No category

منبع پایان نامه درمورد تجزیه واریانس، محدودیت ها، مصرف مواد

دانلود پایان نامه

تجزیه و جمعیت های میکروبی مشاهده نشد یعنی همگام با افزایش جمعیت میکروبی شدت تجزیه زیادتر نشد. در تفسیر این مشاهدات آن ها بیان کردند که عامل رقابت بین ریز جانداران کل خاک با ریز جانداران تجزیه کننده آلاکلر و نیز تاثیر منفی افزایش زیست توده و تولید متابولیت های مضر برای رشد باکتری های دیگر در پی مصرف مواد آلی دلیل کاهش تجزیه آلاکلر می باشد. فروزان گهر (۱۳۸۴) نیز در بررسی که به منظور بررسی نقش مواد آلی در تجزیه آمیترول و آترازین در دو خاک با بافت متفاوت انجام داد، متوجه شد با افزایش ماده آلی به خاک از ۵/۰ به ۲ درصد ، تغییری در شدت تجزیه دیده نشد. نامبرده علت این موضوع را محدودیت های موجود در محیط خاک برای افزایش فعالیت و رشد میکروب های تجزیه کننده و هم چنین کمبود عناصر غذایی به جز کربن و نیتروژن دانست. دنیس و نیلور (۱۹۸۵)در آزمایشی تاثیر پالاینده های آلی شامل گلوکز، کاه گندم و بقایای خشک یونجه را بر تجزیه متری بیوزین مورد بررسی قرار دادند. نتایج آنها نشان داد که در ابتدا سرعت تجزیه در تیمار های حاوی گلوکز و کاه گندم با هم برابر بود اما دو الی سه هفته بعد سرعت تجزیه در تیمار حاوی گلوکز بیشتر بود ، بطوریکه فقط ۱ و ۱/۰ درصد از میزان اولیه کاربرد متری بیوزین به ترتیب بعد از ۸ و۱۲هفته خوابانیدن باقی ماند و این مقادیر برای خاک بدون ماده آلی به ترتیب ۱۶و۶ درصد بود. در تیمار حاوی کاه گندم نیز ۸ درصد از متری بیوزین اولیه بعد از ۸ هفته باقی ماند . کاربرد بقایای خشک یونجه باعث کاهش تجزیه متری بیوزین شد بطوریکه مقدار نیمه عمر آن (۴۲ روز) در مقایسه با شاهد(۱۲روز) دوبرابر شد. این محققان ضمن بیان این مهم اظهار داشتند که نوع و ماهیت پالاینده آلی نقش موثری در روند تجزیه متری بیوزین دارد.
جدول ۴-۱- منابع تغییر، درجه آزادی و میانگین مربعات(MS) حاصل از تجزیه واریانس باقیمانده متری بیوزین در خاک (درصد نسبت به شاهد )
منابع تغییر
درجه آزادی
میانگین مربعات (MS)
ماده آلی
۳
* ۵۰۳/۱۰۸
زمان
۶
**۴۰۷/۷۷۰۴
ماده آلی×زمان
۱۸
**۴۲۸/۳۱۳
خطا
۵۶
۱۸۰/۳۰

**معنی داری در سطح ۱درصد ۳۵/۸cv=

شکل ۴-۱-اثر کاربرد سطوح مختلف ماده آلی بر تجزیه متری بیوزین در خاک غیر سترون
۴-۲-۱-۲-تاثیر طول دوره خوابانیدن نمونه ها بر تجزیه متری بیوزین
نتایج نشان داد که طول دوره خوابانیدن نمونه ها در انکوباتور تاثیر کاملا معنی داری(P<0.01)بر روند تجزیه علف کش متری بیوزین داشت (جدول 4-1) و با گذشت زمان میزان باقیمانده متری بیوزین در خاک کاهش یافت(شکل 4-2). بر اساس نتایج حاصل، تجزیه متری بیوزین در خاک در روز های اول به کندی صورت گرفت ، بطوریکه در روز های اولیه خوابانیدن، تفاوت معنی داری در روند تجزیه مشاهده نشد .بر این اساس میزان باقیمانده علف کش در روز دوم 04/81 درصد اختلاف معنی داری با روز هشتم(12/79 درصد)نداشت. اما پس از 16 روز روند تجزیه سریعتر و مقدار باقیمانده علف کش در روزهای 36، 64 و90 روز به طور معنی داری به ترتیب به 12/59، 18/38و 55/28 درصد کاهش یافت (شکل 4-2). با توجه به اینکه خاک مورد استفاده در آزمایش قبلا سابقه کاربرد هیچ علف کشی را حداقل به مدت 5 سال نداشت، به نظر می رسد کاهش درصد تجزیه در روز های اول به دلیل عدم سازگاری ابتدایی جمعیت میکروبی خاک به متری بیوزین باشد، بطوریکه با برقراری این سازگاری 16روز بعد از خوابانیدن درصد تجزیه علف کش به طور قابل توجهی افزایش یافت. نصرتی و همکاران (1386) نیز در آزمایشی که به منظور بررسی روند تجزیه علف کش های آترازین و 2,4-D در شرایط مزرعه انجام دادند ضمن اشاره به وجود مرحله تاخیری در روند تجزیه دو علف کش مذکور در مزارع این مهم را به علت عدم سازگاری اولیه میکرو ارگانیسم ها ی مزارع تحت تیمار به علف کش های فوق عنوان کردند. .علاوه بر آن پژوهش های انجام شده در مورد تجزیه زیستی سموم علف کش گروه تریازین ها ، نشان داده اند که هر سمی در خاک توسط گروه خاصی از میکروارگانیسم ها تجزیه می شود و سمومی که برای اولین بار در یک خاک بکار می روند ، در ابتدا به دلیل پایین بودن جمعیت میکرواورگانیسم های سازگار به تجزیه آن با رکود تجزیه روبرو خواهند بود. به طور مشابه رابرسون و الکساندر(1994) نیز در تحقیقات خود به اهمیت سابقه کاربرد آفت کش ها در سازگاری میکروارگانیسم های خاک به آن ها اشاره کرده اند. تام و همکاران (1997) نیز در مطالعات خود بر روی قارچ کش دیفنوکونازول روند تجزیه سریعتری در خاک دارای سابقه ی قبلی کاربرد قارچ کش (DT50و DT90 به ترتیب 15 و41) در مقایسه با خاک بدون سابقه ی قبلی کاربرد(D50و DT90 به ترتیب 33 و75) مشاهده کردند. فوگ و بوکسال (2003) نیز در بررسی روند تجزیه ایزوپروتورون در خاک های سطحی و بستر های آماده شده زیستی (شامل خاک سطحی ، کمپوست و بقایای گندم) ، تجزیه سریع تر ی را در خاک سطحی (52DT90<) در مقایسه با بستر زیستی(147>DT90) مشاهده کردند، محققان علت این امر را سابقه کاربرد علف کش در خاک سطحی و سازگاری میکرو ار گانیسم های خاک به علف کش مذکور برای تجزیه آن دانستند.

شکل ۴-۲- تاثیر دوره های مختلف خوابانیدن نمونه ها در انکوباتور بر تجزیه متری بیوزین

۴-۲-۱-۳- بررسی اثرات متقابل مواد آلی و زمان های خوابانیدن نمونه های خاک در تجزیه علف کش متری بیوزن
بر اساس نتایج آزمایش اثرات متقابل مواد آلی و زمان بر تجزیه متری بیوزین کاملا معنی دار بود (p<0.01). درصد باقیمانده متری بیوزین در خاک بدون کاربرد کود آلی تا 36 روز بعد از خوابانیدن تفاوت معنی داری را در سطوح مختلف ماده آلی نشان نداد، اما بعد از این مدت اختلافات قابل توجهی مشاهده شد بطوریکه در 64 روز بعد از خوابانیدن کم ترین میزان باقیمانده در سطح 10درصد( 02/22 درصد) و بیشترین میزان در سطح 5 درصد(40/55) مشاهده شد. در 90روز بعد از خوابانیدن نمونه ها نیز میزان باقیمانده متری بیوزین در سطوح 1،5 و 10 درصد ماده آلی بدون اختلاف معنی داری با یکدیگر به ترتیب24/23، 21/13 و02/22 درصد بود. (جدول 4-2). جدول 4-2-مقایسات میانگین مربوط به اثرات متقابل تاثیر کود آلی و زمان خوابانیدن نمونه ها بر تجزیه متری بیوزین (درصد نسبت به شاهد) دوره های خوابانیدن نمونه ها(روز) کود آلی(درصد وزنی) 0 2 8 16 36 64 90 0 a100 b-d14/78 b-d 6/80 d-g 37/67 e-h60/63 i 54/39 gh 14/55 1 a 100 b-c 53/81 b-d 94/78 c-e 47/75 f-h 95/57 i 73/35 j 24/23 5 a 100 c-e 94/73 c-e08/75 c-f01/71 e-h26/62 gh 4/55 j21/13 10 a 100 ab 56/90 bc83/81 bc67/84 h65/52 j02/22 j02/22 در بسیاری از مطالعات مربوط به باقیمانده علف کش ها در خاک DT50(زمانی که 50 درصد علف کش در خاک تجزیه می شود) و DT90 (زمانی که 90 درصد علف کش در خاک تجزیه می شود) از جمله شاخص های مهم در ماندگاری آن ها و هم چنین تعیین فاصله زمان لازم برای کشت گیاهان متناوبی که بعد از کاربرد علف کش در مزارع استفاده می شوند، محسوب می شوند(ایزدی، 1386 ;. وانگ، 2002). براساس نتایج آنالیز رگرسیون داده های حاصل از این آزمایش ، تجزیه متری بیوزین در خاک از معادله سینیتیکی درجه اول پیروی می کرد که این نتیجه در تطابق با کار سایر دانشمندان بود (هنریکسون و همکاران2004; هورتازو همکاران2006، سینق و همکاران 2008). بر مبنای نتایج حاصل ، کاربرد 1، 5 و 10درصد ماده آلی به خاک منجر به کاهش نیمه عمر متری بیوزین از 57/85 روز به ترتیب به 80/47، 28/57، 08/38 روز شد به طور مشابه DT90 نیز از 269/284روز در خاک بدون کاربرد کود آلی به 79/158، 296/190 و 515/126 روز کاهش پیدا کرد (جدول 4-3). نتایج مربوط به ضریب تجزیه متری بیوزین نیز تاییدی بر نتایج مذکور بود، بطوریکه، کاربرد ،1، 5 و10درصد ماده آلی منجر به کاهش ضریب تجزیه متری بیوزین از 0081/0 به 0145/0، 0121/0و 0182/0 میلی گرم متری بیوزین در کیلوگرم خاک در روز شد (جدول 4-3). افزودن کود گاوی احتمالا باعث افزایش کربن فراهم در خاک می گردد که به راحتی بوسیله ریز جانداران موجود در خاک مصرف می شود و افزایش کل فعالیت ریز جانداران خاک را در پی دارد . البته لازم به ذکر است تفاوت در تاثیر گذاری پالاینده های آلی مختلف بر میزان فعالیت ریز جانداران کل خاک احتمالا به پیچیدگی ساختار شیمیایی آن ها و توانایی شان در تامین کربن و دیگر مواد غذایی مورد نیاز ریز جانداران خاک مربوط می شود و نباید انتظار داشت که پالاینده های آلی مختلف به یک مقدار و به طور مشابه جمعیت های باکتریایی و قارچی خاک را تحریک کنند مثلا گلوکز و نشاسته به دلیل بر خورداری از ساختار شیمیایی ساده تر با اولین حمله ریز جانداران خاک به سرعت تجزیه شده و از این رو توانایی زیادی در تامین کربن فراهم و مورد نیاز ریز جانداران دارند.لذا به مجرد آنکه وارد زیست بوم خاک شوند جمعیت و فعالیت ریز جانداران خاک را سریعا افزایش می دهند. هرچند اعتباری برای این دسته از مواد آلی برای تامین مواد غذایی در دوره های زمانی طولانی مدت نیست اما درمقابل کود گاوی و ورمی کمپوست دارای ساختار شیمیایی پیچیده تری هستند و برای تجزیه آن ها به فرایند های شیمیایی و بیولوژیکی پیچیده تری نیاز است و تاثیر خود را بر ریز جانداران نه به طور ناگهانی بلکه به مرور زمان و در دوره های زمانی طولانی مدت می گذارند (نصرتی، 1386; فن، 2009).در آزمایش ایزدی (1387) مشاهده شد که کود گاوی معدنی شدن آترازین را در شرایط آزمایشگاهی شدت بخشید و باعث افزایش روند رشد و فعالیت ریز جانداران شرکت کننده در تجزیه ی آن شد. از آنجا که متری بیوزین از گروه علف کش های بازی ضعیف به شمار می رود حضور اتم های نیتروژن سرشار از الکترون در این علف کش به آن قدرت الکترون دهی بخشیده ومی تواند به عنوان منبع نیتروژن برای جانداران میکروبی خاک می باشند. از دید علمی افزایش ماده آلی با نسبت زیاد بایستی سبب کمبود نیتروژن برای ریز جانداران خاک شود و در نتیجه استفاده از منابع غیر متداول نیتروژن موجود در ساختمان آلاینده های آلی ضرورت پیدا خواهد کرد (ماندل بائوم و همکاران، 1993) و این فرایند منجر به تجزیه ماده شیمیایی می گردد و این نتیجه ای بود که در سطوح 1، 5 و 10 درصد به وضوح دیده شد(جدول 4-3 و 4-4). البته لازم به ذکر است، هرچند انتظار می رود کاهش نیمه عمر از سطح 1 درصد به 5 و 10 درصد صعودی باشد اما در این آزمایش میزان کاهش نیمه عمر در سطح 1 و10 درصد از 5 درصد بیشتر بود ، این احتمال وجود دارد که با کاربرد 5 درصد کود آلی تغییراتی در محیط خاک صورت گرفته که مطلوب ریز جانداران تجزیه کننده متری بیوزین نبوده است مثلا ممکن است این سطح به طور ناشناخته ای باعث کاهش PHو یا افزایش جذب در طی زمان شده باشد. طبق گفته بنویت و بارسیو (1977) پس از افزودن ماده آلی به خاک و افزایش زیست توده ،دیواره سلولی ریز جانداران خاک سطوح مناسبی برای جذب علف کش فراهم می آورد. لادلی (1976)بیان کرد که با کاهش pH ممکن است تجزیه متری بیوزین به علت جذب متری