(سایت مرجع پژوهش علمی ) - پایان نامه رایگان

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

3-6-2. رعایت نکات دستوری به صحیح ترین شکل 16
3-6-3. ایجاز16
3-6-4. موسیقی 17
3-6-5. طنز و ظرافت 17
3-7. ویژگی های زبان سعدی 17
3-8. برخی ویژگی های غزل سعدی 18
3-8-1. ویژگی های آوایی 18
3-8-2. ویژگی های واژگانی 18
3-8-3. ویژگی های نحوی19
3-8-4. ویژگی های بلاغی 19
3-9. مضامین غزلهای سعدی 20
3-10. ویژگی های غزل انوری 20
3-10-1. سهل و ممتنع بودن 20
3-10-2. ایجاز 20
3-10-3. موسیقی 20
3-11. مضامین غزل های انوری 21
فصل چهارم : تحلیل غزل ها
4-1. غزلیات سعدی 23
4-1-1. روی تو خوش می نماید آیینه ی ما 23
4-1-2. شب فراق که داند که تاسحر چند است 26
4-1-3. افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده ست 29
4-1-4. ای لعبت خندان لب لعلت که مزیده است 33
4-1-5. از هرچه می رود سخن دوست خوش تر است 38
4-1-6. این بوی روح پرور از آن خوی دلبر است 42
4-1-7. عیب یاران ودوستان هنر است46
4-1-8. هرکسی را نتوان گفت که صاحب نظر است 51
4-1-9. فریاد من از فراق یار است 55
4-1-10. چشمت خوش است و بر اثر خواب خوش تر است 57
4-2-11. عشرت خوش است و بر اثر خواب خوش تر است 60
4-1-12. درد عشق از تندرستی بهتر است 64
4-1-13. زِ هَرچه هست گزیر هست و ناگزیر از دوست 66
4-1-14. صبحی مبارک است نظر بر جمال دوست 69
4-1-15. آن بِه که چون منی نرسد در وصال دوست 73
4-1-16. گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست 76
4-1-17. صبح می خندد و من گریه کنان از غم دوست 79
4-1-18. این مطرب از کجاست که بر گفت نام دوست 82
4-1-19. تا دست ها کمر نکنی بر میان دوست 86
4-1-20. ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست 89
4-1-21. ز حدّ گذشت جدایی ما ای دوست 93
4-1-22. آب حیات من است خاک سرکوی دوست 96
4-1-23. مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست 99
4-1-24. شادی به روزگار گدایان کوی دوست 102
4-1-25. صبح دم خاکی به صحرا بر باد از کوی دوست105
4-1-26. به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست 108
4-1-27. از جهان برون نیامده جانانت آرزوست 112
4-1-28. مرا خود با تو چیزی در میان هست 116
4-1-29. بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست 119
4-1-30. هرچه در روی تو گویند به زیبایی هست 122
4-1-31. مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست 125
4-1-32. هرکه هر بامداد پیش کسی ست 129
4-1-33. دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست 132
4-1-34. خوش تر از دوران عشق ایام نیست 135
4-1-35. کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست 138
4-1-36. ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست 142
4-1-37. گر صبر دل تو هست و گر نیست 146
4-1-38. جان ندارد هر که جانانیش نیست148
4-1-39. هرچه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست 151
4-1-40. با فراقت چند سازم برگ تنهاییم نیست 154
4-1-41. خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست 158
4-1-42. هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم 161
4-1-43. از در درآمدی و من از خود به در شدم 165
4-1-44. در من این هست که صبرم ز نکو رویان نیست 168
4-1-45. روز وصلم قرار دیدن نیست 170
4-1-46. نه خود اندر زمین نظیر تو نیست 173
4-1-47. چو ترک دلبر من شاهدی به شنگی نیست 175
4-1-48. به کوی لاله رخان هر که عشق باز آید 177
4-1-49. من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم 180
4-1-50. دل پیش تو و دیده به جای دگرستم 184
4-2. غزلیات انوری 187
4-2-1. جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا 187
4-2-2. ای کرده در جهان غم سمر مرا 190
4-2-3. گر باز دگر باره ببینم مگر او را 192
4-2-4. بتی دارم که یک ساعت مرا بی غم بنگذارد 194
4-2-5. حسن تو گر بر همین قرار بماند 195
4-2-6. گل رخسار تو چون دسته بستند 197
4-2-7. عالمی در ره تو حیرانند 199
4-2-8. آن روزگار کو که مرا یار، یار بود 201
4-2-9. ای دلبر عیار ترا یار توان بود 203
4-2-10. یا وصل تو را عنایتی باید 205
4-2-11. ز عمرم بی تو درد دل فزاید 207
4-2-12. ای غم تو جسم را جانی دگر 208
4-2-13. نگارا بر سر عهد و وفا باش 210
4-2-14. به جان آمد مرا کار از دل خویش212
4-2-15. ساقی اندر خواب شد خیز ای غلام 213
4-2-16. روی ندارم که روی از تو بتابم 215
4-2-17. کز نداند کز غمت چون سوختم 217
4-2-18. دل از خوبان دیگر بر گرفتم 219
4-2-19. برآنم کز تو هرگز برنگردم 221
4-2-20. بدان عزمم کهدیگر ره به میخانه کمربندم 223
4-2-21. زیر بار غمی گرفتارم 225
4-2-22. دل باز به عاشقی در افکندم 227
4-2-23. تا به کوی تو رهگذر دارم 229
4-2-24. هرچند غم عشقت پوشیده همی دارم 231
4-2-25. جز سر پیوند آن نگار ندارم 233
4-2-26. یارم توایی به عالم یار دگر ندارم 235
4-2-27. دل رفت و این بتر بر دلبر نمی رسم 237
4-2-28. کار جهان نگر که جفای که می کشم 239
4-2-29. ای آرزوی جانم در آرزوی آنم 241
4-2-30. ای دوست تر از جانم زین بیش مرنجانم 242
4-2-31. جانا ز غم عشق تو امروز چنانم 244
4-2-32. نگارا جز تو دلداری ندارم 246
4-2-33. بیا ای راحت جانم که جان را بر تو افشانم 248
4-2-34. من که باشم که تمّنای وصال تو کنم 250
4-2-35. دل را به غمت نیاز می بینم 252
4-2-36. سر آن دارم کامروز بر یار شوم 254
4-2-37. آخر به مراد دل رسیدیم 257
4-2-38. بی تو جانا زندگانی می کنم 259
4-2-39. تا رخت دل اندر سر زلف تو نهادیم 261
4-2-40. ای روی خوب تو سبب زندگانیم 263
4-2-41. درمان دل خود از که جویم 265
4-2-42. ای بندۀ روی تو خداوندان 267
4-2-43. عاشقی چیست مبتلا بودن 270
4-2-44. هم مصلحت نبینی رویی به ما نمودن 273
4-2-45. آتش ای دلبر مرا بر جان مزن 275
4-2-46. به عمری آخرم روزی وفا کن 277
4-2-47. ای بت یغما دلم یغما مَکن279
4-2-48. ز من حجره خویش پنهان مکن 281
4-2-49. ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو 282
4-2-50. مرا وقتی خوش است امروز و حالی 284
فصل پنجم : نتایج پژوهش و ارائه ی پیشنهاد
5-1. نتیجه 287
5-2. پیشنهاد 288
نمودارها 289
منابع 296

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
1-نمودار انواع مضمون در غزلیات سعدی 290
2-نمودار انواع مضمون در غزلیات انوری 291
3-نمودار انواع وزن در غزلیات سعدی 292
4-نمودار انواع وزن در غزلیات انوری 293
5-نمودار انواع بحر در غزلیات سعدی 294
6-نمودار انواع بحر در غزلیات انوری 295
چکیده
غزل، یکی از قالبهای مهم و پر کاربرد شعر فارسی است. سعدی و انوری، دو شاعر برجسته ی ایرانی در این حوزه به شمار می روند. تحلیل و پژوهش ساختاری شیوه علمی نوینی است که می تواند به شناخت کیفیت آثار ادبی کمک شایانی کند. غزلیات سعدی و انوری به لحاظ بهره مندی از زبان، موسیقی و مضامین نزدیک به هم و مشترکات فراوان دیگر ، قابل مقایسه هستند. این آثار گنجینه‎ای از هنرهای بلاغی و ترفندهای ادبی هستند و در این پژوهش، کوشش شده است با بررسی مو شکافانه ی غزلیات این دو شاعر بزرگ، در حیطه ساختار، کیفیت اشعار و هنر شاعران با هم مورد مقایسه قرار گیرد. نتیجه بدست آمده نشان می دهد غزلیات سعدی برخلاف انوری ، به ابتکار مضمون مشخص نمی شود و با توسل به استعاره و کنایه و تشبیهات خاص تازگی پیدا نمی کند. سخنان سعدی در یک سطح قرار دارد و نشیب و فراز آن چون انوری محسوس نیست. و راز زیبایی سخن سعدی همان ریزه کاری های نا محسوس است. این تحقیق نشان داد ابداع سعدی در سادگی و جمله بندیست و انوری علی رغم بهره مندی از رقت لحن ، از عادت قصیده و قطعه سرایی خود عدول نکرده است تا برخی عناصر شکلی در غزل او تحت تاثیر محتوای قصیده و قطعه باشند. طرز تعبیر و شیوه ی ترکیب جمله و بازیهایی که این دو شاعر با الفاظ می کنند، هم تشابه دو قریحه را نشان می دهد، هم درجه ی تاثیر سعدی را از انوری محسوس می کند و هم بیانگر سیر تکاملی زبان است.
