پایان نامه ها و مقالات

دانلود فایل پایان نامه ایالات متحده آمریکا

دانلود پایان نامه

د می تواند همچنان از خدمت کردن در نیروهای مسلح دولت محل اقامتش خودداری کند تا فوراً در لیست نیروهای مسلح دولت دیگر متبوع خودش قرار بگیرد ، اما این استراتژی به نوعی فرار احتمالی تحت معاهده ای که دیدگاه آن انتخاب آزاد است، منجر نمی شود.
همچنین باید این آخرین پیشنهاد را یک هشدار در نظر بگیریم . فرض کنید که فرد دارای تابعیت مضاعف دولت X و Y قاعدتاً مقیم دولت X باشد، و این فرد امیدوار است که هرگز به خدمت فراخوانده نشود اما وی ترجیح می دهد در دولت Y خدمت کند تا دولت X ، آنهم در صورتی که ثابت شود که انجام خدمت سربازی غیر قابل اجتناب است. آیا فرد می تواند صبر کند تا یک فراخوان به خدمت نظام وظیفه از سوی دولت X را دریافت کند و پس از دریافت آن فوراً خود را وارد لیست خدمت در نیروهای مسلح دولت Y کند که در آن صورت خیلی دیر است که بخواهد آن کار را انجام دهد؟
زبان ساده ی معاهدات دوجانبه تا حد زیادی در خصوص این موضوع فرق می کند و عموماٌ این موضوع را قابل بحث گذاشته است. سه واقعه متمایز می بایست در اینجا از هم تفکیک داده شود : 1 – ثبت نام برای خدمت سربازی، 2- دریافت فرمان گزارش فراخوان به خدمت سربازی و 3- اعزام شدن به نیروهای مسلح.
چندین معاهده از زبان مبهمی استفاده کرده اند که می تواند به این صورت تفسیر شود که به فرد دارای تابعیت مضاعف اجازه می دهند که بتواند هر زمان قبل از مشمول شدن تصمیمش را بگیرد اما در عین حال می تواند به نحوی تفسیر شود که فرد ملزم به تصمیم گیری قبل از دریافت گزارش یا فراخوان باشد. یک معاهده بین اسرائیل و فرانسه وجود دارد که فرد دارای تابعیت مضاعف را که تمایل به خدمت در دولت غیر محل اقامتش دارد و قبل از اینکه برای انجام خدمت فعال سربازی توسط دولت دیگر متبوع فرد فراخوانده شود ، ملزم به تصمیم گیری نماید75.
یک معاهده هم بین فرانسه و اسپانیا وجود دارد که یک چنین فردی را ملزم می کند که قبل از اینکه توسط دولت دیگر متبوعش برای انجام تعهدات خدمت ملی سربازی فراخوانده شود ، تصمیمش را بگیرد76.
یک معاهده هم بین اسپانیا و دولت ایتالیا وجود دارد که فرد را ملزم به تصمیم گیری می کند که قبل از اینکه توسط دولت متبوع دیگرش (که طرف قرارداد با دولت متبوع اولش است )وارد لیست شود ، خدمت فعالانه سربازی را انجام بدهد 77.اینکه آیا این عبارت ها لفظاً به فرمان یا گزارشی ارجاع می کنند یا اینکه آیا فرد می تواند تا زمان رسیدن آن گزارش به وی صبر کند و قبل از اینکه برای اعزام واقعی گزارش کند تصمیم بگیرد ،این نتیجه ها مشخص نیست.
یک معاهده هم بین بلژیک و هلند وجوددارد که بازهم شامل یک عدم تقارن جالب در خصوص این موضوع است. تحت ماده ی 4 یک فرد دارای تابعیت مضاعف که محل اقامتش در هلند است می تواند به صورت داوطلبانه در بلژیک، آن هم قبل از اینکه به خدمت سربازیش در هلند فراخوانده شود،شرکت کند78.
________________
75) No. 6428, art 3.
76) No. 10709, art. 3.
77) No. 16191, art. 3.

78) No. 2936.
دوباره همین بیان ممکن است که ما را به این مطلب ارجاع بدهد که آیا فرمان یا گزارش یا فراخوان واقعی انجام می شود یا نمی شود؟ بهر حال ماده ی 5 معاهده مشابه مقرر می کند که یک فرد دارای تابعیت مضاعف که در بلژیک زندگی می کند ،می تواند داوطلبانه قبل از اینکه گزارش به وی ارسال و استخدام یا در مرکز ارتشی انتخاب شود،درهلند اقدام کند79.
یک معاهده هم بین دانمارک و ایتالیا وجود دارد که همه ی این 3 احتمال را در نظر گرفته ،این معاهده فرد دارای تابعیت مضاعف را ملزم به تصمیم گیری می نماید در خصوص اینکه آیا خودش را در معرض ثبت نام برای خدمت نظام وظیفه قرار دهد یا اینکه اگر قبلاً به صورت غیرارادی و اتوماتیک ثبت نام شده(البته نه در تاریخی دیرتر از تاریخی که گروه سنیش فراخوانده شده اند) مراجعه کند80.در واقع بیان مشابهی وجود دارد که در معاهده ی بین هلندو ایتالیا به چشم می خورد81.
ظاهراً دیدگاه دیگری در خصوص زمانبندی موضوع در معاهده ی بین فرانسه و ایتالیا وجود دارد.این معاهده فرد را در زمان فراخوان گروه سنی خود که به آن تعلق دارد(البته نه در زمانی دیرتر از زمان فراخوان واقعی) 82ملزم به تصمیم گیری می کند.این ماده مقرر می کند که باید فرد قبل از فراخوان واقعی تصمیم بگیرد و ظاهراً بیانگر این پیش فرض است که خدمت سربازی یک امر مسلم است تا یک امر احتمالی یا فرضی.
یکی از متغیرهایی که احتمال آن کمتر می باشد هم قابل توجه است. بسیاری از معاهدات دوجانبه دربردارنده ی استثنائاتی هستند که به دولت های طرف قرارداد در وضعیت های اضطراری 83، یا زمانی که نیروهای نظامی بسیج می شوند84یا در زمان جنگ85 راه فرار بیشتری را اعطا می کنند. تاحدی که راه فرار
____________________________
79) پاسخ منفی است. اینجا مرکزی است که در آن برای خدمت سربازی ثبت نام میکنند، اما معنای آن این نیست که مرکزی برای گزارش دادن درخصوص افرادی باشد که مشمول خدمت نظام وظیفه هستند . (Commens of Prof. Gerard-Rene de Groot (Berlin. 14 July 2000) .
80) No. 3516, art. 1.
81) No. 6468, art. 2
82) No. 15487, art. 3( 1, 2).
83) No. 1094, art . 4; No. 2842, art. 9, No. 3786, art. 4; No. 5004, art. 8; No. 5195, art. 7; No. 5793, art. 7; No. 6428, art. 5.
84) No. 3516, art. 6; No. 6428, art. 7; No. 6468, art, 7; No. 9077, art. 5; No. 10709, art. 7; No. 15487, art. 9; No. 16191, art. 9.
85) No. 6163, art. 1,2 (double service barred only ‘’in peacetim’’); No. 6554, art. 1, 2(samet); No. 7000, art. 1, 2 (same); No. 9077, art. 5 (not applicable ‘’ in wartime’’).
اضافی در چنین وضعیت هایی از این معاهده به معاهده دیگر متغیراست. بسیاری از معاهدات به دو دولت متبوع فرد دارای تابعیت مضاعف اجازه می دهند که وی را تحت آن شرایط خاص به خدمت فرا بخواند86. بعضی از معاهدات دیگر فقط به دولتی که محل اقامت دائم فرداست اجازه می دهند که این کار را انجام دهد87. درمقابل یک معاهده هم ممکن است صراحتاً استثنائات در این زمینه را ، حتی در زمان جنگ ، منع کند88.
