No category

پایان نامه درباره آموزش و یادگیری، نویسندگان، حقوق زنان، زبان فرانسه

دانلود پایان نامه

این جور بود که فهمیدم تو هم مثل زنان شرقی آن پهلوان را دوست می‌داری، پهلوانی که با گردش چشمانش حرکات و رفتار تو را مثل ساعت تنظیم می‌کند” (همان،۲۵:۱۳۸۱).
اگر تا دوره‌ای نویسنده به مرد سالاری می‌تازد، در اینجا رفتار مرد سالاری پهلوان همه دوران را می‌پذیرد “گفتم آخر باید هرکجا می‌روم شماره تلفن آنجا را بدهم و اگر تو این را هم می‌دانستی معلوم نبود که توی ذهنت چه فکر و خیالی می‌کردی، خیلی با خود کلنجار رفتم تا این را به تو بگویم، بعد از آن چند شب که خانه تو خوابیدم، خودت که می‌دانی مرد است دیگر. فکر کردم مبادا دلگیر شود و یا فکر و خیال دیگری بکند… این بود که بدون اجازه تو شماره تلفنت را به او دادم” (همان،۲۶:۱۳۸۱). نویسنده با اینکه ازدواج را دست و پاگیر می‌داند اما ازدواج موقت را می‌پسندد و نام آن را ازدواج آزاد می‌گذارد به هر حال برای آن‌کس که نمی‌خواهد خود را اسیر خانه کند و در عین حال متعهد باشد ازدواج آزاد را پیشنهاد می‌کند “رعنا من ازدواج کرده‌ام، ازدواج آزاد و نمی‌گویم موقت، چون این کلمه شایسته حال زنانی مثل ما نیست. مثل من و تو که نمی‌توانیم خودمان را به آشپزخانه زنجیر کنیم. می‌دانی ما باید در عین آزادی متعهد باشیم. گفتی: می‌فهمم، ازدواج هر اسمی‌داشته باشد به زن معنا می‌دهد” (همان،۳۴:۱۳۸۱).
همان‌گونه که بیان شد نویسنده با ازدواج اجباری می‌ستیزد و در نهایت ازدواج آزاد را بر ازدواج دایمی‌ ترجیح می‌دهد. به اعتقاد او ازدواج آزاد هم به زن معنا می‌دهد و هم در عین تعهد، آزادی خود را حفظ می‌کند. همانگونه که در داستان شیوا نیز به نصیحت شیوا می‌پردازد که تن به ازدواج با میلاد ندهد زیرا در آن صورت جز سرگردانی بهره‌ای نمی‌برد. به اعتقاد نویسنده “تا زمانی که رضایت نداده است آدم است ‌اما آن زمان که به ازدواج رضایت می‌دهد زن می‌شود، و سرگردان در افسانه‌ها.” (همان،۵۰:۱۳۸۱).
روانی‌پور فقط در دنیای جفره ازدواج را پایه و ارکان زندگی می‌داند و اگرچه در طی سالها دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به آن دارد ولی آن را به هر صورت که باشد معنا دهنده به زن می‌داند. در حقیقت نویسنده ازدواج شایسته و مرد خوب را می‌پسندد ولی به ازدواج های نامناسب بهایی نمی‌دهد و ازدواج آزاد(موقت) را بر آن ترجیح می‌دهد.
۳-۲-۱-۷-زنان و پیری:
پیری وگذشت عمر، از دیگر مواردی است که روانی‌پور در توصیف قهرمان داستان‌ها به عنوان پدیده‌ای غیرمنتظره از آن یاد می‌کند. مسأله پیری از جمله مسایلی است که زنان به سختی با آن کنار می‌آیند و نسبت به آن موضع‌گیری‌های سختی دارند. به هر حال روانی‌پور پیری را به عنوان یک دوره ناخواستنی زندگی یاد می‌کند. مخصوصاً آن زمان که احساس می‌کند بسیاری از کارهای اساسی که باید انجام بدهد، هنوز به انجام نرسیده است “از اطاق بیرون رفت. تاریک بود چراغ‌های را روشن کرده روبروی آینه، ایستاده، دستی به چینهای زیر چشمش کشید:
ها یواش یواش میاین، همینطور زیاد میشین ، سه تا روی پیشونی، دو تا این گوشه، وای یکی دیگه اینجاس، دیروز نبود، نه… نه ، چنین نیست خط متکاست…. صورتموکه بشورم، درست میشه” (روانی‌پور،۱۳۶۹الف:۱۴۴).
نویسنده زمان را چون گربه‌ای می‌داند که بر صورت او شیار پیری ایجاد می‌کند “پنجاه و شش سالگی، گربه لوس زمان روی صورتش خنج کشیده بود، همین‌ها را هم دوست می‌داشت، این گربه را دوست می‌داشت، اصلاً هر جور که بود، هر جور که خنج کشیده باشد” (روانی‌پور،۹۸:۱۳۸۱). روانی‌پور یکسره پیری را بد نمی‌داند و زمانی نیز آن را دوست دارد آن زمان که احساس می‌کند آن‌چنان که دوست داشته از زمان بهره برده است. هرچند که زمانی ممکن است با آن مبارزه کند اما پیری را می‌پذیرد.
