دسترسی به منابع مقالات : بررسی نقش اعتیاد به فناوری اطلاعات بر راهبردهای خود تنظیمی و پیشرفت …

دانلود تحقیق و پایان نامه

پژوهش های آکو بویرو و جوشوا [۱۷] (۲۰۰۴) نشان داد که پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه را می توان براساس خود پنداره و نگرشی دانش آموزان به فعالیتهای تحصیلی پیش بینی کرد(پارکر[۵۴] و همکاران،  بار-آن[۱۸]، ۱۹۹۹). پژوهش های بس[۱۹] (۲۰۰۴) حاکی از آن است که نگرش مثبت دانش آموزان نسبت به دروس آموزشگاهی بر پیشرفت تحصیلی آنان در این درسها تأثیر مثبت می گذارد. علاوه بر نگرش دانش آموز نسبت به مدرسه، نگرشی او نسبت به توانایی و شایستگی خود در انجام دادن تکالیف درسی، اغلب با انگیزه و پیشرفت و عملکرد تحصیلی بهتر همراه است. چنانکه پژوهشهای گسترده باندورا[۲۰] (۱۹۹۷) در این زمینه شواهدی را مطرح می سازد که نشان می دهد خود توانایی انگیزه، دانش آموز را برای تلاش در راه پیشرفت تحصیلی بر می انگیزد. این متغیر نه تنها در پیشرفت تحصیلی بلکه در موفقیت زندگی نیز نقش مهمی را ایفا می کند. مهارت ها و توانایی های هیجانی و اجتماعی که تحت عنوان هوش هیجانی مشهورند، از جمله پیش بینی کننده های قوی پیشرفت تحصیلی هستند. هوش هیجانی یک سری از توانایی ها و مهارتهای غیرشناختی است. (برای مثال: توانایی کنترل احساسات و هیجانات در خود و دیگران، پذیرائی دیدگاه سایر افراد و کنترل روابط اجتماعی) که توانایی فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش می دهد (بار- اون، ۱۹۹۷). تحقیقات انجام شده در مورد ارتباط هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی به طور کلی بیانگر نقش معنادارهوش هیجانی در پیشرفت تحصیلی است (پارکر[۲۱] و همکاران، ۲۰۰۴، براکت و سالوی[۲۲]،۲۰۰۴، الیاسی و همکاران، ۲۰۰۳، شات و همکاران[۲۳]۱۹۹۸، بار- اون ۱۹۹۷: استوارت[۲۴]، ۱۹۹۶، به نقل از صاحب، ۱۳۸۹). در یک رویکرد مهم تأثیر فرآیندهای محیط خانوادگی بر پیشرفت تحصیلی مطرح است. پژوهش هایی که براساس این رویکرد انجام شده، حاکی از رابطه میان سبک فرزند پروری و عملکرد تحصیلی است، کودکانی که در خانواده های قاطع پرورش می یابند، نمره پیشرفت تحصیلی بالاتری را در مقایسه با فرزندان سایر سبک های خانوادگی کسب می کنند (استرنبرگ[۲۵] و همکاران، ۱۹۸۹ ).
یک سری پژوهش ما هم بر پایه رویکردی است که بیانگر رابطه میان مهارت خود گردانی دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی آنهاست. دانش آموزان که از مهارت خود گردانی بیشتری برخوردارند، پیشرفت تحصیلی بالاتری را نشان می دهند (لان[۲۶] و همکاران، ۱۹۹۳).
۲-۱-۴ به طور کلی عواملی که بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر دارند را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
الف. عوامل فیزیولوژیکی: این عوامل شامل متغیرهای بدنی و فیزیکی یاد گیرنده از جمله سوء تغذیه و سلامت جسمانی می شود.
ب. عوامل روانشناختی: این عوامل شامل متغیرهای روانشناختی از جمله هوش، استعداد، خلاقیت خودپنداره، عزت نفس، نگرش نسبت به مسایل آموزشی، انگیزه پیشرفت، مکان کنترل و ویژگی های شخصی دیگر می شود.
پ. عوامل محیطی: این عوامل در برگیرنده متغیرهای بیرونی شامل پایگاه اقتصادی و اجتماعی (درآمد، تحصیلات، محل زندگی) متغیرهای مربوط به خانواده (تعداد افراد خانوار، سبک فرزند پروری والدین، ارزشهای فرهنگی خانواده) و متغیرهای مربوط به محیط مدرسه (شرایط مدرسه، مدیریت مدرسه، نگرش ویژگی های معلمان، فرهنگ و جو سازمانی مدرسه) می شود (راجرز[۲۷]۱۹۸۲؛ اسچک و فاگن[۲۸]، ۱۹۹۴).
