هر کدوم از عقود و قراردادهایی که به وسیله قانونگذار در قانون مدنی احصا شده ­ان، حقوق و تکالیف مختلفی رو واسه دو طرف به وجود می ­بیارن. جدا از اینکه فرق این قراردادها از حیث حقوق و تعهداتی که واسه دو طرف خود به وجود می­ بیارن، شرایط اختصاصی انعقاد هرکدام از این قراردادها و هم­اینجور آثار هر کدوم از اون­ها هم متفاوت از دیگریه. بعضی از این قراردادها مثل بیع (خریدوفروش) مالکیت به وجود می ­بیارن، یه سریای دیگه مثل عقد نکاح موجب ایجاد رابطه زوجیت بین زن و مرد می ­شن و بعضی از اون­ها هم موجب ایجاد نمایندگی و نیابت می ­شن. مثلا در عقد ودیعه، فرد با سپردن مال خود به دیگری، واسه نگه­داری از مال خود بهش نیابت و نمایندگی می­ بده و در عقد عاریه فرد به دیگری نمایندگی و نیابت می ­بده که از مال اون به شکل رایگان استفاده کنه. عقد وکالت یکی از قراردادهاییه که در بین افراد جامعه بسیار رواج داره و اثر اونم مثل عقد ودیعه و عاریه ایجاد نمایندگی و نیابته؛

 

یعنی در عقد وکالت هم یکی از دو طرف واسه انجام کاری به طرف دیگر نمایندگی می ­بده. عقد وکالت دارای سه بخش اساسیه:

  1. مُوَکِّل (وکالت­ دهنده)؛
  2. وکیل؛
  3. موضوع وکالت.

موکل به یکی از دو طرفِ قرارداد وکالت گفته می­ شه که واسه انجام امور مربوط به خود به دیگری وکالت می­ بده. وکیل کسی ­است که به نمایندگی از موکل امور مربوط بهش رو که در قرارداد اشاره شده ­است، انجام می ­بده و مقصود از موضوع وکالت هم اموریه که موکل واسه انجام اون­ها به وکیل نمایندگی یا وکالت می­ بده. براین ­پایه با توجه به اینکه اثر اصلی قرارداد وکالت دادن نمایندگی و نیابته، اقدامات انجام شده از طرف وکیل به معنی­ ی اقدامات انجام شده از طرف موکله و در این بین وکیل نقش واسطه رو اجرا می ­کنه؛ یعنی گویی همه کارای انجام ­شده به وسیله وکیل رو خود موکل انجام داده ­است. مثلا هنگامی که یک نفر واسه طرح دعوا در دادگاه به شخص دیگر وکالت می­ بده، در این حالت کارایی که وکیل در دادگاه انجام می­ بده به معنی­ ی اقدامات موکله و همه آثار این اقدامات خواه مثبت باشه و خواه منفی، اونو تحت اثر قرار می ­بده.

اهمیت شخصیت وکیل در قرارداد وکالت

شخصیت

در قراردادهایی که اثر اصلی اون­ها ایجاد نمایندگیه، شخصیت دو طرف به ویژه کسی که بهش نمایندگی اعطا می ­­شه، اهمیت بسیاری داره. به این معنا که افراد، نگه ­داری از اموال خود یا انجام امور مربوط به خود رو به هرکسی نمی ­سپارند و پیش از تصمیم­ گیری در مورد این موارد، بسیار در مورد شخصیت طرف مقابل تحقیق می ­کنن تا امانت­دار یا متخصص بودن اون­ها رو گرفتن کنن. قرارداد وکالت هم، این جور؛ یعنی در قرارداد وکالت هم که در اون یکی از دو طرف واسه انجام کاری به طرف دیگر وکالت می­ بده، شخصیت وکیل واسه موکل بسیار پراهمیته؛ یعنی واسه اون مهمه که به کی واسه انجام امور مربوط به خود نمایندگی می ­بده. پس با توجه به اهمیت شخصیت وکیل واسه موکل، وکیل نمی ­تواند انجام کار موضوع قرارداد خود با موکل رو به فرد دیگری واگذار کنه و باید خود اون اقدام به انجام این امور کنه. به عبارت بهتر وکیل در مورد اختیاراتی که موکل بهش داده ­است، محدود کردن داره و نمی ­تواند هرکاری بکنه یا واسه اون­چه خود اختیار انجامش رو داره به دیگری وکالت بده.

وکالت در توکیل

با توجه به اینکه در قرارداد وکالت شخصیت وکیل واسه موکل اهمیت بسیاری داره، وکیل موظفه خودش خود اقداماتِ لازم مربوط به قرارداد رو بکنه. حال ممکنه موکل طبق اعتمادی که به وکیل خود داره، در قرارداد وکالت واسه اون حق توکیل درنظر بگیره. توکیل از دید کلمه ای یعنی کسی رو وکیل کردن. منظور از داشتن حق توکیل اینه که وکیل می ­تواند واسه انجام موضوع قرارداد وکالت به فرد دیگری وکالت بده (فرد دیگری رو وکیل کنه). اگه وکیل حق توکیل داشته باشه، گفته می ­شه که وکالت در توکیل داره. هما­ن ­گونه که موکل واسه انجام بعضی امور به وکیل وکالت می­ بده، می­ تواند بهش واسه وکالت دادن به دیگری هم وکالت بده. وکالت در توکیل در دو حالت می ­تواند اتفاق بیفته:

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   وقتی در یک راه شغلی مبهم پا می گذاریم چه اتفاقی میفته؟ 

۱. بعضی وقتا الف به ب وکالت می ­بده تا واسه اون وکیلی انتخاب کنه. مثلا فرض کنین شخصی می­ خواهد در دادگاه دعوایی رو طرح کنه اما وکلای متخصص و ماهر این بخش رو نمی ­شناسد. در این موقعیت الف می­ تواند به فردی که در این مورد آگاهی داره وکالت بده تا وکیلی رو واسه طرح دعوای اون انتخاب کنه. در این حالت موکل اول با وکیل اول قرارداد وکالت منعقد می ­کنه و بهش حق توکیل می ­بده؛ یعنی بهش اختیار می ­بده تا وکیلی رو واسه الف انتخاب کنه. در این حالت گفته می شه وکیل اول وکالت در توکیل داره؛ یعنی وکالت داره که به شخص دیگری وکالت بده.

۲. بعضی وقتا در یک قرارداد وکالت، الف به ب وکالت می ­بده تا کاری رو واسه اون بکنه و در همین قرارداد واسه اینکه انجام این کار رو واسه وکیل آسون کردن کنه، بهش وکالت می­ بده که اون می ­تواند واسه انجام این امور به فرد دیگری وکالت بده. مثلا در یک قرارداد، موکل به وکیل وکالت می ­بده تا خونه­ ی اونو بفروشه و در جدا از اینکه همین قرارداد اشاره می­ کنه که وکیل حق توکیل داره. در این صورت وکیل می ­تواند به یک شخص سوم واسه فروش خونه­ ی الف وکالت بده. در این حالت هم گفته می ­شه که وکیل وکالت واسه توکیل داره و می ­تواند به جای اینکه خودش خونه موکل رو بفروشه، به شخص دیگری واسه فروش خونه­ ی اون وکالت بده. اگه وکیل حق توکیل خود رو اِعمال کنه و به شخص سوم واسه فروش خونه ­ی الف وکالت بده، وکیل دوم وکیل خود اون هستش نه وکیل الف؛ یعنی یک قرارداد وکالت بین الف و ب (به عنوان وکیل اول) منعقد شده و قرارداد دیگری بین ب و شخص سوم (به عنوان وکیل دوم) منعقد می ­شه.

استثنایی بودن وکالت در توکیل

طبق ماده ۶۷۲ قانون مدنی، داشتن حق توکیل به وسیله وکیل یه چیز استثناییه؛ یعنی همونجوریکه پیش­تر اشاره شد، در قرارداد وکالت واسه موکل مهمه که خود وکیل امور تعیین ­شده رو بکنه. بر این پایه وکیل هم وظیفه داره خودش خود اقدام به انجام این امور کنه مگه اینکه موکل یا به روشنی در قرارداد وکالت حق توکیل رو به وکیل داده باشه یا اینکه از شرایط و احوال مشخص شه که وکیل دارای اینجور حقیه. پس اینکه وکیل حق توکیل داشته باشه و بتونه انجام موضوع قرارداد وکالت رو به دیگری بسپارد، یه چیز استثناییه و فقط در حالتی که در خود قرارداد اینجور حقی واسه وکیل پیش­ بینی شده باشه، می­ تواند به دیگری وکالت بده. بر این پایه اگه در قرارداد به مطلبی در مورد حق توکیل اشاره نشده باشه، قانون اینه که وکیل اینجور حقی نداره اما با اینحال واسه اطمینان بیش­تر معمولا موکل در قرارداد وکالت به روشنی بیان می ­کنه که وکیل حق توکیل به غیر نداره؛ یعنی وکیل نمی­ تواند در مورد موضوع این قرارداد به شخص دیگری وکالت بده.

حال اگه وکیل بدون اینکه موکل بهش وکالت در توکیل داده باشه، واسه انجام موضوع قرارداد وکالت به شخص دیگری وکالت بده، طبق قانون چه ضمانت­ اجرایی ای در انتظار وکیل هستش؟ برابر ماده ۶۷۳ قانون مدنی در صورتی که وکیل بدون داشتن وکالت در توکیل، انجام چیزی رو که موکل واسه اون بهش وکالت داده­ است به شخص دیگری واگذار کنه، در صورت وارد شدن ضرر به موکل، هم وکیل اول و هم شخص سوم در برابر موکل جوابگو هستن؛ یعنی موکل می ­تواند واسه جبران خسارات وارده به هر کدوم از این دو شخص مراجعه کنه.

در نوشتن این مطلب از کتاب دکتر امیرناصر کاتوزیان با عنوان «دوره مقدماتی حقوق مدنی» استفاده کرده­ ایم.

تهیه شده در: chetor.com


۱

دسته‌ها: آموزشی