“می‌دونی اولین بار که یه نفر به من گفت”پیرزن” جا خوردم. رفته بودم بیرون، تو پیاده رو یه جوون دستفروش بساطشو کنار خیابون پهن کرده بود. حالا یادم نیست که چی می‌خواستم بخرم اما سر قیمتش دعوام شد و دستفروشه گفت: پیرزن ایمانت کجا رفته؟ اول سرش داد کشیدم که پیرزن جد و آبادته اما مرد بلند بلند خندید و من بدون آنکه چیزی ازش بخرم اومدم خونه” (روانی‌پور،۴۰:۱۳۸۳).
۳-۲-۱-۸-آموزش و یادگیری:
مسأله آموزش و یادگیری از جمله مسایلی است که روانی‌پور بر روی آن مانور می‌دهد و نسبت به آن حساسیتی خاص دارد. معتقد است با علم و آگاهی می‌توان زنان را از جهل و خرافات دور کرد و از تاریکی جهل رهاند. وجود مدرسه و کمبود آن در روستاها را یکی از جمله محرومیت‌های مناطق جنوبی و علت جهل و نادانی توصیف می‌کند. وقتی برای اولین بار در جفره مدرسه‌ای برپا می‌شود، صدای زنگ آن را زیباتر از صدای اذان می‌داند “زایر که صدای زنگ را زیباتر از صدای اذان می‌دانست، آن را به صدا درآورد. تمام دهات دور و نزدیک از صدای آن بیدار شدند و بچه‌ها شگفت‌زده به صدایی گوش دادند که آنها را به سوی خود می‌خواند.” (روانی‌پور،۱۳۶۹ب:۳۱۹).
مسأله آموزش در جفره آن قدر حیاتی است که زایر مرد مهربان جفره وقتی خبردار می‌شود دوتا از دختران آبادی در راه مدرسه به کوچه‌های شهر پناه می‌برند و به مدرسه نمی‌روند آنان را تعقیب می‌کند و در آب انبار زندانی می‌کند “زایر آن روزها، آخرین توان خود را جمع کرد، به شهر رفت و در سر راه بچه‌هایی که به مدرسه می‌رفتند به کمین ایستاد و چیرو و پیکر را دید که راهشان را کج کردند و داخل کوچه‌ای شدند. زایر که دلی مهربان داشت و هرگز زنی را نیازده بود، هر دو را گرفت، به مطب برد و همان‌جا در آب انباری که در سرای مطب بود آویزان کرد” (همان،۱۳۶۹ب:۳۷۵).
در سنگهای شیطان روانی‌پور آرزومند روزی است که با کمک دختران تحصیل کرده بتواند، نشانه‌های خرافات را از آبادی جمع کند”راه افتاد و به کوچه‌ای دیگر رسید، درهای باز و شاخ گوزن و آهوان کوهی که به نشانه تاراندن بلا و مصیبت بر در خانه‌ها بود، تا هشت سال دیگر که پزشک شود و به آبادی برگردد، شاید بتواند این نشانه‌ها را یکی یکی و با صبر و حوصله از در خانه‌ها بردارد…. جایی باز کند و از دختران همین آبادی کمک بگیرد” (روانی‌پور،۱۳۶۹ج:۱۳).
روانی‌پور در سال‌های بعد که از آبادی دور می‌شود هنوز هم نگران این مساله است و از اینکه دختران سرزمین او همه دنبال بافندگی و بارداری بروند احساس نگرانی می‌کند. “همه، به زودی همه…. فقط اگر اطاعت کنی. و او تسلیم بود و می‌دانست که راست می‌گوید چرخید رو به نقشه ایران و ناگهان دلش از شوق و شادی پر شد…. این دخترک و همه دخترک‌های این نقشه … اما اگر همه آنها بروند و باردار و بافنده شوند؟ همه آنها؟…..” (روانی‌پور،۴۷:۱۳۸۳). از دغدغه مهم نویسنده مساله آموزش برای زنان است. روانی‌پور دوست دارد زنان جامعه‌اش از فقر و عقب ماندگی نجات پیدا کنند و راه خود را در میدان علم باز نمایند. در کولی‌کنارآتش، آینه اولین بار که با مادر خود به شهر می‌رود از غفلت مادرش سوء استفاده می‌کند و در ازای دفتر و خودکاری که از دختر مدرسه‌ای می‌گیرد النگوهای خود را به او می‌دهد. مادر وقتی متوجه می‌شود دفتر را به سرش می‌کوبد و او می‌ترسید که برود بنفشه را پیدا کند و النگوها را پس بگیرد و آن دفتر و مداد را پس بدهد. (ر.ک.روانی‌پور،۲۸:۱۳۸۸).
