تحقیق – رهاوردهای هرمنوتیک فلسفی گادامر برای برنامه فلسفه برای کودکان- قسمت ۴

پایان نامه های ارشد سری شانزدهم

ایده‌ اجتماع ‌پژوهشی که از کار پیرس، فیلسوف پراگماتیست سرچشمه می‌گیرد، یکی از بنیادهای نظری برنامه‌ فلسفه برای کودکان است. در فلسفه برای کودکان، این اصطلاح، به هر نوعی از تحقیق گسترش داده شده است. از نظر پیرس، تلاشی تحقیق نامیده می‌شود که با تردید آغاز و با توقف تردید پایان پذیرد. از این نظر، ما در تولید دانش شنونده نیستیم و مشارکت داریم، دانش یک امر مسلم نیست بلکه امری تفسیرشدنی و توضیح‌پذیر است (قائدی،۱۳۸۶: ۷۳).
بر این اساس، فیلیپ کم[۵۶] تأثیر عمل‌گرایی را بر برنامه فلسفه برای کودکان مشهود می‌داند و معتقد است آموزه‌های پیرس از مفهوم حقیقت، منطبق با اجتماع پژوهشی به‌عنوان رکن اصلی برنامه فلسفه برای کودکان است و این نکته را یاد‌آور می‌شود که همواره ممکن است مفاهیم و الزامات عمل‌گرایانه محتوای فلسفی اجتماع پژوهش را منحرف سازد. (کم، ۲۰۱۱ : ۱۰۷ -۱۰۶).
۲. ۳٫ ۹. دیویی (۱۹۵۲-۱۸۵۹)
دیویی از اندیشمندانی است که بر جنبش فلسفه برای کودکان تأثیر زیادی داشته است. به‌طور کلی می‌توان گفت تأکید بر آزادی، دموکراسی، اجتماع پژوهشی (کاوشگری) و محوریت تفکر، آن بخش از اندیشه‌های دیویی است که منطق و محتوای فلسفه برای کودکان را تحت‌تأثیر قرار داده است. (دمانوئل[۵۷]، ۲۰۰۱ به نقل از سهرابی، ۱۳۹۰). لیپمن با تأثیر از آموزه‌های دیویی، دانش را ناشی از تعامل با محیط می‌داند. همان‌طور که دیویی از کلمه تجربه برای توضیح این تعامل مدد می‌گیرد و تفکر را به‌عنوان تأملی بر نتایج این تعامل می‌داند (وانسیلم[۵۸] و کندی، ۲۰۱۱ :۱۷۴).
قائدی (۱۳۸۶) معتقد است بین اندیشه‌های فلسفی دیویی و چارچوب کلی برنامه فلسفه برای کودکان شباهت‌هایی وجود دارد:
۱. هر دو در زمینه‌ای دموکراتیک رشد کرده‌اند.
۲. هر دوی آن‌ها به متن، موقعیت یا زمینه‌ای که در آن اندیشه می‌شود، توجه دارند.
۳. هر دو تربیت را در کانون توجه خود قرار می‌دهند.
۴. هر دو رویکرد روش فلسفی را برای تربیت انتخاب می‌کنند
۵. بین روش حل مسأله دیویی و روش برنامه آموزش فلسفه به کودکان تشابه فراوانی وجود دارد.
۶. هر دوی آن‌ها به روش بیش از نتایج و پاسخ‌ها اهمیت می‌دهند.
۷. پرورش قوه داوری و انتخاب‌های صحیح برای هر دو رویکرد اهمیت دارد.
۸. آموزش معلومات به تنهایی، شرط لازم و کافیِ پرورش تفکر نیست.
۹. هر دو بر نقش معلم به عنوان راهنما توافق دارند.
بنابراین، اندیشه‌های دیویی و برنامه فلسفه برای کودکان در مورد مفاهیم آزادی، پرورش قوه داوری صحیح و کنترل خویش به عنوان هدف‌های آموزش و پرورش، توافق نظر دارند (قائدی،۱۳۸۶: ۷۳).
۲. ۳٫ ۱۰. ویتگنشتاین (۱۹۵۱-۱۸۸۹)
از دیگر افراد تأثیر‌گذار بر این جنبش، می‌توان به لویدویک ویتگنشتاین[۵۹] فیلسوف بریتانیایی ـ اتریشیِ قرن بیستم اشاره کرد. اندیشه‌های نظری وی جایگاه موجهی در برنامه فلسفه برای کودکان یافته است و لیپمن و همکارانش به شکل کاملاً انضمامی، پرداخت نوینی از این آموزه‌ها را آشکار کرده‌اند که در چارچوب آن می‌توان نگاهی انضمامی‌تر را بین بنیان‌های نظری و عرصه‌های کاربردی طرح فلسفه برای کودکان جست‌وجو کرد (قائدی و سلطانی، ۱۳۹۰: ۹۱).
ویتگنشتاین معتقد است فلسفه یک نظریه نیست، بلکه یک فعالیت است. یک اثر فلسفی، اساساً شامل روشن‌کردن و توضیح دادن است. نتیجه فلسفه، تعدادی قضایای فلسفی نیست، بلکه روشن‌کردن و توضیح‌دادن این قضایاست؛ بنابراین، فلسفه بیش از آن که موضوع یا موضوع‌هایی برای مطالعه باشد، کاری است که شخص باید انجام دهد (اسمیت، ۱۳۷۷: ۴۱).
۲. ۳٫ ۱۱. ویگوتسکی (۱۹۳۴-۱۸۹۶)
تأثیر ویگوتسکی بر برنامه آموزش فلسفه به کودکان را می‌توان در تأکید او بر زبان و ارتباط آن با اندیشه و یادگیری در موقعیت‌های گروهی دانست. ویگوتسکی معتقد است می‌توان از کودکان، در موقعیت‌های گروهی و شرایطی که مستلزم کار جمعی است، عملکرد ذهنی بالاتری انتظار داشت (فیشر،۱۳۸۶: ۲۶۹)
لیپمن در گفت‌و‌گو با ناجی، به این نکته اشاره می‌کند که ویگوتسکی با تشخیص ارتباط و وابستگی‌های بین بحث‌های کلاسی و تفکر کودکان، ارتباط بین کودک و جامعه به واسطه معلم، و ارتباط بین زبان دنیای بزرگسالی و هوش در حال رشد کودکان، تأثیر شگرفی بر پیشبردِ هر چه بهتر برنامه فلسفه برای کودکان داشته است (لیپمن،۱۳۸۹: ۳۱).
۲. ۴٫ نگاهی به روند جنبش فلسفه برای کودکان در سطح جهانی
در تاریخ پر فراز و نشیب پرورش مهارت‌های فکری کودکان، فلسفه برای کودکان، جدیدترین رویکرد در این زمینه است. بنیانگذار این ایده، متیو لیپمن، استاد فلسفه در دانشگاه مونت کلیر ایالت نیوجرسی آمریکا[۶۰] در دهه شصت میلادی است. تا‌کنون چیزی نزدیک به چهار دهه از عمر برنامه او می‌گذرد. به سبب اقبال عمومی دست‌اندر‌کاران تعلیم و تربیت و کودکان، اکنون این برنامه به یک جنبش پر نفوذ جهانی تبدیل شده است (باقری و دهنوی، ۱۳۸۸: ۱۲). امروزه، برنامه فلسفه برای کودکان با پیشینه غنیِ تاریخی ـ فلسفی خود در کشورهای مختلف دنیا مطرح و به شیوه‌های متفاوت در حال اجراست؛ بر این اساس، ابتدا نگاهی به برخی از تلاش‌های جهانی و شیوه‌های متنوع اجرایی این برنامه خواهیم داشت و پس از آن، به رویکردهای نظری برنامه فلسفه برای کودکان در سطح جهانی می پردازیم.

