یکی از سخت ترین رقابتای دوستی اینه که نمی دونین وقتی دوست تون غمگینه، چیجوری با اون صحبت کنین. هرچقدر هم به این فرد نزدیک باشین، ممکنه در اینجور موقعیتایی ندانید باید چه جوری برخورد کنین. وقتی می ببینن یکی از دوستان عزیزتون غصه می خوره، خیلی طبیعیه که بخواهید هرکاری از دست تون برمیاد، انجام بدین تا احساس بهتری داشته باشه. اگه درگیر ماجرایی باشه که شما تجربه ای در اون ندارین، شاید درباره اینکه بهترین راه واسه کمک کردن بهش چیه، دودل میشید. شاید اخیرا کسی رو که دوست داشته، از دست داده باشه یا یکی از اعضای خونواده اش مریض شده باشه. در این مواقع، سخته واژهایی پیدا کنین که تسلای خاطرش شه. بعضی وقتا هم خوشحال کردن اون مشکل می شه؛ مثلا در زمانی که کار اون خیلی زیاده یا در رابطه عاطفی اش به مشکل برخوردهه.

خونواده

نمیشه گفت راهکارهای قطعی ای هست که در تموم موقعیتای مثل به شما کمک می کنه حال دوست تون رو بهتر کنین؛ اما می تونین در این مورد تمرینایی انجام بدین که در روبرو شدن با خبره های بد بتونین به درستی با دوستان تون برخورد کنین. با «چه جوری» همراه باشین.

 

قصد پاک شما ممکنه حال دوست تون رو خراب تر کنه!

وقتی به این فکر نکنین که بهترین راه واسه برخورد با دوست تون چیه، ممکنه با این عزیز آسیب دیده به روش نامناسبی برخورد کنین. ممکنه حرف بی موقعی بزنین یا به عواطفش بی توجهی کنین. اینجور رفتارهایی باعث می شه حال دوست تون از قبل هم بدتر شه.

بیش تر ما در اینجور لحظاتی حاضر نیستیم سبک خود رو عوض کنیم تا مفید باشیم. وقتی ندانیم روش درست چیه، به هرچه به ذهن مون برسه، می چسبیم و اولین چیزایی رو که به زبون مون میاد، می گیم، به این امید که حرف مون دلداری اش بده. همه ما اینجور تجاربی داریم که حرف عزیزان مون در لحظات غم بار زندگی، به جای تسلا، زخمی شده بر جونمون!

از اونجا که مطمئنم همه ما در این موقعیتا می خواهیم حال دوست مون رو خوب کنیم، نکات زیر رو به عنوان راه حل ارائه میدم:

عوض کردن بحث، کمکی به حل اون نمی کنه

ممکنه فکر کنین وقتی بحث به جاهای ناراحت کننده می رسه، با عوض کردن موضوع می تونین کمکی کنین. شاید با خودتون می گین الان بهترین موقعیته که ذهن دوستم رو به طرف موضوع دیگری منحرف کنم تا کمتر غصه بخورد. عوض کردن بحث با موضوعی که باحال و پرانرژیه، حال شما رو خوب می کنه نه حال اونو! اون در موقعیتیه که اصلا براش مهم نیس الان چه فیلمایی روی پرده ی سینماست یا غذای فلان رستوران چه کیفیتی داره.

مشکل این راه حل اینه که دوست شما می خواد و احتیاج داره که شنیده شه. اون مشکلش رو با شما مطرح کرده، چون بازگوکردنش حالش رو بهتر می کنه. اگه بحث رو عوض کنین، این موقعیت رو از اون گرفتین! ممکنه دوست تون از برخورد شما احساس احمق بودن و طردشدگی کنه.