کلید واژه ها: غزل- تحلیل ساختاری – سعدی - انوری

41338530099000
فصل اول
کلیات تحقیق
26355851276314
1-1. مقدمه ی تحقیق
غزل یکی از قالبهای پرکاربردو شیرین شعر فارسی است که یکی از ستونهای اصلی شعر و ادب فارسی به شمار می رود. این قالب در ادبیات ایران توسط شاعران بنامی همچون سعدی، حافظ، انوری، مولاناو. . به اوج رسید و انوری و سعدی دو شاعر برجسته ی ایرانی نقش به سزایی در تکوین غزل فارسی داشته اند و مخصوصاً در غزل عاشقانه، از شاعران سرآمد و بی بدیل ایران به شمار می روند.
از جایی که بررسی و تحلیل آثار ادبی با روش های علمی و نوین، بهتر امکان پذیر است، بهتر است با رویکردهای نوینی چون رویکرد ساختاری به تحلیل علمی آثار ادبی بپردازیم و در واقع می توان گفت که مکتب ساختارگرایی در ادامه ی کوشش فرمالیست ها بوجود آمد و در ابتدای قرن بیستم بسیار اهمیت یافت. هدف این رویکرد، در حاشیه قرار دادن زندگی نامه ی مولف یا شاعر و توجه به ساختار اثر ادبی است. بنابراین تحلیل ساختار گرایانه ی غزلیات سعدی و انوری، راهی بهتر و مفیدتر برای شناخت کیفیت این دو اثر ارزشمند است.
علت اصلی انتخاب این موضوع توسط نگارنده، علاقه ی بیش از حد به شعر فارسی و مخصوصاً غزل عاشقانه است. اما انتخاب تحلیل ساختاری آثار شاعران غزل سرای ایران، که روش جدیدی در نقد ادبی است، به پیشنهاد استاد محترم مشاور، مورد توجه ی نگارنده قرار گرفت و از آنجایی که منابع کافی در باب غزلیات عاشقانه ی فارسی، نقد ادبی، ساختار گرایی، موسیقی شعر و تا حدودی بررسی تحلیلی اشعار انوری و سعدی وجود داشت، این موضوع را به عنوان پژوهشی مفید و ارزشمند برشمردم و در این بین راهنمایی‎های دلسوزانه و ارزشمند اساتید راهنما و مشاور موجب شد مسیر این پژوهش تا حدود زیادی هموار گردد.
پایان نامه ی حاضر در پنج فصل تدوین شده است. بعد از فصل اول که به کلیات اختصاص دارد، فصل دوم شامل مبانی نظری پژوهش است که شامل تعاریف اثبات شده ای از غزل و ساختار، شعر، شناخت تاریخی ساختار گرایی و اصول ساختار گرایی است و در برگیرنده ی نتیجه گیری کلی نگارنده از هرمبحث می‎باشد.
فصل سوم این پایان نامه، شامل معرفی دو شاعر بزرگ ایرانی، سعدی و انوری است. در این فصل به زندگی نامه، دیدگاه صاحب نظران درباره ی سعدی و انوری، آثار این دو شاعر، سبک دو شاعر و ویژگی های شعر این دو شاعر پرداخته ام.
در فصل چهارم به تحلیل ساختاری غزل های این دو شاعر بزرگ پرداخته ام. در این بخش ابتدا مضمون‎های غزل ها مورد تحلیل قرار گرفته است و سپس طبق اصول تحلیل ساختار گرایانه، زبان، صنایع لفظی و معنوی، موسیقی و وزن، قافیه و ردیف و حتی معنای محتوای غزلها هم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
در فصل پنجم، مهمترین نتایج حاصل از تحلیل ساختاری غزلیات سعدی و انوری ذکر شده و آثار این دو شاعر از این حیث با هم مقایسه شده اند. همچنین نمودارهایی از مقایسه ی کیفیت شعر این دو شاعر، در این فصل آمده است.
1-2. بیان مسئله
غزل در ادبیات ایران یکی از قالبهای تأثیر گذار و پرکاربرد است. یکی از دلایل محبوبیت آن شاید این باشد که غزل روایت گر ادبیات غنایی ایران است. در این میان شاعران برجسته ای بوده اند که در تکوین غزل فارسی نقش ایفا کرده اند. سعدی و انوری دو شاعر برجسته ی ایرانی هستند که زبان آنها در غزل بسیار شبیه به هم بوده است. آنها از جمله شاعرانی هستند که غزلهای عاشقانه ی ماندگاری از خود برجای گذاشته اند. اما امروز راههای شناخت کیفی آثار ادبی، با بهره گیری از روشهای علمی جدید و نظریه های ادبی معاصر، بهتر امکان پذیر است. یکی از این نظریه ها، نظریه ی ساختار گرایی است. «ساختار در لغت به معنای اسکلت و استخوان بندی و در اصطلاح نقد ادبی به طور کلی به شیوه ی اتصال میان اجزای سازنده ی اثر ادبی عطف می کند (داد، 1390 : 274). مکتب ساختار گرایی در ادامه ی کوشش فرمالیست‎ها پدید آمد و در آغاز قرن بیستم اهمیت یافت. به این منظور با رویکرد ساختار گرایی و مبنا قرار دادن مضامین غزل ها و سایر عناصر سازنده ی پیکره ی غزل، همچون صنایع بدیعی و لفظی، زبان و موسیقی، وزن، سبک و... غزلیات سعدی و انوری مورد تحلیل قرار گرفته است تا از این طریق بتوان به کشف عوامل موثر در انسجام ساختاری پنهان اثر دست یافت .
1-3. سوالهای تحقیق
سه پرسش اصلی در این تحقیق عبارتند از :
1 ـ ساختار غزلیات سعدی و انوری چگونه است ؟
2ـ چه ویژگی های ساختاری، غزلیات سعدی و انوری را از آثار سایر غزل سرایان متمایز ساخته است ؟
3 ـ چه تفاوت ها و شباهت های ساختاری در غزلیات سعدی و انوری به چشم می خورد ؟

1-4. اهمیت و ضرورت تحقیق
اگرچه درباره ی سعدی و انوری، تحلیل های ساختاری جدا گانه ای انجام شده است و غزلیات این دوشاعر، بسیار مورد تحلیل قرار گرفته اند، اما در بخش مقایسه ی نتایج حاصل از این تحلیل ها، نیاز به نقد و تحلیل براساس نظریه های نوین علمی با رویکرد ساختاری، احساس می شود.
