و رطوبت خاک را از عوامل مهم و موثر در تجزیه آن اشاره کرده اند. در مطالعه ای که توسط بنویت و همکاران (۲۰۰۷) به منظور ارزیابی نقش دما در تجزیه علف کش متری بیوزین انجام شد، مشاهده شد که افزایش دما از ۵ به ۱۵و ۲۸ درجه سانتی گراد منجر به افزایش سرعت تجزیه علف کش و کاهش نیمه عمر آن از ۳۸۵روز به ۷۵ و درنهایت ۳۰روز شد. در سایر مطالعات انجام شده در این ارتباط نیمه عمر متری بیوزین۱۱روز در دمای ۳۲ درجه سانتی گراد، ۱۶روز در دمای ۳۵ درجه سانتی گراد ،۲۲۹روز دردمای ۴ درجه سانتی گراد و ۳۷۷ روز در دمای ۵ درجه سانتی گراد گزارش شده است (هیزاک و زیمدال ۱۹۷۴).
در مطالعه ای که توسط خوری و همکاران (۲۰۰۱) و به منظور بررسی نقش دما ، رطوبت و بافت خاک بر روند تجزیه متری بیوزین انجام شد، مشاهده شد که در خاک شنی-لومی حتی در دماهای بالاتر از۴۰ درجه سانتی گراد تجزیه متری بیوزین انجام شد. در حالیکه در خاک رسی در دمای کم تر از ۴۰ درجه سانتی گراد سرعت تجزیه ثابت شد، در مورد رطوبت خاک نیز در این آزمایش نتایج متناقضی مشاهده شد به طوریکه با افزایش رطوبت در خاک شنی -لومی میزان تجزیه کاهش یافت و عکس این موضوع برای خاک رسی مشاهده شد. در مطالعات چند ساله که به منظور بررسی اثر دما بر تجزیه ی متری بیوزین انجام شد ، مشاهده شد که در فصل تابستان با افزایش دما و در سال های مختلف میزان تجزیه متری بیوزین افزایش یافت و در فصل های پاییز، بهار و زمستان که بارندگی و یخبندان وجود داشت آبشویی متری بیوزین افزایش و با کاهش دما به کم تر از ۵ درجه سانتی گراد به دلیل کاهش فعالیت میکرو ارگانیسم های تجزیه کننده ، ماندگاری علف کش متری بیوزین در خاک افزایش یافت (استروید و همکاران، ۲۰۰۸).
۲-۵-۱-۳- مواد آلی و نقش آن ها در تجزیه علف کش ها
اعتقاد بر این است که به دلیل کم بود یک یا مقدار بیشتری از مواد غدایی مورد نیاز در شرایط محیط طبیعی سرعت تجزیه آفت کش ها پایین می با شد (بریسنو ، ۲۰۰۷). از اینرو اضافه کردن کود های معدنی و کود های دامی به خاک موجب تحریک رشد میکروارگانیسم های خاک و تسهیل فرایند تجزیه زیستی آفت کش ها می شود (پرهام و همکاران، ۲۰۰۳) و این موضوع در سرعت تجزیه آفت کش ها در خاک های آلوده و هم چنین کاهش ماندگاری آن ها در خاک و تبعات زیست محیطی آن ها موثر است. کادین و همکاران (۲۰۰۷) با افزایش کود آلی ، کمپوست قارچ و پساب به خاک آلوده شده با آترازین دریافتند که این مواد تجزیه آترازین را از طریق تحرک ریز جانداران تجزیه کننده افزایش داده اند. بطوریکه درصد تجزیه آن نسبت به شاهد در سه تیمار مذکور به ترتیب ۰۷/۲۲، ۷/۲۹، ۱۷/۳۴ درصد بود. گتنگا (۲۰۰۳) در بررسی تاثیر کمپوست بر سرنوشت آترازین مشاهده کرد که افزودن مواد آلی پس از ۱۱۲ روز تجزیه آترازین (۱/۵۵ درصد) در مقایسه با تیمار شاهد (۷/۳۰ درصد ) به طور معنی داری افزایش داد. با این حال اعتقاد بر این است که بسته به نوع مواد آلی اثرات متفاوتی در تجزیه زیستی مشاهده می شود. هانس (۱۹۸۷) مشاهده کرد که افزایش لجن فاضلاب باعث توقف تجزیه آترازین، دیوران و لینوران می شود ولی کود گاوی روند تجزیه را تسریع می کند. مورمان و همکاران (۲۰۰۱) نیز مشاهده کردند که اگر چه خاک اره و کود گاوی منجر به افزایش زیست جانداران خاک می شوند اما خاک اره بر خلاف کود گاوی کاهش تجزیه آترازین را در پی داشت .
اگرچه به اعتقاد بسیاری از محققان استفاده از مواد آلی می تواند نقش مثبتی در تجزیه متری بیوزین داشته باشد، با این حال گزارش هایی نیز وجود دارد که کاربرد این مواد باعث افزایش ماندگاری متری بیوزین در خاک می شود. در مطالعه ای که توسط گتنگا و همکاران (۲۰۰۴) به منظورتاثیر افزایش کمپوست برتجزیه زیستی دو علف کش متری بیوزین و توفوردی انجام شد، مشاهده شد که با افزایش میزان کمپوست خاک، تجزیه هر دو علف کش افزایش یافت و سرعت تجزیه توفوردی بیشتر از متری بیوزین بود. نامبردگان هم چنین گزارش کردند که افزایش میزان کمپوست در مقادیرخیلی بالا (۵۰۰۰ پی پی ام) از طریق افزایش درجه جذب هر دو علف کش به اجزای آلی و معدنی خاک منجر به کاهش تجزیه علف کش می شود. بطوریکه در این مقدار از کمپوست تنها ۸/۵ درصد متری بیوزین و ۵/۵۵ درصد از توفوردی تجزیه شد. یادآوری می شود هر چند این مساله در ماندگاری متری بیوزین در خاک نقش مهمی دارد اما با توجه به بالابودن ضریب آبشویی متری بیوزین، استفاده از کمپوست و ترکیبات آلی یکی از عوامل مهم در مدیریت آبشویی این علف کش شناخته شده است.