جملات مثبت تکراری کار رو بدتر می کنه

وقتی فردی با مشکلی به سراغ دوستش میره، گفتن جمله هایی مثل «همه چیز درست می شه» یا «خیلیا وضع شون ازت بدتره» خیلی معموله. این جوابا از ته دل هستن؛ اما حرفایی نیستن که اون فرد احتیاج داره . دوست تون احتیاج داره خود رو تخلیه کنه. اون احتیاج داره افکارش رو بیرون بریزه تا بتونه از کنار اون عبور کنه. جملات سرسری و تکراری شما ممکنه اونو از ادامه دادن منصرف کنه. اجازه بدین حرف بزنه. اینکه فهمیده باشه اوضاعش خوب نیس، می تونه بهش کمک کنه راه حلی منطقی واسه مقابله با مشکلش پیدا کنه.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   وقف چیه و چه شرایطی داره؟ 

سعی واسه حل مشکل هم کار رو بدتر می کنه

خیلی دردناکه ببینین کسی که واسه تون مهمه، زجر می کشه. ممکنه در این مواقع دل تون بخواد به دوست تون کمک کنین تا بفهمد ریشه ی مشکل کجاست. جملاتی مثل «اگه من جات بودم…» یا «فک کنم بهتر باشه…» مثل دو راه حل قبل، کمکی به دوست تون نمی کنه. اینجور جملاتی فقط بهش تلقین می کنه در حالی که بقیه میدونن باید چیکار کنن، اون در حل مشکلش ضعیف مونده! به نظر میاد هرچقدر دوست تون واسه تون ارزشمندتر باشه، احتمال بروز این رفتار اشتباه بیش تر می شه.

ارائه راهکارهای فی البداهه باعث نمی شه اون حس بهتری پیدا کنه. ناجی بودن به خود شمام آسیب میرسونه. وقتی دوستی با شما درددل می کنه، می خواد با شما «هم فکری» کنه، پس از امرونهی یا نصیحت دست وردارین و با اون شریک شید تا به نتیجه ای مشترک برسین.

همش گوش شید و به احساسات دوست خود بها بدین تا موقعیت اونو درک کنین

مهم تر از همه موارد، دوست شما احتیاج داره شنیده شه. بهش این فرصت رو بدین تا حرف بزنه و صبورانه به حرف هاش گوش فرادهید. پیش داوری و قضاوت رو کنار بذارین. فکر خود رو روی جوابی که می خواید بدین، متمرکز نکنین. بهش فضا بدین. منظور این نیس که لام تاکام حرف نزنید. باید تمرین کنین به طور فعالانه ای گوش بدین. این سبک گوش دادن شامل مراحل زیر می شه:

۱. با زبون بدن خود بهش اطمینان خاطر بدین

اگه ساکت و صامت بشینین، دوست تون احساس شنیده شدن و با ارزشی نمی کنه. به چیزی که می گه، توجه کامل نشون بدین و با زبون بدن خود بهش بفهمانید همش گوش هستین. تکون دادن سر و رابطه چشمی عمیق، بهش اطمینان می ده که حواس تون هست و جسارت پیدا می کنه مشکلش رو بیرون بریزه.

۲. حتما به دنبال راه حل نباشید

لازم نیس به طور همیشگی اونو تأیید کنین؛ اما همیشه حواس تون باشه مشارکت تون در بحث به صلاح دوست تون باشه. اینکه بگید: «می فهمم چی می گی» یا «می دونم هر کاری هم بکنم، نمی تونم خودم رو جات بذارم، اما می فهمم چی داری می کشی» می تونه بهش کمک کنه احساس با ارزشی کنه.

۳. کاری کنین بدونه واسه فهمیدن وضعیتش سعی می کنین

اگه هرچه رو اون گفته، به خودش برگردانید، مثل اینه که صدا مشکلش رو به خودش برگردانده باشین. واسه اینکه بهش بفهمانید درباره مشکلش فکر کردین، چیزایی رو که تعریف کرده، به شکل جملات شخصی خودتون بازگو کنین؛ مثلا اینکه بگید: «منطقی نیس وقتی همین الان هم کلی کار روی دوشته، مسئولیت بیش تری قبول کنی»، خیلی بهتر از اینه که خیلی ساده و سرسری بگید: «توئم دیگه خیلی کار می کنی!».

چیزی که دوست شما می خواد یک گوش شنواست، همین!

اینکه بدونین چه بگید و چیجوری بگید، رقابت بزرگیه؛ اما اگه دوستی دارین که وقتی به مشکل برخورده، به سراغ تون اومده، نشونه اینه که به شما اعتماد داره. اعتماد اون به شما هدیه ایه که باید قدردانش باشین؛ پس تموم سعی تون رو بکنین تا اونو مأیوس نکنین.



در هر گفتگو ای جواب بله بگیرین، گفتگو بر سر حقوق بیشتر، معاملات بزرگ و حتی یک کار روزمره


دسته‌ها: آموزشی