1-5. پیشینه ی تحقیق
ساختار گرایی را به عنوان جنبشی در مطالعات ادبی می شناسیم که در ادامه ی تلاش فرمالیست ها و بیان آرای فردینان دوسو سور در اوایل قرن بیستم مطرح شد و در واقع ساختار گرایی پاسخی بود برای نیازی مسلم به نظمی منسجم، از این جهت مکتب ساختار گرایی شکل گرفت و اهمیت یافت.
غزلیات سعدی و انوری به طور جداگانه بار ها مورد تحلیل قرار گرفته اند. زبان پر از رمز و راز این شاعر، استفاده از ترفندهای عجیب و غریب ادبی و استادی این دو شاعر در حیطه ی موسیقی و وزن، باعث شد بسیاری از علاقه مندان شعر و غزل فارسی، آثار این دو شاعر را مورد تحلیل قرار دهند.
در مورد سعدی، دکتر سعید حمیدیان در کتاب «سعدی در غزل» گونه های غزل، شاخه های غزل و مضامین غزل سعدی را مورد تحلیل قرار داده است. همچنین علی دشتی در کتاب (قلمرو سعدی) سعدی را با تعدادی از شاعران برجسته ی ایرانی از جمله «انوری» مقایسه کرده است. دکتر محمد علی همایون کاتوزیان در کتاب «سعدی شاعر عشق و زندگی» نیز جنبه های مختلفی از شعر سعدی را تحلیل کرده است و دکتر زرین کوب در کتاب «حدیث خوش سعدی» قسمتی از ساختار غزلیات سعدی را مورد تحلیل قرار داده است.
عبدالجواد موسوی در کتاب «حکمت شادان» و در فصل نخست آن به تحلیل غزلهای انوری پرداخته است.
دکتر مصطفی گرجی (1385)در مقاله ای تحت عنوان «تحلیل ساختاری غزلیات انوری» به تحلیل ساختار گرایانه ی بخشی از غزلیات انوری پرداخته است. در هر صورت تا کنون در بخش های مختلف، غزل های این دو شاعر مورد تحلیل ساختار گرایانه قرار گرفته اند اما بررسی ها نشان می دهد که تا کنون تحلیل ساختاری غزلیات این دو شاعر با هم مورد ارزیابی و مقایسه قرار نگرفته است. بنابراین در این پایان نامه به این مبحث پرداخته می شود.
1-6. اهداف تحقیق
هدف از این تحقیق، بررسی و تحلیل ساختاری غزلیات سعدی و انوری، به منظور کشف انسجام و یکپارچگی و کیفیت غزلها از طریق مقایسه ی نتایج حاصله است. همچنین یکی دیگر از اهداف این تحقیق، بررسی عناصر ساختار غزلهای سعدی و انوری و تحلیل کمی و کیفی آنهاست تا علاقه مندان به شعر و ادب فارسی بیشتر با هنر های پنهان این شاعران آشنا شوند.
1-7. فرضیه های تحقیق
1ـ غزلیات سعدی و انوری دارای ساختاری منسجم و یکپارچه هستند.
2ـ ویژگی های زبانی، بلاغی و. . . متعددی، غزلیات سعدی و انوری را از آثار سایر غزلسرایان، متمایز
ساخته است.
3ـ تفاوت ها و شباهتهای ساختاری متعددی در غزلیات سعدی و انوری به چشم می خورد.
1-8. روش تحقیق
روش تحقیق در این پایان نامه توصیفی ـ تحلیلی است و گردآوری مطالب به روش کتابخانه ای انجام شده است. همچنین جامعه ی آماری این تحقیق، تعداد 50 غزل از غزلیات سعدی و 50 غزل ازغزلیات انوری بوده است که بصورت کاملاً تصادفی از میان غزلهای این دو شاعر برجسته جدا شده اند .
1-9. تعاریف واژه های کلیدی
غزل :
غزل در اصطلاح شعر فارسی، شعری است که بر یک وزن و قافیه و با مطلع مصرع که حد
معمول متوسط ما بین پنج تا دوازده بیت باشد.
تحلیل ساختاری :
در تحلیل ساختاری، قطعات و پازلهای تشکیل دهنده ی یک متن یا یک اثر ادبی مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرند.
سعدی :
مشرف الدین بن مصلح الدین عبدالله معروف به سعدی شیرازی، شاعر ایرانی سده ی ششم و هفتم هجری.
انوری :
اوحد الدین محمد بن محمد انوری مشهور به انوری ابیوردی، شاعرایرانی سده ی ششم هجری.
22034514430600
فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
26986741787468
2-1. تعریف شعر
در تعریف شعر عقاید و سخنان مختلفی ارائه شده است و هر یک از بزرگان و اندیشمندان در تعریف آن نظر مستقلی دارند. به طوری که می توان در تعریف شعر صدها و یا بیشتر از آن جملۀ قصار نوشت و یا از دیگران نقل کرد.
یکی از این تعریف ها که به نظر من بسیار منطقی به نظر می رسد، تعریف دکتر خانلری از شعر است که شعر را بیان تخیل می پندارد. ولی دکتر شفیعی کدکنی تعریف جامع تر و پر مغز تری از شعر دارد. می‎فرماید: شعر چیزی نیست جز به موسیقی رسیدن کلام و می گوید:شعر حادثه ای است که در زبان روی می دهد و در حقیقت، گوینده شعر با شعر خود عملی در زبان انجام می دهد که خواننده، میان زبان شعری او و زبان روزمره و عادی تمایز احساس می کند. اما به عقیده من شعر روایتی است مرکب از تصویر و خیال که بر زبان جاری می شود و متعلق به لحظه است، غیر قابل مهار است و سخنی است به شفافیت خیال.
2-2. تعریف غزل
غزل چیست؟غزل در اصطلاح شعر فارسی، شعری است که بر یک وزن و قافیه و با مطلع مصرع که حد معمول متوسط ما بین پنج تا دوازده بیت باشد. اما گاهی بیش از آن تا حدود پانزده و یا شانزده بیت هم گفته‎اند. اما اگر کمتر از پنج بیت باشد می توان آن را غزل ناتمام نامید ولی کمتر از سه بیت را نمی توان غزل گفت.
کلمه غزل در اصل لغت، به معنای عشق بازی و حدیث عشق و عاشقی کردن است؛و چون این شعر بیشتر سخنان عاشقانه را شامل می شود آنرا غزل نامیده اند. اما در غزل سرایی حدیث مغازله شرط نیست بلکه ممکن است متضمن مضامین اخلاقی و دقایق حکمت و معرفت باشد.
در گونه های موفق غزل سنتی، ابتدا به نظر می رسد گفت و گویی میان شاعر و آنچه روبه روی اوست، اتفاق می افتد. در این کلام، سخن خود را در قالب وزن عروضی و قافیه می نمایاند، ردیف و قافیه در حکم مرکزی دوایری هستند که در دوران خویش به نقطه ی غایی می رسند. دوایر متحد المرکز سماع کلماتند از زمین به آسمان. در غزل گویی ردیف و قافیه، سایر کلمات را گرد خود جمع کرده اند.
2-3. ساختار گرایی چیست؟
در علوم اجتماعی و انسانی همیشه مفاهیمی وجود دارند که بر تعریفشان هنوز به جمع بندی دقیق و کاملی دست نیافته ایم و در واقع تعریف جامع و مشخصی برای آنها حاصل نشده است. ساختگرایی یکی از این مفاهیم است.
ساختار از اجزایی تشکیل شده است که آن اجزا در کنشهایشان، در بیشتر مواقع و یا به طور کامل متاثر از ساختاری هستند که در آن قرار گرفته اند. و اجراء خود به صورت مستقل قادر به کنش یا معنادهی و یا شکل گیری نیستند.
بنابراین ساختار در واقع یک ساختمان است که هر یک از اجزای آن در خدمت نم و هماهنگی این ساختمان بکار می روند، . بررسی این اجزاء را تحلیل ساختاری می گویند.
در تحلیل ساختاری قطعات و پازلهای تشکیل دهنده یک متن و یا یک اثر مورد بازبینی و تحلیل و موشکافی قرار می گیرند، با این کار می توان به ساختار کلی متن دست یافت و شناخت بهتری نسبت به آن پیدا کرد.
2-4. شناخت تاریخی ساخت گرایی
کتاب نظریه ادبی ارسطو را می توان قدیمیترین و مهمترین سند در شناخت تاریخی بررسی ساختاری متن دانست و البته این مشروط به این است که ساختار گرایی ادبی را روش بررسی و تجزیه و تحلیل متون ادبی، حساب کنیم.
امّا اگر آن را نظریه ای خاص بدانیم آنگاه باید سر آغاز زندگیش را در ابتدای قرن بیستم بدانیم. بنابراین بررسی ساختاری متن در زمینه سخن هنری را می توان به دو بخش تقسیم کرد؛ 1. مباحثی که در نیمه قرن بیستم شکل گرفت و قلب آن آثار فرمالیست های روسی بود که مهمترین نکته در آن بحث در مورد شکل اثر بود.
2. مباحثی که از دهه ی پنجاه میلادی و بیشتر در فرانسه به گونه ای منظم و دقیق ارائه شد و به روشی نوین در بررسی متون دست یافت که رولان بارت آن را «بررسی ساختاری متن» نامید. (احمدی، 180:1370)
روش بررسی ساختاری متنهای هنری استوار است به مکتب اندیشمندانه ای که با عنوان کلی «ساختارگرایی» مشهود شده است. این مکتب بر اساس گونه ای همزمانی مباحث شکل گرفت که به طوری شگفت انگیز به «تقسیم طبیعی کار» شبیه است:گروهی از اساتید نظام آموزشگاهی دانشگاهی فرانسه، در شاخهای گوناگون دانش، به اهمیت شکل دهی همچون «مجموعه مناسبات درونی عناصر ساختار» پی بردند و در نوشته ها و درس هایشان مدام آن را دقیق و کامل تر بیان کرند. در این میان رولان باروت در سخن ادبی بنیان گذار ساختار گرایی مدرن است.
با این پیش زمینه در این مقال تنها به بیان پاره ای از نظریه های این دانشمند فرهیخته در مورد زبان و متن و تحلیل ساختارگرایانه ی آن اشاره می کنیم.
به گمان باروت «هر گونه نظام نشانه شناسی، شناختنی نیست.» (احمدی، 12:1370)
با توجه به این نظریه، ساختارگرایی ارتباط تنگاتنگی با زبانشناسی پیدا می کند، بطوری که برای تحلیل و نگاه و نقد ساختارگرایانه می بایست به عنصر زبان توجه کرد و آن خود نیازمند شناخت قوانین و قواعد علم زبان شناسی ست.
در یک نظریه دیگر رولان باروت معتقد است آنچه موجب جذب مخاطب به یک اثر هنری می شود زیبایی متن نیست بلکه روش ویژه ی نگارش است. این قطعات هستند که او را شیفته آثار نیچه کرده اند و هیچ کتاب خاصی از نیچه این تاثیر شگرف را بر او ننهاده است. باروت معتقد بود که هر قطعه نشان هوشمندانه‎ای است؛ و بارها از کل یا نظام کاراتر است. قطعه ها خود زندگی مستقلی دارند، ترکیب آنها سخن را می‎آفریند و سخن از زندگی درونی قطعه ها آغاز می شود. باروت از تجربه ی شخصی خود در کپی کردن یک نقاشی ایرانی قرن هفتم به نام «مجلس شکار» یاد کرده است. او به جای تصویر کردن کل، صرفا از پاره های نقاشی اصلی کپی کرد. البته با «ترکیب» پرده های اصلی خوانا نبود، اما به گمان باروت «کار اساسی جز این نمی توانست باشد» . زیرا سر و کار همه ی ما با جرئیات است و نه با تمامیت. در نگاه ساختار گرایانه به یک متن می توان لذت متن را چشید. نگاه ویژه به جزئیات و چیدمان آنها در کنار هم تصویر جدید و زیبا تری منعکس می کند. (احمدی، 213:1370)
به نظر من از دیدگاه ساختار گرایی آنچه در بررسی و شناخت اثر ادبی مهم تر است و باید مورد توجه باشد خود «متن» است و مناسبات درونی آن و نه زمینه های پدید آمدن آن.
در تحلیل ساختاری آنچه هدف ماست، شناخت و بررسی نشانه های اثر ادبی است و ساختارهای صوری آن نه مطالعه ی معنا و دلالتهای اثر ادبی یعنی آن چیزی که دلالت های اثر ادبی را امکان پذیر می کند و به آن ویژگی ادبی می بخشد. (اخلاقی، 1:1377)
با توجه به آنچه گفت شد در می یابیم ساختارگرایی متن نام علم خاص و مشخصی نیست بکه نام نگاه و روش جدیدی در نگریستن به یک پدیده و یا اثر هنری است که از اوایل قرن بیستم به بعد تدریجاً به علوم زیادی بست پیدا کرده است. ویژگی این روش در این است که پژوهشگر، پدیده های گوناگون را به طور جداگانه و مستقل مورد مطالعه قرار نمی دهد بلکه همواره می کوشد هر پدیده ای را در ارتباط با مجموعه‎ی پدیده هایی که آن پدیده جزئی از آنهاست، بررسی می کند. از این دیدگاه هر پدیده جزئی از یک کل یا آنهاست، بررسی می کند. از این دیدگاه هر پدیده جزئی از یک کل یا «ساختار» است که می توان این پدیده را به طور صحیح و کامل فهمید.
ارنست کاسیرر فیلسوف معاصر درباره ی ساختار گرایی به معنای عام آن، در سال1945 گفت: «ساختارگرایی پدیده ای مجزا نیست، بیشتر بیان گرایش همگانی اندیشه است که در دهه های اخیر بیش از پیش تقریباً در تمامی زمینه های پژوهش علمی برتری یافته است» . (اخلاقی، 21:1377)
2-5. اصول ساختار گرایی
ساختارگرایی، هر پدیده، فعالیت یا فراورده فرهنگی را نظام دلالتگری می بیند که از ساختاری که شامل مناسبات درونی خاص خود است، تشکیل شده است. بنا براین می توان گفت کار اصلی تحلیل ساختاری به ترتیب شامل موارد زیر است:
- مشخص کردن اجزاء و عناصر تشکیل دهنده ساختار اثر
- بررسی روابط و مناسبات میان آنها
- شناخت صورت های دلالتگری که وجود معنا را امکان پذیر می کند.
بطور کلی در ساختارگرایی و تحلیل ساختاری متن ادبی، ویژگی هایی که به زبان ادبی شکل می دهند و آن را از حالت زبان عادی خارج می کنند به دو مقوله مربوط می شوند:
1- ساختارهای ثانوی که روی ساختارهای عادی زبان قرار می گیرند، مانند:وزن و قافیه
2- انحرافهایی که نسبت به ساختار عادی زبان ایجاد می شوند. (هنجار گریزی)
"به کار گیری این دو تمهید یا شگرد است که به اصطلاح شکل گرایان و ساختارگرایان مکتب پراگ، از زبان معمول آشنایی زدایی می کند و باعث برجسته سازی می شود" (اخلاقی، 49:1377)
آنچه ادبیات و بویژه شعر را از غیر ادبیات متمایز می کند، الگوهای ویژه ای است که شاعر در سخن خود از آنها استفاده می کند. این الگوهای ویژه به سه دسته آوایی، دستوری و معنایی تقسیم می شون. این الگوها افزون بر الگوهای عادی زبان اند و به هیچ وجه به وسیله قواعد عادی آوایی، دستوری و معنایی زبان قابل توجیه نیستند. اگر الگوهای عادی و متداول زبان را به عنوان الگوهای اصلی و بنیادی و زنجیری تلقی می‎کنیم. الگوهای ویژه زبان ادبی به عنوان عناصر زبر زنجیری تلقی کنیم الگوهای ویژه زبان ادبی به عنوان عناصر زبر زنجیری محسوب می شوند. در تحلیل ساختارگرایانه این الگو ها و عناصر که به شکل دهی یک اثر ادبی کمک می کند، مورد برسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.
