تأثیر کتاب­ درمانی بر نشانگان­ه ای درونی ­سازی و برونی ­سازی شده­ ی دانش ­آموزان ناشنوا

مقاله ها و پایان نامه ها

کتاب، «آیینه­ای از جهان هستی» است که تمام تجربیات بشر، در زمان­ها و مکان­های مختلف را منعکس می­کند و هم­چنین، امکان دستیابی به پیشینه­های زندگانی، نگرش­ها و احساسات بشری را فراهم می­سازد. کتاب، در سالیانی نه چندان دور، مهم­ترین رسانه­ی فرهنگی بود که وظیفه­ی انتقال معارف، تجارب و اطلاعات بشری را بر عهده داشت و امروزه، در عصر رسانه­های الکترونیکی، با وجود داشتن رقیب­های توانا، هم­چنان در صدر استفاده قرار گرفته است. کتاب، به­عنوان یکی از بنیادی­ترین و محوری­ترین عناصر شکل­دهنده­ی عصر فرهنگ مکتوب، هم­چنان کانون توجه سیاست­گذاران فرهنگی و نظام­های آموزشی است. اگرچه کتاب، ابزاری سودمند در تکوین شخصیت، استعدادها و توانایی­های انسان است ولی استفاده از کتاب، برای «کتاب­درمانی»، مفهومی نوپاست و در جهان امروز که در حدود 450 میلیون نفر، در سراسر جهان، با مشکلات روانی، عصبی و رفتاری مواجه هستند، به­کارگیری شیوه­های کم­هزینه، با محتوای فرهنگی و آموزشی، به­عنوان مکمل درمان اصلی، ممکن است گزینه­ی مناسبی باشد (ندوشن، 1386).

اگرچه کتاب­درمانی، اصطلاحی درمانی است که در ارتباط متقابل میان فرد با محتویات یک یا چند کتاب یا شعر و انواع گوناگون موضوعات تألیف شده کاربرد دارد ولی در اصل، مفهومی قدیمی در علوم کتابداری است و در واقع، روشی برای شفا و درمان اختلالات شخصیتی، احساسی و یا اجتماعی در میان کودکان و نوجوانان است. در این روش، ادبیات، ابزاری است که به خواننده کمک می­کند تا با شناخت شخصیت­ها و مشکلات آن­ها در کتاب، میان آن­ها و مشکلاتی که در زندگی شخصی خود دارد، ارتباط برقرار کند. یکی از گونه­های ادبیات کودکان، داستان است. خواننده­ی داستان می­آموزد که چگونه دیگران با ناکامی­ها و سرخوردگی­های­شان روبه­رو می­شوند. این روش، به آنان امکان می­دهد که نوعی بصیرت درونی نسبت به خود و راه حل­های جایگزین برای حل مشکلات فردی­شان بیابند و درک کنند که ایشان تنها افراد دارای مشکلات ویژه نیستند؛ در نتیجه، آنان را علاقه­مند می­کند تا درباره­ی مشکلات خود، به بحث و گفت­وگوی آزاد بپردازند.

داستان­ها، ابزار مناسبی برای معرفی الگوهای موفق رفتارهای مطلوب هستند. کودک، از طریق همانندسازی با این الگوها، به تعدیل و اصلاح تصویرهایی که از خود در ذهن دارد، می­پردازد. مطالعه بر روی کودک، این امکان را به ما می­دهد که برای رشد همه­جانبه و شکوفایی استعدادهای انسانی او در آینده، امکاناتی را ایجاد کنیم. پی بردن به نیازهای کودک، در مطالعه­ی علمی تغییرات رفتارهای (زیست­شناختی، اجتماعی، شناختی و عاطفی) او، سهم بسزایی دارد. کودک ناشنوا،
به ­دلیل نداشتن درک زبان گفتاری در خانواده و جامعه احساس کمبود کرده، دچار مشکلات  زیادی می­شود و درنتیجه نیازهای بیش­تری دارد. وی، در مقایسه با کودک سالم، دچار اختلالات عاطفی
بیش­تری است که برای رفع این اختلالات از طرف خانواده، مدرسه و جامعه توجه افزون­تری را طلب می­کند. کتاب­درمانی، به­ویژه برای کودکانی که قادر به بیان احساسات خود نیستند، می­تواند مؤثر واقع شود؛ زیرا آن­ها با شخصیت­های موجود در کتاب، همانندسازی می­کنند و از آن­جا که کتاب، به عنوان ابزاری سودمند در شکل­گیری شخصیت کودکان و شکوفایی استعدادها و توانایی­های آن­هاست، ممکن است با ارضای نیازها و استعدادهای بالقوه­ی کودک، آن­ها را به شکوفایی برساند یا مشکلات روان­شناختی او را کاهش دهد.

    • بیان مسأله

در دنیای امروز که عصر فناوری و رقابت است، انسان­های عادی از هم سبقت می­گیرند و برای اهداف محدود، یکدیگر را پشت سر می­گذارند. بی­شک، افرادی که دچار نقص باشند خود­به­خود کنار گذاشته می­شوند. به همین دلیل این افراد باید تلاش مضاعفی به منظور جبران کاستی­های خود داشته­ باشند که در گذر زمان کم­تر نادیده گرفته شوند و از شتاب جامعه باز نمانند و این نقص­ها مانع ادامه­ی تحصیل و کار و زندگی­شان نشود. فرایند کتاب­درمانی از روش­هایی است که ممکن است به عنوان کمکی در جبران نقص این افراد در نظر گرفته شود.

امروزه، کتاب­درمانی در کشورهای پیشرفته، به طور مؤثری در محیط­های اجتماعی، هم­چون بیمارستان­ها، مدارس، پرورشگاه­ها، مراکز مشاوره و زندان­ها و برای درمان اختلالات شایع روانی نظیر افسردگی به کار می­رود (توز، 1353). کتاب­درمانی، استفاده از فنِّ کتاب خواندن، برای راهنمایی فرد و گروه است. این راهنمایی، خدمات مشاوره­ای، روان­درمانی، رشد شخصیت، بلوغ هیجانی و مانند آن را در بر می­گیرد. اگرچه کتاب­درمانی، یک مهارت درونی نیست ولی بر اساس آگاهی خواننده از فرایند پویایی که در درون وی رخ می­دهد، پی­ریزی شده است. از این مهارت، می­توان به طور مستقل، برای درمان استفاده کرد یا به­ عنوان یک کار کمکی، در سایر فنون روان­درمانی بهره گرفت (هرنیک، 1987).

خواندن و مطالعه، مهارت پیچیده­ای است که در دنیای امروز با وجود پیشرفت­های گسترده در زمینه­ی ارتباطات رایانه­ای، انسانی و رسانه­های جمعی از اهمیّت بالایی برخوردار است. با وجود این پیشرفت­ها، هنوز لازم است اطلاعات مورد نیاز خود را از طریق خواندن و مطالعه به ­دست آوریم. یکی از راه­های برقراری ارتباط در جامعه، خواندن است؛ از این­رو، فرایندهای اساسی خواندن، ممکن است در راستای برقراری بهتر این ارتباطات مؤثر باشد (غفاری، 1381).

برای بهره­مندی از زندگی سالم، باید ضمن جلوگیری از بروز بسیاری مشکلات روانی، توانایی­های فردی نیز تقویت شوند. شناخت نیازهای کودکان و نوجوانان و فراهم آوردن امکانات لازم برای
پاسخ­گویی به آن­ها، مانع بروز بسیاری از مشکلات روانی در کودکی و بزرگسالی می­شود. کتاب­درمانی ابزار مناسبی برای کسب تجربه و اطلاعات به منظور پاسخ­گویی به نیازهای گوناگون است. در صورت شناخت نیازها و شناخت کتاب­های مناسبی که ممکن است پاسخ­گو و ارضاکننده­ی آن­ها باشند، ادبیات کودکان به رشد مناسب و متعادل کودکان و نوجوانان کمک می­کند. کتاب­درمانی، یکی از
راه­های درمانی لذت­بخش است که ارزش تجربه و کتاب را می­شناساند و در تشویق به مطالعه مؤثر است (پریرخ، 1382).