در تبیین تأثیر فوق العاده عنصر معلم در فرآیند آموزش و یادگیری مهر محمدی (۱۳۸۶) معتقد است: شاید در صحت و اعتبار این پاسخ که از میان عناصر و مؤلفه های گوناگون تشکیل دهنده ی نظام تعلیم و تربیت، اولویت قطعی را باید برای معلم قائل شد، نتوان تردید و تشکیک کرد. معلم از آن جهت مورد تأکید و توجه جدی و دارای نقش محوری است که کارگذار اصلی تعلیم و تربیت به شمار می رود و اهداف و منویات متعالی نظام های تعلیم و تربیت در ابعاد مختلف، در نهایت باید به واسطه ی او محقق شود. همچنین رمز سلامت، رشد و بالندگی نظام های تعلیم و تربیت را باید در سلامت، رشد و بالندگی معلم جست و جو کرد.
۲-۱-۵ خانواده و پیشرفت تحصیلی
خانواده به ویژه در سنین حدود ۲ تا ۱۰ سالگی مهارتهایی به کودک می آموزند که در رابطه با کار آموزشگاه نقش اساسی دارند. این مهارت ها عبارتند از زبان، توانایی یادگیری از بزرگسالان، جنبه هایی از نیاز به پیشرفت، عادت به کار کردن و توجه به وظایف. اگر چه خانواده ها در آموزش این مهارت ها به کودکان با هم تفاوت دارند، اما نتایج کار بعضی از خانواده ها در ایجاد مهارت ها و توانمندی های دیگر قابل توجه و بررسی است. نتایج بسیاری از تحقیقات نشان می دهد که بخش بزرگی از تغییرات پیشرفت درسی بهویژه تغییرات توانایی های کلاسی کودکان ناشی از تفاوت های محیط خانواده است(ملک مکان، ۱۳۷۸). اگر چه مختصات خانواده از ابعاد گوناگونی چون ساختار ارزشهای حاکم، نحوه انتظارات و توقعات والدین، روشهای تربیتی، پایگاه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، حجم و تعداد فرزندان، شخصیت و منش والدین، روشهای تربیتی، پایگاه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی می تواند بر پیشرفت تحصیلی فرزندان تأثیر مثبت داشته باشد اما مطالعات طولی بلومر(۱۹۶۴) حکایت از این دارد که آنچه والدین در تعامل خود با کودکان در خانواده انجام می دهند عامل اصلی تعیین کننده ویژگی های شخصیتی هستند، نه سطح درآمد یا میزان تحصیلات یا سایر خصوصیات مربوطه به پایگاه اجتماعی آنان. خلاصه محیط خانواده در ایجاد پاره ای از ویژگی های کودک که برای یادگیری های بعدی وی در آموزشگاه نقش تعیین کننده دارند، هم از جنبه مثبت و هم از جنبه منفی تأثیر بسیار زیادی دارند(سیف و همکاران، ۱۳۶۰). در یک تحقیق ۸۵% از موفق ترین دانش آموزان، اولیای خودشان را الهام بخش در کارهای مدرسه دانسته اند، بنابراین در اکثر موارد همکاری تشریک مساعی والدین است که دانش آموزان موفق به وجود می آورد. اگر چه ممکن است دیگر اعضای خانواده بر پیشرفت داشن آموزان تأثیر بگذارند اما به نظر می رسد که طرز تفکر و گرایش مثبت والدین به مدرسه مهمترین عاملی است که در موقعیت یا شکست تحصیلی دانش آموز اثر می گذارد(کدیور، ۱۳۸۱).
۲-۱-۶ ارزشها و انتظارات والدین و پیشرفت تحصیلی
تلاشهای کودک برا ی موفق شدن تحت تأثیر ارزشهای دستیابی، انتظار توفیقق، استنباطی که از توفیق خود دارند و علت یابی های آنان است. والیدن از طریق بالا بردن انتظارات معقول خود، می توانند عملکرد تحصیلی کودکان خود را به سطح برتر شوق دهند.در مطالعه ای که در این زمینه در دانشگاه میشیگان درباره موفقیت در ریاضیات انجام پذیرفت، معلوم شد ارزشی که والدین برای قلمروهای مختلف قائلند، ارزشهای فرزندان را تحت تأثیر قرار می دهند. در ضمن ادراک والدین از توانایی های فرزندان در احساس کارآیی و انتظارات آنها تأثیر مستقیم دارد. انتظار کودکان از موفقیت به انتظار والدین شان بیشتر بستگی دارد تا عملکرد خودشان، ظاهراً استنباطی که والدین از تواناییهای فرزندنشان دارند، مستقیماً در اعتماد به نفس کودکان و میزان موفقیت آنها تأثیر می گذارد(یاسائی، ۱۳۸۲).
