مقاله – بررسی رابطه ارزش های شخصی و حمایت اجتماعی با اضطراب مرگ در …

پایان نامه های ارشد سری شانزدهم

جدول ۳-۴ بارهای عاملی و واریانس مشترک برآورد شده سؤالهای مقیاس حمایت اجتماعی………………………………………………………………………….۶۲
جدول ۳- ۵ شاخصهای برازندگی مدل اندازهگیری مقیاس زمینهیاب ارزشی شوارتز……………………………………………………………………………………….۶۳
جدول ۴- ۱ توزیع فراوانی نمونه بر حسب گروه های سنی…………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۶
جدول ۴- ۲ توزیع فراوانی نمونه بر اساس سطح تحصیلات………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۶
جدول ۴- ۳ شاخص‌های توصیفی اضطراب مرگ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۷
جدول ۴- ۴ توزیع فراوانی مردان و زنان بر حسب پرسشنامه اضطراب مرگ……………………………………………………………………………………………………….۶۷
جدول ۴- ۵ شاخص‌های توصیفی حمایت اجتماعی……………………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۷
جدول ۴- ۶ توزیع فراوانی مردان و زنان بر حسب پرسشنامه حمایت اجتماعی…………………………………………………………………………………………………..۶۸
جدول ۴- ۷ توزیع فراوانی مردان و زنان بر حسب ریختهای ارزشی…………………………………………………………………………………………………………………..۶۹
جدول ۴- ۸ میانگین و انحراف استاندارد مردان و زنان در ریختهای ارزشی……………………………………………………………………………………………………..۷۰
جدول ۴- ۹ اولویتهای ارزشی زنان و مردان………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۷۰
جدول ۴- ۱۰ همبستگی بین ادراک حمایت شده ، ارزشها و اضطراب مرگ……………………………………………………………………………………………………..۷۱
جدول ۴- ۱۱ فراوانی،میانگین و انحراف استاندارد ریختهای ارزشی بر حسب تفکیک جنسیت……………………………………………………………………….۷۲
جدول ۴- ۱۲ نتایج آزمون t مستقل برای مقایسه ریختهای ارزشی بر حسب جنسیت……………………………………………………………………………………۷۳
جدول ۴- ۱۳ فراوانی،میانگین و انحراف استاندارد ادراک از حمایت اجتماعی بر حسب تفکیک جنسیت………………………………………………………….۷۴
جدول ۴- ۱۴ نتایج آزمون t مستقل برای مقایسه ادراک از حمایت اجتماعی بر حسب جنسیت………………………………………………………………………۷۴
جدول ۴- ۱۵ میانگین و انحراف استاندارد اضطراب مرگ بر حسب تفکیک جنسیت………………………………………………………………………………………..۷۴
جدول۴- ۱۶ نتایج آزمون t مستقل جهت مقایسه اضطراب مرگ بر حسب تفکیک جنسیت…………………………………………………………………………….۷۵
جدول ۴- ۱۷ خلاصه مدل برای متغیر اضطراب مرگ براساس مؤلفه های ارزش……………………………………………………………………………………………….۷۵
جدول ۴- ۱۸ ضرایب استاندارد و غیر استاندارد متغیرهای پیش بینی کننده اضطراب مرگ……………………………………………………………………………..۷۶
فصل اول
کلیات پژوهش
۱-۱- مقدمه