بیوزین به ذرات خاک و یا تغییر جمعیت میکروارگانیسم های تجزیه کننده متری بیوزین و یا از طریق اثر PH بر متابولیسم میکروارگانیسم ها کاهش یابد. البته لازم به ذکر است که با توجه به نوع علف کش و نوع پالاینده این تاثیر متفاوت است. رنجبر و همکاران (1384) در مطالعه تجزیه زیستی آترازین متوجه شدند که 5 درصد وزنی از کاربرد کود گاوی منجر به افزایش درصد تجزیه آترازین در مقایسه با سایر پالاینده ها (ورمی کمپوست، کودگاوی، گلوکز، نشاسته و خاک اره شد. کودآلی(درصد وزنی خاک) K (میلی گرم در کیلوگرم در روز) C0 DT50(روز) )DT90روز) سطح احتمال R2 0 *(0025/0)0081/0 (37/6)84/85 57/85 26/284 022/0 72/0 1 (0017/0)0145/0 (35/3) 27/92 80/47 7/158 0003/0 96/0 5 (0035/0)0121/0 (60/7)92/87 28/57 29/190 0181/0 89/0 10 (0008/0)018/0 (34/4) 85/98 08/38 51/126 0006/0 96/0 جدول4-3. پارامتر های برآورده شده توسط معادله سینیتیکی درجه اول و طول عمر متری بیوزین در تیمارهای مختلف آزمایش *خطای استاندارد DT50 وDT90 به ترتیب نمایانگر مدت زمانی است که 50و 90درصد علف کش تجزیه شود. K ضریب تجزیه متری بیوزین (میلی گرم در کیلوگرم در روز) وC0 غلظت اولیه متری بیوزین (درصد) 10s 11s 15s 110s 10s ns116/2 ns929/0 **716/3 11s ns616/0 ns862/1 15s ns64/1 110s تحقیقات مختلف، نتایج متفاوتی را در زمینه ی کاربرد مواد آلی در روند تجزیه علف کش ها نشان داده اند، از جمله ایزدی و همکاران (1387) در بررسی تجزیه آترازین در شرایط مزرعه، پایداری بیشتر آترازین را با افزایش کاربرد آن و کود آلی نتیجه گرفتند بطوریکه در آزمایش آن ها بیشترین نیمه عمر (92/12روز) در تیمار مربوط به 50 تن کود آلی و 4 کیلوگرم آترازین در هکتار و کمترین نیمه عمر آن (64/3روز) در کاربرد 2 کیلوگرم آترازین و بدون کاربرد کود آلی مشاهده شد. تورستنسن و لود (2000) با مطالعه تجزیه چهار آفت کش بنتازون، دی کلرپروپ، MCPA و پروپیکونازول در 4 خاک حاوی مقادیر متفاوت ماده آلی محلی مشاهده کردند که خاک سرشار از ماده آلی (37 درصد) بیشترین ظرفیت را برای تجزیه آفت کش ها دارا بوده است. این در حالی بود که در سه خاک دیگر با افزایش ماده آلی تجزیه کاهش یافت. آن ها در توجیه این نتایج بیان کردند که افزایش ماده آلی بومی در خاک موجب افزایش جذب آفت کش ها می شود. جذب بیشتر سبب کاهش غلظت مولکول ها در محلول خاک و کاهش زیست فراهمی113 برای ریز جانداران می شود. در مقابل هنگامی که ماده آلی خاک به 37 درصد رسید هم جذب و هم تجزیه افزایش یافت، محققان علت این امر را تشدید فعالیت زیستی بویژه قارچ های خاک دانستند. در آزمایشی که به منظور بررسی اثر کمپوست ، ساقه های خشک ذرت، فراورده های جانبی تخمیری ذرت، کود گیاهی (زغال سنگ نارس)، کود حیوانی و خاک اره در نسبت های 5/0و 5 درصد به منظور بررسی تجزیه زیستی آترازین ، متولاکلر، و تری فلورالین انجام