30861022796500
فصل سوم
معرفی سعدی و انوری
26850261498069
3-1. معرفی سعدی
مشرف الدین بن مصلح الدین عبدالله ـ افصح المتکلمین ملقب به سعدی شیرازی که در حدود سالهای 577در شیراز متولد شده است. (تاریخ دقیق تولد سعدی مشخص نیست و بین علمای فن اختلاف نظر وجود دارد). سعدی در سال 690 ق دارفانی را وداع گفته است. (براوون، 1368 : 210) وی در خانواده ای اهل علم و ادب به دنیا آمده و بزرگ شد، پدرش در دستگاه دیوانی سلطان اتابک سعد زنگی کار می کرد و سعدی در دوران کودکی تحت نظارت پدرش تربیت شد اما در 12 سالگی پدرش را از دست داد و بعد از آن تحت حمایت و سرپرستی سعد بن زنگی، اتابک فارس قرار گرفت، سعدی بعدها تخلص شعری خود را از نام وی برگزید .
کمی بعد، سعدی به مدرسه ی نظامیه ی بغداد فرستاده می شود تا در آنجا به کسب علوم و فنون زمان خویش بپردازد. مرحله ی تحصیل، اولین مرحله ی زندگی سعدی محسوب می شود .
در آن زمان، فارس از حمله ی مغولان در امان ماند و این بخاطر حکومت اتابکان بود که شیراز را از حمله‎ی مغولان حفظ کرده بودند.
رفتن سعدی به مدرسه ی نظامیه ی بغداد مصادف بود با حمله ی تا تار به ایران و یکی از بدترین و شوم‎ترین فجایع تاریخ ایران در همین دوران رقم خورد .
در بغداد تحت تأثیر صوفی نامدار، شیخ شهاب الدین سهروردی قرار می گیرد (متوفی 622 هـ. ق)
که از حکایات بوستان یاد می کند و همچنین ابوالفرج بن جوزی که یکی از دانشمندان آن عصر بوده است و سعدی در مدرسۀ نظامیه ی بغداد بسیار از او کسب علم و فیض می کند.
دومین مرحله ی زندگی سعدی، دوران شعرهای فراوان اوست که در حدود سال 623 هـ. ق آغاز شد. در آن سالها اوضاع بر آشفته ی فارس که سعدی پس از بازگشت از نظامیه به آنجا امده بود، او را به ترک شیراز ناگزیر کرد و قریب سی سال از هند در شرق تا شام و حجاز در غرب به مسافرت پرداخت. خروج سعدی از شیراز را در حدود سال 627 هـ. ق تعیین کرده اند که مصادف است با دوران در گیری شدید و جنگ خونین بین خوارزمشاهیان و اتابکان فارس، در این زمان سلطانغیاث الدین برادر جلال الدین خوارزمشاه به شیراز حمله کرد. در این زمان ابوبکر سعد زنگی حاکم فارس بود.
مرحله ی سوم زندگی سعدی، بازگشت به شیراز است که در حدود سال 654 هـ. ق صورت گرفت و عصر فعالیتهای مهم ادبی او آغاز شد. سعدی یکسال پس از بازگشت یعنی در سال 655 هـ. ق منظومه ی مثنوی «بوستان» را تألیف کرد و یکسال بعد از آن هم «گلستان» را نوشت.

3-2. آثار سعدی
بوستان، گلستان، کلیات (شامل قصاید عربی و فارسی، مراثی، ملمعات، ترجیع بند ها، غزلیات (منقسم به چهار گروه (یعنی غزلیات قدیم، طیبات، بدایع و خواتیم)، رباعیات، قطعات، ابیات، هزلیات، رسالات منثور (خبثیات)، مضحکات و پند نامه ای به سبک عطار، آثار این شاعر بزرگ پارسی گوی ایرانی هستند.
3-3. معرفی انوری
اوحد الدین محمد بن محمد انوری مشهور به انوری ابیوردی از مردم روستای بازنه (بدنه)ابیورد، در اواخر قرن پنجم یا اوایل قرن ششم در سرخس به دنیا آمد، پدرش از کارگزاران درباری و بنا به گفته ای سرپرست میهنه بود. او برای فرزندش میراث فراوانی بر جای گذاشت که انوری همه را صرف خوشگذرانی و عیاشی نمود. پس از مدتی از فرط تهی دستی ناچار به شاعری در دربار شاهان شد.
به گفته ی دولتشاه سمرقندی او در جوانی چندی در مدرسه ی منصوریه ی توس به کسب علم پرداخت و دانش های عقلی و نقلی را آموخت این علوم عبارت بودند از : فلسفه، اختر شناسی، موسیقی، ریاضی، پزشکی، منطق و ادبیات عرب. انوری همچنین سفرهایی به موصل، بغداد، بلخ، مرو، نیشابور و فرارود کرد ولی کمال شاعری او در مرو و در دربار سلطان سنجر سلجوقی بود.
انوری زمانی که در مرو بود قطعه ای در هجو مردم بلخ سرود که با انتشار آن، گروهی قصد جان وی را کردند و سر انجام با شفاعت قاضی حمید الدین بلخی، صاحب کتاب مقامات حمیدی، از مرگ نجات یافت.
بیشتر وفات او را سال 583 هـ. ق می دانند. ادوارد براون وفات وی را سال 581 هـ. ق برشمرده است.
آرامگاه وی در مقبره الشعرای تبریز و یا در گورستانی در بلخ قرار دارد. از انوری به همراه سعدی و فردوسی بعنوان پیامبران شعر فارسی نام برده شده است.
انوری علاوه بر شعر در موسیقی و خوشنویسی هم مهارت زیادی داشت.
3-4. انوری از نگاه بزرگان
محمد عوفی در کتاب لباب الالباب درباره ی انوری آورده است :
"الامیرالاجل العمید اوحدالدین محمدبن محمد الانوری ـ انوری، که از پرتو نور ضمیر او جهان فضایل منیر بود و شاگرد مکتب فضایل او بخت جوان و رأی پیر، تیر بر آسمان در پیش طمیع راست او کمان بود و از غایت ذکا چون تیر در سنبله و چون مشتری در سرطان، فضایل افاضل در پیش شمایل او قطری از بحری و نظم سریا در پیش نظم و نثر او از سوره ای سطری، در علم منطق عطارد پیش خدمت او چون جوزا منطقه‎ی تعلم بستی و در هیأت افلاک افلاطون ازو اقتباس فواید کردی، در حل اشکال اقلیدس از اقران و امثال خود در گذشته و از معرفت درج و دقایق نجوم از جهان بر سر آمده و با این انواع فضایل سخن سخره ی بیان او بود و مرکب فصاحت زیر ران او، در آخر دور سلطان سنجر . . . شهرتی یافت و قطعه ای که چند بیت آن برهان فصاحت اوست در مدح او پرداخت، شعر :
سیصد و سیزده پیغمبر مرسل بودند که فرستاد به هر وقت یکی را یزدان
نام سلطان بعدد چون عدد ایشانست بس بود قاعده ی نظم جهان چون ایشان
ورکسی گوید : ما صد همه سنجر نامیم گویمش : نی نی، منکُم چو أولو الامر بخوان
زانکه «منکم» ز شما باشد از روی لغت باز از روی حساب ار تو بدانی سلطان
و معنی آن که به حساب جمل سین شست بود و نون پنجاه و جیم سه و را دویست، مجموع آن سیصد و سیزده باشد، بر عدد انبیاء و آفریدگار تعالی فرموده است که : «اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم» ، اولی الامر را به آدمیان حوالت فرموده ما به لفظ «منکم» یعنی آن «اولو الامر» از شما باشد و میم چهل بود و نون پنجاه و کاف بیست و میم چهل و مجموع این عدد صد و پنجاه بود وسلطان هم به حساب جمل صد وپنجاه بود، این دقیقه ای دقیق است که خاطر او در بحر فکرت غواصی کرده است (نفیسی، تصحیح لباب الالباب : 334).