مطالعه­ی کتابی که توسط درمانگر به مراجعه کننده­ی خاصی توصیه می شود، ممکن است این اثرات را داشته باشد:

1) افزایش شناخت و آگاهی؛

2) آشنایی با سرگذشت زندگی دیگران و راهکارهای اتخاذ شده توسط ایشان برای غلبه بر مشکلات؛

3) الگو قرار دادن و همانندسازی با شخصیت هایی که مددجو در کتاب با آنان آشنا می شود؛

4) آموختن دستورکار هایی برای زندگی بهتر و تقویت تفکر مثبت؛

5) تداعی آزاد هنگام برخورد با مفاهیمی که برای خواننده معنای ویژه ای دارند؛

6) تحریک خواننده به تفکر، تحلیل نگرش ها و رفتارها؛

7) فراخوانی احساسات و تجربه های پنهان به سمت آگاهی؛

8) کمک به شناخت علل رفتار خود و دیگران و تأمین سازگاری مطلوب؛

9) کمک جستن از کتاب به ­ عنوان پناهگاه امنی که آرزوها و رؤیاهای ما در آن تحقق می­یابد و پایان خوش آن­ها به ما امید می بخشد و پناهگاهی که به هنگام نیاز فارغ از واقعیت های روزمره به
آن­ها روی می آوریم.

از کارکرد عاطفی و رفتاری داستان، می­توان در رشد کودک بهره جست. هنگامی­که کودک داستان را می­خواند یا به آن گوش می­دهد، سه فرایند «همانندسازی»، «پالایش روانی» و «بینش» را تجربه می­کند. اگر داستان، مناسب حال و در خور استعداد کودک باشد، او می­تواند خود را جایگزین شخصیت یا قهرمان داستان کند و از این طریق، در انگیزه­ها و تعارض­های وی سهیم شود. هنگامی­که کودک کشف می­کند که در مشکلات خود تنها نیست و کودکان دیگری نیز در این تجربه­ها شریک هستند، احساس امنیت و آرامش می­کند و از تنهایی او کاسته می­شود (آل­یاسین، 1379). لازم به ذکر است که این سه فرایند، از مراحل کتاب­درمانی است که جیون (1992) در کتابش آورده است.

هنگامی­که کودک و شخصیت مورد نظر انطباق یافتند، تخلیه­ی هیجان­ها صورت می­گیرد. تخلیه­ی روان­شناختی، اغلب پس از رفع تعارض­ شخصیت داستان رخ می­دهد. به عبارتی، کودک، از طریق پالایش روانی، بستری برای تخلیه­ی هیجان­های خود پیدا می­کند. کودک، به­مدد همانندسازی با شخصیت­های داستان و برون­ریزی هیجان­ها مشکلاتش را عمیق­تر و درست­تر تجزیه و تحلیل می­کند. چنین تحلیل­هایی، باعث افزایش خودآگاهی و درک عمیق­تر از خود و ارتباط با دیگران می­شود. به عبارتی، «بینش»، رابطه­ای مستقیم، با تقویت شناخت کودک دارد و از جنبه­ی رفتاری، رفتارهای کودک را بهبود می­بخشد.