شد، بعد از تمام شدن دوره خوابانیدن (243 روز) 30 درصد آترازین ، 33 درصد متولاکلر و 44 درصد تری فلورالین در خاک شاهد تجزیه شد. تجزیه آترازین توسط 5/0 درصد ماده آلی و 5 درصد کود گیاهی و 5 درصد ساقه های ذرت در مقایسه با شاهد معنی دار بود. در آزمایش مذکور کمپوست در هیچ یک از سطوح موجب افزایش تجزیه نشد. این پژوهشگران در توجیه نتایج بدست آمده بیان کردند که با وجود افزایش کلی جمعیت میکروبی در تیمار های کمپوست احتمالا این ماده نتوانسته جمعیت گونه های میکروبی مسئول تجزیه آترازین را زیاد کند. تجزیه متولاکلر برای تمام اصلاح کننده ها درسطح 5 درصد به جز کود گیاهی و کمپوست افزایش معنی داری در مقایسه با شاهد از خود نشان داد. اما هیچ کدام از سطوح اصلاح کننده نقشی در تجزیه ترفلان نداشتند. محققان علت این امر را امکان جذب این علف کش به ذرات خاک و یا حلالیت کم تر این علف کش ذکر کردند(مورمان و همکاران، 2001). در مجموع بر مبنای نتایج آزمایش، کاربرد مواد آلی در محدوده ای که از نظر اقتصادی هم به صرفه باشد (1درصد) می تواند منجر به کاهش نیمه عمر متری بیوزین تا حدود 50 درصد شود و این موضوع برای خاک های کشورمان که مواد آلی کمی دارند اهمیت زیادی دارد. 4-2-2- تجزیه متری بیوزین در خاک سترون شده نتایج نشان دادند که ماده آلی و زمان تاثیر معنی داری(0.01> P) بر تجزیه متری بیوزین داشتند(جدول۴-۵) ، اما سترون کردن کود آلی و اثرات متقابل آن با زمان تاثیری(p۰.۰۱) بر تجزیه متری بیوزین نداشتند، از سوی دیگر اثرات متقابل ماده آلی و زمان، شرایط سترون کود آلی در زمان و شرایط سترون، زمان و ماده آلی تاثیر معنی داری (p۰.۰۱) بر تجزیه متری بیوزین داشتند(جدول۴-۵)

جدول۴-۵-منابع تغییر، درجه آزادی و میانگین مربعات (MS) حاصل از تجزیه واریانس باقیمانده متری بیوزین در خاک سترون شده (درصد نسبت به شاهد)
منابع تغییر
درجه آزادی
میانگین مربعات (MS)
ماده آلی
۳
**۱۷۲/۵۷۶
شرایط سترون
۱
n.s256/2
شرایط سترون × ماده آلی
۳
n.s896/34
زمان
۶
**۶۱۰/۱۰۵۲۰
ماده آلی × زمان
۱۸
**۴۳۶/۲۵۴
شرایط سترون×زمان
۶
**۹۶۲/۲۳۹
شرایط سترون×زمان×ماده آلی
۱۸
**۱۹۳/۸۳
خطا
۱۱۲
۷۹۴/۲۷

۴-۲-۲-۱-بررسی تاثیر کود آلی بر تجزیه متری بیوزین در خاک سترون شده
نتایج آزمایش نشان داد که کاربرد ماده آلی در خاک سترون شده تاثیر معنی داری(p۰.۰۱) در تجزیه علف کش متری بیوزین از خود نشان داد. بیشترین کاهش در باقیمانده علف کش در سطح ۵ درصد کاربرد کود آلی مشاهده شد بطوریکه در این سطح باقیمانده متری بیوزین ۲۱/۶۶درصد مقدار اولیه در مقایسه با شاهد (۹۸/۶۹درصد) بود. این احتمال وجود دارد که بهترین شرایط برای تسریع فعالیت های شیمیایی در سطح ۵ درصد قرار گرفته باشد. سطوح ۱ درصد و ۱۰درصد بدون تفاوت معنی داری با یکدیگربه ترتیب به میزان ۲۴/۷۴ و ۵۷/۷۳ درصد باعث افزایش باقیمانده متری بیوزین در مقایسه با شاهد (۹۸/۶۹) شدند(شکل ۴-۴).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه ارشد با موضوع مزایا و معایب، زبان عامیانه، تغییر رفتار، مدل مفهومی