3- قدم بعدی چه باید باشد ؟
بحث قبلی یک شبکه پیچیده جهانی، منطقه ای و معاهدات دوجانبه را آشکار می کند که همه این ها بر مبنای متغیر قوانین داخلی و سیاست های داخلی غیر هماهنگ تحلیل می شوند.این موافقت نامه های بین المللی یک هسته ی مشترک دارند که خدمت اجباری سربازی یک فرد دارای تابعیت مضاعف را که قبلاً خدمت سربازی اش در یک دوره ی مشابه از نظر زمانی ، در یک دولت متبوع دیگرش انجام داده است، ممنوع می کند. این معاهدات نوعاً ، هر کدام مستقیم یا غیر مستقیم، فرد دارای تابعیت مضاعف را مجاز می دانند دولتی را که تمایل به خدمت در نیروهای نظامیش دارد را انتخاب نماید. فراتر ازاین عناصر مشترک، این معاهدات کامل نیستندواغلب در خصوص موضوعات اساسی، مبهم و متفاوت هستند.
آیا مشکلات آنقدر بزرگ اند که نیازمند تغییر اساسی و عمده هستند؟ از سوی دیگر همانطوری که قبلاً دیدیم تعداد افراد دارای تابعیت مضاعف روز به روز در دنیا افزایش می یابد. از سوی دیگر تغییرات در چشم انداز نظام سیاسی و اقتصادی دنیا هم بطرز چشم گیر و قابل توجهی ، احتمال اینکه فرد دارای تابعیت مضاعف در معرض تعهدات خدمت سربازی متعارضی قرار بگیرند را کاهش داده است.
یک کنوانسیون چند ملیتی در سطح جهانی که می تواند به طور کامل تعهدات خدمت سربازی افراد دارای تابعیت مضاعف را در بربگیرد به چند دلیل به نظر می رسد که هم لازم نباشد هم از نظر سیاسی غیرقانونی باشد.
_____________________________
86) No. 1094, art. 4; No. 3786, art. 4; No.5195, art. 7; No. 5004, art. 8; No. 5793. Art. 7; No. 6428, art. 5, 7; No. 6468, art. 7; No. 6554, arts. 1, 2; No. 7000,arts. 1, 2; No. 9077, art. 5.
87) No. 3516, art. 6; No. 10709, art. 7; No. 15487. art. 9; No. 16191, art. 9.
88) No. 2936, art. 11.
همانطوری که قبلاً اشاره کردیم امروزه دولت ها خدمت سربازی را کمتر سودمند تلقی می کنند و خدمت سربازی در دنیا نسبت به زمان های گذشته کمتر رایج است. بنابراین مشکلاتی که یک کنوانسیون چند جانبه جدید که قرار است برای حل چنین مشکلی طراحی بشود، نسبت به قبل خیلی کمتر احساس می شود. همان طور که پروتکل لاهه 1930، در مواجهه با دیدگاه های متساهلانه تر امروزی نسبت به تابعیت مضاعف ، اصول اصلی در این زمینه را وضع کرده ،هم چنان با هنجارهای رایج و غالب در خصوص موضوع خدمت سربازی شهروندان دارای تابعیت مضاعف،عموماً قابل قیاس هستند.حتی در اروپا کنوانسیون سال 1997 راه مشابهی را برای همه ی دولت های عضو شورای اروپا ( و دولت های منتخب غیر اروپایی)89 مقرر می کند که ترتیبات چند جانبه را مطرح کرده است.

به هر صورت هر دولتی که موضوعات فوری را درک کند همیشه می تواند تلاش کند که در خصوص موافقت نامه های دوجانبه با دولت های طرف مربوطه خود مذاکره نماید. دولت های خاصی که به آنها بیش از همه برای تفاهم مشترک نیاز است ، ممکن است مایل به توافق نباشند، اما اگر به هر صورت توافق کنند ، مایل نیستند به یک کنوانسیون چند جانبه که تعهدات مشابهی را تحلیل می کنند، بپیوندند.