جعفربن محمدبن حسن جعفری در تاریخ کبیر که در حدود سال 850 تألیف کرده است درباره‎ی وی نوشته است: انوری از فحول شعرا بود و در قصاید نظیر خود نداشت و در اول حال شاعر خواجه ابوالحسن عمرانی بود و نزد سنجر بن ملکشاه آمده و امیر مغری او را مدد داد و قصیده اش به عرض سلطان رساند و سلطان او را نوازش بسیار کرد و وی را هزار درم و ده جامه ی نشابوری داد (نفیسی، مقدمه ی دیوان انوری: 19).
همچنین استاد سعید نفیسی در مقدمه ی دیوان انوری می گوید :
از اشعار انوری پیداست که گذشته از ممارست در فنون ادب در علوم متداول زمان خود دست داشته
است. در اشعار وی گاهی او از اختر شناسی و احکام نجوم و طب و ریاضیات کاملاً هویداست. (نفیسی، مقدمه ی دیوان انوری : 48)
3-5. آثار انوری
مهمترین اثر ادبی انوری، دیوان اشعار اوست که قریب به پانزده هزار بیت را شامل می شود. دیوان اشعار وی شامل قصاید، غزلیات و قطعات است. مهمترین قالب شعری و شهرت انوری، قصیده است اما اشعار فکاهی و هزل وی عمدتاً در قالب قطعه سروده شده اند. اما انوری دو اثر دیگر هم بر جای گذاشته است. البشارات فی شرح الاشارات، عنوان اثری است که انوری در تفسیر کتاب الاشارات ابن سینا نگاشته است و رسائلی در عروض و قوافی هم عنوان اثر دیگری است که از این شاعر و اندیشمند نامور به یادگار مانده است. استاد شفیعی کدکنی، کتابی تحت عنوان مفلس کیمیا فروش درباره ی انوری نوشته است.
3-6. ویژگی های آثار سعدی
برای آثار سعدی ویژگی های بسیاری می توان برشمرد که مهمترین آنها عبارتند از :
3-6-1. سهل و ممتنع
سهل و ممتنع به معنی آسان و غیر قابل دسترسی است. اشعار سعدی در عین سادگی و قابل فهم بودن جزء آثاری محسوب می شوند که تنها می تواند زاییده ی ذهن خلاّق شاعری همچون وی باشد.
3-6-2. رعایت نکات دستوری به صحیح ترین شکل ممکن
با تفحص در آثار این شاعر می توان به این نکته پی برد که عناصر سازنده ی متن با رعایت دقیق نکات دستوری زبان و به صحیح ترین شکل ممکن در کنار هم قرار گرفته اند و بنای سخنان وی را تشکیل داده‎اند.
در شعر سعدی هر چیز در جای خود قرار گرفته است و شاعر جابجایی عناصر دستوری جملات را دستاویزی برای پرداختن به وزن، قرار نداده است. و عناصر دستوری و ساختار دستوری در نظم به دلیل رعایت وزن و موسیقی از بین نرفته و جابجا نشده است.
3-6-3. ایجاز
سخن سعدی پر از اندیشه و درد است. ایجاز ماهرانه ی او دست گزافه گویی را از آثارش کوتاه کرده اما سخن سعدی به هیچ عنوان سبک و تهی نیست بلکه سرشار از اندیشه و حرف پر مغز و معنی است. این اعجاز که مخصوص سعدی است، ایجاز را در آثار وی به یکی از برجسته ترین عناصر چشم نواز آثار این شاعر بدل نموده است به طوری که مخاطب اشعار سعدی علی رغم برداشت و درک نکات سرشار از معنی، هرگز دچار خستگی ناشی از زیاده گویی نمی شود و ایجاز را می توان یکی از مهمترین دلایل اهمیت آثار سعدی برشمرد .
3-6-4. موسیقی
انواع جناس و هم حروفی های پنهان و آشکار، تکرار، واج آرایی، تکیه های مناسب، موازنه های هماهنگ لفظی، لف و نشرهای مرتب و . . . آثار سعدی را از نظم موسیقی بی بدیل ساخته است. سعدی همچون معماری ماهر ساختمان شعر و نثر خود را به موسیقی آراسته است و در این راه اوج هنر و ظرافت را با بهره مندی و بکار گیری از فنون ادبی در راه ایجاد موسیقی گوشنواز، بکار برده است. سخن مسجع سعدی بی تردید یکی از زیباترین آثار نثر ادبیات فارسی ایران محسوب می شود.
3-6-5. طنز و ظرافت
خاستگاه طنزی که در اشعار و آثار سعدی دیده می شود به نوع نگاه و تفکر شاعر بر می گردد و سرشار از روح حیات و زندگی است. سعدی به لطف سخن طنز، خشکی را از شعر می گیرد و به آن روحی لطیف و طنزی دلپذیر و شیرین می بخشد. این طنز در واقع مانند تیغی برنده و اثر گذار عمل می کند و صلابت شعرش را برای تأثیر بر مخاطب به اوج می رساند. این طنز اثر گذاری شعر سعدی را باعث می شود و نوعی زخم در کنار مرحم است که شعر سعدی را کامل می کند.
گاهی برای بیان موضوعی ظرافت بکارگیری طنزی را به خرج می دهد که سوز و گداز و اثر گذاری عاطفی آن بر مخاطب و عمق جراحت وارد بر احساسات را به حد اعلی می رساند این طنز پخته یکی از ویژگی‎های برجسته ی دیگر از ویژگی های آثار سعدی به شمار می رود .
3-7. ویژگی های زبان سعدی
زبان سعدی جنبه های مختلفی را شامل می شود. هم نظم و نثری از خود بر جای نهاده که معیار اصالت زبان فارسی امروز به شمار می رود، هم قصیده سراست و هم غزلهای آبدار سروده، هم موعظه کرده و هم به مطایبه پرداخته و هم در اخلاق سخن رانده و هم در سیاست و اجتماع، هم از تصوف و عرفان دم زده و هم مانند متشرع زاهدی از ظواهر دیانت.
خلاصه در بسیاری از نواحی عقلی و روحی و اجتماعی وارد شده است، بطوریکه مظهر خردمندی است و حدود هفت قرن است که جمله ها و مصراعها و ابیات وی مانند امثال سایره دهان به دهان می گردد و گفته‎های وی چکیده ی حکمت به شمار می رود .
شیوه ی بیان سعدی از یک حیث بر شیوه ی بیان متقدمین امتیاز پیدا میکند و آن روانی و آسانی و نزدیک به زبان تکلم و جاری است .
این امتیاز تا یک حد طبیعی و ناشی از تفاوتی است که میان زبان شرق و غرب ایران و میان زبان قرن سوم و هفتم هجری، موجود بوده است. (دشتی، 1364 : 42)
ایجاز و اجتناب از حشو، نشاندن اجزای جمله در جای خود، پرهیز از هجاهای سه حرفی که تلفظ کلمه را سنگین می کند، دقت در تناسب کلمات، اعتدال در تشبیه و استعاره و مبالغه، فرار از هر گونه تنافری در حروف و کلمات و ده ها نکات دیگر، سخن سعدی را در حد اعلای جزالت و انسجام رسانیده است. آنچه در زبان غنایی سعدی نهفته است شیوه ی سخن گفتن اوست که موج بی عایق و همواری است که موسیقی زبان او را تشکیل می دهد و استادان مسلم و بی بدیل ادبیات فارسی چون ناصر خسرو و خاقانی از این حیث نقطه ی مقابل او هستند.
تفسیر قدرت زبان غنایی سعدی کار دشواری است. بدون شبهه، قریحه ی سعدی روشن و مایل به سادگی و وضوح است. سعدی از آن طبقه ای است که صریح و مستقیم به سمت مقصود می رود و این سادگی و روانی، هم طبیعی و هم ارادی و عمدی است، از این روی با تمام چیرگی بر الفاظ به حداقل صنایع لفظی اکتفا می کند و بیشتر به صنایعی توجه دارد که در موزونی سخن و موّاج ساختن جمله از قبیل ترصیع، مراعات نظیر، ایهام و سایر تناسبات لفظی کمک کند و شعر را در عین سادگی خوشاهنگ سازد.
