پایان نامه ها

منابع پایان نامه درباره سلامت خانواده، انتخاب همسر، هویت جنسی، تاثیرات اجتماعی

دانلود پایان نامه

د بررسی قرار میگیرند. در قسمت پیشینه پژوهشی نیز پیشینه پژوهشی متغیرها بنابر پژوهشهای داخل و خارج از کشور مورد بررسی قرار گرفتهاند.

2-2- پیشینه نظری
2-2-1- ازدواج
2-2-1-1- تعاریف ازدواج
اشتراوس1 ازدواج را برخورد دراماتیک بین فرهنگ و طبیعت یا میان قواعد اجتماع و کشش جنسی میداند. موجودات طبیعی میخواهند بهدور از هرگونه فشاری به ارضاء نیازهای غریزی خود بپردازند اما فرهنگ رو در روی آن است و میخواهد به آن نظم دهد به این دلیل اشتراوس ازدواج را برخوردی دراماتیک بین فرهنگ و طبیعت دانسته است. ازدواج از نظر جامعهشناسی یعنی پیوند اقتصادی و جنسی مورد پذیرش جامعه که بصورت معمول بین یک مرد و یک زن بوجود میآید. مردم و زوجین بطور قطعی ازدواج را کم و بیش دائم در نظر میگیرند به نحوی که ازدواج، حقوق و تعهدات متقابل بین دو زوج و بین زوج و فرزندان آنان را در آینده به دقت تضمین مینماید (فربد، 1388) از نظر نپیر2، ازدواج شامل تجربه و یادگیری، حفظ فردیت در عین مکملیت، آشنایی با نحوه تقسیم و تخصیص قدرت، فراگیری تلاش و لذتبردن در کنار یکدیگر و برای برخی مهمتر از تمام این موارد کسب مهارت در خصوص تربیت نسل بعد میشود (دژکام، 1386).
افراد برای ورود به ازدواج باید فرد مناسبی را جهت تشکیل خانواده انتخاب کنند. انتخاب همسر مراحلی دارد که شامل موارد زیر میشود.

2-2-1-2- مراحل انتخاب همسر
1- در مرحله اول فرد همسرش را از بین افرادی که از نزدیک با آنها تعامل دارد، انتخاب میکند. در این مرحله، فردی که از نظر جسمی جذابتر و از نظر علایق، هوش، شخصیت، یا عوامل دیگر نگرشی و رفتاری شبیه آنهاست، انتخاب میشود.
2- در مرحله دوم با صحبتکردن (خودافشایی) به کشف، سنجش و تطبیق خصوصیات شخصیتی یکدیگر دست میزنند. اگر این کشفیات در امتداد همان جذابیتهای اولیه باشد، پس ارتباط تثبیت میشود.
3- مرحله سوم، کشف سازگاری نقشها و سنجش درجه همدلی و همزبانی متقابل است. وقتی که نقشها در ارتباط با یکدیگر شکل گیرد و همدلی متقابل گسترش یابد، ارزشهای جذابی مطرح میشود. اگر جذابیت بین دو فرد به قدر کافی قوی و عمیق باشد در این صورت تحکیم ارتباط صورت میگیرد.
4- در مرحله چهارم و آخرین مرحله درباره سازگاری طولانی و تعهد تصمیم گرفته میشود (کار1، 2000).

2-2-1-3- ویژگیهای روابط زوجین
رابطه زوج داوطلبانه است. هر دو فرد میدانند که مجبور نیستند با هم ازدواج کنند یا حتی به رابطه بعد از ازدواج ادامه دهند.
رابطه زوج مستلزم ایجاد تعادل بین پویایی و ثبات است. جهت حفظ سلامت در رابطه زوجی گاهی به ثبات و قابلیتهای پیشبینی پذیری و گاهی به تازگی و پویایی نیازمندیم.
رابطه زوج گذشته و حال و آینده دارد. تمرکز افراطی بر هیچ یک از این مقاطع زمانی صحیح نیست. رابطه سالم میان یک زوج رابطهای است که در آن زمان حال و آینده فدای گذشته نمیشود.
قرارگرفتن در رابطه زوجی مستلزم حمایتکردن و حمایتشدن است. به این معنا که هر دو نفر قادر باشند نیازهای همسر را در کنار نیازهای خود ادراک کنند. حمایت عاطفی در صورتی تداوم خواهد داشت که متقابل و دوسویه باشد.
رابطه زوج مستلزم این است که هر عضو بتواند ضمن حفظ فردیت، مکملیت را نیز به رابطه هدیه کند و هر فرد در مواقع لزوم از خوستههای خود به نفع رابطه بگذرد (نظری، 1386).

2- 2- 1- 4- انواع ازدواج
از نظر میزان پایداری دو نوع ازدواج وجود دارد.
پایدار: ازدواج پایدار شامل زوجین سنتی1، دوجنسیتی2 و زوجین اجتنابی3 میشود. زوجین سنتی ویژگیهای زیر را دارند، نقشهای جنسی سنتی را ایفا میکنند، اهداف خانواده را به اهداف فردی ترجیح میدهند، برنامهریزی روزانه منظمی دارند، در فضای زندگی خانوادگی مشترکی زندگی میکنند و سطح متوسطی از هیجانات مثبت و منفی را نشان میدهند. تمایل به اجتناب از هرگونه تعارض به جز مسائل عمده و اساسی دارند، وقتی درگیر تعارضات میگردند به آن پرداخته و سعی میکنند حلش کنند، در نخستین مرحله آغاز حل مشکل هریک از زوجین به دیگری توجه میکند و سعی میکند با وضعیت و مشکل وی همدلی کند، در آخرین مرحله بروز مشکل بطور قابل توجهی قانعسازی صورت میگیرد.
زوجهای دو جنسیتی شامل این موارد هستند؛ آنها نقشهای جنسیتی برابرنگری را پذیرفته و ایفا میکنند، اهداف فردی را به اهداف خانوادگی ترجیح میدهند، برنامه روزانه آشفتهای دارند، مکانهای زندگی جداگانهای در خانه دارند، سطوح بالایی از هیجانات مثبت و منفی را نشان میدهند، تمایل به درگیرشدن در مذاکرات درباره مسائل زیادی را دارند، دو همسر با هم مخالفند و سعی دارند دیگری را در ابتدای فرایند حل مشکل در بسیاری از مسائل ابتدایی مورد بحثشان متقاعد کنند و سطح بالایی از هیجانات مثبت و منفی را در این فرایند تجربه میکنند.
زوجهای اجتنابی، نیز نقشهای جنسی سنتی را ایفا میکنند، مکانهای جداگانهای در محل زندگی‌شان دارند، از هرگونه تعارض اجتناب میکنند، کمتر مهارتهای حل مشکل دارند، در هنگام تعارض، مسائل خود را بیان میکنند، اما هیچ کوششی برای قانعسازی یا مصالحه انجام نمیدهند، اینگونه استدلال میکنند که تفاوتها درباره تعارضات خاص در مقابل نقاط مشترکی که در ارزشهایشان دارند از ارزش چندانی برخوردار نیست، مذاکرات مبتنی بر حل مشکلات، غیرهیجانی دارند.
ازدواجهای ناپایدار: ازدواجهای ناپایدار شامل زوجین متعارض1 و اجتنابی2 میشود.
زوجهای متعارض، آنها درگیر تعارضات شده و وارد م
ذاکره میشوند بدون هیچ کوشش ساختاریافتهای برای حل آن، تعاملات آنها را سرزنشهای ادامهدار، ذهنخوانی و شخصیت تدافعی شکل میدهد، سطح بالایی از هیجانات منفی و سطح پایینی از هیجانات مثبت را نشان میدهند، الگوهای تعاملی آنها، «تهاجمی- اجتنابی» میباشند.
زوجهای اجتنابی (جدا از هم)، آنها از تعارضات اجتناب میکنند و مهارتهای حل مسئله کمی دارند، دورههای کوتاه سرزنشگری، ذهنخوانی و شخصیت تدافعی در تعاملاتشان وجود دارد،
سطح پایینی از هیجانهای منفی داشته و تقریباً هیچ هیجان مثبتی را نشان نمیدهند. الگوهای تعاملی آنها اجتناب است (کار، 2000).
ازدواج میتواند پایدار باشد یا ناپایدار، از این رو بررسی سلامت ازدواج و عوامل مخلّ آن را در سطور بعدی مورد توجه قرار دادهایم.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد با موضوعبورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران، شرکت‌های پذیرفته شده، ساختار سرمایه

2-2- 1-5- سلامت ازدواج
مسئولیت: قبول نقشی که زن و شوهرها در حفظ و ایجاد عشق و احترام نسبت به یکدیگر دارند،
هدفگذاری،
تشویق یکدیگر: تمرکز بر قابلیتهای مثبت، حمایت، پذیرش و توجه مثبت به یکدیگر
گفتگوی بیپرده و صریح،
گوشدادن همدلانه.
گفتگوی مداوم و همواره،
نشاندادن پذیرش،
تعهد به مشارکت در جهت برآوردن رضایت زناشویی (حسینی، 1389).

2-2-1-6- عوامل مختلکننده روابط زوجین
تاثیرات اجتماعی
استرسهای ناشی از مشکلات اقتصادی، زایمان در سنین بالا و فرصتهای شغلی بخصوص برای زنان چگونگی ازدواج را تحت تاثیر قرار دادهاند (نظری، 1386).
عوامل عمودی
عوامل عمودی، شامل ادراکات درونی زوجهاست؛ که در خانواده اصلی کسب کرده و به رابطه زوجی وارد میکنند. اصطلاح عمودی به این اشاره دارد که عوامل استرسزا از شاخههای بالاتر یا نسلهای قبلی به سمت پایین میآیند. خاطرات، الگوهای رفتاری اکتسابی، اسطورههای ازدواج و انتظارات عواملی هستند که زوجها از خانوادههای قبلی خود کسب کرده و در شکلگیری ازدواج آنها تاثیر میگذارد.
عوامل افقی
اتفاقات استرسزایی که ممکن است از شروع ازدواج تا پایان زندگی رخ دهند. بعضی از این اتفاقات قابل پیشبینی هستند مانند تولد فرزند، ازدواج فرزندان. بعضی نیز قابل پیشبینی نیستند مانند مرگ، بیماری یا ورشکستگی اقتصادی.
عوامل سیستم- سطح
شامل تاثیرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مذهبی، اقتصادی و تاثیرات خانواده گسترده بر ازدواج میشود. این گروه از استرسورها شامل فشارهایی است که از تعهد به خانواده، گروههای کاری، سازمانها و دوستانی که زوج با آنها رابطه دارد ناشی میشود (نظری، 1386)؛ بنابراین عواملی هستند که زندگی زناشویی را تحت تأثیر قرار میدهند. در این بین زوجین بعنوان گردانندگان زندگی زناشویی وظایف مختلفی جهت ارتقای روزافزون زندگی مشترک دارند؛ که در ادامه به بیان آنها میپردازیم.

2-2-1-7- وظایف زوجین
تحکیم استقلال روانشناختی و ایجاد ارتباطات جدید با خانواده اصلی
این تکلیف شرط لازم برای زوجین برای همراهشدن با یکدیگر در مسیر زندگی است که از این طریق زوجین از خانواده اصلی جدا میشوند و در عین حال توانایی این را دارند که ارتباط سالمی به شکلی جدید با آنها برقرار کنند. جداشدن از خانواده اصلی به معنی پشتکردن به آنها نیست بلکه، به معنی تغییر در شیوه و میزان نوع ارتباط با آنهاست.
ایجاد هویت زوجی باهم بودن در مقابل خودمختاری
این وظیفه شامل ایجاد رابطهای دونفره است که در آن واژه «ما» معنی پیدا میکند. زمانی که فرد علائق شخصی خود را که کاملاً خودمحورانه بوده رها میکند و به عوض، رفاه و آسایش را در رابطه زوجی دنبال میکند، دوستی، صمیمیت و عشق شکوفا میگردد. در این حالت زوجها علائق فردی را در درون رابطه جستجو میکنند.
2- ایجاد هویت جنسی زوج
هویت جنسی به فراوانی، شدت و کیفیت ابراز احساسات جنسی در رابطه بین زن و شوهر اطلاق میشود. این هویت زمان و مکانی را برای فارغشدن از استرسها و رنجهای زندگی فراهم میکند.
3- شکلدادن ازدواج بهعنوان یک حوزه اطمینانبخش و پرورشدهنده
رابطه زوج موقعیتی را فراهم میکند که در آن شکستها، تلاشها، شرایط و ترسهای زوج در یک جوّ حمایتی و مراقبتکننده مدنظر قرار میگیرد. هر عضو باید در لحظه وقوع استرس به راحتی به همسرش دسترسی داشته باشد.
4- والد بودن
زمانیکه زوجها تصمیم به بچهدارشدن میگیرند، باید فضای روانشناختی رابطه را برای پرورش فرزند آماده کنند. این فضا به گونهای آمادگی را ایجاد کند که بتواند ضمن پرورش فرزند از ایجاد لطمه به رابطه خود جلوگیری کند.
ایجاد رابطهای جالب و جذاب
یک ازدواج خوب احساس تکراریبودن را در زوج ایجاد نمیکند. تجارب لذتبخش زوج در کنار هم بخشی از خاطرههای مشترک آنها را تشکیل میدهد که در شرایط سخت به زوج کمک میکند سرزنده و شاداب بمانند.
ایجاد دیدگاهی دوگانه که ایدهآلهای اولیه را با واقعیت موجود ترکیب میکند
با گذشت مدتی از ازدواج، زوجها واقعیات زندگی را بیشتر درک میکنند و ممکن است شیوههای ابراز محبت آنها نسبت به اوایل زندگی تغییر کرده و واقعبینانهتر شود. لازم است زوج هر چند وقت عواملی که آنها را به هم علاقمند کرده را به خاطر آورند و به آنها بهعنوان حالتهای مخصوص و منحصر بفرد نگاه کنند (نظری، 1386). همانطور که بیان شد بخشی از وظایف زوجین، تحکیم استقلال روانشناختی از خانواده اصلی و ایجاد هویت زوجی باهم بودن است؛ بنابراین مهمترین وظیفه تحولی در مرحله ازدواج میتواند گسستن پیوندهای عمیق با والدین در ابتدا و سپس انت
قال انرژیهای شخصی از خانواده قبلی به زندگی با همسر باشد (حسینی، 1389). باتوجه به مواردی که بیان شد به نظر میرسد زوجین برای رسیدن به حد مطلوب روابط با یکدیگر بهتر است نسبت به خانواده اصلی خود اقدامات خاصی را انجام دهند؛ بنابراین در سطور بعدی به بررسی تعاریف و نظریات سلامت خانواده اصلی بعنوان یکی از عوامل مؤثر بر سلامت و عملکرد ازدواج پرداختهایم.

2-2-2- سلامت خانواده اصلی
2-2-2-1- تأثیر خانواده اصلی بر روابط زوجین
2-2-2-1-1- دیدگاههای روانتحلیلی
دیدگاه کلاسیک روانپویشی مشکلات زناشویی را پیامدهای مشکلات درونروانی همسران میداند در این دیدگاه اعتقاد بر این است که تجربیات اولیه کودکی، خودآگاه و ناخودآگاه حفظ شده و بر فرد و خانواده او در سالهای آینده اثر خواهند گذاشت و برای تغییر فرد و خانواده بهتر است فرد را در زمینه و تاریخچه رشدی در نظر گرفت (بارکر، 1981). بر طبق دیدگاه روابط بینفردی دیدگاه روانتحلیلی، اشخاصی که در ازدواج وارد میشوند، هرکدام دارای تاریخچهای شخصی، یک شخصیت بیهمتا و مجموعهای از

دیدگاهتان را بنویسید