صرف نظرازغیر ضروری بودن یک کنوانسیون چند جانبه کلان در خصوص موضوع خدمت سربازی، به نظر می رسد کنوانسیونی که فراتراز پروتکل لاهه 1930 باشد از نظر سیاسی خیلی قابل دسترس نباشد. هیچگونه جذابیتی در بین دولت ها در این زمینه به چشم نمی خورد.این تردید ممکن است بیان کننده ی این برداشت عمومی باشد که این موضوعات هنوز هم اجباری و خیلی حاد نیستند. بعلاوه چنین جذابیتی در بین دولت ها ممکن است در حدی متفاوت باشد که اجماع در این زمینه ها به سختی بدست بیاید. بنابراین بعضی از دولت ها ممکن است افراد را به خدمت سربازی فرا بخوانند و بعضی دیگر فرانخوانند. بعضی از دولت ها ممکن است افراد دارای تابعیت مضاعف را از طریق کسب تابعیت ناشی از اقامت به رسمیت بشناسند و بعضی دیگر به رسمیت نشناسند.در بعضی از دولت ها ممکن است مهاجرت به خارج از کشور، خیلی بیشتراز مهاجرت به داخل باشد، در حالی که در بعضی از دولت های دیگر درست برعکس این موضوع می باشد. بعضی از دولت ها ممکن است عضو انجمن های منطقه ای بسیار مهم باشند، در حالی که سایر دولتهای در آن منطقه عضو نباشند. روابط دولت ها با دولت های خاص ممکن است در تعداد زیادی از اتباع دارای تابعیت مضاعف مشترک باشند که این عامل می تواند در اولویت ها و ارجحیت


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

______________________
89) 1997 Convention, art. 27(1).
های آن دولت ها تاثیر بگذارد. بهر حال عواملی هستند که به ما کمک می کنند بتوانیم توضیح بدهیم چرا توافق نامه های منطقه ای موجود در خصوص تعهدات خدمت سربازی افراد دارای تابعیت مضاعف ، تا این حد شرکت کنندگان و توجهات کمی را به خود جلب کرده است.
بهرحال بعضی تعارضات و عوامل غیر قابل اطمینان در این زمینه وجود دارد. تا به امروزاکثر دولت های دنیا هیچ کنوانسیون چند جانبه ی عمده ای راتصویب نکرده اند که اساسی ترین اصول حاکم بر تعهدات خدمت سربازی افراد دارای تابعیت مضاعف ونیزمنع خدمت سربازی اجباری افراد دارای تابعیت مضاعف را که قبلاً خدمت سربازی را در دولت دیگر متبوع خود انجام داده اند مقرر کند . همانطوری که در قسمت قبلی به این موضوع پرداختیم، همچنان تعدادی موضوعات خاص در این زمینه لاینحل باقی مانده اند.
با توجه به تاثیر بالقوه خدمت سربازی اجباری در زندگی افراد وهمچنین اثر محسوس آن، اگر چه هردومحدوداند اما این مشکلات هنوز هم ارزش توجه را دارند. در بعضی از موارد دولتهای اصلی می توانند باانجام اعمال یک جانبه ای، احتمال درگیری را کاهش دهند.مثلاً در ترکیه، می توانند انتخاب کنند که معافیت افراد دارای تابعیت مضاعف که قبلاً در کشور دیگر متبوعشان، خدمت اول سربازی را انجام داده اند، گسترش بدهند. بنابر این آن دسته از افراد دارای تابعیت مضاعف را که خدمت سربازی اولیه آنها داوطلبانه بوده، را پوشش می دهند.