3-8. برخی ویژگی های غزل سعدی
3-8-1. ویژگی های آوایی
سعدی از وزن های خوش آهنگ و پرکاربرد شعر فارسی استفاده کرده است. تکرارهای موسیقیایی که از جمله سجع، جناس و توازن نحوی به زیبا تر شده، روانی گفتار و شیوه ی بیان عاطفی او کمک فراوانی کرده است.
3-8-2. ویژگی های واژگانی
در حوزه ی واژگان نیز پرهیز از هر گونه تنافری در حروف و کلمات، پرهیز از هجاهای سه حرفی که تلفظ کلمه را سنگین تر کند (علی دشتی، 1381 : 297).
به کار گیری کلمات مأنوس و آشنا، دقت در تناسب کلمات، هم از نظر معنا و هم موسیقی، نشاندن اجزای جمله در جای مناسب از ویژگی های بارز است. در غزلیات سعدی اثری از مضمون های غیر طبیعی که بعدها در غزل متداول شد نمی یابیم. تصویر گری و مضمون سازی با اعضاء و جوارح بدن مورد علاقه ی سعدی است و هسته ی مرکزی جمال شناسی (نظر بازی)او را عضو «چشم» بر عهده دارد .
کلمه ای که بیش از همه در غزلیات سعدی به کار رفته است عضو «روی» می باشد (خسرو رشیدی، 1380 : 25).
در شعر سعدی قدرت القایی و شیوایی و روانی کلام به حدی است که ترکیب های عربی طبیعی می نماید و اغلب متوجه شگردهای بیان او نمی شویم :
بیدل گمان نکن که نصیحت کند قبول من گوش استماع ندارم لمن تقول
ای پیک نامه بر که خبر می بری به دوست یا لیت اگر به جای تو من بودمی رسول
هر شاعر در واقع با شعر خود با مخاطبان فرضی گفتگو می کند و به پرسش های خیالی از جانب آنان پاسخ می گوید (قدیمی، 1367 : 46).
در غزل سعدی پویایی افعال و جنبش بیشتر است و ایستایی کمتر دیده می شود .
3-8-3. ویژگی های نحوی
از نظر نحوی، طبیعی کردن ساختار جملات را استفاده از زوج های مجاور و صیغه های مختلف یک فعل، برجستگی زبانی خاصی به کلام او داده است. در ادبیات سعدی معمولاً بیش از یک فعل و گاه سه فعل به کار رفته است و این نشان می دهد که در یک بیت عموماً بیش از یک جمله وجود دارد و گاه سه تا چهار جمله مستقل و پیوسته به کار می برد. استفاده بسیار زیاد از افعال متضاد هم بیانگر ایجاد تقابل معنایی در زمینه و موضوع سخن است :
رفتی و نمی شوی فراموش می آیی می روم من از هوش 348/1
به این ترتیب شیوه ی بیان در خدمت توصیف حالات عشق و رفتار و اطوار معشوق و بیان حال عاشق در تقدیر و تثبیت مطلب در آمده است.
کاربرد بسیار زیاد وجه فعلی «گفتن» حاکی از آن است که منطق گفت و گو و سؤال و جواب در شعر عاشقانه ی سعدی بیشتر است (ایران زاده، 1380 : 38).
3-8-4. ویژگی های بلاغی
در غزل سعدی بین اجزاء و واژگان تناسب و هماهنگی و نظام مندی بیشتر است و حتی افعال در ایجاد شگردهای ادبی و بلاغی و تأثیرگذاری عاطفی، معنایی و موسیقیایی نقش مهمی دارند. مساوات و ایجاز هنری (اعم از قصر و حذف) و پرهیز از اطناب های ممل در ساخت جملات در کنار واژگان روشن و خوش ندا و در مجموع حاکی از پویایی و نمایش مخیل و سر زنده ی داستان عشق و شور و حال تواند بود.
از جمله پر کارترین شگردهای بلاغی بکار رفته در غزلیات سعدی می توان از مشالکه، استخدام، ایهام، متناقض نمایی، کنایه، استعاره ی مکنیه، استعاره ی تبعی و اسناد مجازی نام برد. از جمله نکات جالب در غزلهای سعدی آغاز بیت و جمله با فعل است و این تقدیم خبر و قرار گرفتن آن در جایگاه مبتدا از نظر معنی شناسی و علم معانی حایز اهمیت است.
3-9. مضامین غزل های سعدی
بیشتر مضمون هایی که در غزلهای سعدی به کار رفته است عبارتند از : اختیار با معشوق است، عاشق خاک پای معشوق است و آرزو دارد جان خود را هرچند نا چیزی نماید نثار معشوق کند و عاشق جز به معشوق نمی نگرد. این مضامین به نحو جالبی مورد توجه سعدی قرار می گیرند و در کمتر غزلی تکرار نشده اند (رشیدی، 1380 : 25).
3-10. ویژه گیهای غزلهای انوری
غزلهای سعدی و انوری از لحاظ ویژه گیهای زبانی و بلاغی و واژگانی بسیار به هم شبیه هستند؛ برخی از ویژه گی های غزل های انوری عبارتند از:
3-10-1. سهل و ممتنع بودن
اشعار انوری در عین سادگی و قابل فهم بودن، جزء آن دسته از غزلهای شعر فارسی به شمار می روند که تنها می تواند زاییده ی ذهنی خلاق و شاعری توانا باشد.
3-10-2. ایجاز
شعر انوری در بخش غزل، پر از درد و اندیشه است ، او هم مانند سعدی دست از گزافه گویی برداشته ست اما این به سبک شدن و بی مغز شدن غزلش منتهی نشده است. بلکه غزل انوری سرشار از حرف پرنغز و نی است.
3-10-3. موسیقی
انواع جناس و هم آوایی های پنهان و آشکار، تکرار، واج آرایی، موازنه، هماهنگی های لفظی کوچک و بزرگ ، و. . . آثار انوری را به لحاظ موسیقی به رتبه بسیار بالایی رسانده است.
وی همچون شاعر پیش از خود ، در غزل موفق شده است چرا که در حیطه موسیقی ، اوج رافت را با بکار گیری فنون ادبی در راه ایجاد موسیقی گوشنواز ، به کار برده است.
3-11. مضامین غزل های انوری
مضامین مهم شعر (غزل) انوری عبارتند از: وصال، فراق ، اختیار معشوق ، خاک پای مشوق بودن عاشق، و... که باز هم بسیار به مضامین شعر سعدی نزدیک و شبیه هستند.

28765524177400
فصل چهارم
تحلیل غزل ها
26577311406629
4-1. غزلیات سعدی
4-1-1.
روی تو خوش می نماید آیینه ی ما کایینه پاکیزه است و روی تو زیبا
چون می روشن در آبگینه ی صافی خوی جمیل از جمال روی تو پیدا
هر که دمی با تو بود یا قدمی رفت از تو نباشد به هیچ روی شکیبا
صید بیایان، سر از کمند بپیچد ما همه پیچیده در کمند تو عمرا
طایر مسکین که بهرست به جایی گر بکشندش نمی رود دگر به جا
غیرتم آید شکایت از تو به هر کس درد احبَا نمی برم به اطَبا
برخی جانت شوم که شمع افق را پیش بمیرد چراغدان ثریا
گر تو، شکر خنده آستین نفشانی هر مگسی طوطیی شوند شکرخا
لعبت شیرین اگر ترش نشیند مدعیانش طمع کنند به حلوا
مرد تماشای باغ حُسن تو سعدیست دست، فرومایگان برند به یغما
درون مایه :
درون مایه اصلی این غزل، بیان زیبایی و کمال اخلاقی معشوق می باشد. بافت موضوعی غزل: شاعر در بیت اول، با سخن از زیبایی و یار و پاکی وجود خود، مقدمه را برای بیان ناشکیبایی خویش فراهم کرده و در بیت سوم به آن اشاره دارد و در دو بیت بعد به وسیله ی تمثیل هایی پله پله به تبیین حال خویش می‎پردازد. در بیت ششم و هفتم صریحاً سخن از عشق است و در ادبیات انتهایی به نکوهش فرومایگان پرداخته و با زبان نصیحت و اندوه می خواهد از آنها دور شده و به او بپیوندد. زیرا تنها اوست که شایستگی محبوب را دارد. اما در تمام ابیات زیبایی یار را به وضوح می توان حس کرد. با توجه به این امر که غزل با ستایش دوباره از خویش به پایان می رسد، مشهود است که شاعر خود را و تنها خود را لایق محبوب خویش می‎داند.
