تاثیر رسانه ای شدن پرونده های کیفری بر رسیدگی قضایی- قسمت ۴

مقالات و پایان نامه های سری سیزدهم

مسوولان باید پاسخگو باشند برای فاصله طی شده توسط کادر بیمارستان از مبدا تا مقصد چه زمانی صرف شده است و چگونه طی مسیر از میدان کاج تا محل بیمارستان مدرس با برانکارد چرخدار و کوچه و خیابان های پر از چاله تهران می توانست به نجات مجنی علیه منتهی شود و چرا طی این مدت زمان با مدیریت صورت گرفته «توسط ماموران» یک وانت با سرعتی بیشتر برای انتقال مجروح تامین نشده است.))
در این گزارش مشاهده می شود که از عوامل موثر در واقعه تفسیری موسع ارایه شده و در مقام تعیین مقصر حادثه حتی مسئولان و اقداماتی نیز که توسط ماموران انجام شده زیر سوال قرار گرفته است. در قسمتی از این گزارش حتی خود مردم و جامعه به نحو مستقیم مقصر قلمداد شده اند:
((مسئله بعد اینکه کاهش روحیه تکلیف گرایی در مردم، بروز چنین وقایعی را اجتناب ناپذیر خواهد کرد. درگذشته به ویژه دهه ۶۰که روحیه ایثار و فداکاری در اوج خود بود، مردم فراتر از دولت و نهادهای حاکمیتی به وظایف خود در قبال یکدیگر عمل می کردند و اگر کسی این اعمال را انجام نمی داد واژه «بی غیرت» را برایش به کار می بردند))
تحلیل گزارش بازتاب داده شده حاکی از آن است که از دید خبرنگار این روزنامه این نوع وقایع امری شایع و همه گیر در جامعه است . از طرفی نیز این گزارش ها با توجه به بدیهی بودن مفهوم انتزاعی که ناظر بر آن وضعیت خاص است از طرف مخاطبان با استقبال رو به رو می شوند. در این گزارش از واقعه رخ داده برای نشان دادن نقض مفاهیم انتزاعی پذیرفته شده مانند وظیفه شناسی ماموران ، مسئولان و مدیران اورژانس و لزوم روحیه ی تکلیف گرایی در مردم استفاده شده است.همچنین می توان به گزارشی که با عناوین (( خودمان قبح شکنی کردیم )) ، (( خانواده محوری افراطی)) و ((خلا نیروی انتظامی باید برطرف شود)) در روزنامه کیهان[۷۳] منتشر شده است اشاره کرد.
فصل دوم: پیامدهای بازنمایی رسانه ای جرم
خبرنگاران در گزارش های خود سعی دارند تا آن را به گونه ای تهیه کنند که مورد علاقه مخاطبان خود باشد . این امر باعث شده تا برنامه های خبری دارای جذابیت ذاتی برای مردم جامعه باشند . در نتیجه مردم نیز با علاقه ی بیشتری آن ها را پیگیری می کنند و بر میزان تاثیرگذاری این گزارش ها نیز در جامعه افزوده می شود. این قابلیت تاثیر گذاری موجب شده تا بازنمایی رسانه ای جرایم پیامد های خاصی را در پی داشته باشد. تاکید رسانه ها بر بازنمایی جرایم خشونت آمیز و بزرگنمایی میزان و آثار این جرایم در جامعه موجب می شود که آثار ناشی از جرم در جامعه به خصوص ترس از جرم تشدید گردد. تشدید این اثر جرم هم ناشی از ویژگی ذاتی جرایم خشونت آمیز است که در رسانه ها بازتاب داده می شود و هم می تواند ناشی از روش هایی که خبرنگاران برای افزایش جذابیت خبر خود انجام می دهند باشد.
گاهی نیز پیامد بازنمایی رسانه ای جرم به صورت افزایش نرخ جرایم در جامعه نمود پیدا می کند . خبرنگاران در گزارش های خود خواسته یا ناخواسته ممکن است بر عواملی که جنبه ی پیشگیرانه داشته باشند تاثیر گذار باشند. این عوامل ممکن است ناظر به موانع خارجی ارتکاب جرم باشند و بازنمایی رسانه ای جرایم با آموزش شیوه های ارتکاب جرم این اقدامات را خنثی کند . ارزش های اجتماعی که در جامعه مورد احترام مردم هستند به عنوان مهمترین پشتوانه ی جرم انگاری اعمال توسط قانونگذار بیشترین تاثیر را از روند بازنمایی رسانه ای جرم می پذیرند .
یکی از ویژگی های اخبار جنایی توصیفی بودن آن ها است . فقدان جنبه ی کارشناسی و توجه به ظاهر امور در توجیه عوامل و نتایج جرم در نوشته های توصیفی خبری امری شایع است . جنبه ی توصیفی اخبار جنایی منجر به شکل گیری نوعی نگرش سطحی نسبت به مسایل کیفری در رسانه ها شده است و به دلیل داشتن مخاطب بالا در جامعه این نگرش به افراد جامعه نیز تسری پیدا کرده است و مردم در خصوص امور کیفری به دنبال تحلیل های کارشناسی نبوده و به تدریج فهم سطحی از امور جنایی در مردم نهادینه می گردد .
امروزه مردم سالاری در بین جوامع موجب شده تا افکار عمومی در همه زمینه ها از جمله امور کیفری اهمیت سیاسی داشته باشند. سیاست مداران و احزاب سیاسی نیز ترجیح می دهند که در روند شکل گیری افکار عمومی دخالت داشته باشند تا در رقابت با دیگران دارای پشتوانه ی مردمی باشند. به این ترتیب ما شاهد سیاسی شدن بازنمایی رسانه ای جرم در جوامع دموکراتیک هستیم . در این روند بازنمایی رسانه ای جرم مانند سایر ابزار ها در خدمت سیاست مداران برای دسترسی به اهداف سیاسی قرار می گیرد . در رسانه هایی که به گروه های سیاسی موافق وابسته هستند تحلیل جرایم در خدمت پذیرش ایدئولوژی در بین مردم قرار می گیرد در حالی که رسانه های وابسته به گروه های مخالف از بازنمایی رسانه ای جرایم به عنوان ابزاری در جهت ناکارآمد نشان دادن ایدئولوژی گروه حاکم و صاحب منصبان آن است .
مبحث نخست :‌ افزایش ترس از جرم
یکی از بارز ترین نتایج بازتاب جرم در رسانه افزایش میزان ترس از جرم در جامعه است .صرف بازتاب جرایم در رسانه ها موجب افزایش ترس از جرم در بین شهروندان می شود .این تاثیر گاهی ناشی از ویژگی های بازنمایی جرائم در رسانه ها است بخصوص اینکه رسانه ها اصرار دارند، تصویری خاص از جرم های شدید را به عنوان خطری ارائه کنند که به طور تصادفی و پیش بینی ناپذیر ممکن است هر یک از افراد اجتماع را تهدید کند[۷۴].
رسانه ها از روش های خاص خبری به منظور تامین جذابیت و ارزش خبری گزارش خود استفاده می کنند که می تواند بر ترس ناشی از این جرایم تاثیر گذار باشد و به میزان نا معقولی آن را افزایش دهد. در این مبحث در گفتار اول به بیان افزایش ترس از جرم ناشی از صرف بازنمایی رسانه ای و در گفتار دوم به روش های خبرنگارن در بازنمایی جرم و تاثیر آن بر ترس از جرم می پردازیم.
گفتار اول: افزایش ترس از جرم ناشی از بازنمایی رسانه ای جرم
ترس از جرم ناشی از ترس از مورد جرم واقع شدن است که در میان مناطقی که نرخ بالای جرم را دارند بیشتر است[۷۵]. میزان ترس از جرم علاوه بر اینکه تابعی از میزان نرخ جرایم است از نوع جرایم نیز تاثیر می پذیرد. جرایم خشونت آمیز به عنوان جرایمی که خطر ناشی از آن ها عینی و ملموس است و برای عموم مردم جامعه قابل درک است بیشترین احساس ناامنی را در جامعه ایجاد می کنند.در بازنمایی رسانه ای جرایم نیز اقدام به تمرکز بر جرائم خشونت آمیز به جهت ارزش خبری بالای آن ها می شود. از طرفی نیز بالا بودن میزان بازتاب این جرایم نسبت به سایر جرایم به نوعی تداعی کننده این تصور است که این جرائم به طور دائم در حال افزایش هستند.
در نتیجه مردم جامعه ای را تصور می کنند که در آن جرایم خشونت آمیز رو به افزایش است. با این وضعیت جای تعجب ندارد که در حالی که اکثر جامعه جامعه شناسان می گویند نرخ جرم در حال کاهش است مردم معتقد باشند که نرخ جرم در حال افزایش است. این امر به این دلیل است که مردم خصوصا در جوامع غربی اطلاعات خود در خصوص جرایم را از رسانه ها در یافت می کنند[۷۶].
از طرفی حوزه ی پوشش رسانه ها با استفاده از تکنولوژی جدید گسترش یافته و رسانه های خبری در بازتاب اخبار مربوط به جرایم ممکن است از جرایمی که در سایر شهر ها واقع شده است را منعکس کنند.[۷۷] این امر باعث می گردد که دامنه تاثیر جرم از محل ارتکاب آن فراتر رفته و به سایر مکان هایی نیز که نرخ این گونه جرائم اندک است نیز سرایت کند.
یکی دیگر از پیامدهای بازنمایی رسانه ای جرم که در ترس از جرم موثر است تجربه قبلی جرم است. تحقیقات نشان داده است که تجربه قبلی جرم می تواند به شکل غیر مستقیم بر ترس از جرم تاثیر بگذارد.[۷۸] این امر در حالی است که مشاهده اخبار و برنامه های مربوط به ارتکاب جرم در رسانه ها مصداق بارز تجربه جرم دانسته شده است. این نوع تجربه وقوع جرم را تجربه نیابتی وقوع جرم ذکر کرده اند و اهمیت آن وقتی بیشتر می شود که تجربه جرم از این طریق محدود به جرائمی است که در رسانه ها بازتاب می یابند[۷۹] و در رسانه ها نیز بر جرائم خشونت آمیز تاکید می شود. .
گفتار دوم :افزایش ترس از جرم ناشی از تکنیک های خبرنگاری:
خبرنگاران همواره در صدد دستیابی به بیشترین میزان ارزش خبری برای گزارش های خود هستند. به همین منظور با وجود جذابیت های ذاتی پدیده های مجرمانه با استفاده از روش های خاص قصد افزایش ارزش خبری گزارش خود را دارند. این اقدامات خبرنگاران تاثیر قابل توجهی در پیامد های جرم در جامعه و ترس ناشی از آن دارد.
بند اول : عنوان سازی پدیده های مجرمانه
یکی از ویژگی های بازنمایی رسانه ای جرایم ، بازتاب آن به شکلی داستان گونه است . استفاده از سبکی داستانی برای بازنمایی رسانه ای جرایم علاوه بر اینکه آمادگی مخاطب را برای فهم مطلب بیشتر می کند جذابیت خبر را نیز افزایش میدهد . خبر نگاران نیز تمایل زیادی به این سبک گزارش گری دارند . در این روش وجود نام یا عنوان مناسب با خبر مجرمانه جنبه ی داستانی خبر را تقویت می کند.به همین دلیل خبرنگاران سعی می کنند تا عنوانی جذاب برای گزارش خود تهیه کنند . در بازتاب اخبار مربوط به جرایم رسانه ای شده با توجه به محتوای غالبا خشونت آمیز عنوان هایی متناسب با جرم ارتکابی توسط خبرنگاران استفاده می شود. برای پوشش این وقایع بیشتر از عنوان های ترسناک و دلهره آور استفاده می شود . عنوان هایی مانند ((خفاش شب)) ، ((عقرب سیاه)) ، ((شیاطین باغ وحشت)) ،((شیاطین باغ متروکه))، ((کرکس پیر)) ، ((کفتار شهر)) ، ((خفاش جنایتکار))[۸۰] ، ((شیطان صفت))[۸۱] و … توسط رسانه ها در سال های اخیر برای مجرمان جرایم خشونت آمیز استفاده شده است. این نشریات توجهی به این امر ندارند که انتخاب تیترهای دلهره آور و ترسناک و جنجالی وجود فضای نا امنی و دهشتناکی در جامعه را ترسیم می کند.[۸۲]از طرفی با توجه به تاثیر افکار عمومی از روند بازنمایی رسانه ای جرایم این عناوین به برداشت و تصور مردم در خصوص این پرونده ها سامان می دهد و موجب شکل گیری پیش فرضی همسو و مطابق با این عنوان در مخاطب می گردد.
بند دوم : وسیع نشان دادن دامنه وقوع جرم
خبرنگاران با تمرکز بر پیامد های ناشی از وقوع جرایم و بزرگنمایی آن ها تلاش دارند که جذابیت گزارش خود را تامین کنند . اما نتیجه دیگر این اقدام رسانه ها دامن زدن به احساس ناامنی ناشی از وقوع جرم است. مصاحبه هایی که با بزه دیدگان جرایم رسانه ای شده به خصوص تجاوز به عنف انجام شده با علنی کردن چگونگی وقوع جرم در فضایی غیر کارشناسی و گسترده بر احساس ناامنی ناشی از این جرایم دامن می زنند. نمونه بارز این گزارش ها ، مصاحبه هایی است که با قربانیان متهم معروف به ((عقرب سیاه )) و ((تجاوز گروهی در کاشمر ))انجام گرفته است.
از طرفی در این گزارشات سعی می شود ارتکاب جرم به صورت باندی و گروهی نشان داده شود و با اشاره به تعداد قربانیان و تاکید بر آن میزان خطر ناشی از جرم نیز بیشتر تصور می شود. تعداد قربانیان متهمین معروف به ((خفاش شب )) ، ((بیجه)) و ((عقرب سیاه)) به طور قابل توجهی مورد اشاره قرار گرفته است. در خصوص پرونده ((تجاوز گروهی کاشمر)) وجود تفاوت های فاحش بین تعداد قربانیان در رسانه ها قابل توجه است . در این گزارش ها آمار متجاوزین از ۱۰[۸۳] نفر تا ۵۰[۸۴] نفر متغیر است . تامین بخش قابل توجهی از اطلاعات رسانه ها در این خصوص از منابع پلیسی در این امر بی تاثیر نیست. نیروهای پلیس سعی دارند تا با وسیع نشان دادن دامنه جرم اهمیت کار انجام شده ی خود را بیشتر کنند و به دلیل نیاز خبرنگاران در تهیه خبر با واسطه نیروهای پلیس این ویژگی در بازنمایی گزارش برجسته می شود .این ویژگی های گزارش های خبری تنها مصادیقی از برجسته سازی هستند و خبرنگاران از روشهایی مثل انتخاب به عنوان تیتر خبری در صفحه اول ، یا بزرگ و کوچک کردن تیترهای خبری نیز اقدام به بزرگنمایی و افزایش جذابیت اخبار می کنند.استفاده از اینگونه روش های خبرنگاری موجب افزایش تاثیر و ترس ناشی از انعکاس جرایم می گردد.
بند سوم : گفتمان شبیه سازی
گاهی خبرنگاران سعی می کنند تا به منظور جلب توجه بیشتر از طرف مخاطب به نحوی واقعه ی مهمی را به خاطر مخاطب بیاورند و با مشابه انگاری واقعه رخ داده با اتفاقی که قبلا رخ داده است بر ارزش خبری گزارش خود بیافزایند. به این منظور از از تیترهای مربوط به جرایمی استفاده می شود که افکار عمومی را به شدت متوجه خود کرده است و طوری گزارش داده می شود که گویی حادثه گذشته تکرار شده است. این اقدام موجب می شود فضای رسانه ای که قبلا ایجاد شده مورد استفاده خبر نگاران قرار گیرد . این روش نمونه بارز برجسته سازی در بازنمایی رسانه ای است. استفاده از عناوین ((بیجه تجریش))[۸۵]، ((خفاش شب کرج))[۸۶]،((خفاش شب های زمستان تهران)) و ((خفاش جنایتکار))به این منظور انجام گرفته است. در این گزارش ها خبرنگاران سعی دارند تا با بیان خصوصیات مشترک این پرونده ها با پرونده هایی که در زمان گذشته جنبه ی رسانه ای پیدا کرده اند ارزش خبری گزارش خود را افزایش دهند.این گزارش ها با توجه به وجود زمینه آن در بین مخاطبین از گذشته با استقبال آنان نیز رو به رو می شود.
مبحث دوم : افزایش نرخ جرایم
تاثیر های بازنمایی رسانه ای جرم بر نرخ جرم در جامعه بستگی به عوامل گوناگونی دارد. رسانه ها در بازنمایی رسانه ای جرایم ممکن است موجب تضعیف عواملی شوند که به عنوان مانع در سر راه ارتکاب جرم قرار دارند. مقصر و اهمال گر معرفی کردن نیروهای پلیسی و انتظامی جزء نکاتی است که منجر به افزایش ارزش خبری شده و رسانه ها به شدت بر روی ان تمرکز می کنند.
این در حالی است که نیرو های پلیس جزء نهاد های بیرونی کنترلی و موثر در پیشگیری از وقوع جرم هستند. نمایش ناکارآمدی دستگاه عدالت کیفری و زیر سوال بردن انسجام ، بی طرفی یا کارآیی و اثر بخشی آن باعث تضعیف مشروعیت نهاد های عدالت کیفری و کاهش همکاری مردم با پلیس و دستگاه قضایی می شود و با کاهش هزینه ی ارتکاب جرم و احتمال دستگیری ، افراد مستعد بزه کاری با خیال آسوده تری مرتکب جرم می شوند.[۸۷]برخی از اقدامات رسانه ها نیز موجب فراهم شدن زمینه مناسب برای ارتکاب جرم می شود. مهمترین این زمینه ها را در دو گفتار بررسی می کنیم.
گفتار اول: آموزش شیوه های ارتکاب جرم
در خصوص مثبت یا منفی بودن اثر بازنمایی رسانه ای جرم در نرخ جرایم اختلاف نظر وجود دارد.برخی به جنبه پیشگیرانه انعکاس جرایم در رسانه ها از طریق آگاهی بخشی به بزه دیدگان بالقوه و ارایه راهکارهای پیش گیری از جرم معتقدند . از نظر این گروه از افراد مشاهده ارتکاب جرم و چگونگی آن در رسانه ها توانایی افراد جامعه را در مقابله با بزه دیده شدن افزایش می دهد. در مقابل گروه دیگری از دانشمندان معتقدند که بازتاب جرایم در رسانه ها موجب آموزش شیوه های ارتکاب جرم به سایر افراد مستعد ارتکاب جرم و بزهکاران احتمالی آینده می گردد .[۸۸]این آموزش می تواند ناظر بر بیان کاستی های قانونی ، یادگیری شیوه های جدید ارتکاب جرم با استفاده از فن آوری جدید و نقاط ضعف یا قوت دستگاه عدالت کیفری باشد. نمونه بارز این تاثیر در پرونده ی اندریا پیتز در امریکا مشاهده می شود.
در این پرونده متهمه که ساکن حومه شهر هوستن امریکا و یک زن ۳۶ ساله به نام اندریا پیتز بود در طول هفت سال پنج کودک به دنیا آورده بود و در غیاب شوهرش هر پنج کودک خود را یکی پس از دیگری در وان حمام فرو برد و خفه کرد و سپس اجساد آنها را روی تخت خواب کنار هم گذاشت و به شوهرش تلفن کرد که باید فورا به خانه برگردد. روان پزشکان در نخستین روز این عمل را به حساب افسردگی خاص که چنین زنانی پس از زایمان چهارم و پنجم به آن مبتلا می گردند گذاردند ولی دو روز بعد پس از بازرسی دقیق منزل ، جعبه ای حاوی ده ها خبر بریده شده از روزنامه ها مربوط به قتل بچه ها توسط مادرانشان که در دو سال اخیر چاپ شده بود به دست آوردند و به این ترتیب این جنایت به حساب روزنامه های امریکایی گذاشته شد.[۸۹] در این پرونده مجرم با الگو برداری از شیوه های ارتکاب جرم که در رسانه ها بازتاب داده می شده جرم خود را مرتکب شده است.
گفتار دوم : قبح شکنی
پشتوانه حمایت های اجتماعی از اقدامات قضایی در خصوص بسیاری از جرایم که جنبه اخلاقی دارند قبح اجتماعی آن عمل در جامعه است. مجرمان احتمالی نیز با توجه به این امر از ارتکاب این جرایم ابا دارند و این موضوع عامل مهمی در پیشگیری از ارتکاب این جرایم است. بازنمایی ارتکاب این جرایم در رسانه ها موجب می گردد که باعادی جلوه دادن ارتکاب این جرایم قبح عمل مورد نظر نیز شکسته شده و پشتوانه ی اجتماعی در برخورد با این جرایم کم رنگ گردد. خاطرات یکی از مقامات عالی قضایی که در یکی از مجلات بازتاب یافته بود در این خصوص قابل توجه است . آقای عالی معاون وقت دادسرای تهران در بیان خاطرات خود این گونه به نقش رسانه ها در شکستن قبح اجتماعی اعمال اشاره کرده است : … به من گفت که در همه دوران کارم در دادگستری فقط به یک مورد قصد تجاوز به محارم برخورد کردم. نمی دانم خبرنگار یک روزنامه از کجا این خبر را به دست آورد و چاپ کرد و موجب شد که ظرف ده روز اخیر پنج مورد مشابه دیگر رخ بدهد.دلیل هم این است که مردم باور داشتند اگر این عمل روی دهد از آسمان خون می بارد ولی انتشار خبر در روزنامه قبح آن را شکست و ترس ها فرو ریخت و افراد دیگری مرتکب آن شدند[۹۰]. همان طور که مشاهده می شود در این قضیه گزارش خبری موجب شکستن قبح عمل گردیده و با کم اهمیت جلوه دادن ارزش هایی که جرم بر آن مبتنی است در دراز مدت می تواند منجر به شیوع و عادی شده این اقدامات در جامعه گردد.
مبحث سوم : ترویج سطحی نگری در جامعه
سطحی نگری در واقع نتیجه توصیفی بودن اخبار جرم و رسانه ها است. در سطحی نگری به تعریف ظواهر امر با پوسته خارجی موضوع پرداخته و هرگز ابعاد مختلف آن مورد بررسی قرار نمی گیرد.[۹۱]به دلیل گرایش رسانه ها به گزارش های توصیفی از وقایع مجرمانه سطحی نگری در بین خبرنگاران امری قابل پیش بینی است. تاکید بر تحلیل های سطحی در گزارش های خبری در قابل فهم بودن مطلب برای خواننده های عادی نیز تاثیر زیادی دارد . اهمیت توجه به فهم مخاطب در رسانه ها به حدی است که یکی از دلایل خلاصه نویسی توسط رسانه ها آسان خوانی متن توسط مخاطب بیان شده است[۹۲]. غلبه تحلیل های سطحی در گزارش های مجرمانه موجب تاثیرگذاری در این زمینه بر مخاطبان می شود. رسانه ها با این اقدام خود مخاطب را از واقعیات پیچیده دور ساخته و ضمن تغییر صورت مساله نگرش افراد را به مسائل یک جانبه می کنند.[۹۳]در نتیجه مردم عادی نیز در تحلیل و تفسیر وقایع مجرمانه و بیان راه حل های آن نگرشی سطحی و بیش از حد ساده انگارانه را نسبت به جرایم در نظر دارند. محتوای اخبار رسانه ای به منظور ایجاد نگرشی عمقی در مخاطب به اندازه ی کافی علمی نیست و وجود محدودیت هایی بر ترویج سطحی نگری در جامعه می افزاید . مهمترین این محدودیت ها در دو گفتار در زیر آورده می شود.
گفتار اول : محدودیت زمانی

یک مطلب دیگر:
منابع مقالات علمی : تاثیر رسانه ای شدن پرونده های کیفری بر رسیدگی قضایی- قسمت ۶

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.