در سایر موارد ممکن است موافقت نامه های دوجانبه موثرتر باشند. دولتهای پذیرنده اصلی در آمریکای شمالی – ایالات متحده آمریکا و کانادا- که مهاجر پذیر هستند سربازان را به خدمت اجباری فرا نمی خوانند و بنابراین با موضوعات مشابهی مواجه نیستند. اما دولتهای اروپای شرقی هنوز هم فراخوان خدمت نظام وظیفه اجباری دارند. این بدان معنی نیست که ایالات متحده آمریکا و کانادا هیچ علاقه ای به سیاست های فراخوان خدمت نظام وظیفه سایر دولتها ندارند. اگر یک فرد دارای تابعیت مضاعف از ایالات متحده آمریکا و السالوادورکه محل اقامت معمول ایشان در ایالات متحده آمریکا باشد اما توسط دولت السالوادور در طول زمان مرخصی هایی که به دولت خود برگشته، به خدمت فراخوانده شود، در آن صورت ممکن است از ایالات متحده آمریکا درخواست مداخله دیپلماتیک از طرف آن فرد گردد که مانع انجام خدمت سربازی در السالوادورشود. از آنجا که دولت ایالات متحده آمریکا، خدمت فراخوان اجباری سربازی ندارد، احتمال اینکه یک چنین اختلافی پیش بیاید، خیلی کمتر است و ماهیت منافع ملی که در خطر است نسبت به یک دولتی که فراخوان خدمت نظام وظیفه اجباری دارد نیز متفاوت است. در نتیجه مذاکرات معاهده ای بین ایالات متحده آمریکا والسالوادور نسبت به معاهدات مذاکره ای بین دو دولتی (برای مثال آلمان و ترکیه) که هر دو خدمت سربازی اجباری را دارند، بسیار متفاوت خواهد بود.
موافقت نامه های دو جانبه یک مزیت بیشتری بر کنوانسیون چند جانبه در این زمینه دارند. معاهدات دو جانبه، دولتها را قادر می سازند که بر روی طیف گسترده ای از مشکلات تمرکز کنند بدون اینکه لازم به حل همزمان مشکلات کوچک باشد. موافقت نامه های دوجانبه می توانند جمعیت هایی که از همه بیشتر و به طور چشمگیرتر تحت تاثیر قرار گرفته اند را هدف گیری نمایند. مثلاً اگر دولت x میزبان یک جمعیت بزرگی از اتباع دارای تابعیت مضاعف از سوی دولت x وy باشد، اما میزبان تعداد کمی از اتباع دارای دولت x وz باشد، در آن صورت موانع حصول توافق با دولت z، لزوماً باعث ناامیدی در حصول توافق بین دولت x وy نمی شود .
هم چنین یک موافقتنامه ی دو جانبه بر اصلاح قانون داخلی مزیت دارد. ساختار موافقت نامه های دو جانبه به نحوی می توانند سازماندهی شوند که بتوانند توازن و برابری را تحصیل کنند. مثلاً دولت x و دولت y می توانند با هم موافقت کنند که هر کدام از آنها با اتباع دارای تابعیت مضاعف رفتار مشابهی به نحو مشابه دولت های دیگر داشنه باشند.
از نظر محتوای چنین موافقت نامه های دوجانبه ای به نظر پیشنهادات زیر صحیح می آید :
پیشنهاد اول – خدمت نظام وظیفه اجباری مضاعف :
درصورت وجود موافقت نامه های دوجانبه ، همچنین در همه کنوانسیون های چندجانبه، در خصوص انجام تعهدات خدمت سربازی افراد دارای تابعیت مضاعف یک ارزش جهانی محسوب می شود. همانطوری که در قسمت قبلی هم مطرح کردیم ،این اجماع وجود دارد که زمانی که یک فرد دارای تابعیت مضاعف توسط یکی از دول متبوع خود به خدمت فراخوانده شده و بطور کامل خدمت را انجام داده و مدت زمان لازم را به سربازی رفته ، در این صورت فراخوان به خدمت نظام وظیفه توسط دولت دیگر متبوعش مجاز نیست .
اگر به این موضوع با دلیل اول نگاه کنیم ، یک چنین ارزشی به نظر معقول وغیر قابل اجتناب است. چنانچه شهروند یا تبعه ای، متکی به رضایت متقابل فرد و دولت شناخته شود – در آن

دیدگاهتان را بنویسید