۳-۲-۱-۹-اندیشه فمینیستی
واژه فمینیست اولین بار سال ۱۸۷۱ در یک متن پزشکی به زبان فرانسه برای تشریح گونه‌ای وقفه در اندام‌ها و خصایص جنسی بیماران مردی، که تصور می‌شد از خصایص زنان یافتن تن خود رنج می‌برند نوشته شده است. (یزدانی و جندقی،۱۴:۱۳۸۲) بعدها در جریان انقلاب فرانسه مسأله حق رأی زنان مطرح شد و زنان خواستار حقوق برابر با مردان شدند. این جنبش به زودی در سراسر اروپا گسترش یافت و مدافعان حقوق زنان به گونه‌های مختلف به دفاع از آن پرداختند. در واقع فمینیست را می‌توان نهضت دفاع از حقوق زنان دانست. فمینیسم به مظلومیت زنان در تمام علوم و معارف اعتراض می‌کند، طرفداران فمینیست از متخصصان علوم مختلف برخاسته‌اند و هر یک از نظرگاهی خاص به زنان و مسأیل آنان نگریسته‌اند. فمینیسم اعتراض به مظلومیت و درجه دوم بودن و اسارت زنان است (ر.ک.حسن‌آبادی،۱۷:۱۳۸۱).
آثار ادبی با توجه به واکنش آنان نسبت به زنان از نظر فمینیست‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند: آثاری که تحت فرهنگ مردسالار که تقریباٌ بر تمامی جوامع حاکم است، قرار گرفته‌اند و نویسندگان آنها، مرد یا زن آگاهانه بر تبعیض‌ها و نابرابری‌ها و اختلاف‌های جنسی پای فشرده‌اند. دسته دوم آثاری که این اختلاف‌ها را تنها مطرح ساخته‌اند و نسبت به آنها هیچ موضعی اتخاذ ننموده‌اند. دسته سوم آثاری که به قصد مبارزه آگاهانه، اختلاف و تبعیض و ستم بر زنان را مطرح کرده‌اند. بدیهی است که نویسندگان این دسته آثار عمدتاً زنان هستند. از نظر فمینیست‌های افراطی تنها این آثار می‌توانند فمینیستی قلمداد شوند (ر.ک.حسن‌آبادی،۱۹:۱۳۸۱). بسیاری از آثار خانم روانی‌پور در این دسته قرار می‌گیرند و با بررسی‌های انجام شده در آثار او و نمونه‌های ذکر شده از اید‌ه‌های فمینیستی او می‌توان درستی این نکته را ثابت کرد “دل فولاد، کولی‌کنار آتش، کنیزو، سنگهای شیطان و تا حدودی سیریاسیریا” را می‌توان جزء آثار دسته سوم به شمار آورد. در “نازلی و زن فرودگاه فرانکفورت” رگه‌های فمینیستی به چشم می‌خورد اما به شدت آثار ذکر شده نیست.
روانی‌پور برای مظلومیت زنان می‌نویسد، از قوانین نانوشته می‌گوید و در حقیقت نسبت به مظلومیت زنان در تمام شئونات جامعه اعتراض می‌کند”من به خاطر زن بودن از هیچ ناشر یا اداره‌ای کتک نخورده‌ام. در واقع بیشتر از قوانین نانوشته اذیت شده‌ام تا قوانین نوشته” (روانی‌پور،۶۱:۱۳۷۸). روانی‌پور چون فمینیست‌ها معتقد است که زنان به دلیل زن بودنشان گرفتار تبعیض می‌شوند. جنسیت آنان باعث می‌شود تا جامعه‌ای که مردان برآن حاکم هستند بر آنان حکومت کند. او تمام نابسامانی دنیای اطرافش را در این می‌بیند که “حکومت در دست مردهاست.” (روانی‌پور،۲۲:۱۳۸۳).
از ویژگی‌های رمان‌های روانی‌پور حضور قهرمانان زن در داستان‌هاست و این خود دلیلی بر فمینیست بودن اوست.”از ویژگی های رمان فیمنیستی حضور پررنگ شخصیت‌های زن در داستان نسبت به مردان است و اینکه معمولاً شخصیت اول داستان هم زن است” (حسینی،۹۷:۱۳۸۴).
آزادی و برابری زنان از جمله مسائلی است که روانی‌پور برای به دست آوردن آن تلاش می‌کند. او با توصیف زندگی نکبت‌بار کنیزو و فسادی که گریبانگیر او شده است، به جامعه مرد سالار می‌تازد و ریشه فساد جامعه را در مردان می‌بیند. به اعتقاد او این مردان هستند که باعث فساد زنان می‌شود “ای زودتر از همشون خراب شد. نکن، بابا نکن، همی من و تو بودیم که خرابش کردیم. فاتحه،فاتحه، جر و بحث نکنین اونم برای یه سلیطه”

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه درمورد برخورداری، محیط زیست، انعطاف پذیری، عدالت اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید