سایت مقالات فارسی – جبر در تاریخ۱

پایان نامه های ارشد سری شانزدهم

در برخی از طوایف اگر نوزاد پسر و یا دختر باشد، یکپیاز با چهلگلوله خمیر با نخی بالای سر فرزند آویزان میکنند. هر روز یکیاز گلولهها را بیرون میآورند تا روز چهلم که رسید، آشی درست میکنند. (این آش را «چله بر» میگویند). آش را بین همسایهها توزیع میکنند. هرکدام از همسایهها که از این آش میگیرند، بر اساس توان مالیشان پولی را درون کاسه می اندازند.

۲-۲) مراسم نامگذاری

تا چندی پیش زمانی که کودک پسری به دنیا میآمد، یک هفته الی ده روز پس از بدنیا آمدن نوزاد، پدر و مادر نوزاد برای نامگذاری کودکشان جشن میگرفتند.
در جشن نامگذاری همه شرکتکنندگان در مجلس پس از نامگذاری، نوزاد را بغلکرده و میبوسیدند. و به عنوان چشم روشنی مبلغی پول یا لباسی به نوزاد هدیه میدادند و نام نوزاد را با صدای بلند در گوشش میخواندند. (رحیمی عثمانوندی، ۱۳۷۹: ۷۱).
رسم بود که گاهی اوقات برای نوزاد دو اسم انتخاب میکردند. یک اسم، اسم شناسنامهای و دیگری اسم شخصی که از خانواده پدر نوزاد فوت کرده، مانند اسم پدربزرگ یا عمو برای پسران، اسم مادربزرگ یا عمه برای دختران، گاه ممکن است علاوه بر اسم رسمی، اسم دیگری برای نوازد انتخاب کنند. این اسم را «نام نازاری» یا «نُوم درگوشی» میگویند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

۲-۳) نو دنانه

در بعضی از طوایف هنوز هم به محض آنکه اولین دندان در دهان نوزاد پسر دیده شود، پدر و مادر جشن«نودنانه» برای او برگزار میکنند.
جشن نودنانه، جشنی کوچک و خانوادگی است که والدین کودک بایستی حتماً گوسفند یا بزی را ذبح کرده، و مقداری از رودههای حیوان را کباب کرده و به کودک بدهند تا با دندان تازه رستهاش بجود و به اصطلاح و بنا به باورهای رایج مردم منطقه «دوی دنان» یعنی درد دندانش التیام یابد. زیرا معتقدند انسان با در آمدن اولین دندانش نیاز روحی و جسمی به جویدن و پاره کردن پیدا میکند. روده کباب شده گوسفند و بز را برای التیام درد دندان مناسب میدانند. (رحیمی عثمانوندی، ۱۳۷۹: ۷۲).
بعد از اینکه چند تا از دندانهای نوزاد بیرون آمد مادر نوزاد، آشی به نام «دنون ریچکه» درست کرده، و بین همسایهها تقسیم میکند. به این نیت که کودک دندانهایش را کمتر روی هم بکشد.

۲-۴) زبان باز کردن طفل

تا چندی پیش زمانی که کودک میخواست زبان باز کند، یعنی حرف زدن را شروع کند والدین کودک، نوک کله قند را که سوراخ دارد، به نخی آویزان کرده، و آن را به گردن طفل میانداختند. «قند به گردن کودک انداختن برای آن بود که کودک به شیرینی قند زبان باز میکرد و سخن گفتن را چون قند شیرین آغاز میکرد. مسلماً کودک به مرور زمان قندهای آویخته شده به گردنش را میخورد و والدین او نیز به این امر رضایت داشتند و بر این باور بودند که شیرین شدن دهان طفل در اوان زبان باز کردن، باعث میشد که او برای همیشه زبانش با مردم شیرین خواهد بود و زبان به تلخی نخواهد گشود». (رحیمی عثمانوندی، ۱۳۷۹: ۷۳).
به نظر میرسد یکی از دلایل قند بر گردن انداختن کودک به این خاطر بوده است که اکثر ساکنان لرستان روستا نشین هستند و ارتباط مستقیم با خاک دارند. از طرفی زنان روستایی علاوه بر کار منزل، در کار کشاورزی و دامداری هم کمک میکنند. لذا مادر کودک کمتر وقت دارد که مواظب فرزندش باشد از ترس اینکه مبادا کودکش خاک بخورد، قند را به نخی آویزان کرده، و به گردن او انداخته است. می اندازد