همچنین والدین در شکل گیری نگرش کودکان تأثیرگذار باشند. مهمترین نقش آنها در زمینه پیشرفت تحصیلی فرزندان ایجادد محیطی روانی – عاطفی آرام و مساعد، فراهم نمودن کتاب های غیردرسی و وسایل آموزشی است(بیابانگرد، ۱۳۷۷).
۲-۱-۷ شرایط اجتماعی و اقتصادی و  پیشرفت تحصیلی
به طور کلی محدودیت های محیطی و کمبود محرک های رشد ذهنی و اجتماعی از عوامل مهم در اُفت تحصیلی کودکان و نوجوانان است. درصد قابل توجهی از دانش اموزان که به طور جدی دچار اُفت تحصیلی شده اند بعضاً ناگزیر در مدارس استثنایی مشغول تحصیل می شوند و از عقب ماندگی ذهنی به شمار می روند(بیانگر، ۱۳۸۶).
اصطلاح پایگاه اجتماعی – اقتصادی به مقوله بندی افراد بر حسب ویژگیهای اقتصادی تحصیلی و حرفه ای آنها اشاره داد. پایگاه اجتماعی – اقتصادی برخی نابرابریها را با خود دارد. در این رابطه افراد متعلق به یایگاه اجتماعی – اقتصادی پایین از تعلیم و تربیت ضعیف تر و قدرت تأثیرگذاری کمتری بر نهادهای اجتماعی نظیر مدرسه و منابع اقتصادی کمتر برخوردارند(بیابان گرد، ۱۳۸۴).
۲-۱-۸ سطح تحصیلات والدین و پیشرفت تحصیلی
سطح تحصیلات والدین نیز بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیرگذار است. والدینی که دارای تحصیلات عالی هستند انتظار موفقیت انها از فرزندانشان بیشتر است. آنها بر پیشرفت تحصیلی تأکید بیشتری دارند و در کمکهای درسی و مشارکت در امور تحصیلی فرزندان تواناتر هستند. یافته های شراین(۱۹۹۱) قره خانی(۱۳۵۳) و . . . نشان دادند که بین سطح تحصیلات والدین و پیشرفت تحصیلی فرزندان رابطه مثبت وجود دارد(قاجاریه، ۱۳۷۳).
۲-۱-۹ مدرسه و پیشرفت تحصیلی
در حالی که ممکن است آموزش به وسیله نهادهای مختلف اجتماعی، چون خانواده، وسایل ارتباط جمعی و همچنین از طریق تجربیات متنوع زندگی در اجتماع انجام گیرد، آموزش منظم عموماً به وسیله مدارس و دانشگاهها به یادگیرندگان داده می شود. وظیفه اساسی آموزشگاه های سراسر دنیا تعلیم و تربیت جوانان است. با آنکه مقاصد و محتوای این تعلیم و تربت در میان ملت ها و نیز در درون یک ملت متفاوت است، فرآیندهای آموزش همه مدارس بسیار شبیه به هم است(بلومر[۲۹]، ۱۹۷۶).
معلمان با رفتارهای خود به شکل گیری ادراک کفایت در دانش آموزان یاری می رسانند. اولین هدف معلمان باید برقرار کردن رابطه مطلوب، دوستانه و حمایت کننده با دانش آموزان باشد. چنین هدفی فقط با تعامل میان معلم و دانش آموز حاصل می آید(اسپالدینگ[۳۰]، ترجمه بیابان گرد و نانینیان، ۱۳۸۴)
آموزش بدون ایجاد رابطه معنایی نخواهد داشت و معلمان در همان آغاز کار خود پی می برند که نحوه برقراری ارتباط با دانش آموزان بسیار بااهمیت است. روابط مبتنی بر محبت، احترام و اعتماد متقابل میان معلم و دانش آموز هم موجب می شود تا دانش آموز به معلم وابسته نشود و هم انگیزه تحصیلی وی را افزایش دهد(بیابانگرد، ۱۳۸۶).