۲-۵- ۲- ماندگاری علف کش ها در خاک و خسارت به گیاهان زراعی موجود در تناوب .
فعالیت علف کش ها در خاک با گذشت زمان نقصان پیدا می کند، علف کش مطلوب علف کشی است که طی دوره رشد گیاه زراعی در خاک باقی است و بعد از برداشت گیاه زراعی فعالیت آن به اتمام برسد. هرچند بسیاری از علف کش ها در همان فصل رشد کشتی که در آن به کار رفته اند تجزیه می شوند ، اما در برخی موارد ماندگاری علف کش ها به درازا می کشد و ممکن است به گیاه زراعی بعدی آسیب وارد آورد. در این ارتباط مطالعات مختلفی در علف کش های متعددی صورت گرفته است که قریب به اتفاق نتایج آن ها دلالت به این مهم دارند. در مطالعه ای که به منظور بررسی پاسخ ۲۲ گیاه زراعی و علف هرز به بقایای شبیه سازی شده آترازین انجام شد، مشاهده شد که علف قناری، جو، چاودار، شبدر، آفتاب گردان و گندم به ترتیب حساس ترین گیاهان به بقایای آترازین در خاک بودند و در بین گیاهان مذکور حساسیت علف قناری نسبت به سورگوم بیش از ۵۰ برابر بود. بر اساس گزارش نامبردگان بقایای آترازین ضمن اینکه تناوب محصولات حساسی مثل جو و گندم را با مشکل مواجه می کند، در کنترل علف های هرز حساسی مثل علف قناری نیز موثرخواهد بود (جتنر و همکاران ، ۱۹۹۹)
در آزمایشی که به منظور زیست سنجی پسماند علف کش های آترازین، نیکوسولفوران، فورام سولفوران، نیکوسولفوران+ ریم سولفوران، ریم سولفوران+ فورام سولفوران با استفاده از گیاه شاخص شاهی انجام شد مشاهده شد که شاهی کمترین میزان جوانه زنی، طول و وزن خشک شاخساره را در تیمار آترازین دارا بود و در بین خانواده علفکش های سولفونیل اوره، نیکوسولفوران بیشترین تاثیر را بر کاهش وزن خشک شاخساره شاهی داشت (ْقشام، ۱۳۸۶).
نحوه کاربرد علف کش نیز از عوامل موثر در واکنش گیاهان حساس به بقایای علف کش می باشد در آزمایشی که به منظور بررسی بقایای علف کش فلو متورون یکسال پس از کاربرد در مزارع پنبه، بر روی گیاه تنباکو انجام شد میزان خسارت به این گیاه تناوبی با نحوه ی کاربرد علف کش در مزارع پنبه مرتبط بود بطوریکه در کاربرد علف کش به صورت پیش رویشی علائمی از خسارت در گیاه تنباکو مشاهده نشد . اما هنگامی که کاربرد به صورت پیش رویشی علف کش با کاربرد به صورت پس رویشی و نواری همراه شد میزان خسارت به ترتیب ۱۴ درصد و ۷ درصد افزایش یافت. بعلاوه دفعات کاربرد پس رویشی نیز در واکنش گیاه تنباکو به بقایای علف کش موثر بود بطوریکه در اثر یکبار کاربرد علف کش به صورت پیش رویشی و یک بار به صورت پس رویشی ۶ درصد خسارت و دو برابر شدن کاربرد آن به صورت پس رویشی خسارت آن به ۲۹ درصد افزایش یافت (برادلی، ۲۰۰۱).
نتایج مذکور نشان می دهند که بین مقدار باقیمانده علف کش در خاک و خسارت آن به گیاهان زراعی ارتباط مستقیمی وجود دارد لذا مدیریت مقدار و روش کاربرد علف کش می تواند در کاهش خسارت ناشی از باقیمانده علف کش ها در محصولات زراعی مفید و موثر باشد. در مطالعه ای که به منظور بررسی اثر اختلاط علف کش ها بر باقیمانده و خسارت آن ها بر محصولات بعدی انجام شد ، مشاهده شد که یکسال پس از کاربرد مزو تریون در ذرت بقایای آن در محصولات کلم بروکسیل، هویج، کدو، پیاز و سیب زمینی به ترتیب ۴۳، ۳۷، ۱۸، ۲۴، و صفر درصد خسارت وارد کرد حال اینکه اختلاط آترازین با مزوتریون میزان خسارت به گیاهان مذکور را به ترتیب به ۵۵، ۵۳، ۳۰، ۴۲، و۳ درصد تغییر داد(فلیکس، ۲۰۰۷).
از آنجا که بقایای علفکش ها در خاک از مهم ترین عوامل محدود کننده کاشت گیاهان حساس است و می تواند در تناوب محصولات زراعی موثر باشد لذا شناسایی گیاهان حساس و نیز رعایت فاصله زمانی برای کاشت محصول بعدی می تواند در مدیریت پسماند علف کش ها موثر باشد. فلیکس و همکاران

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه درمورد محیط زیست، توسعه پایدار، های غیر دولتی، سازمان ملل متحد

دیدگاهتان را بنویسید