در تفکر اسلامی خدمت به بندگان خداوند متعال، خدمت به خدا و اولیای اوست و از عبادات بزرگ شمرده می شود و این موضوعی پذیرفته شده است که خدمت به خلق پس از ایمان به خدا و ارتباط با او بزرگترین عبادت است. در خدمت رسانی، هر چه کمیت بیشتر و کیفیت صادقانه تر و بدون منت و به دور از انگیزه های غیر الهی باشد و کار با حفظ شخصیت خدمت پذیران انجام گیرد، ارزش بیشتری پیدا می کند و این تنها مؤمنان راستین اند که به قصد انجام وظیفه الهی و احسان به بشریت و عاشقانه و بدون نیرنگ و فریب، پیدا و پنهان و بی منت و مداوم می توانند به بشیریت خدمت کنند(میرعباسی و شریفی، 1389). پیامبر (ص) و بنیان گذار تفکر اسلام رئیس یک قوم و ملت را خادم آنان می خواند تا ارزش و جایگاه خدمت رسانی در حوزه تعلیمات اسلام را به نمایش بگذارد[1]. امام علی (ع) مدیران و استانداران خویش را به خدمت رسانی فرا می خواند چنانکه طی نامه ای به استاندار مکه می نویسد: “در مصرف اموال عمومی که در دست تو جمع شده است، اندیشه کن، و آن را به عیال مندان و گرسنگان پیرامونت ببخش و به نیازمندان و مستمندانی که سخت به کمک مالی تو احتیاج دارند برسان” (نهج البلاغه، نامه 67)

این مساله آنچنان مورد توجه راهنمایان تفکر اسلام بوده است که خدمت به مردم را چون صدقه دانسته اند و روایات متعددی با عبارت “بهترین شما کسی است که…” در فضیلت خدمت به مردم و با تعابیر مختلف آمده است و حتی در زبان روایات کسی که اهتمام به امور مسلمین نداشته باشد، نامسلمان خوانده شده است؛ همانطور که پیامبر اسلام در این باره می فرمایند: کسی که در هر صبحگاه به امور مسلمین همت نگمارد و در اندیشه کارهای آنان نباشد از آنها نیست و کسی بشنود مردی فریاد می زند و کمک می طلبد و به او کمک نکند، مسلمان نیست(مستدرک الوسائل، ج 12، ص 383).

راهنمایان تفکر اسلامی علاوه بر قول های متعدد در این زمینه، در جنبه های عملی نیز این مسأله را اعمال می کردند. برای نمونه امام علی(ع) علاوه بر این که خودشان با قبول مسئولیت سنگین خدمت به مردم، شبانه روز مجری سرسخت عدالت و خدمت بودند، والیان خود در سرتاسر حکومت شان را نیز از افرادی مؤمن، کاردان، پرهیزگار، و عاشق پیشگان خدمت انتخاب کرده بودند و همواره توصیه می کردند که در خدمت به افراد بکوشید و در اجرای عدالت احدی را بر دیگری ترجیح ندهید (میرعباسی و شریفی، 1389).

احسان و خدمت به مردم ویژگی پسندیده ای است که بارها کتاب مقدس تفکر اسلامی یعنی قرآن کریم انسان ها را به انجام آن ترغیب کرده است. خداوند متعال نیکوکاران را دوست دارد و آنها را به پاداشی عظیم مژده داده است. دست گیری از مردم و کمک در حل مشکلات مادی و معنوی آنها و شاد کردن قلب های مؤمنان جلوه هایی از احسان است. نیکی به مردم ویژگی است ارزشمند که با ایمان به خدا موقعیتی را به وجود می آورد که انسان با تکیه بر فضل پروردگار، با شور و علاقه، خوبی را ترویج دهد و با عشق و ایثار در برداشتن موانع از سر راه دیگران لذت آسوده زیستن را به کامشان گوارا کند(میرعباسی و شریفی، 1389).