کودکان ناشنوا در گرفتن اطلاعات، به جای گوش از چشمان خود استفاده می­کنند. دشواری ادای واژگان و دشواری همراه کردن نمادهای نوشتاری با صداها، کودک ناشنوا را در ارتباط­گیری با متن کتاب و درک مطالب آن با مشکل روبه­رو می­کند. به همین دلیل، کودکان ناشنوا مهارت­های کم­تری جهت  خواندن دارند. شماری از کارشناسان بر این باورند که حس بینایی در نبود حس شنوایی می­تواند نمادهای زبانی را به کودک ناشنوا منتقل کند. بنابراین، شناخت این نشانه­ها نخستین زبانی است که این کودکان می­آموزند و در ضمن اساسی­ترین وسیله­ی ارتباطی آنان به شمار می­رود. زبان اشاره، زبانی دیداری و حرکتی با ساختار دستوری و آهنگ ویژه­ی خود است، لذا متفاوت از زبان گفتاری می­باشد. زبان اشاره برای انتقال یک معنای دقیق به حرکت­های بدنی، حالت­های بیانی چهره­ای و ایجاد علامت نیاز دارد. کودکان ناشنوا نیز مانند دیگر کودکان به کتاب­های چاپی نیاز دارند. این کودکان به­دلیل فقدان حس شنوایی، نسبت به بچه­های شنوا مشکلات بیش­تری دارند و در ارتباط با اطرافیان خود حساس­تر هستند. در نتیجه، رفتارهای نابهنجار آن­ها به مراتب بیش­تر از بچه­های شنواست. از رفتارهای نابهنجار آن­ها می­توان به پرخاشگری، ترس، اندوه و عدم اعتماد به نفس که به دلایل مختلفی در فرد به وجود می­آیند، اشاره نمود.

فرایند کتاب­درمانی دارای مراحلی است که با آماده­سازی ذهن کودک آغاز می­شود. با طرح سؤال­های مقدماتی انگیزه­ی خواندن و گوش دادن به کتاب یا داستان نیز بالا می­رود. پس از خوانده ­شدن کتاب برای کودکان به آن­ها فرصت داده می­شود تا درباره­ی آن فکر کنند. بیش­ترین مقدار زمان، صرف پاسخ و واکنش کودک به متن می­شود. مهم­ترین مرحله، بحث­هایی پی­درپی است که درمانگر با طرح سؤال­هایی آن­ها را ایجاد می­کند؛ چون در همین زمان است که کودک حوادث و شخصیت­های کتاب را با تجربه­های شخصی خود پیوند می­دهد. کتابدار یا درمانگر با طرح سؤال­های «چرایی»، آن­ها را درکسب بینش یاری می­رساند. این مراحل، مستلزم شناخت کافی کودک و همدلی و برقراری رابطه­ی اطمینان­بخش با اوست و هنگامی­که به صورت بحث­های پی­درپی انجام شود، اهداف درمانی خود را به مؤثرترین شکل دنبال می­کند. البته، کار با کودکان استثنایی قدری سخت­تر و مستلزم صرف وقت، حوصله و تخصّص بیش­تری است؛ چرا که شناخت کافی و برقراری رابطه­ی اطمینان­بخش با کودک استثنایی از دقت و حوصله­ی همگان بر نمی­آید­.

با این­که کتاب­درمانی، به مفهوم واقعی، نگرشی جدید است و بر رسالت فعالان ادبیات کودک افزوده است ولی شتاب­زدگی در خلق آثار نه تنها در رشد و تکامل و یا کاهش مشکلات تأثیری نخواهد گذاشت، بلکه نتایج و آثاری منفی را به دنبال خواهد آورد. سالانه بخشی از کتاب­های منتشر شده در ایران، توسط نهادهایی چون شورای کتاب کودک و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به­ عنوان کتاب­های مناسب انتخاب می­شوند. در ارتباط با کودک ناشنوا، باید توجه داشت که سلامت روانی این کودکان بیش­تر در معرض خطر است و اگر از سوی والدین، اطرافیان و دوستان کودک ناشنوا این گونه مسایل نادیده گرفته شود، دامنه­ی وسیعی از اختلال­های گوناگون نظیر افسردگی، مشکلات اجتماعی و رفتارهای پرخاشگرانه را برای کودک رقم خواهد زد؛ لذا باید در چگونگی رفتار با کودک ناشنوا تلاش زیادی را برای درک درست این کودکان انجام داد.

حال باید به بررسی این نا­هنجاری­ها، دلایل و مهم­تر از همه رفع این مشکلات پرداخت. کودکان زیربنا و آیند­ه­ی هر جامعه­ای هستند و کودکان استثنایی بخشی از جامعه­ی کودکان به شمار می­آیند. پس سلامت روانی کودکان استثنایی، به­ عنوان افرادی که در شکل­گیری پیکره­ی این نظام نقش دارند، بسیار حائز اهمیت است. مسلماً این افراد، به­دلیل داشتن یک یا چند نقص دچار مشکلاتی
می­شوند که غالباً عدم اعتماد به نفس، پرخاشگری و مانند آن­ها است. تقریباً می­توان گفت که همه­ی اعضای جامعه در رفع این مشکلات سهیم­اند. این وظیفه­ی خطیر بر ­عهده­ی نهادهای بزرگ و کوچک جامعه (خانواده­، سازمان­های دولتی و نظام­های بزرگ­تر) است. هر کدام از آن­ها، به نوعی و با وسیله­ای خاص در رفع مشکلات ایشان تلاش می­کنند. کتابدار نیز می­تواند در رفع این مشکل سهیم باشد و باید تا حدی که در حیطه­ی تخصص و مهارت اوست تلاش کند. حال این سؤال مطرح می­شود که کتابدار چگونه می­تواند برای رفع مشکلاتی هم­چون اضطراب/افسردگی، گوشه­گیری/افسردگی، شکایات جسمانی، مشکلات اجتماعی، مشکلات تفکر، مشکلات توجه، رفتارهای قانون شکنانه و پرخاشگرانه، تلاش کند؟ ابزار و وسایل او برای رفع این مشکلات چیست؟ در این پژوهش تلاش می­شود به این سؤالات، پاسخ داده، همچنین به تأثیر کتاب­درمانی، بر هر یک ازمشکلاتی که در بالا ذکر شد و نشان­گان­های درونی­سازی و برونی­سازی شده­ی دانش­آموزان ناشنوا پرداخته شود.

 1-3. اهمیت و ضرورت پژوهش

بخشی از مشکلات عاطفی، روانی، اجتماعی و مانند آن در بزرگسالان به­دلیل برآورده نشدن برخی از نیازهای آن­ها در دوران کودکی است که این مشکل، به­خصوص در ناشنوایان، به­خاطر ناتوانی در شنیدن اهمیت بیش­تری دارد. این افراد، به­ دلیل یاد شده در ارتباط با دیگران، دچار مشکلاتی
می­شوند و در زندگی خود با رفتارهایی هم­چون اضطراب، افسردگی، پرخاشگری، ترس، اندوه و کاهش اعتماد به نفس مواجه هستند. این­گونه رفتارها، از جمله مشکلات درونی­سازی و برونی­سازی شده­ی کودکان می­باشد. موضوع کودکان استثنایی و مسائل و مشکلات مربوط به این قشر مبحثی است که از دید بسیاری از مردم جامعه­ی ما صرفاً به خانواده­های این افراد برمی­گردد. همین طرز تفکر باعث
می­شود بیش­تر مردم از کنار مشکلات این کودکان به­سادگی بگذرند. پیش از این تصور می­شد که مشکل معلولیت مشکل فرد است و فرد باید خود را با جامعه تطبیق دهد، ولی اکنون نگاه جهانی این است که معلولیت مشکل جامعه است و باید شرایطی فراهم شود تا همه­ی افراد جامعه حق شهروندی داشته باشند و این مسأله با فراهم کردن فرصت­های برابر برای این افراد تحقق می­یابد. در این میان، نقش کتاب­درمان بسیار حایز اهمیت و مؤثر خواهد بود.

فرد کتاب درمان، ممکن است آموزگار مدرسه، کتابدار و یا متخصص بهداشت روانی باشد. این کار بهتر است گروهی انجام شود، گروهی که می­تواند متشکل از کتابدار، مشاور، یا روان­شناس مدرسه باشد. این همکاری، به توازن فرایند کتاب درمانی کمک می کند؛ به گونه­ای که بتوان نتیجه­ی
مطلوب­تری در رفع نابهنجاری­های این افراد گرفت.