۲-۱-۱۰ انتظارات معلم و پیشرفت تحصیلی
در بُعد انتظارت، معلم نیز تأثیر انکار ناپذیری بر دستاوردهای دانش آموزان دارد. انتظارات واقع گرایانه معلم به پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کمک مؤثری می کند. معلمان باید از دانش آموزان انتظاری داشته باشند که بیش از پیش عملکرد خود را بهبود بخشند،  اما زیاده روی در این امر به فشارهای روانی و اضطراب در دانش آموزان و اُفت تحصیلی او منجر می شود.(شانک، ۱۹۸۹) بر این باور است که انتظارات و باورهای معلم از دو جنبه بر عملکرد و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر می گذارد: انتظارات معلم از دانش آموزان باعث ادراک این مسأله از سوی دانش آموزان می شود که سطح تلاش و توانایی او با توقع معلم تناسب دارد یا خیر؟ احساس، از وجود یا عدم وجود تناسب بین تلاش و توقع معلم را ادراک می کند.(رئیس سعیدی، ۱۳۸۶).
۲-۱-۱۱ نمره و ارزشیابی و پیشرفت تحصیلی
آخرین اقدام آموزشی معلم تعیین نمره برای دانش آموز است. روشهای مختلف نمره گذاری می توانند تأثیرات مختلفی بر پیشرفت و عملکرد یادگیرندگان داشته باشند. روش نمره گذاری معلم گاهی تأثیرات مثبت بر یادگیرندگان می گذارد و گاهی نیز این تدثیر منفی است. برای دانش آموزانی که معمولاً نمرات بالایی می گیرند، نقش تقویت کننده مثبت را ایفا م یکنند. علاوه بر پیامد مثبت، نمرات بالا می توانند پیامدهای منفی نیز داشته باشند(سیف، ۱۳۸۶).
۲-۲ یادگیری خود تنظیمی
با مروری کوتاه بر تجارب آموزشی و کم و کیف یادگیری هایی که تا به حال آموزش و پرورش بر آنها صحه گذاشته است در می یابیم که افراد در گذشته تحت شرایطی کاملا متفاوت آموزش می دیده اند. این مسئله که تکلیف یادگیری بر یادگیرنده محول گردد یا هر نظام آموزشی بسته به دیدگاه خاص خود ،امور یادگیری افراد آن نظام آموزشی را تعیین کند.در پاسخ به این مسئله می توان گفت که از دیر باز تنظیم امور یادگیری یکی از دغدغه های مهم یادگیرندگان بوده است. اما چیزی که برای هر یاد گیرنده ای معلوم است این است که یادگیری را هیچ کس نمی تواند از یادگیرنده بگیرد زیرا اوخود در قلب فرایند یادگیری قرار دارد(سیف،۱۳۸۶).یادگیری که پیشتر به اندوختن دانش به وسیله ی یادگیرنده و پردازش اطلاعات خاص معطوف بود ،دیگر جای خود را به خلق دانش نوین از سوی یادگیرنده داده است . نقش فعال یادگیرنده در کسب تجارب یادگیری که ویژگی اصلی رویکرد های جدید یادگیری مخصوصا ساختن گرایی است، ازضروریات سیستم های نوین یاددهی ـ یادگیری می باشد زیرا که پاسخ به نیاز های متنوع یادگیرندگان با بوجود آمدن فناوری های آموزشی هم بیشتر احساس می شود وهم امکان پذیر است. پاسخ به تنوع نیازها به این معنی است که یادگیرندگان خواستار تجارب مختلف یادگیری هستند و فناوری یادگیری الکترونیکی بر شکل گیری این خوا سته ها دامن می زند.
سیستم یادگیری الکترونیکی یک سرویس مبتنی بر اینترنت، وب، یادگیری مکاتبه ای،آموزش از راه دور مانند سیستم کاربردی یا سرویس مطالعه ی دوره ی واقعی می باشد که این سیستم می تواند به روشهای مختلف تفسیر شود مانند: کامپیوتر، سیستم دریافت آموزش فراهم شده از طریق اینترنت، یا یک روش آموزش که می تواند فرصت ها را بر اساس نیاز افراد در هر مکا نی با هر زمانی با هر محتوایی فراهم کرده باشد (سونگ[۳۱]، ۲۰۰۰). یادگیری الکترونیکی از نقطه نظر فلسفی مبتنی بر دیدگاه ساختن گرایانه و مشارکتی است وبه اعتقاد متخصصین مهمترین فناوری است که خواهد توانست رویکرد های جدید تدریس ویادگیری را مورد حمایت قرار دهد. و همچنین در تحول، تکمیل و توسعه ی روشهای تدریس نقش بسزایی داشته باشد. چنانکه بپذیریم “تعامل” نقش اساسی و مهمی در فرایند تدریس و یادگیری دارد یادگیری الکترونیکی با بهره گیری از تکنولوژی های نوظهور ، تعاملات گسترده ای را جهت دسترسی به اطلاعات وسیع و نیز بر قراری ارتباط فراهم می سازد (گریسون و آندرسون[۳۲]، ۲۰۰۳). یادگیری از طریق وب یا اینترنت متضمن ماهیت تعاملی رابطه بین یادگیرندگان و محتواست که زمینه ی توسعه ی دانش شخصی وساخت فعالانه ی معنای شخصی یادگیرنده را بوجود می آورد (گریسون،۱۹۹۹، به نقلِ اندرسون و الومی، ۲۰۰۵). در واقع این یادگیرنده است که تصمیم می گیرد که به کدام اطلاعات نیاز دارد واز ترکیب وتجزیه و تحلیل وارزشیابی چه نوع منبعی می تواند معرفت شخصی خود را بسازد .
در نتیجه، تعامل از طریق یادگیری الکترونیکی که منابع متعدد دانش را در اختیار یادگیرنده قرار می دهد، با ایجاد فرصت های انتخاب مبنی بر نیاز یادگیرنده موجب میشود که یادگیرنده در ساختن دانش ، ارزشیابی از عملکرد تحصیلی در محیط یادگیری الکترونیکی، انتخاب هدف، تنظیم زمان و برنامه ریزی برای رسیدن به خود تنظیمی فعالانه عمل کند.
۲-۲-۱ نظریات یادگیری خودتنظیمی
نظریه و تحقیق در زمینه یادگیری خودتنظیمی از اواسط دهه ۱۹۸۰ در پاسخ به این سوال که چطور یادگیرندگان بر فرایندهای یادگیری خودشان مسلط می شوند، مطرح شد ( زیمرمن[۳۳]، ۲۰۰۱ ) . زیرا از آن زمان بر خودگردانی و مسئولیت فردی یادگیرندگان در زمینه برعهده گرفتن یادگیری خودشان مورد تاکید قرار گرفت ( پاریس و وینوگرد[۳۴]، ۲۰۰۷ ) یادگیری خودتنظیمی دارای بار ارزشی زیادی است زیرا بر چگونگی تعیین اهداف و راهبردهای یادگیری توسط خود فرد و چگونگی درک او از وظایف محوله و کیفیت یادگیری ای که حاصل می شود ؛ می پردازد ( پاریس و وینوگرد ، ۲۰۰۷ ) .
زیمرمن ( ۲۰۰۱ ) یادگیری خودتنظیمی را یک فرایند خودهدایتی می داند که از طریق آن یادگیرندگان توانایی های ذهنی شان را به مهارتهای علمی مرتبط به تکلیف تبدیل می کنند ؛ این رویکرد یادگیری را فعالیتی می داند که یادگیرندگان به روشی فعال انجام می دهند . زیمرمن ( ۲۰۰۲ ؛ به نقل از سانگر و تکایا، ۲۰۰۶ ) معتقد است که خودتنظیمی فرایندی است که یادگیرندگان برای فعال سازی و حفظ افکار ، رفتارها و هیجاناتشان در راه دستیابی به اهدافشان ؛ مورد استفاده قرار می دهند .یادگیری خودتنظیمی از نظر چن ( ۲۰۰۲ ) عبارتست از فعالیت خود آغازگری یادگیری ، که شامل تعیین هدف ، تنظیم تلاش ها برای رسیدن به هدفهای خودنظارتی ، مدیریت زمان و تنظیم محیط فیزیکی و اجتماعی یادگیری می باشد . شانک[۳۵] ( ۱۹۹۷، به نقلِ سیف، ۱۳۸۶ ) نیز معتقد است خودتنظیمی به استفاده از راهبردها و فرایندهایی اشاره دارد که موجب فعال شدن و حفظ و تداوم تفکر ، آموخته ها ، رفتارها و عواطف به منظور دستیابی به اهداف می شود . به عبارت دیگر یادگیری خود تنظیمی ، برعهده گرفتن مسئولیت یادگیری فرد توسط خودش از طریق هماهنگ ساختن مهارتهای تفکر است .
به طور کلی می توان نتیجه گرفت الگوی یادگیری خودتنظیمی برای آموزش این موضوع به یادگیرندگان است که ، رفتارشان آموختنی است و می توانند اثرات رفتاری خود را بررسی نموده ، محیط های یادگیری را چنان سازماندهی کنند که رفتارشان بازدهی بیشتری پیدا کند ( زیمرمن ، ۲۰۰۱) .
۲-۲-۲ راهبردهای یادگیری خودتنظیمی
راهبردهای یادگیری ، فنون یا روش هایی هستند که یادگیرندگان برای اکتساب اطلاعات از آنها استفاده می
کنند (دمبو[۳۶] ، ۱۹۹۴) .

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است