۲-۵) نافه بران

یکی از رسوم رایج در بین روستاها و عشایر لرستان رسم «نافه بران» یا به تعبیر روشن تر پیوند زناشوئی از روز اوّل تولد است.
در رسم «نافه بران»با متولد شدن نوزادی که دختر باشد، یکی از زنان فامیل هنگام بریدن ناف نوزاد، حال بدست خودش یا دیگران، با مادر و پدر نوزاد پیمان میبندند که دخترشان را به فلان پسر شوهر بدهند. با پذیرش این شرط از طرف پدر و مادر نوزاد، آن دختر از آن پس به عنوان نامزد«دستگیران» فرد مورد نظر شناخته میشود. زمانی که به سن ازدواج رسیدند آن دو را به عقد یکدیگر در میآورند. گاه هم پیش میآید که به دلایلی از قبیل عدم رضایت دختر یا پسر موقع بزرگ شدن به این پیوند زناشوئی و یا عدم علاقه والدین آنها این پیمان شکسته میشود. ولی به هر حال از حیث اخلاقی این رسم در بین مردم منطقه محترم شمرده میشود و همگی به آن احترام میگذارند و با بستن چنین عهد و پیمانی، آن پسر و دختر «نافه برانه» یکدیگرند و حق و حقوقی بر یکدیگر پیدا میکنند. (رحیمی عمانوندی، ۱۳۷۹: ۷۲).
در دوره «دسگیرانی» اگر پسر یا خانواده پسر به این وصلت رضایت ندهند، خانواده پسر چند نفر از بزرگان طایفه را جمع میکنند نامهای مکتوب میکنند که پسر به این وصلت راضی نیست. نامه نوشته شده را که «قاذ پاکی» گفته میشود، به خانواده دختر میدهند. از آن پس دختر میتواند با کس دیگری ازدواج کند. ولی اگر دختر یا خانواده دختر به این وصلت راضی نباشند مبلغی پول به عنوان «ضررکِرد» به خانواده پسر میدهند.
.

۲-۶) سِرَژَه

در بین ساکنان این استان اوّلین مرحلهای که در ازدواج مطرح است«سرژه گِرتِن» و یا«سرژه گیرو» میباشد.
در «سرژه گیرو» ابتدا یک خانم از طرف خانواده پسری که قرار است ازدواج کند، به خانه دختری که مورد نظرشان است رفته، به شکلی که توهین و اهانتی به دختر و والدین او نشود، گفتار، رفتار و کردار، طرز تکلم، توانایی دختر در خصوص کارهای روزمره، نظافت و بهداشت و خلاصه تا جایی که امکان داشته باشد، دختر را مورد بررسی قرار میدهد. حتی به طریقی دهان او را بو میکند که دهانش بوی بد ندهد. آن خانم با اطلاعاتی که کسب کرده، برمیگردد و تمامی دیده ها، شنیده ها و نظر خود را به والدین پسر میگوید. در این صورت چنانچه مشکل خاصی در این زمینه ها وجود نداشته باشد به خواستگاری میروند. (پاپی بالاگریو، ۱۳۸۷: ۲۴۸)
رسم «سرژه گیرو» هنوز هم دربین خانواده های اصیل رواج دارد. بین لک زبانان این رسم بر همان قوام پیشینهی خود باقی مانده، و در بیشتر ازدواجها اجرا میشود

۲-۷) کوخای

یک مطلب دیگر:
ارزیابی و رتبه بندی توان های اکوتوریسمی و ظرفیت گردشگری شهر کرمانشاه- قسمت ...

وقتی پسری به سن ازدواج میرسد اگر نام بردهای«نافه برانه» نداشته باشد، یکی از افراد خانواده پسر با یکی افراد خانواده دختر مورد نظرشان موضوع خواستگاری را در میان میگذارد. این افراد از بین افراد با صلاحیت خانوادههای دو طرف انتخاب میشوند.
گفتگوی اولیه برای این است که خانواده پسر اطلاع پیدا کنند که آیا خانواده دختر راضی به این وصلت هستند؟ زمانی که نظر والدین دختر به این وصلت مثبت بود پدر داماد به همراه بزرگان طایفه و جمعی از مردان فامیل برای خواستگاری به خانه دختر میروند تا او را برای پسرشان خواستگاری و نشان «دیاری» کنند. (رحیمی عثمانوندی، ۱۳۷۹: ۷۴).
مراسم نامزدی با دادن انگشتری طلا از طرف خانواده داماد به عروس رسمی میشود. چند روز بعد خانواده داماد با آوردن یکدست لباس برای عروسشان و برگزاری مراسمی تحت عنوان «دسگیرانی» که با حضور دوستان و آشنایان در منزل پدر عروس برگزار میشود، دختر را رسماً به نامزدی پسر خود درمیآورند. در طول مدت زمانی که دختر نامزد است تا زمان عروسی، خانواده داماد هر چند ماه یکبار، خصوصاً در ایام عید نوروز برای عروسشان لباس میگیرند. اکثر خانوادهها زمانی که برای عروسشان خرید میکنند، برای مادر عروس هم پیراهن یا سربندی به عنوان هدیه میگیرند.

۲-۸) دست بوسی یا خرج برو

یکی دیگر از رسوم قبل از عروسی در بین قوم لر، رسم دست بوسی یا«خرج برو» است که مدتی بعد از نامزدی«دیاری» برگزار میشود. در این مراسم بزرگان محل، اقوام و بستگان دو طرف، به دعوت دو خانواده، در خانه پدر دختر جمع میشوند.
این رسم در بین عشایر در زیر سیاه چادری نزدیک منزلگاه پدر عروس برگزار میشود. در مراسم دست بوسی بعد از خوردن شام موضوع مورد نظر مطرح میشود. (پاپی بالا گریوه، ۱۳۸۹: ۲۵۰).
در این مراسم دربارهی مواردی همانند مبلغ شیربها«شیروای»، مهریه«پشت اخت»، تعداد خلعتها «خلاتها» گفتگو میکنند. زمانی که به نتیجه رسیدند، متنی تحت عنوان «پاگیرو» مینویسند. این متن در واقع یک تعهد نامه است از طرف خانواده داماد در مقابل خواستههای پدر عروس، که بزرگان حاضر در جلسه آن را امضا میکنند. آنگاه برادر یا پسرعمو و یا یکی از جوانان وابسته به داماد از جا بلند میشود و دست پدر دختر و بزرگان آن جمع را میبوسد. به همین خاطر این مراسم را دست بوسی میگویند.

۲-۹) شیرینی حورو

زمانی که خانواده پسر با تمامی شرایط پدر دختر موافقت کردند، جشنی تحت عنوان«شیرینی حورو» برگزار میکنند.
«زمان شیرینی حورو خانواده پسر مقداری برنج، قند، روغن، چند رأس گوسفند و یک دست لباس برای عروس آینده، وخلعتهایی برای اقوام و خانوادهی عروس میبرند و در خانه پدر عروس یک و یا چند روز جشن میگیرند. در این مراسم هدیههایی به عنوان«سرشیرینی» برای خانواده عروس میبرند». (پاپی بالاگریوه، ۱۳۸۹: ۲۵۱).
در مراسم «شیرینی حورو» در شهرستان کوهدشت و روستاهای اطراف آن، فقط یک شب همه اقوام عروس و داماد به صرف شام در خانه پدر عروس دعوت میشوند. بعد از صرف شام داماد مبلغی پول سر سفره میگذارد. معمولاً هدایای «سر شیرینی»را چند روز قبل از عروسی به خانه پدر عروس میبرند.

۲-۱۰) خرج گیرو

یک هفته قبل از عروسی خانواده داماد همراه چند نفر از بزرگان طایفه به منزل پدر عروس میروند، تا مبلغ شیربها، خلعتها و یا خرجی که در مراسم دست بوسی«خرج گیرو» تعیین شده بود، به خانواده عروس بدهند. پدر عروس هم مبلغ کمی از پول شیربها را تحت عنوان«ته کیسه»، برای اینکه کیسهی داماد خالی نباشد، به داماد برمیگرداند.
مبلغ شیربها بستگی به وضعیت مالی عروس و داماد دارد. مهریه مبلغ زیادی نیست، معمولاً به همان وسایلی که پدر عروس بعنوان جهیزیه برای دخترش با پول شیربها تهیه و خریداری میکند، ختم میگردد. اصرار بیشتر خانواده عروس برای مبلغ شیربهاست. تعداد خلعتها هم بستگی به تعداد اقوام و نزدیکان دختر دارد. پدر عروس از خانواده داماد میخواهد که برای چند نفر از اقوام و نزدیکانشان خلعت بگیرند. (پاپی بالاگریوه، ۱۳۸۹: ۲۵۲).
در گذشته خلعتها معمولاً اسلحه، و اسب و زین بوده است. ولی امروزه کت و شلوار برای آقایان فامیل، و پیراهن و سربند برای مادر و مادر بزرگ عروس میگیرند. خلعت گیرنده به پاس این خلعت، عروس را چند روز پس از مراسم عروسی به خانه خود دعوت کرده، و برای او هدیهای میگیرد. در کلیه قرار و مدارهای مربوط به خواستگاری، «ری شیر» برای مادر عروس نیز در نظر گرفته میشود. یعنی خانواده داماد در برابر شیری که مادر عروس به دخترش داده و زحماتی که برای دخترش کشیده، زمان عروسی باید هدیهای برای ایشان بگیرند. این هدیه معمولاً پیراهن یا سربندی است که داماد برای مادر عروس میخرد. عروسیها در میان مردم این خطه معمولاً در آخر پاییز که پایان کار و تلاش روستائیان نیز هست، برگزار میشود. دوران نامزدی هم معمولاً طولانی است. گاهی ۷سال طول میکشد. (رحیمی عثمانوندی، ۱۳۷۹: ۷۴). در طول دوره نامزدی خانواده داماد هرچند ماه یک بار برای عروسشان لباس میخرند و در اعیاد مختلف مثل عید نوروز و«اولّ وهار» برای خانواده عروس هدایایی میبرند.

۲-۱۱) آزیتی شکونن

تا چندی پیش رسم بود که اگر کسی که میخواست مراسم عروسی را با سرنا و دهل برگزار کند، باید صبر میکرد تا یکسال از زمان فوت بستگان وآشنایانی که فوت کردهاند، بگذرد. قبل از عروسی رسمی تحت عنوان «آزیتی شکانن» یا ختم عزا برگزار میشد.
ختم عزا به این شیوه برگزار میشد که خانوداه داماد ابتدا به همراه چند ریش سفید به منزل اقوام و همسایگانی که در طول سال گذشته عزادار بودند رفته، و نوازندگان سرنا و دهل را نیز به همراه خود میبردند و در خانه صاحب عزا دقایقی مارش«چمری» مینواختند. مردان طایفه داماد در مقابل مردان اقوام شخص متوفی ایستاده، و فاتحهای میخواندند. تعدادی از زنان طایفه داماد نیز در جمع زنان اقوام متوفا شیون و زاری میکردند و به این شکل «آزیتی» یعنی عزای آنها پایان مییافت. در عین حال از صاحب عزا اجازه میگرفتند که عروسیشان را با سرنا و دهل برگزار کنند. پس از آن که عزای اقوام و دوستان به اصطلاح شکسته شد، مراسم عروسی برگزار میشد. (رحیمی عثمانوندی، ۱۳۷۹: ۷۵). امروزه اگر جوانی یا بزرگ دودمانی فوت کند، فقط اقوام نزدیک با اهل همان دودمان یک سال عزادار میمانند. اگر جشن عروسی داشته باشند، بعد از سالگرد متوفا برگزار میکنند. همسایهها و یا اقوام دورتر چهل روز به احترام خانواده متوفا جشنهایشان را به تعویق میاندازند.

۲-۱۲) سور