بافت معنایی غزل و آرایه های ادبی:
بیت اول:
چهره ی تو در آیینه ی وجود ما به زیبایی جلوه گر می شود چرا که هم تو زیبایی و هم ضمیر پاک وجود ما که همچون آینه است.
شاعر با بیان زیبایی چهره ی معشوق وارد غزل شده است و در مصرع دوم با حسن تعلیل می گوید: انعکاس زیبایی تو در آینه که آن نیز زیباست باعث جلوه گری دو چندان توست. در واقع با زیرکی خاص خود علاوه بر وصف معشوق به وصف خوبی و زیبایی خویش هم می پردازد.
در این بیت صنعت «رد العجز علی الصدر» مشاهده می شود که به انسجام واژگانی کلمات افزوده است. زبان سعدی در غزل روایی است و موضوع آن هم حول محور معشوق است. همچنین تکرار واژه های «روی» و «آینه» در دو مصرع مشاهده می شود واژه های «خوش» و «پاکیزه» هم با نوعی هم معنایی همراه هستند. آینه از تصاویر مورد علاقه ی سعدی است و به شیوه های گوناگونی و در غزل های بسیاری آن را به خدمت گرفته است حرف تعلیل «که» نقطه ی پیوند معنای دو مصرع است.
بیت دوم :
در این بیت سعدی به دنبال بیت اول و با واژه ی (جمال روی)درضمن تشبیهی مرکب به بیان زیبایی معشوق می پردازد.
در مصرع دوم تکرار حرف «ج» که با نوعی لطالفت و نرمی همراه است اندیشه ی شاعر را که همان (خوی و روی زیباست)، بیشتر جلوه گر می کند. علاوه بر این، عاملی بر وحدت آوایی می باشد که بین «جمیل» و «جمال» جناس ناقص اختلافی وجود دارد که توازن واژگانی را به همراه دارد.
بیت سوم:
به دنبال دو بیت قبل شاعر می گوید : همراهی با چهره و خصال نیک تو نا شکیبایی را به دنبال خواهد داشت.
از جنبه ی زیبا شناختی واژه روی «ایهام» دارد در این بیت به یکی از اندیشه های سعدی بر می خوردیم در دیدگاه سعدی، معشوق همیشه در یک سو و دیگران در مقابل او قرار دارند. به عبارت دیگر اغیار در برابر مقام والا و جمال و کمال او هیچ ارزشی ندارند و معشوق بر ترین است. این تقابل به دلیل نظام مندی واژگان می باشد.
بین واژه «دم» و «قدم» جناس ناقص افزایشی وجود دارد و در مصرع دوم در ترکیب نحوی جمله، تقدیم فعل «نباشه» را مشاهده می کنیم که نوعی جابجایی در محور همنشینی واژگان است .
بیت چهارم و پنجم :
این دو بیت به نوعی برای تأیید و کامل کردن سر بیت اول آورده شده است. در واقع سعدی با بیان مثالهایی، ناشکیبایی دیگران را در مقابل زیبایی چهره معشوق و کمال وی را ملموس تر و عینی تر به خواننده و مخاطب خود القاء می کند . در بیت چهارم شاعر می خواهد بگوید که تو آنقدر یگانه و زیبایی که من در راه تو، تن به هر بلایی می سپارم و کلام خویش را به صید بیابان مانند کرده است، بین واژه های بیابان و کمند و سر پیچیدن رابطه ی هم آوایی وجود دارد، بین دو واژه ی «کمند و پیچیدن» صنعت تکرار و عکس وجود دارد.
در بیت پنجم شاعر عقیده ی خود را به وسیله ی مثالی دیگر تکرار کرده، می گوید : پرنده ی بیچاره اگر به جایی دل بسته شد، در هیچ صورتی انجا را ترک نمی کند. تکرار واژه ی" جا" در بیت دیده می شود.
بیت ششم:
بین" احبا "و" اطبا" جناس ناقص اختلافی دیده می شود. و تکرار حرف" آ "بر وحدت موسیقیایی آن افزوده است.
بیت هفتم:
در اینجا به یکی دیگر از عقیده های سعدی بر می خوریم که همیشه عاشق را قربانی و فدای معشوق می‎کند. در مصرع اول حرف تعلیل "که" باعث پیوند معنایی جملات است و همانند کردن خویش به چراغدان ثریا و یار به شمع افق در محور همنشینی کلام عاملی بر برجسته سازی و قاعده افزایی زبان است. (شمع افق) استعاره ی مصرحه از خورشید است و (چراغدان ثریا)اضافه ی تشبیهی است.
بیت هشتم:
در مصرع اول ترکیب (آستین افشاندن)ایهام دارد : الف: هنر نمایی کردن ب: سکه نثار کردن. در مصرع دوم، سعدی (مگس و طوطی) را در مقابل هم قرار داده است در این بیت تکرار حرف" ش" بر زیبایی و شیرینی خنده ی معشوق افزوده است و موجب توازن آوایی شده است.
بیت نهم :
در این بیت سعدی به صورت غیر مستقیم به معشوق می گوید که باید سنگین و با وقار باشی و رفتارت طوری باشد که دیگران به خود اجازه ی ورود به حریمت را ندهند. تضاد بین دو واژه ی" شیرینی" و "ترش" دیده می شود. " حلوا" استعاره ی مکنیه از معشوق است و در محور جانشینی کلام، موجب برجسته سازی شده است.
بیت دهم:
در این بیت که شاه بیت این غزل است، سعدی با زیرکی از شخصیت خود تمجید کرده و بالا بودن طبع و خویشتن داری خود را به معشوق متذکر می شود و دوباره زیبایی معشوق را گوشزد می کند. (باغ حسن) اضافه ی تشبیهی است و تکرار مصوت کوتاه «» را میبینیم که باعث روانی کلام شده است. بین واژه های (باغ ـ تماشا ـ یغما) رابطه ی هم آوایی دیده می شود.

وزن غزل :
وزن عروضی این غزل: مفتعلن فاعلاتُ مفتعلن فع در بحر منسرح مثمن مطوی منحور است که وزن های سنگین است و سعدی از آن برای زبان روایی خود در این غزل سود برده است.
قافیه:
کلمات قافیه: (زیبا، شکیبا، پیدا، عمرا، جا، اطبا، ثریا، شکرخا، حلوا، یغما)هستندکه قوافی در غزل یکی از عمده ترین دلایل توازن واژگانی اند. درآخر قوافی از مصوت بلند «آ» استفاده شده است تا زیبایی معمولی به این غزل بدهد .
ویژگی سبکی:
در طول ابیات لغات و عباراتی که بیانگر زیبایی یارهستند، عبارتند از: روی تو زیبا، خوش، جمال روی، به هیچ روی شکیبا نبودن از تو، شمع افق، شکر خنده، لعبت شیرین، باغ حسن.
4-1-2.
شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق در بند است
گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم کدام سرو به بالای دوست مانند است
پیام من که رساند به یار مهر گل که بر شکستی و ما را هنوز پیوند است
قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست به خاک پای تووان هم عظیم سوگند است
که با شکستن پیمان و بر گرفتن دل هنوز دیده به دیدارت آرزومند است
بیا که بر سر کویت بساط چهره ی ماست به جای خاک که در زیر پایت افکنده است
خیال روی تو بیخ امید بنشانده است بلای عشق تو بنیاد صبر برکنده است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *