حضور در این کنفرانس مورد شماتت قرار می‌دهند. دستهای از آثار او تحت تاثیر مسائل دهه ۷۰ به نگارش درمیآید
روانی‌پور در سال ۱۳۸۵ از اولین حامیان “کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان” در ایران بود. .(http://fa.wikiquote.or).
هرچند سبک و زبان نویسنده در طول سالها تغییر می‌کند، دغدغه‌های او ثابت هستند؛ عناصر ویژه داستانی، طبیعت حاکم بر فضای داستان‌ها و نقش برجسته زن‌ها، از همان کتاب اول در داستان‌ها حضور دارند. آنچه که در داستانهای روانیپور بیان میشود برگرفته از زندگی او و اجتماع است. در دنیای نویسندگی او، همه چیز تحت کنترل نویسنده است و آنچه که او بیان میکند با آگاهی منطبق است “در دنیای نویسنده، حتی یک برگ هم بدون اجازه و آگاهی او نباید به زمین بیفتد” (مککی،۵:۱۳۸۵).
ن
ن ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشیناهم منهم فهم لایبصرون
۳-۲- اندیشه اجتماعی و روانشناختی
بخش عمده‌ای از درونمایه داستان‌های روانی‌پور مسائل اجتماعی است.
“روانی‌پور تعهد اجتماعی ادبیات را از هر مفهوم دیگری برتر می‌داند و در داستان‌هایش بستر اجتماعی اثر را بیش از بیش مورد توجه قرار می‌دهد. شاید به همین دلیل باشد که در وارد شدن به مسائل سیاسی و درگیری‌هایی جناحی، نمی‌تواند از اشاره به رخدادهای اجتماعی که پیش زمینه‌ای سیاسی دارند چشم‌پوشی کند” (رضایی زاده،۱۸:۱۳۸۲).
از مهمترین مسائل اجتماعی که دستمایه داستان‌های او قرار گرفته است، مسائل زنان، فقر، تکنولوژی، عشق و….است.
۳-۲-۱-اندیشه زنان:
نادیده گرفتن حقوق زنان در طول تاریخ در تمامی‌جوامع به صورت‌های گوناگون وجود داشته است. از نادیده انگاشتن حق و حقوق طبیعی زنان تا فقر معنوی، روحی و مادی، بی سوادی و عدم دسترسی به امکانات. با نگاهی به روابط زن و مرد و جایگاه آنان در جوامع ابتدائی در ابتدای پیدایش جهان و زندگی بشر بر کره خاکی دیده میشود که مرد و زن در آغاز زندگی بشر بر کره خاکی در کنار هم و با برابری کامل زندگی می‌کردند. پس از دوران گردآوری خوراک و شکار، یعنی در عصر نوسنگی(neolithique) زن قدرت بسیار می‌یابد و شأ‌ن و منزلتی شایان کسب می‌کند. در این دوران، کار زن کشاورزی و کار مرد دامداری است بنابراین به اقتضای کار و اشتغالش، مادر، سرور طبیعت دانسته می‌شود و کیش و پرستش زن ایزدان رواج می‌یابد. شاید این به معنای نظام مادر سالاری نباشد اما این دوران، دوران فرمانروایی مادر است و از قدرت مرد کاسته می‌شود. از دوران پارینه سنگی تا عصر آهن، زن و مرد با انصاف و عدالت و مساوات‌خواهی نسبی، وظایف و تکالیف را بین خود تقسیم می‌کنند. از لحاظ تاریخی، عصر مفرغ، نظام پدر سالاری بر سراسر خاورمیانه حکمفرماست (ر.ک.ستاری،۷:۱۳۷۳).
در ایران در یک دوره نسبتاٌ طولانی از آغاز رواج کشاورزی تا آغاز عصر دولت- شهرها نظام اجتماعی و سیاسی بر قدرت زنان به ویژه مادران تکیه داشته، به اصطلاح دوران زن سروری یا مادر سالاری خوانده می‌شده است. “زن در اندیشه ساکنان قدیم این سرزمین و جوامع هم فرهنگ با آن، نه تنها برابر مرد که گاهی برتر از مرد بوده است” (لاهیجی،۵۹:۱۳۷۷). تقریبا با تشکیل دولت ماد دوران مادر سالاری پایان می‌یابد و پدر سالاری جایگزین آن می‌شود. با پایان دوران مادر‌سالاری و به موازات تکامل ابزار تولید و گسترش برده‌داری زنان ایرانی پایگاه پیشین خود را از دست می‌دهند و به بطن جامعه رانده می‌شوند. قدرت به دست مردها می‌افتد و زنان کم‌کم از صحنه اجتماع حذف می‌شوند(ر.ک.ستاری،۱۹:۱۳۷۳). “عده‌ای کشته شدن”سوتاپگ” همسر”کوی اوسن” به دست”رُستخم” پهلوان نامی ایران را که نخستین زن‌کشی تاریخی و افسانه‌ای در شاهنامه است و از اجرای آن با غرور و افتخار فراوان و به منزله عملی قهرمانی یاد شده است، نشانه نمادین پایان دوره مادرسالاری در این سرزمین می‌دانند” (لاهیجی،۲۶۰:۱۳۷۷).
روانی‌پور به گونه‌ای نمادین به پایان دوران مادرسالاری و حکومت پدرسالاری اشاره می‌کند و ریشه آن را در دولت ماد و آریایی‌ها که به این سرزمین مهاجرت کردند، می‌داند.
“اگر بگردی سر از آن روزها در می‌آوری، همان روزها، ابتدای هستی این آب و خاک که ناگهان مادها سوار بر اسب روی این نقشه جغرافیایی یله شدند…از آنجا می‌توانی شروع کنی که چه کسی پیراهنش زیر سوزن چرخ گیر می‌کند و بعد بلعیده می‌شود…تقصیر آن اولین سوارکار است که ناگهان به دشتی درندشت و سبز رسید و فریاد کشید:همین جا اتراق می‌کنیم” (روانی‌پور،۱۴۶:۱۳۸۳).
وی معتقد است ریشه بسیاری از مسائل در بوجود آمدن دولت مادها است “هر اتفاقی روی این کره خاکی بیفته ریشه‌اش در هزاران سال پیشه…برای یافتن گناهکار اصلی…باید به زمانی برگردیم که مادها در ایران ماندگار شدند” (همان،۷۲:۱۳۸۳).
اگرچه سالیان زیادی زنان از صحنه اجتماع بیرون رانده شدند و حکومت‌های دینی و غیر دینی که در ایران سرکار آمدند به این انزوا کمک کردند ولی با وجود همه این موانع، زنان گذشته خود را فراموش نکردند و به صورت‌های گوناگون در عرصه جامعه حضور داشتند. با پیشرفت علم و تکنولوژی زنان کم‌کم از پیله‌های فراموشی درآمدند و در حوزه‌های علم و سیاست و اقتصاد وارد شدند. با اینکه آزادی پیشین را نداشتند اما در عرصه‌های گوناگون سعی در ابراز وجود خود کردند. در آثاری که زنان در قرن‌های گذشته نوشته‌اند، تحت تاثیر مردان بوده‌اند اما این خود نشان از حضور آنان در جامعه می‌دهد. ادبیات یکی از این حوزه‌هاست که زنان همچون مردان با نوشتن آثاری خود را مطرح کردند و به این طریق ندای زنان را به گوش جهان رساندند.
“باتوجه به اینکه ادبیات جهان از آغاز مرد محور بوده است زنان تلاش کرده‌اند تا آثاری با محوریت زن بیافرینند. در این آثار کوشش‌هایی برای بیان هویت شخصی زنان و جستجوی خود صورت گرفته است. نوشتن، اتوبیوگرافی، انتشار یادداشت‌های روزانه و دفترچه خاطرات همه به نوعی در جهت تفسیری از هویت خود در رابطه با خانواده و جهان پیرامون است” (حسینی،۹۶:۱۳۸۴).
با ورود صنعت چاپ و انقلاب مشروطه، زنان بیشتر در عرصه اجتماع حاضر شدند و این بار دست به قلم شدند تا جای گمشده خود را بازیابند.”نمونه بارز آن حضور شمس کسمایی در میان پیشگامان شعر نو و پروین اعتصامی در میان شعرای چیره دست است” (حسن‌آبادی،۷۲:۱۳۸۱). ظهور فروغ فرخزاد رنگ دیگری به ادبیات زنانه داد. فروغ یکی از زنان مطرح است که با شعر خود، این عرصه را برای حضور زنان مهیا ساخت. در حوزه داستان نیز زنان زیادی وارد عرصه ادبیات شدند و با محوریت قرار دادن زندگی زنان جامعه خود، سهمی ‌در دفاع از این قشر جامعه را بر عهده گرفتند. سیمین دانشور، غزاله علیزاده، شهرنوش پارسی‌پور و منیرو روانی‌پور از جمله زنان داستان نویس معاصر هستند که محور داستان آنان، زنان و مظلومیت‌ها و حقوق فراموش شده آنهاست. منیرو روانی‌پور در هشت اثر خود نگاه ویژه‌ای به زنان دارد و با محوریت قرار دادن زنان روستایی- شهری به زندگی و شرح اندیشه‌های زنانگی و فمینیستی خود پرداخته است.
روانی‌پور در دو فضای متفاوت داستان‌هایش را به نگارش درآورده است. جهان داستانی او به تناسب محیط و فضای خود با هم متفاوت هستند و چهره‌ای که روانی‌پور از زن بیان می‌کند در هر دو حوزه باهم تفاوت دارند. گذشته از این، داستان‌ها در سه دوره زمانی نوشته شده است. این داستان‌ها محصول سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۲ هستند در این قسمت براساس سیر زمانی داستان‌ها و فضای داستانی به مهمترین اندیشه‌های روانی‌پور در خصوص زنان و مسایل آنان پرداخته می‌شود.
روانی‌پور به زنان نگاهی خاص دارد. در هر دو فضای داستانی او، زنان مورد نظر او با هم متفاوت هستند. در فضای داستان‌های روستایی هم حضور زنان فقیر و رنج کشیده اما شجاع و عصیانگر به چشم می‌خورد، هم چهره زنان منفی، که در قالب زنان خرافاتی و زنان سادیسمی‌ معرفی می‌شوند. در کنار خیجو، دی‌منصور، ستاره در اهل‌غرق زنانی چون دایه در سنگهای‌شیطان، نیتوک در کولی‌کنارآتش، ماکو در مجموعه سیریاسیریا، زیتون در طاووس‌های زرد، دایه در شب‌بلند دیده میشوند و در داستان‌های فضای شهر با عنوان “خواهران چندگانه” و “پیرزن‌ها” مواجه می‌شویم که نماد”زن روز‌مره، بازدارنده و غیرمتفکرند. زنی ایستا با خواهش‌های معمولی و زمینی در تقابل با زنان سرکش و در حال حرکت” (احمدی،۳:۱۳۸۳). با توجه به این نگاه خاص نویسنده نسبت به زنان یکی از مهمترین موتیف‌ها و موضوعات مورد بررسی در آثار او زنان هستند. در عین اینکه محور تمام داستانهای روانی‌پور، زنان هستند و مهمترین فعالیت و تلاش او در شناخت این قشر از جامعه و مناسبات آنان است، به مردان در کنار زنان نیز توجه داشته است. گرچه در بعضی داستان‌ها حضور مردان کمرنگ است. در این بخش به مهمترین اندیشه‌های نویسنده راجع به زنان و مردان در کنار زنان پرداخته می‌شود:
۳-۲-۱-۱-سیمای مرد:
روانی‌پور نه تنها به زنان و مشکلات آنان پرداخته، بلکه به نقش مردان در کنار زنان اشاره کرده و در بحث زنان به نگاه متفاوت مردان نسبت به زنان پرداخته است. در “کنیزو” مردان نگاهی منفی و اشیاء‌نگر نسبت به زنان دارند و روانی‌پور به انتقاد از مردان هوسباز پرداخته است. در “اهل‌غرق” که مانیفست اوست نگاه سرشار از عشق و محبت مردان نسبت به زنان را ترسیم می‌کند. در “طاووس‌های زرد” از دید خالو بیان می‌کند که “زن دهاتی عقل معینی ندارد.” (روانی‌پور،۱۳۶۹الف:۸۱).
در اهل‌غرق نگاه زایر به زنان، نگاهی سرشار از عطوفت و مهر است. در نگاه زایر زنان موجودات عجیبی هستند و تنها آنان می‌توانند سراغ عشق گمشده آبی دریایی را به او نشان دهند، “هرچند که زایر مثل همه مردان آبادی می‌دانست که پریان دریایی وقتی به خشکی می‌آیند، اشارات مردان زمین را نادیده می‌گیرند و سراغ گمشده خود را تنها از زنان می‌پرسند و از آنها می‌خواهند که پای خود را با نیمه‌‌ماهی وارش عوض کنند تا او بتواند، زمین را برای یافتن گمشده‌اش هموار کند” (روانی‌پور،۱۳۶۹ب:۷۸) زایر معتقد است این زنان هستند که عشق و فداکاری و ایثار در وجود آنان به ودیعه گذاشته شده است و می‌توانند به آبی دریایی کمک کنند. زنان آن قدر ارزشمند و والا هستند که مردان عاقل جهان شیفته آنان هستند.”زایر مانند تمام مردان عاقل جهان ، اسیر بود، زن حتی اگر مدینه باشد، می‌تواند شیرازه کارها را از دست مردش بگیرد.” (همان،۱۳۶۹ب:۱۴۰) و این معنای عشق‌هایی است که در نگاه مرد جُفره‌ای نسبت به زن وجود دارد حتی اگر زن مدینه باشد که زمین‌گیر و بیمار است.
روانی‌پور به مردانی چون زایر عشق می‌ورزد که این چنین خواهان زن است و او را مورد تکریم قرار می‌دهد. در نگاه این مردان، زنان موجودات خاصی هستند که در

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه دربارهروانی پور، عاشق و معشوق، طلاق
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید