پژوهش دانشگاهی – بررسی سهم سیاست های ملی و منطقه ای در تغییرات اشتغال استان ها- …

دانلود تحقیق و پایان نامه

سهم از رشد رقابتی + سهم از رشد ساختاری + سهم رشد ملی = رشد شاغلان استان
در صورت عدم‌تساوی رشد شاغلان استان با سهم استان از رشد ملی، به کمک این مدل علت این تفاوت را با سایر اجزاء یعنی رشد ساختاری و رشد رقابتی توضیح میدهیم.
با توجه به جدول ۴-۴ رشد شاغلان در بخش کشاورزی مثبت و در دو بخش خدمات و صنعت و معدن منفی است؛ به طوری که در مجموع طی دوره ۱۳۸۵-۱۳۹۰ میزان اشتغال استان آذربایجان شرقی ۲۷۸۵۲ نفر کاهش یافته است. تعداد شاغلان بخش کشاورزی ۹۰۶۴ نفر افزایش و تعداد شاغلان بخش‌های خدمات و صنعت و معدن به ترتیب ۶۸۷۱ و ۳۰۰۴۵ نفر کاهش یافتهاند.
برای مشخص شدن دلیل این تغییرات در فعالیتهای عمده اقتصادی استان آذربایجان شرقی به بررسی نتایج انتقال-سهم پرداخته شده است. از مقایسه نتایج به دست آمده در جزء سهم ملی با رشد واقعی به وجود آمده (تغییرات اشتغال)، معلوم میشود که در بخش کشاورزی رشد تحقق یافته بسیار بیشتر از مقدار مورد انتظار بوده است. به طوری که انتظار میرفت بر اساس تغییر و تحولات کشوری، اشتغال بخش کشاورزی استان آذربایجان شرقی ۸۵۲ نفر افزایش یابد، این در حالی است که عملاً رشد اشتغال بخش کشاورزی ۹۰۶۴ نفر افزایش یافته است. در مورد بخش‌های صنعت و معدن و خدمات باید گفت که انتظار میرفت که به ترتیب ۱۵۰۴ و ۱۶۲۳ نفر افزایش در اشتغال داشته باشند، که عملاً نه تنها افزایشی نداشتهاند بلکه به ترتیب ۳۰۰۴۵ و ۶۸۷۱ نفر از شاغلان این بخش‌ها کاسته شده است. بنابراین با توجه به جدول فوق مشخص میشود که تنها بخش کشاورزی رشد داشته و رشدش بسیار بیشتر از رشد مورد انتظار هست. این موضوع نشانگر حرکت نسبتاً سریع اقتصاد استان آذربایجان شرقی در بخش کشاورزی طی دوره مورد بررسی است.
متأسفانه سهم ملی نشان میدهد که در مجموع برخلاف انتظار اشتغال فعالیتهای استان رشد منفی داشته است. به طوری که انتظار میرفت که سهم استان آذربایجان شرقی از مجموع ۷۰۵۳۰ نفر افزایش اشتغال کل کشور رقمی معادل ۳۹۷۹ نفر میشد اما در عمل طی دوره ۵ ساله ۲۷۸۵۲ نفر از شاغلان استان کاسته شده است. بنابراین اگر شاغلان استان متناسب با رشد شاغلان این بخش‌ها در سطح کشور رشد میکردند، در کلیه بخش‌ها با رشد مثبت شاغلان مواجه بودیم. البته رشد بخش کشاورزی کمتر از میزان کنونی آن میشد. حال علت این رشد نامتناسب با توجه به اجزای مدل انتقال-سهم توضیح داده میشود.
نتایج تغییرات ساختاری طی دوره مورد بررسی نشان می‌‌دهد که در بین فعالیتهای عمده اقتصادی استان، بخش کشاورزی دارای تغییرات ساختاری مثبت بوده و تغییرات ساختاری سایر فعالیتها منفی است. ترکیب فعالیتهای اقتصادی و شرایط محیطی این فعالیتها از عوامل مهم و تأثیرگذار بر تغییرات ساختاری فعالیتها هست. لذا میتوان استدلال کرد که رشد و تحرک فعالیتهای کشاورزی در کشور مثبت بوده و این فعالیتها در استان از رشد بالایی برخوردار هستند. اما فعالیتهای بخش صنعت و معدن و خدمات منفی بودهاند.این رشد منفی بیانگر آن است که تمرکز شاغلان در این بخش در فعالیتهایی با رشد کند همراه بوده و ترکیب فعالیتها نسبت به سطح کشور نامتناسب هست.
با ملاحظه نتایج حاصل از تغییرات ناشی از رقابت نسبی فعالیتها میتوان گفت که در مجموع بخش‌های صنعت و معدن و خدمات دارای مزیت نسبی بودهاند و بخش کشاورزی محیط مناسبی برای رشد در این استان نداشته و فاقد مزیت رقابتی بودهاند. یعنی شرایط حاکم بر استان از جمله نبود زیرساخت‌های مناسب اقتصادی، شرایط جغرافیایی استان اثر منفی بر رشد فعالیتهای کشاورزی داشته است. با توجه به اینکه تغییرات رقابتی مثبت اشتغال فعالیتهای صنعت و معدن و خدمات استان بیشتر از تغییرات منفی رقابتی فعالیتهای کشاورزی بوده است، این امر موجب شده تا به طور کلی تغییرات رقابتی فعالیتهای اقتصادی استان مثبت شود. در واقع استان آذربایجان شرقی در این دوره نسبت به سایر مناطق کشور مزیت نسبی و رقابتی داشته است.
در مجموع میتوان اظهار داشت طی دوره ۱۳۸۵-۱۳۹۰ رشد شاغلان استان آذربایجان شرقی نه تنها متناسب با رشد شاغلان کشور نبوده بلکه مقداری منفی داشته است. به طوری که در این استان ۲۷۸۵۲ نفر از شاغلان کاسته شده، در حالی که اگر شاغلان متناسب با سطح کشور رشد میکردند، ۳۹۷۹ شغل ایجاد میشد و این به علت رشد ساختاری منفی و بزرگ موجود علیرغم مثبت بودن رشد رقابتی است. یعنی طی دوره مذکور با وجود مزایای رقابتی نسبت به کشور، اما ترکیب فعالیتها در سطح استان مناسب نبوده است. به طوری که در مجموع رشد ساختاری منفی بر رشد رقابتی مثبت فائق آمده و موجب کاسته شدن شاغلان استان برخلاف انتظار شده است.

۴-۴ نتایج مربوط به استان آذربایجان غربی

بر اساس آمار و اطلاعات مندرج در جدول ۴-۱ میتوان اظهار داشت که در سال ۱۳۸۵ بخش خدمات و کشاورزی در استان آذربایجان غربی به ترتیب با اختصاص سهمی معادل ۴۳٫۱ و ۳۰٫۲ درصد اشتغال این استان، در بین بخش‌های عمده اقتصادی بیشترین سهم را در جذب شاغلان استان داشتهاند. ملاحظه میشود در سال ۱۳۸۵ ترکیب شاغلان استان آذربایجان غربی با ترکیب موجود در کشور متفاوت هست که این امر حاکی از ساختار متفاوت فعالیتهای اقتصادی استان با کل کشور است.
بررسی آمار و ارقام جدول ۴-۲ حاکی از آن است که ساختار اقتصادی استان آذربایجان غربی در سال ۱۳۹۰ نسبت به سال ۱۳۸۵ تغییرات ساختاری نداشته است. به طوری که سهم بخش خدمات از کل شاغلان استان از ۴۳٫۱ درصد به ۴۳٫۷ درصد افزایش است. اما سهم بخش صنعت از ۲۶٫۷ درصد به ۲۶٫۳ درصد کاهش یافته و همچنین سهم بخش کشاورزی از ۳۰٫۲ به ۳۰ درصد کاهش یافته است. این تغییرات نشان میدهد که طی دوره ۱۳۸۵-۱۳۹۰ ساختار فعالیتهای استان آذربایجان غربی از لحاظ تعداد شاغلان به نفع هیچ یک از بخش‌های اقتصادی نبوده و تعداد شاغلان هر سه بخش کاهش یافته است.
بررسی نرخ اشتغال بخش‌های عمده دلالت بر این دارد که طی دوره مذکور تعداد شاغلان استان به طور متوسط سالانه رشد ۰٫۳۶- درصدی را تجربه نموده و هر سه بخش عمده اقتصادی رشد سالانه منفی داشتهاند.
همچنین طی این دوره متوسط نرخ رشد سالانه کل شاغلان استان منفی و کمتر از متوسط کل کشور بوده است. در مجموع با توجه به آمار و اطلاعات موجود، طی دوره مورد بررسی استان آذربایجان غربی نسبت به کل کشور با سرعت کمتری از بخش‌های صنعت و معدن و خدمات به سمت بخش کشاورزی حرکت کرده است. به طوری که نرخ رشد اشتغال استان در بخش کشاورزی کمتر از نرخ رشد کشوری است. کاهش اشتغال استان در بخش خدمات بیشتر از کاهش اشتغال کل کشور در این بخش بوده است. و در بخش صنعت و معدن با سرعت کمتری نسبت به کل کشور کاهش داشته است در واقع اشتغال استان نه تنها در بخش کشاورزی افزایش نداشته بلکه کاهش نیز داشته اما روند کاهش در این بخش آرامتر از سایر بخش‌ها بوده است.
با توجه به جدول ۴-۴ رشد شاغلان در هر سه بخش عمده اقتصادی منفی است؛ به طوری که در مجموع طی دوره ۱۳۸۵-۱۳۹۰ میزان اشتغال استان آذربایجان غربی۱۵۳۷۴ نفر کاهش یافته است. تعداد شاغلان بخش کشاورزی ۶۴۵۵ نفر کاهش و همچنین در بخش‌های خدمات و صنعت و معدن تعداد شاغلان به ترتیب ۷۷۰۶ و ۱۲۱۳ نفر کاهش یافتهاند.
برای مشخص شدن دلیل این تغییرات در فعالیتهای عمده اقتصادی استان آذربایجان غربی به بررسی نتایج انتقال-سهم پرداخته شده است. از مقایسه نتایج به دست آمده در جزء سهم ملی با رشد واقعی به وجود آمده (تغییرات اشتغال)، معلوم میشود که در هر سه بخش رشد کمتر از مقدار مورد انتظار بوده است. به طوری که انتظار میرفت بر اساس تغییر و تحولات کشوری، اشتغال بخش کشاورزی استان آذربایجان غربی ۸۹۱ نفر افزایش یابد، این در حالی است که عملاً رشد نه تنها افزایش نیافته بلکه اشتغال بخش کشاورزی ۶۴۵۵ نفر کاهش یافته است. در مورد بخش‌های صنعت و معدن و خدمات نیز باید گفت که انتظار میرفت که به ترتیب ۷۸۸ و ۱۲۷۲ نفر افزایش در اشتغال داشته باشند، که عملاً نه تنها افزایشی نداشتهاند بلکه به ترتیب ۷۷۰۶ و ۱۲۱۳ نفر از شاغلان این بخش‌ها کاسته شده است. بنابراین با توجه به جدول فوق مشخص میشود که همه بخش‌های عمده اقتصادی استان رشد منفی داشتهاند.
متأسفانه سهم ملی نشان میدهد که در مجموع برخلاف انتظار اشتغال فعالیتهای استان رشد منفی داشته است. به طوری که انتظار میرفت که سهم استان آذربایجان غربی از مجموع ۷۰۵۳۰ نفر افزایش اشتغال کل کشور رقمی معادل ۲۹۵۱ نفر میشد اما در عمل طی دوره ۵ ساله ۱۵۳۷۴ نفر از شاغلان استان کاسته شده است. بنابراین اگر شاغلان استان متناسب با رشد شاغلان این بخش‌ها در سطح کشور رشد میکردند، در کلیه بخش‌ها با رشد مثبت شاغلان مواجه بودیم. حال علت این رشد نامتناسب با توجه به اجزای مدل انتقال-سهم توضیح داده میشود.
نتایج تغییرات ساختاری طی دوره مورد بررسی نشان می‌‌دهد که در بین فعالیتهای عمده اقتصادی استان، بخش کشاورزی دارای تغییرات ساختاری مثبت بوده و تغییرات ساختاری سایر فعالیتها منفی است.
با ملاحظه نتایج حاصل از تغییرات ناشی از رقابت نسبی فعالیتها میتوان گفت که در مجموع بخش‌های صنعت و معدن و خدمات دارای مزیت نسبی بودهاند و بخش کشاورزی محیط مناسبی برای رشد در این استان نداشته و فاقد مزیت رقابتی بودهاند. یعنی شرایط حاکم بر استان از جمله نبود زیرساخت‌های مناسب اقتصادی، شرایط جغرافیایی استان اثر منفی بر رشد فعالیتهای کشاورزی داشته است. با توجه به اینکه تغییرات رقابتی مثبت اشتغال فعالیتهای صنعت و معدن و خدمات استان بیشتر از تغییرات رقابتی فعالیتهای کشاورزی بوده است، این امر موجب شده تا به طور کلی تغییرات رقابتی فعالیتهای اقتصادی استان مثبت شود. در واقع استان آذربایجان غربی در این دوره نسبت به سایر مناطق کشور مزیت نسبی و رقابتی داشته است.
در مجموع میتوان اظهار داشت طی دوره مذکور با وجود مزایای رقابتی نسبت به کل کشور، اما ترکیب فعالیتها در سطح استان مناسب نبوده است. به طوری که در مجموع رشد ساختاری منفی بر رشد رقابتی مثبت فائق آمده و موجب کاسته شدن شاغلان استان برخلاف انتظار شده است.

۴-۵ نتایج مربوط به استان اردبیل

بر اساس آمار و اطلاعات مندرج در جدول ۴-۱ میتوان اظهار داشت که در سال ۱۳۸۵ بخش خدمات و کشاورزی در استان اردبیل به ترتیب با اختصاص سهمی معادل ۴۱٫۳ و ۳۲٫۲ درصد اشتغال این استان، در بین بخش‌های عمده اقتصادی بیشترین سهم را در جذب شاغلان استان داشتهاند. ملاحظه میشود در سال ۱۳۸۵ ترکیب شاغلان استان اردبیل با ترکیب موجود در کشور متفاوت هست که این امر حاکی از ساختار متفاوت فعالیتهای اقتصادی استان با کل کشور است.
بررسی آمار و ارقام جدول ۴-۲ حاکی از آن است که ساختار اقتصادی استان اردبیل در سال ۱۳۹۰ نسبت به سال ۱۳۸۵ تغییرات ساختاری داشته است. به طوری که سهم بخش خدمات از کل شاغلان استان از ۴۱٫۳ درصد به ۴۲٫۵ درصد افزایش یافته و سهم بخش صنعت نیز از ۲۶٫۵ درصد به ۲۶٫۶ درصد افزایش یافته است. اما سهم بخش کشاورزی از ۳۲٫۲ درصد به ۳۰٫۹ درصد کاهش یافته است. این تغییرات نشان میدهد که طی دوره ۱۳۸۵-۱۳۹۰ ساختار فعالیتهای استان اردبیل از لحاظ تعداد شاغلان به نفع بخش خدمات و به زیان دو بخش کشاورزی و صنعت و معدن بوده است.
بررسی نرخ اشتغال بخش‌های عمده دلالت بر این دارد که طی دوره مذکور تعداد شاغلان استان به طور متوسط سالانه رشد ۰٫۴۰- درصدی را تجربه نموده و بخش خدمات تنها بخشی است که رشد سالانه مثبت داشته است.
همچنین طی این دوره متوسط نرخ رشد سالانه کل شاغلان استان منفی و کمتر از متوسط کل کشور بوده است. در مجموع با توجه به آمار و اطلاعات موجود، طی دوره مورد بررسی استان اردبیل نسبت به کل کشور، با جهتگیری متفاوت نسبت به کشور از بخش‌های کشاورزی و صنعت و معدن به سمت بخش خدمات حرکت کرده است. به طوری که نرخ رشد اشتغال استان در بخش خدمات بیشتر از نرخ رشد کشوری است. کاهش اشتغال استان در بخش صنعت و معدن کمتر از کاهش اشتغال کل کشور در این بخش بوده است.
با توجه به جدول ۴-۴ رشد شاغلان در بخش خدمات مثبت و در دو بخش کشاورزی و صنعت و معدن منفی است؛ به طوری که در مجموع طی دوره ۱۳۸۵-۱۳۹۰ میزان اشتغال استان اردبیل ۷۰۸۶ نفر کاهش یافته است. تعداد شاغلان بخش خدمات ۹۴۷ نفر افزایش و تعداد شاغلان بخش‌های کشاورزی و صنعت و معدن به ترتیب ۶۶۲۰ و ۱۴۱۳ نفر کاهش یافتهاند.
برای مشخص شدن دلیل این تغییرات در فعالیتهای عمده اقتصادی استان اردبیل به بررسی نتایج انتقال-سهم پرداخته شده است. از مقایسه نتایج به دست آمده در جزء سهم ملی با رشد واقعی به وجود آمده (تغییرات اشتغال)، معلوم میشود که در بخش خدمات رشد تحقق یافته بیشتر از مقدار مورد انتظار بوده است. به طوری که انتظار میرفت بر اساس تغییر و تحولات کشوری، اشتغال بخش خدمات استان اردبیل ۵۱۵ نفر افزایش یابد، این در حالی است که عملاً رشد اشتغال بخش خدمات ۹۴۷ نفر افزایش یافته است. در مورد بخش‌های صنعت و معدن و کشاورزی باید گفت که انتظار میرفت که به ترتیب ۳۳۰ و ۴۰۱ نفر افزایش در اشتغال داشته باشند، که عملاً نه تنها افزایشی نداشتهاند بلکه به ترتیب ۱۴۱۳ و ۶۶۲۰ نفر از شاغلان این بخش‌ها کاسته شده است. بنابراین با توجه به جدول فوق مشخص میشود که تنها بخش خدمات رشد داشته و رشدش بیشتر از رشد مورد انتظار هست. این موضوع نشانگر حرکت کند اقتصاد استان اردبیل در بخش خدمات طی دوره مورد بررسی است.
متأسفانه سهم ملی نشان میدهد که در مجموع برخلاف انتظار اشتغال فعالیتهای استان رشد منفی داشته است. به طوری که انتظار میرفت که سهم استان اردبیل از مجموع ۷۰۵۳۰ نفر افزایش اشتغال کل کشور رقمی معادل ۱۲۴۶ نفر میشد اما در عمل طی دوره ۵ ساله ۷۰۸۶ نفر از شاغلان استان کاسته شده است. بنابراین اگر شاغلان استان متناسب با رشد شاغلان این بخش‌ها در سطح کشور رشد میکردند، در کلیه بخش‌ها با رشد مثبت شاغلان مواجه بودیم. البته رشد بخش خدمات کمتر از میزان کنونی آن میشد. حال علت این رشد نامتناسب با توجه به اجزای مدل انتقال-سهم توضیح داده میشود.
نتایج تغییرات ساختاری طی دوره مورد بررسی نشان می‌‌دهد که در بین فعالیتهای عمده اقتصادی استان، بخش کشاورزی دارای تغییرات ساختاری مثبت بوده و تغییرات ساختاری سایر فعالیتها منفی است.
با ملاحظه نتایج حاصل از تغییرات ناشی از رقابت نسبی فعالیتها میتوان گفت که در مجموع بخش‌های صنعت و معدن و خدمات دارای مزیت نسبی بودهاند و بخش کشاورزی محیط مناسبی برای رشد در این استان نداشته و فاقد مزیت رقابتی بودهاند. یعنی شرایط حاکم بر استان از جمله نبود زیرساخت‌های مناسب اقتصادی، شرایط جغرافیایی استان اثر منفی بر رشد فعالیتهای کشاورزی داشته است. با توجه به اینکه تغییرات رقابتی مثبت اشتغال فعالیتهای صنعت و معدن و خدمات استان کمتر از تغییرات رقابتی فعالیتهای کشاورزی بوده است، این امر موجب شده تا به طور کلی تغییرات رقابتی فعالیتهای اقتصادی استان منفی شود. در واقع استان اردبیل در این دوره نسبت به سایر مناطق کشور مزیت نسبی و رقابتی نداشته است.
در مجموع میتوان اظهار داشت طی دوره مذکور مزایای رقابتی نسبت به کشور وجود نداشته و ترکیب فعالیتها در سطح استان نیز مناسب نبوده است. به طوری که در مجموع رشد ساختاری منفی و رشد منفی رقابتی موجب کاسته شدن شاغلان استان برخلاف انتظار شده است.

۴-۶ نتایج مربوط به استان اصفهان

بر اساس آمار و اطلاعات مندرج در جدول ۴-۱ میتوان اظهار داشت که در سال ۱۳۸۵ بخش خدمات و صنعت و معدن در استان اصفهان به ترتیب با اختصاص سهمی معادل ۴۵٫۹ و ۴۲٫۶ درصد اشتغال این استان، در بین بخش‌های عمده اقتصادی بیشترین سهم را در جذب شاغلان استان داشتهاند. ملاحظه میشود در سال ۱۳۸۵ ترکیب شاغلان استان اصفهان با ترکیب موجود در کشور تقریباً مشابه هست که این امر حاکی از ساختار تقریباً مشابه فعالیتهای اقتصادی استان با کل کشور است.
بررسی آمار و ارقام جدول ۴-۲ حاکی از آن است که ساختار اقتصادی استان اصفهان در سال ۱۳۹۰ نسبت به سال ۱۳۸۵ تغییرات ساختاری داشته است. به طوری که سهم بخش خدمات از کل شاغلان استان از ۴۵٫۹ درصد به ۴۶٫۹ درصد افزایش یافته و سهم بخش کشاورزی نیز از ۱۱٫۵ درصد به ۱۲٫۹ درصد افزایش یافته است. اما سهم بخش صنعت از ۴۲٫۶ درصد به ۴۰٫۲ درصد کاهش یافته است. این تغییرات نشان میدهد که طی دوره ۱۳۸۵-۱۳۹۰ ساختار فعالیتهای استان اصفهان از لحاظ تعداد شاغلان به نفع بخش‌های کشاورزی و خدمات به زیان بخش صنعت و معدن بوده است.
بررسی نرخ اشتغال بخش‌های عمده دلالت بر این دارد که طی دوره مذکور تعداد شاغلان استان به طور متوسط سالانه رشد ۰٫۰۹- درصدی را تجربه نموده و بخش کشاورزی و خدمات رشد سالانه مثبت داشتهاند.
همچنین طی این دوره متوسط نرخ رشد سالانه کل شاغلان استان منفی و کمتر از متوسط کل کشور بوده است. در مجموع با توجه به آمار و اطلاعات موجود، طی دوره مورد بررسی استان اصفهان نسبت به کل کشور با سرعت بیشتری از بخش صنعت و معدن به سمت بخش کشاورزی و خدمات حرکت کرده است. به طوری که نرخ رشد اشتغال استان در بخش کشاورزی بیشتر از نرخ رشد کشوری است و همچنین نرخ رشد اشتغال در بخش خدمات استان مثبت است که از رشد منفی کل کشور در این بخش بیشتر هست. کاهش اشتغال استان در بخش‌های صنعت و معدن بیشتر از کاهش اشتغال کل کشور در این بخش بوده است.
با توجه به جدول ۴-۴ رشد شاغلان در بخش کشاورزی مثبت و در دو بخش خدمات و صنعت و معدن منفی است؛ به طوری که در مجموع طی دوره ۱۳۸۵-۱۳۹۰ میزان اشتغال استان اصفهان۶۵۹۱ نفر کاهش یافته است. تعداد شاغلان بخش کشاورزی ۱۸۵۷۳ نفر و تعداد شاغلان بخش خدمات نیز ۱۱۰۸۰ نفر افزایش یافته است و تعداد شاغلان بخش صنعت و معدن ۳۶۲۴۴ نفر کاهش یافته است.
برای مشخص شدن دلیل این تغییرات در فعالیتهای عمده اقتصادی استان اصفهان به بررسی نتایج انتقال-سهم پرداخته شده است. از مقایسه نتایج به دست آمده در جزء سهم ملی با رشد واقعی به وجود آمده (تغییرات اشتغال)، معلوم میشود که در بخش کشاورزی رشد تحقق یافته بسیار بیشتر از مقدار مورد انتظار بوده است. به طوری که انتظار میرفت بر اساس تغییر و تحولات کشوری، اشتغال بخش کشاورزی استان اصفهان ۵۵۷ نفر افزایش یابد، این در حالی است که عملاً رشد اشتغال بخش کشاورزی ۱۸۵۷۳ نفر افزایش یافته است. در بخش خدمات نیز رشد تحقق یافته بیشتر از رشد مورد انتظار است. به طوری که انتظار میرفت که اشتغال بخش خدمات ۲۲۱۹ نفر افزایش یابد، این در حالی است که عملاً رشد اشتغال بخش خدمات ۱۱۰۸۰ نفر افزایش یافته است. در مورد بخش‌های صنعت و معدن باید گفت که انتظار میرفت که به ترتیب ۲۰۶۰ نفر افزایش در اشتغال داشته باشند، که عملاً نه تنها افزایشی نداشته است بلکه ۲۶۲۴۴ نفر از شاغلان این بخش کاسته شده است. بنابراین با توجه به جدول فوق مشخص میشود که بخش‌های کشاورزی و خدمات رشد داشتهاند و رشد بخش کشاورزی بسیار بیشتر از رشد مورد انتظار هست. این موضوع نشانگر حرکت سریع اقتصاد استان اصفهان در بخش کشاورزی طی دوره مورد بررسی و همچنین حرکت در بخش خدمات است.
متأسفانه سهم ملی نشان میدهد که در مجموع برخلاف انتظار اشتغال فعالیتهای استان رشد منفی داشته است. به طوری که انتظار میرفت که سهم استان اصفهان از مجموع ۷۰۵۳۰ نفر افزایش اشتغال کل کشور رقمی معادل ۴۸۳۶ نفر میشد اما در عمل طی دوره ۵ ساله ۶۵۹۱ نفر از شاغلان استان کاسته شده است. بنابراین اگر شاغلان استان متناسب با رشد شاغلان این بخش‌ها در سطح کشور رشد میکردند، در کلیه بخش‌ها با رشد مثبت شاغلان مواجه بودیم. البته رشد بخش کشاورزی و خدمات کمتر از میزان کنونی آن میشد. حال علت این رشد نامتناسب با توجه به اجزای مدل انتقال-سهم توضیح داده میشود.
نتایج تغییرات ساختاری طی دوره مورد بررسی نشان می‌‌دهد که در بین فعالیتهای عمده اقتصادی استان، بخش کشاورزی دارای تغییرات ساختاری مثبت بوده و تغییرات ساختاری سایر فعالیتها منفی است.
با ملاحظه نتایج حاصل از تغییرات ناشی از رقابت نسبی فعالیتها میتوان گفت که در مجموع همه بخش‌های عمده اقتصادی دارای مزیت نسبی بودهاند شرایط حاکم بر استان از جمله بودن زیرساخت‌های مناسب اقتصادی، شرایط جغرافیایی استان اثر مثبت بر رشد فعالیتهای اقتصادی داشته است. به طور کلی تغییرات رقابتی فعالیتهای اقتصادی استان مثبت شود. در واقع استان اصفهان در این دوره نسبت به سایر مناطق کشور مزیت نسبی و رقابتی داشته است.
در مجموع میتوان اظهار داشت طی دوره مذکور با وجود مزایای رقابتی نسبت به کل کشور، اما ترکیب فعالیتها در سطح استان مناسب نبوده است. به طوری که در مجموع رشد ساختاری منفی بر رشد رقابتی مثبت فائق آمده و موجب کاسته شدن شاغلان استان برخلاف انتظار شده است.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.