یک مطلب دیگر:
سایت مقالات فارسی - جبر در تاریخ۱

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

  1. ۴٫ ۱٫ فلسفه برای کودکان در آمریکا

در آمریکا برنامه فلسفه برای کودکان با نام متیو لیپمن شناخته میشود. وی معتقد است آنچه بچه‌ها در مدارس یاد می‌گیرند (حفظ مطالب) یک مهارت فکری کم ارزش و سطح پایین است. لیپمن همراه با گروهش از سال ۱۹۷۰ با آموزش معلمین سراسر ایالات متحده شروع به کار کردند و در پایان این دهه، پنج هزار کلاس در این کشور از این برنامه بهره‌مند شد.
۲. ۴٫ ۱. ۱٫ متیو لیپمن (۲۰۱۰-۱۹۲۲)
لیپمن چارچوب نظری برنامه فلسفه برای کودکان را در کتاب فلسفه در کلاس درس تبیین کرده است. او در این کتاب و سایر آثارش، ضمن انتقاد از نظام تربیتی موجود، بر این باور است که این نظام باید از نو طراحی شود. به نظر او، کودکان تشنه معنی هستند و برنامه درسی موجود، نمی‌تواند آن‌ها را در این زمینه سیراب کند. لیپمن برنامه درسی خود را بر اساس رویکرد مهارتی به سه سطح تقسیم می‌کند:
۱. مهارت‌های سطح پایین؛ شامل قصه‌گویی، ارائه دلیل، شکل‌دادن به سؤالات، برقراری رابطه تشخیص‌دادن و مقایسه‌کردن.
۲. مهارت‌های سطح میانی؛ شامل شکل‌دهی مفهوم، تشبیه، استعاره و قیاس، مجموعه‌بندی، کشف ابهامات و شکاف‌ها، تمثیل و طبقه‌بندی.
۳. مهارت‌های سطح بالا؛ شامل شکل‌دهی مفهوم، ارائه دلیل، قیاس شرطی، قیاس قطعی، تعمیم، برگردان، استنباط مجازی و استنباط فوری (قائدی، ۱۳۸۶: ۴۳).
به نظر لیپمن، فلسفه در معنای فلسفیدن، حلقه گمشده نظام تربیتی است. او عقیده دارد که فلسفه، با شگفتی آغاز می‌شود و شگفتی با معنی ارتباط دارد. معنی‌یابی نیز زیربنای تفکر را تشکیل می‌دهد. او پژوهش اجتماعی، علمی و اخلاقی را با بررسی‌های فلسفی و مقولات فلسفی یکپارچه می‌سازد. سپس هدف‌های فلسفه برای کودکان را توضیح می‌دهد و بهبود توانایی استدلال‌کردن، پرورش خلاقیت، رشد فردی و میان‌فردی، پرورش درک اخلاقی، پرورش توانایی معنی‌یابی در تجربه را از هدف‌های برنامه درسی فلسفه برای کودکان ذکر می‌کند (همان).
وی معتقد بود بهترین ابزار برای وارد‌کردن کودکان در بحث، داستان است؛ بنابراین، نوشتن داستان‌هایی را به این منظور، برای کودکان آغاز کرد. اولین داستانی که لیپمن به نگارش آن پرداخت، کشف هری استوتلیمر[۶۱] بود که برای کودکان پایه پنجم و ششم با تأکید بر اصول مقدماتی منطق به‌عنوان مقدمه‌ای برای کشف فلسفی طراحی شده بود. علاوه بر داستان‌ها، لیپمن نگارش کتاب‌های راهنما را برای معلمان آغاز کرد؛ چرا که وی معتقد بود معلمانی که قرار است فلسفه تدریس کنند، به الگوهایی از فعالیت فلسفی شفاف، اجرا شدنی و دقیق نیاز دارند. کتاب‌های راهنمای معلمان، مشتمل بر طرح بحث‌ها و تمرین‌های بسیاری به‌منظور گسترش مهارت‌های تفکر مرتبط با داستان است (فیشر، ۱۳۸۶: ۲۶۹).
۲. ۴٫ ۱٫ ۲. آن‌مارگارت شارپ (۲۰۱۰-۱۹۴۲)
یکی دیگر از چهره‌های سرشناس و مؤثر در شناساندن و توسعه‌ فلسفه برای کودکان، شارپ است که بیشتر به‌عنوان همراه و همکار لیپمن در مؤسسه‌ پیشبرد فلسفه برای کودکان شناخته می‌شود. عمده‌ فعالیت‌های وی، در زمینه‌ نگارش داستان‌های فلسفه برای کودکان و راهنماهای آموزشی و هم‌چنین برگزاری کارگاه‌ها و شرکت در سمینارهای مختلف، جهت ترویج این برنامه است، در این راستا چهارده کتاب در ارتباط با فلسفه برای کودکان و ده داستان فلسفی کوتاه تألیف کرده است و بیش از سی‌و‌پنج مقاله در مجلات معتبر درباره آموزش‌و‌پرورش و مسائل مربوط، مانند فلسفه برای کودکان و کندوکاو فلسفی به چاپ رسانده است (ناجی،۱۳۸۷: ۵۱).
وی داستان فلسفی را ابزاری برای یادگیری تفکر فلسفی و کوششی می‌داند که کودکان را به کندوکاو در‌مورد مفاهیم و شیوه‌های فلسفی ترغیب می‌کند (شارپ، ۱۳۸۷: ۵۲).