اینجور تجربه ای دارین که کسی گریان و نالان به طرف تون اومده باشه؟ شاید همسرتون یا دوست تون بعد از یک روز کاری بد و سخت، گریان پیش شما اومده باشه یا شاید یادآوری خاطرات بابابزرگ مرحوم تون باعث گریه ی مادربزرگ محترم تون شده باشه. این تجربه ها حتما واسه شمام در شکلا و قالبای مختلف پیش اومده.

 

این موقعیتا کمی سخت و سخته و بعضی وقتا نمی دونیم باید با فردی که گریه می کنه و ناراحته، چیجوری برخورد کنیم. همه ما دوست داریم در این شرایط کنار فردی که گریانه، باشیم و با اونم دردی کنیم و روابط مون رو با اون گسترش دهیم؛ اما واقعا سخته بدونیم چه بگیم و چه کاری انجام بدیم. بیشتر ما در اینجور موقعیتایی ناراحت میشیم و فقط به بغل کردن فرد و گفتن جملاتی مثل «همه چیز درست می شه…» برامون کافیه. دکتر جون گاتمن (Dr. John Gottman,) استاد روانشناسی و کارشناس روابط، راه حلای خوبی واسه این موقعیتا معرفی کرده. به کمک روشای اون می تونین همسر، بچه و در کل همراه خوبی واسه بقیه باشین.

۱. با احساسات عزیزان تون همراهی کنین و شاهد بیان احساسات شون باشین

وقتی کسی گریه می کنه، نمی دونین باید چه بگید تا اونو آروم کنین. واقعیت اینه که در بیشتر مواقع فرد مغموم به دنبال مرواریدای خرد شما نیس و انتظار نداره دُرهای مهم نصیحت خود رو بیان بفرمایید. حرفا و نصایح تکراری شما در اینجور زمانی گزینه های خوبی نیستن و راه حل خاصی واسه آروم شدن در اختیار فرد قرار نمی دن.

چیزی که مهم و تأثیرگذار تلقی می شه، بیان همدردی و همراهیه، طوری که فرد ناراحت حس کنه شما قادر به لمس درد اون هستین و در این جهان بزرگ تنها نیس. چیزی که بقیه در این موقعیتا از شما توقع دارن، همراهی و درکه. اونا دوست دارن شما به عنوان همراهی صادق، مشکل شون رو درک کنین و کنارشون باشین.

دکتر گاتمن، این همراهی رو «شاهدی بر غم عزیزان بودن» می نامد. اولین قدم واسه آروم کردن کسی که گریه می کنه، گفتن جملاتی این چنینیه: «من می دونم اوقات سختی داشته ای…» یا «خیلی واسه غصه ای که داری، ناراحت و متأسفم… .» سعی کنین چیزی که طرف مقابل می گه، به زبون خودتون در گفتارتان به کار گیرید؛ مثلا اگه طرف مقابل تون می گه:

«رئیسم گفته واسه شغلم مناسب نیستم و اگه یک اشتباه دیگه انجام دهنده بشم، حتما اخراجم می کنه»

شما باید بگید:

«به نظر می آد اون طور که خودت دوست داری، عمل نکردی و نگران ازدست دادن کارِت هستی، درسته عزیزم؟»

۲. نشون بدین رفتار طرف مقابل رو درک می کنین

جدا از اینکه اونکه باید نشون بدین به حرفای طرف مقابل تون گوش میدید، باید بهش بفهمانید واکنشا و حرفای اون واسه تون معناداره. طوری رفتار نکنین که انگار به اصطلاح خودمونی در باغ نیستین. سعی کنین طرف رو درک کنین و این درک رو بهش نشون بدین. اگه در برابر رفتار فرد مغموم و گریان، واکنشایی مبنی بر معناداربودن حرکاتش نشون ندین، احساس تنهایی می کنن.

مثلا وقتی دوست شما در روابط عاطفی خود مشکل پیدا کرده و دچار شکست شده، واسه اون از تجربه بد خودتون در این مورد تعریف کنین. مثلا بگید: «شاید خیلی ناراحتی. من حالِت رو درک می کنم. وقتی رابطم با X قطع شد، ماه ها همین حس و حال رو داشتم.»

یادتون باشه نشون دادن هم دردی در گفتن خاطرات و تجارب مثل تون، مهمه. نباید تمرکز بحث رو از مشکل طرف مقابل به طرف خودتون تغییر بدین. شاید شمام تجربه کرده باشین بعضی از افراد هنگام دلداری دادن زیاده روی می کنن و مشکل قبلی خودشون رو بزرگ تر و مهم تر نشون میدن. این کار رو نکنین. خیلی کوتاه به مشکل خودتون در گذشته بدین، اونو تعریف کنین و سریع به بحث اصلی برگردین. با پرسیدن سؤالات و موشکافی مشکل طرف مقابل، تمرکز رو روی اون برگردانید.

حتی اگه تجربه تلخ مشابهی نداشتین، بازم می تونین مثلای این چنینی استفاده کنین: «همچین چیزی هیچ وقت برام پیش نیومده؛ اما می تونم حس کنم چقد سخته و چه حسی داری… .» اگه حقیقتا قادر به درک موقعیت فرد گریان و مغموم نیستین، باید به قدم بعدی توجه زیادی کنین:

۳. نشون بدین احساسات طرف مقابل رو درک می کنین و واسه کشف ریشه ی مشکل کمک برسونین

بعضی وقتا افراد ناراحت واقعا به دنبال نصیحت یا راه حلی واسه مشکل شون هستن. حتی در اینجور زمانی هم اول دوست دارن احساسات شون رو تخلیه کنن و با کسی درباره شون صحبت کنن. همونجوریکه بیشتر اوقات مشاهده می شه، اینجور رفتاری از طرف زنان بیشتر صورت میگیره.

پس اول کار، ارائه راه حل رو کنار بذارین و فقط خوب گوش کنین. یادتون باشه اولین وظیفه ی شما گوش دادنه و باید به طرف مقابل اجازه بدین تا خودشو پیدا کنه. شاید با صحبت کردن و درددل با شما به ریشه ی مشکل دست پیدا کنه و بفهمد مشکل از کجا نشئت گرفته. بعضی وقتا شنیده شدن باعث می شه فرد به دلیل غصه اش بهتر پی ببره و ابعاد اونو واسه خود مشخص تر سازه.

واسه اینکه بتونین در این مورد کمکی به طرف مقابل (همسر، دوست، فامیل و…) کنین، باید حمایت و علاقه واقعی و مخلصانه ی خود رو بگید، درک خود از درد دیگری رو افزایش بدین و بهش نشون بدین غم و ناراحتی اونو می فهمید. فیلسوفی به نام سورن کی یِر کگارد (Soren Kierkegaard)، باور داره بیان حمایت و شنیدن، بسیار مهمه. حتی اگه سریع متوجه قضیه شدین و راه حلی هم واسه رفع مشکل دارین، بازم باید درک و همراهی خود رو بگید. کگارد می گه:

«اگه سعی واسه خارج کردن طرف مقابل از موقعیت فعلی اش، موفقیت اصلی حساب شه، قبل از اون باید دریابیم رنجی که دیگری می کشه، چیجوریه و چه حسی داره. کمک کردن از این درک شروع می شه. درواقع رمزِ هنرِ کمک رساندن به بقیه در همین گامه. کسی که اینجور توانایی ای نداشته باشه، از کمک کردن به بقیه بازخواهد موند.»

واسه اینکه به طور مؤثر به بقیه کمک کنیم، باید درک عمیق تری از وضعیت اونا داشته باشیم. واسه رسیدن به این مهم هم قبل از هر چیز باید به شکل ی درک طرف مقابل از وضعیت تسلط پیدا کنیم. وگرنه، درک عمیق تر ما از شرایط هیچ کمکی به حل مسئله نمی کنه و این طور به نظر می رسه که به دنبال فخرفروشی و اثبات برتری خود هستیم. در آخر نه تنها دردی از دردهای دیگری کم نکرده ایم، بلکه فقط به دنبال تشویق شدن بوده ایم. یادمون باشه ما واسه کمک دیگری به میدون اومدیم و باید در خدمت اون باشیم، نه اینکه مثل یک فرمانده حکمرانی کنیم. پس باید جاه طلبی رو کنار بذاریم و صبور باشیم.»

بزرگ دیگری می گه: «درک اینکه چیزی درک شده و اینکه چیجوری درک شده، به معنای اینه که نه تنها شنونده موضوع رو درک کرده، بلکه طرف مقابل هم از این درک کردن آشنایی داره و می دونه که شنونده موضوع رو درک کرده.»

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   وقتی پُست گذاشتن از زندگی، از خودِ زندگی مهم تر می شه 

واسه رسیدن به اینجور درکی به گفته گاتمن، باید سوالایی با پایان باز مطرح کنین، مثل:

  • برایم بگو چه اتفاقی افتاده؛
  • هرچه نگرانت می کنه و موجب آزارت می شه، برایم بگو؛
  • از نگرانیا و نگران ات برایم بگو؛
  • هر چیزی رو که باعث به وجودآمدن این مشکل شده، برایم بگو؛
  • به من درباره حس و حالت بیشتر بگو و کمکم کن تا بهتر مشکلت رو درک کنم؛
  • چی باعث این مشکل شده؛
  • چی در این مسئله بیشتر از همه نگرانت می کنه؛
  • بدترین چیزی که می تونست رخ بده، چیه؟ (در بعضی وقتا افراد مشکل رو عمیق تر از چیزی که هست می بینن و یعنی فاجعه سازی می کنن)

پیشنهاد ی مهم گاتمن

گاتمن پیشنهاد می کنه از پرسیدن سؤالاتی که با واژه «به چه دلیل» همراه هستن، پرهیز کنین؛ چون اگه قصد خیری هم به همراه این جور سؤالات باشه، شکل نقد دارن و خوب نیستن. وقتی می پرسین به چه دلیل این طور فکر می کنی؟ طرف مقابل احساس می کنه منظور شما مخالفت با اوست و نظرتون اینه که اون اشتباه می کنه. راه و روش مثبت و مناسب در این موقعیتا پرسشی این چنینیه: «چی باعث شد این طور فکر کنی؟» یا «به من بگو چه جوری تصمیمی گرفتی؟»

با اینجور سوالایی، هم خودتون درک بهتری از موقعیت طرف مقابل پیدا می کنین و هم بهش کمک می کنین ابعاد مسئله رو دقیق تر درک کنه. در این صورت احتمال بیشتری هست که فرد مشکلش رو دریابد، راه حلی واسه اون پیدا کنه و فهمیده باشه شرایط اون قدرها هم بد نیس. با این کار، فرد با بازکردن سفره ی دلش احساس تخلیه ی روانی پیدا می کنن و غصها و اندوهایش کاهش پیدا می کنه.

۴. واسه خوشحال کردن فرد مغموم، مشکلش رو کوچیک نشمارید

طبیعیه وقتی با کسی روبرو میشیم که گریه می کنه، بخوایم اونو آروم کنیم و با لطیفه و… لبخند بر لبانش بنشانیم؛ مثلا ممکنه بگیم: «ای بابا… چیزی نشده که» و… . کسی که اندوهگینه، دوست داره شمام در این سفر غم بار همراهی اش کنین و از دریچه ی نگاه اون به چیزی که افسرده و ناراحتش کرده، نگاه کنین؛ پس سعی نکنین مشکل رو کوچیک بشمارید و حواس اونو با لطیفه و… پرت کنین. شاید مشکل پیش اومده واسه شما اون اونقدر هم پیچیده و سخت نباشه، اما واسه اون هست.

حال در صورتی که مشکل طرف واقعا بزرگ و مهم نباشه، چیکار باید کرد؟ در این مواقع از فرد غمگین بپرسید: «به نظرت هیچ راهی وجود نداره که بتونی نتیجه گیری ت درباره این موضوع رو عوض کنی!؟» اگه خود فرد نتونست به این سوال جواب بده، شما گزینه هایی رو که در نظر دارین، مطرح کنین. البته بهتره اول از فرد واسه پیشنهاددادن اجازه بگیرین؛ مثلا بگید: «اگه از نظر تو مشکلی نیس، من راه حلایی به ذهنم می رسه.» این اجازه گرفتن باعث می شه تا حالتی صمیمی داشته باشین و از حالت نقد و دشمنی به دور باشین.

اگه احساسات فرد مقابل شما غیرمنطقیه و همیشه از همه چیز شاکیه و سریع ناراحت می شه، شاید بهتر باشه اگه می تونین روابط تون رو با این فرد به کمترین حد برسونین.

۵. نشون دادن هم دردی با انجام حرکات و تماس فیزیکی اثر خوبی داره

بعضی وقتا آدما دوست ندارن حرف بزنن و تمایلی هم به شنیدن حرفای بقیه ندارن. یکی از نکات رقابت برانگیز، میزان استفاده از حرکات فیزیکی واسه هم دردیه. بعضی وقتا نمی دونیم تا چه حد اجازه داریم واسه بیان هم دردی فیزیکی مثل درآغوش کشیدن و… به فرد نزدیک شیم.

به یاد داشته باشین شیو ه ی هم دردی شما به شکل حرکات فیزیکی باید به اندازه و در چارچوب نوع روابط همیشگی تون با اون باشه؛ مثلا اگه هیچ وقت طرف رو در آغوش نگرفته اید، بهتره واسه همراهی با اون به گذاشتن دست روی شونه ها براتون کافیه؛ اما اگه روابط تون با فرد نزدیکه، حتما اونو در آغوش بگیرین و بهش محبت کنین. مثلا والدین بهتره حتما این کار رو بکنن.

البته واکنش طرف مقابل هم مهمه. اگه احساس کردین دوست تون، فامیل تون یا…، از این نوع هم دردی شما احساس راحتی نمی کنه، بهتره از انجام اون صرف نظر کنین. در هر حال باید به واکنشای طرف مقابل توجه کنین و طوری رفتار نکنین که در معذوریت قرار بگیره.

۶. روشای قدم به قدم واسه حل مشکل پیشنهاد بدین

همونجوریکه در سطور بالا هم عنوان شد، بعضی وقتا فرد ناراحت میلی به شنیدن راه حلای جورواجور از طرف شما نداره و تنها به دنبال درددل کردن و تخلیه ی غصهای درونشه. واقعا در بیشتر مواقع هم نمیشه راه حلی ارائه داد؛ مثلا وقتی بابابزرگ شما به رحمت خدا رفته، واسه اشکای دل تنگی مادربزرگ تون کاری از دست تون برنخواهد اومد و تنها با هم دردی و شنیدن و انجام قدمای قبلی که قبلا گفتیم، می تونین از بار غم کم کنین.

از فرد اندوهگین بپرسید چه چیزای دیگری واسه گفتن داره و دوست داره خود رو با گفتن اونا سبک کنه. اگه شب هنگامه، بهش پیشنهاد کنین به رختخواب برود و استراحت کنه و وقتی صبح بیدار بشه، حتما از حجم غصه هاش کم میشه؛ چون همه صبحا حس و حال بهتری دارن.

در مواقع دیگر وقتی فرد از شما واقعا پیشنهاد و راه حل می خواد، اول از اون بپرسید خودش راه حل یا راه حلی داره یا نه. شناخت نظر اون به ارائه راه بهتر کمک شایانی می کنه. اگه ایده ی خود فرد کلیه، بکوشید بهش کمک کنین راه حل رو به قدمای کوچیک تر تقسیم کنه. اگه طرف مقابل، راه حل خوبی سراغ نداره هم بهتره پیشنهادهای خود رو مطرح کنین.

اگه مشکل و غصه ای که فرد داره، به خاطر یک مسئله خاص پیش نیامدهه و مثلا دلیل اون افسردگیه، باید از صحبت کردن و شنیدن صِرف، یه قدم بالاتر برید و اونو دعوت به انجام کاری کنین؛ مثلا از اون بخواهید با شما به پیاده روی بیاد یا با اتومبیل دوری بزنین؛ چون فقط حرف زدن و حرف زدن در بعضی موارد مثل افسردگی، مشکل رو دوبرابر می کنه و به آرامش اون کمکی نمی کنه.

آرامش

۷. حمایت و تعهد خود رو به فرد غمگین نشون بدین

بعد از اینکه با فرد گریان و ناراحت حرف زدید و مسئله رو با هم بررسی کردین، به فرد مقابل نشون بدین از مشکل پیش اومده و اندوه اون بسیار ناراحت هستین و همیشه می تونه واسه کمک و حمایت روی شما حساب کنه.



در هر گفتگو ای جواب بله بگیرین، گفتگو بر سر حقوق بیشتر، معاملات بزرگ و حتی یک کار روزمره


دسته‌ها: آموزشی