در احادیث و متون اسلامی، به ارزش ذاتی احسان و خدمت به مردم اشاره شده و آن را به زمان و مکان و یا اشخاص خاصی محدود نکرده اند. هرچه دامنه این عمل پسندیده گسترش یابد و  در شعاع تابش آن انسان های بیشتری قرار بگیرند، خداوند بر نزول برکت و رحمت خویش می افزاید. پیامبر اسلام (ص) در این باره می فرمایند: “پس از ایمان به خداوند سرآمد تمام اعمال، مهربانی و نیکی به مردم است؛ چه خوب باشند و چه بد” (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 67).

در ادامه به گوشه ای از سفارشات رسیده پیرامون موضوع خدمت در مبانی تفکر اسلامی اشاره می شود:

–       پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند: هرکه برای رفع حاجت برادر مؤمنش(که به صلاح اوست و موجب رضایت خداوند است) تلاش کند، مانند کسی است که خداوند را هزار سال پرستیده است و لحظه ای مرتکب خطا و گناه نشده است (کمال الدین، ج 2، ص 541) و در جای دیگر می فرمایند: کسی که حاجتی را از برادر مؤمنش روا کند، مانند کسی است که در تمام عمرش به خداوند خدمت کرده است(أعلام الدین، ص 148) ضمن اینکه خدمت به مردم منجر به تسخیر قلب آنان می شود و بدرفتاری با آنها باعث بغض و تنفر آنها خواهد شد(من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 380).

–       امام علی (ع) می فرمایند: بهترین مردم کسی است که به مردم سود رساند (غررالحکم، ص450، ح10352). و در جایی دیگر می فرمایند: مردم پس از عمل به واجبات، کاری بهتر از اصلاح بین مردم با گفتار نیک و هدف خیر نمی توانند انجام دهند (ارشاد القلوب، ج1، ص 165). همچنین ایشان چنین می فرمایند که از والاترین خوشبختی ها اصلاح امورات مردم است (غررالحکم، ص482، ح11128) ضمن اینکه هر که بزرگوار باشد، به دیگران خدمت می کند(غررالحکم، ص379). همچنین ایشان از قول پیامبر گرامی اسلام می فرمایند که هر مسلمانی به گروهی از مسلمانان خدمت کند، خداوند به تعداد آنان در بهشت به او خادم عطا می کند(وسائل الشیعه، ج 16، ص 380).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   نظریه پردازش وارونه و ذهن آگاهی

–       امام حسین (ع) می فرمایند: نیاز های مردم از جمله نعمت های خداوند است برای شما، پس از مراجعه مردم به خودتان اظهار خستگی نکنید (بحارالانوار، ج 75، ص 318).

–       امام صادق (ع) نیز می فرمایند: هرکه مشکلی از مؤمنی حل کند، خداوند مشکلش را حل می کند؛ و هر که عیب مؤمنی را بپوشاند، خداوند آبرویش را حفظ می کند و مادامی که در حال کمک کردن به دیگران است، به او کمک می کند (عوالی اللآلی، ج 1، ص 37).

–       امام موسی کاظم (ع) می فرمایند: همانا واجب ترین حق برادرت بر تو آن است که چیزی را که سبب نفع دنیا و آخرت اوست، از وی پنهان نکنی(بحارالانوار، ج 75، ص 328).

2-1)       اصول رفتار خادمانه در تفکر اسلامی

بر اساس تعالیم اسلامی خدمت به مردم، در صورتی مقبول درگاه الهی است که شرایط لازم را داشته باشد(موسوی لاری، 1376، ص 208). مهمترین این شرایط عبارتند از:

2-9-1) اخلاص: قبولی هر عملی از جمله خدمت رسانی، در گروه اخلاص و انگیزه داشتن است و این همان چیزی است که خدمت صادقانه را از خدمت فریب کارانه جدا می کند.بسیاری از کارهای خیر افراد، وسیله ای برای ارضای نیازهای خودخواهانه قرار می گیرد و برای رسیدن به مقاصد شخصی از آن استفاده می شود.این نفع جویی، گاهی در لباس ریاکاری، و زیر نقاب نوع دوستی، خود را پنهان می کند(موسوی لاری، 1376، ص 208). آنچه ارزش خدمت به مردم را بالا می برد و یا از ارزش آن می کاهد، انگیزه هایی است که خدمت بر اساس آنها شکل می گیرد. برخی انگیزه خدمتشان احساس نوع دوستی و انسان گرایی است. اینان بر این باورند که خدمت به دیگران، مرز، نژاد، عقیده و… نمی شناسد، بلکه هر جا انسانی یافت شود باید به او خدمت کرد. صاحبان این تفکر، اصل خدمت را ملاک می گیرند، اما به متعلق آن کاری ندارند.

انگیزه برخی دیگر، یک نوع داد و ستد است؛ یعنی قدمی بر می دارند تا قدمی بر ایشان برداشته شود. به اصطلاح، کاسه آنجا رود که قدح باز آید. در این بینش، نه انگیزه مردمی وجود دارد و نه احساس نوع دوستی. اینان خدمت می کنند تا به نام و نانی برسند و شهرت و مقامی به دست آورند یا به اغراض و اهداف سیاسی و مانند آن دست یابند. پس انگیزه اساسی آنان، عشق به اصل خدمت نیست.

اما گروه سومی هستند که از افقی بالا به انسان ها می نگرند و در بینش آنان، همه مردم عیال خدایند. پس خدمت کردن به آنان، رنگ الهی دارد. برای تحصیل رضای پروردگار، به خلق خدا خدمت می کنند و آن را وظیفه دینی خود می شمارند. آن که برای خدا، به خلق خدا خدمت می کند، چشم داشت پاداش را هم فقط از خدا دارد و از ناسپاسی دیگران سست نمی شود و انتظار ندارد مردم از زحمات او تقدیر کنند و بر او آفرین بگویند.( میرعباسی و شریفی، 1389، ص 191)

2-9-2) خوش رفتاری با خدمت جویان: اگر خدمتگزار، در کار خود خدا را در نظر داشته باشد، هرگز با مدد جو بد اخلاقی نمی کند

2-9-3) شتاب در خدمت رسانی: یکی از آداب احسان و خدمت مردم، شتاب در این عمل است. از دست دادن وقت و منتظر نگه داشتن نیازمندان، سبب پشیمانی و حسرت می شود و آدمی را از پاداش شایسته و آرامش وجدان محروم می سازد. امام علی (ع) می فرمایند: “برطرف کردن نیازهای مردم پایدار نیست مگر به سه چیز: 1- کوچک شمردن خدمت، تا خدا آن را بزرگ نماید، 2- پنهان داشتن آن، تا خدا آن را آشکار سازد، 3- شتاب در برآوردن نیاز، تا برای محتاج گوارا و مسرت بخش باشد” (نهج البلاغه، ص1131).

2-9-4) پرهیز از منّت گذاری: گاهی ممکن است خدمتی برای خدا انجام گیرد ولی پس از اتمام، دچار آفت شود و ارزش خود را از دست بدهد؛ قرآن مجید به نیکوکاران هشدار می دهد که صدقات خود را با منّت گذاشتن و اذیت کردن باطل نکنند (بقره، آیه 264). امام علی (ع) خطاب به مالک اشتر و همه کارگزاران جامعه هشدار می دهد که مبادا خدمات عمومی را با منّت آلوده سازند و می فرمایند: منّت نهادن، ارج نیکی را می برد(نهج البلاغه، نامه 45). در واقع خدمت به دیگران خدمت به خود است؛ بنابراین جایی برای منّت باقی نمی ماند. توضیح آنکه ثمره خدمت به دیگران، به خود خدمت کننده هم در دنیا و هم در آخرت باز می گردد. امام علی (ع) در این باره می فرمایند: هرکس کار نیکی کند، به خودش نیکی کرده است و از دیگری پاداش و سپاس آن نیکی را که به خود کرده است، نخواهد (دعائم الاسلام، ج 2، ص 320)

[1]  سیّد القوم خادمهم (من لا یحضره الفقیه، ج4،  326).