در این پژوهش، تلاش می­شود با استفاده از روش کتاب­درمانی، در جهت رفع این رفتارهای نابهنجار در تعدادی از این کودکان ناشنوا گام برداشته شود. امید است که بتوان با رفع این رفتارها در کودکان ناشنوای دبستان وصال بیرجند، به شکوفایی توانایی­های بالقوه­ی آنان و کاهش مشکلات روان­شناختی ناشی از این رفتارها در بزرگسالی­شان، کمک کرد. لازم است که دست­اندرکاران تلاشی برای ادامه­ی این راه در جهت کاهش مشکلات رفتاری کودکان استثنایی انجام دهند.

 1-4. هدف­های پژوهش

هدف عمده­ی این پژوهش، بررسی تأثیر کتاب­درمانی بر رفع رفتارهای نابهنجاری هم­چون
نشان­گان­های درونی­سازی شده و نشان­گان­های برونی­سازی شده در کودکان ناشنوای گروه سنی ب «سال­های ابتدایی» دبستان وصال بیرجند است. این نشان­گان­ها، شامل «اضطراب/افسردگی،
گوشه­گیری/افسردگی، شکایات جسمانی، مشکلات اجتماعی، مشکلات تفکر، مشکلات توجه، رفتارهای قانون­شکنانه و پرخاشگرانه» است.

اهداف فرعی این پژوهش که در راستای هدف اصلی هستند، عبارت­اند از:

    • تعیین تأثیر کتاب­درمانی بر کاهش اضطراب/افسردگی کودکان ناشنوای گروه سنی «ب» مقطع ابتدایی مدرسه­ی استثنایی وصال بیرجند
    • تعیین تأثیر کتاب­درمانی بر کاهش گوشه­گیری/افسردگی کودکان ناشنوای گروه سنی «ب» مقطع ابتدایی مدرسه­ی استثنایی وصال بیرجند
    • تعیین تأثیر کتاب­درمانی بر کاهش شکایات جسمانی کودکان ناشنوای گروه سنی «ب» مقطع ابتدایی مدرسه­ی استثنایی وصال بیرجند
    • تعیین تأثیر کتاب­درمانی بر کاهش مشکلات اجتماعی کودکان ناشنوای گروه سنی «ب» مقطع ابتدایی مدرسه­ی استثنایی وصال بیرجند
    • تعیین تأثیر کتاب­درمانی بر کاهش مشکلات تفکر کودکان ناشنوای گروه سنی «ب» مقطع ابتدایی مدرسه­ی استثنایی وصال بیرجند
    • تعیین تأثیر کتاب­درمانی بر کاهش مشکلات توجه کودکان ناشنوای گروه سنی «ب» مقطع ابتدایی مدرسه­ی استثنایی وصال بیرجند
    • تعیین تأثیر کتاب­درمانی بر کاهش رفتارهای قانون­شکنانه­ی کودکان ناشنوای گروه سنی «ب» مقطع ابتدایی مدرسه­ی استثنایی وصال بیرجند
    • تعیین تأثیر کتاب­درمانی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه­ی کودکان ناشنوای گروه سنی «ب» مقطع ابتدایی مدرسه­ی استثنایی وصال بیرجند
    • تعیین تأثیر کتاب­درمانی بر تغییر کلی طرز رفتار کودکان ناشنوای گروه سنی «ب» مقطع ابتدایی مدرسه­ی استثنایی وصال بیرجند

 1-5. فرضیه­های پژوهش

    1. کتاب­درمانی، بر اضطراب/افسردگی کودکان ناشنوای گروه سنی «ب» مقطع ابتدایی مدرسه­ی استثنایی وصال بیرجند تأثیر دارد.
    1. کتاب­درمانی، بر گوشه­گیری/افسردگی کودکان ناشنوای گروه سنی «ب» مقطع ابتدایی مدرسه­ی استثنایی وصال بیرجند تأثیر دارد.
    1. کتاب­درمانی، بر شکایات جسمانی کودکان ناشنوای گروه سنی «ب» مقطع ابتدایی مدرسه­ی استثنایی وصال بیرجند تأثیر دارد.