انسان در طول تاریخ همیشه به نحوی دستخوش دگرگونی، تغییر و تحولاتی بوده است. این تغییرات باعث شده است که انسان مجبور باشد خود را با این شرایط جدید سازگار کند. یکی از این تغییرات پدیده مرگ است. مرگ، شخصیترین و حتمیترین واقعیت درونی انسانها است. تفکر درباره مرگ بخش انفکاکناپذیری از روند زیستن بوده است که شاید بتوان ادعا کرد که بدون آن و ترسهای ناشی از آن، انگیزش کافی برای حیات وجود نخواهد داشت. از آنجایی که مرگ بخش اجتنابناپذیر در زندگی هر فردی است، اشتغال فکری افراد در رابطه با مرگ و مردن نیز از امور اجتنابناپذیر میباشد یکی از مهمترین ملاحظات بشر در ارتباط با مرگ و مردن موضوع ترس (هراس) از مرگ یا اضطراب مرگ است. اگر وجود ترس در انسان را واکنشی طبیعی بدانیم، هیچ ترسی طبیعیتر از هراس بشر از مرگ نیست. از سوی دیگر شاید بتوان مرگ را بزرگترین و مهمترین سرچشمه ترس های آدمی دانست. واکنشهای هیجانی از ترس و جلوههای گوناگون آن آغاز میشود و سایر انواع عواطف را نیز دربرمیگیرد. در این میان بیشتر، عواطف آزاردهنده مانند اضطراب، افسردگی، خشم و احساس گناه دارد (مورین و ولش[۱]، ۲۰۰۶). اضطرابی که در برابر مرگ ایجاد میشود پدیدهای طبیعی و دارای ارزش زیستشناختی است، زیرا در غیاب این اضطراب، حیات در معرض خطر قرار میگیرد. لذا این اضطراب از اجزای سازنده نهاد بشری و عاملی ضروری برای استمرار حیات فردی است. اما ترس از مرگ زمانی به عنوان یک آشفتگی هیجانی تلقی میگردد که از حد طبیعی خود خارج شود و فرد را دچار استیصال و درماندگی نماید. به طوری که اشتغال فکری در مورد مرگ مانع از طی شدن روند طبیعی زندگی گردد. این نوع اضطراب در مبتلایان به بیماریهای مزمن و طولانی شایعتر است (بلسکی[۲]، ۱۹۹۹). افراد بیمار با توجه به ویژگیهای مربوط به بیماری، از وضعیت جسمی و روانی خاصی برخوردارند که ممکن است موانع و محدودیتهایی را در زندگی برای آنها ایجاد کند و این موانع منجر به سرخوردگی و انزوا از فعالیت های اجتماعی میشود. این کنارهگیری و اجتنابها خود زمینه ساز حالات افسردگی و اضطرابی میشود. افراد بیمار با توجه به ماهیت بیماری خود در معرض اضطراب مرگ هستند و این اضطراب همان طور که گفته شد در بیماریهای مزمن مانند سرطانها، بیماری های قلبی، ایدز، ام اس و هپاتیت بیشتر مشاهده میشود. در نتیجه بجاست که با فراهم کردن بسترهای حمایتی در جامعه و با شناسایی مشکلات و موانعی که در زندگی بیماران وجود دارد، در جهت رفع مشکلات، ارتقای روحیه و افزایش امیدواری و کاهش حالات افسردگی و اضطرابی بیماران تلاش شود. این پژوهش نیز با هدف شناخت عوامل ارزیابیکننده درونی موثر بر نگرش بیماران (ارزشها) و تاثیر منابع تقویتی (حمایت اجتماعی) در اضطراب مرگ بیماران صورت گرفته است.
۱-۲- بیان مساله
بیماری تصلب چندگانه[۳] که به اختصار به آن ام اس (MS) گفته میشود، یک بیماری مزمن دستگاه اعصاب مرکزی (یعنی مغز و نخاع) میباشد. در حال حاضر در حدود دو میلیون نفر در سرتاسر دنیا دچار این بیماری میباشند. ام اس، بیماری مزمن و ناتوانکنندهای است که ماده سفید مغز را درگیر میکند. دمیلینیزه شدن ماده سفید سبب ایجاد اختلالات و عوارضی در دستگاه عصبی میشود (حسنعلیزاده و صدرخوانلو، ۱۳۸۰). نمیتوان علت خاصی را در بروز این بیماری دخیل دانست اما مجموعهای از علل محیطی، عفونی، ژنتیکی، ایمنی، ویروسها، سموم، سوخت و ساز و موادی چون اکسیدنیتریک در بروز آن دخیل اند (براون[۴]، ۲۰۰۵).
ام اس معمولاً درمان قطعی ندارد، هدف اصلی درمان ام اس، متوقف کردن ناتوانی پیشرونده ناشی از حملات حاد، ام اس عودکننده، بهبود یابنده یا پیشرونده مزمن است و به این منظور از داروهایی مانند کورتیکواستروئیدها[۵] و اینترفرونها[۶]یی مانند آونکس[۷] و اینترفرون بتا – ۱ ب[۸] استفاده می شود (براون، ۲۰۰۵؛ جنتی، عظیمی و محمودی، ۱۳۸۱). اما، ممکن است حادثه بزرگتر از تغییر جسمی، تغییرات روحی و روانی آنها باشد. روان بیمار ام .اس تحت تأثیر جسم وی قرار میگیرد و سخت وی را آزار میدهد(روگلیاتی[۹] و همکاران، ۲۰۰۶؛ جاناردان و باکسی[۱۰]، ۲۰۰۲).
سلامت روان از اهم مسائل بهداشتی است و چگونگی تفکر، احساس و عملکرد ما را در مواجهه با موقعیتهای زندگی نشان داده و به درک ما از خود و زندگی معنی میدهد، به طوری که در تعریف، به عنوان علمی برای بهزیستی، رفاه اجتماعی و سازش منطقی با پیشآمدهای زندگی قلمداد میشود (روگلیاتی و همکاران، ۲۰۰۶).
اهمیت پرداختن به جنبههای روانی سلامت بر کسی پوشیده نیست . یکی از مهمترین دلایل اهمیت بهداشت روان، شیوع بالا و ناتوانکننده و نیز بسیار شدید و طولانی بعضی از اختلالات روانی است، بطوریکه طبق گزارش مجامع علمی، حدود نیم میلیارد نفر از مردم دنیا از اختلالات روانی و مغزی رنج میبرند و میلیونها فراموش شده درد و رنج خود را پشت دیوارهای ناامیدی نه تنها در سکوت و انزوا، بلکه در احساس شرمساری، محرومیت و مرگ تحمل میکنند سلامت روان در بیماران مبتلا به ام اس به دلیل درگیری وسیع ماده سفید، دچار اختلال می شود . در همهگیرشناسی[۱۱] ام اس وارد شدن ضربه های روحی و استرس نیز دخیل است (جنتی، عظیمی و محمودی، ۱۳۸۱).
کی از مواردی که میتواند در ارتباط با بیماران ام اس بررسی شود میزان اضطراب مرگ[۱۲] افراد و دیدگاه آنان نسبت به مرگ است. مرگ واقعیتی اجتنابناپذیر است و هر شخصی ممکن است نسبت به آن برداشت و واکنش منحصر به فرد داشته باشد. مرگ به خاطر ماهیت پر از ابهامش، برای بسیاری از انسانها به صورت تهدیدآمیز جلوه میکند. جانسز[۱۳] و همکاران (۲۰۰۴) نشان دادند که مبتلایان به ام اس سطح بالایی از تنش و احساس شدید افسردگی را تجربه میکنند و از سلامت روان پائین برخوردار بودند و اضطراب بالایی را نسبت به مرگ گزارش دادهاند. بیماری ام اس به دلیل عدم درمان قطعی و بوجود آمدن محدودیتهای حرکتی برای بیمار و از دست دادن فعالیتهای عادی و روزمره که از ویژگیهای این بیماری است، اثرات روانی منفی زیادی را در فرد ایجاد میکند و استرس و اضطراب وی را افزایش میدهد که این به نوبه خود سبب تشدید بیماری میشود.
اضطراب و ترس از مرگ در میان تمام فرهنگها متداول است و گروهها و ادیان مختلف به طرق گوناگون با آن برخورد میکنند(هورتا و یاپ[۱۴]، ۲۰۰۶). از آنجایی که مرگ هرگز تجربه نشده و هیچ کس به وضوح آن را لمس نکرده است همه به نوعی در مورد آن دچار اضطراب هستند، ولی هرکس بنابر عوامل معینی درجات مختلفی از اضطراب مرگ را تجربه میکند و این اضطراب در بیماران بیشتر است (سینگ[۱۵]، سینگ و نیزامی[۱۶]، ۲۰۰۳).
درجات معینی از اضطراب مرگ از این جهت که فرد را مجبور میکند که از برخی شیوههای زندگی همراه با خطر دوری گزیند، میتواند سودمند تلقی شود. اگرچه باید تذکر داد که درجات خیلی زیاد اضطراب مرگ میتواند باعث اختلال در زندگی عادی روزانه فرد شود ( گایر[۱۷]، ۲۰۰۲).
تورسون[۱۸]و همکاران (۱۹۹۳)، در پژوهش خود که در رابطه با بیماران سرطانی انجام دادند به این نتیجه دست یافتند که ۷۶% آنان دارای اضطراب مرگ بالایی بودند. همچنین گاسر[۱۹] و همکاران (۱۹۸۸) در تحقیق مشابهی با بیماران قلبی، به این نتیجه رسیدند که بیماران همواره، حتی زمانی که عمل موفقیت آمیز داشتهاند و از لحاظ جسمی سالم هستند باز هم دارای اضطراب مرگ بوده و دید منفی نسبت به مرگ دارند.
در ارتباط با بیماران علاوه بر درمانهای دارویی حمایت خوب خانواده، دوستان و اعضای تیم درمانی از آنها ضرورت دارد تا خود را تنها احساس نکنند(عامر، ۱۳۸۰). با توجه به اینکه وضعیت روانی بیمار ام اس تحت تاثیر شرایط جسمانی وی قرار دارد، حمایت‌های‌ روانی‌، تشویق‌ و اطمینان‌ دادن‌ به‌ بیماران‌ جهت‌ کمک‌ به‌ جلوگیری‌ از پیدایش‌ ناامیدی‌ به‌ درمان‌ ضروری‌ است‌.
حمایت اجتماعی[۲۰] یکی از مهمترین شکلهای روابط اجتماعی است و برخورداری از آن و ادراک و تصور آن و همچنین نیاز به آن با توجه به سن، جنس، شخصیت و حتی فرهنگ میتواند متفاوت باشد. حمایت اجتماعی ادراک شده، احساس ذهنی از تعلق داشتن، مورد عشق و احترام بودن و پذیرفته شدن است. چنین احساسی، جایگاهی امن را برای فرد فراهم میکند که در آن با ایجاد روابط صمیمانه و نزدیک، به احساس ارزشمند بودن و در نتیجه خودپندارهای مثبت دست مییابد و این همان سپر محافظ در برابر وقایع استرسزا و فرصتی برای رشد و خودشکوفایی است(نیسی، شهنیییلاق و فراشبندی، ۱۳۸۴).
سطوح متوسط شبکه اجتماعی و حمایت اجتماعی به طور دایمی در حال تغییر است و در رهبری و میزان این تغییرات تفاوت های فردی وجود دارد. با این حال تحقیقات نشان میدهد افرادی که روابط اجتماعی بیشتری دارند، سلامتی بهتر و نرخ مرگ و میر کمتری در برابر بسیاری از بیماریها از جمله اختلالات قلبی – عروقی، ایدز[۲۱] و سرطان نشان میدهند (ویلز[۲۲]، آلایر[۲۳]، السن[۲۴] و استفنس[۲۵]، ۲۰۰۷).
یالوم[۲۶] (۱۳۹۰)، عقاید مذهبی، داشتن ارتباطات صمیمانه و برخورداری از حمایت اجتماعی را باعث کاهش نگرانی و ترس از مرگ میداند و از ارتباط صحیح و دوستانه با اطرافیان به عنوان سادهترین و موثرترین راه ایجاد شادی در بین انسانها نام میبرد.
و کورتنز[۲۷] و همکاران (۱۹۹۶) و کارابلاتلا[۲۸] (۲۰۰۵ به نقل از حیدری و همکاران ۱۳۸۷) بیان میکنند که حمایت اجتماعی زمانی که به اندازه کافی ادراک شود، در دسترس باشد و فرد از دریافت آن خشنود شود، میتواند با ایجاد احساس کنترل بیشتر، افزایش اعتماد به نفس، کاهش تاثیر رویدادهای منفی زندگی، بهبود پریشانیهای عاطفی و افزایش کیفیت زندگی در ارتقای سلامت روان فرد موثر باشد.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.