شکل ۴-۴-تاثیر کاربردکود آلی بر تجزیه متری بیوزین در خاک سترون شده

۴-۲-۲-۲- تاثیر زمان بر تجزیه علف کش
نتایج نشان داد زمان تاثیر معنی داری (P۰.۰۱) در تجزیه علف کش داشت و با گذشت زمان باقیمانده متری بیوزین در خاک سترون شده کاهش یافت بطوریکه صفر، ۲، ۸، ۱۶، ۳۶، ۶۴ و ۹۰ روز بعد از خوابانیدن مقدار باقیمانده متری بیوزین به ترتیب ۱۰۰، ۵۲/۸۷، ۲۲/۸۱، ۸۸/۷۲، ۴۳/۶۴، ۰۸/۵۱و ۸۸/۳۹ درصد بود. در این آزمایش روند تجزیه در طی زمان از فاز تاخیری برخوردار نبود و این بیان کننده سازگاری ابتدایی در واکنش های شیمیایی در خاک سترون شده بود(شکل ۴-۵). این احتمال وجود دارد که یکی از دلایل این سازگاری در واکنش های شیمیایی بافت رسی خاک مورد مطالعه بود زیرا تحقیقات نشان داده اند که رس ها دگرگونی و تجزیه ناشی از هیدرولیز را برای بسیاری از آفت کش ها افزایش می دهند ، یکی از این واکنش ها در این رابطه دگرگونی آفت کش های جذب سطحی شده به سطوح رس ها ست که در شرایط اسیدی کاتالیز می شود. از آنجا که سطح رس ها بواسطه تفکیک مولکول های آب وابسته به کاتیون های تبادلی چند ظرفیتی، دارای قدرت زیاد پروتون دهندگی هستند، در سطح رسی شرایط اسیدی ایجاد می گردد و هیدرولیز آفت کش های جذب رس ها شده اند افزایش می یابد (فروزان گهر و همکاران ۱۳۸۴).

شکل ۴-۵-تجزیه متری بیوزین در خاک سترون در طی زمان
۴-۲-۲-۳-اثرات متقابل ماده آلی وز مان بر تجزیه متری بیوزین در خاک سترون
بر مبنای نتایج آزمایش، ماده آلی و زمان تاثیر معنی داری(p۰.۰۱) در تجزیه متری بیوزین نشان دادند، هرچند در روزهای اولیه اضافه کردن کود آلی تاثیر معنی داری در تسریع تجزیه متری بیوزین نشان نداد و حتی میزان تجزیه در شاهد سریع تر از سایر سطوح کاربرد ماده آلی بود به عنوان مثال در روز دوم خوابانیدن نمونه ها در انکوباتور میزان باقیمانده متری بیوزین در شاهد ۸۵/۷۹ درصد مقدار اولیه بود که در مقایسه با سطوح ۱(۲۶/۸۷ درصد)، ۵ (۴۸/۹۱ درصد) و ۱۰ (۴۸/۹۱ درصد)درصد کم تر بود. اما ۱۶ روز بعد ازخوابانیدن، سطوح ۱و ۱۰درصد نه تنها تاثیری در افزایش سرعت تجزیه علف کش نداشتند بلکه حتی باعث کاهش میزان تجزیه در مقایسه با شاهد شدند، اما سطح ۵ درصد باعث کاهش قابل توجهی در باقیمانده متری بیوزین شد بطوریکه میزان باقی مانده متری بیوزین دراین سطح در روز های ۱۶، ۳۶، ۶۴ و ۹۰ روز بعد از خوابانیدن به ترتیب ۱۷/۶۳، ۸۷/۵۷، ۱۶/۴۲و۰۱/۲۸درصد در مقایسه با شاهد (به ترتیب ۳۶/۶۷، ۶۱/۱۹، ۷۹/۵۹ و۷۳/۴۸ درصد) بود (جدول ۴-۶)به نظر می رسد کود آلی در محدوده ای خاص باعث تسریع واکنش های شیمیایی شود بطوریکه اگر مقدار کاربرد آن از این محدوده کم تر یا بیشتر شود ، ممکن است حتی اثر منفی هم بر روند تجزیه بگذارد.
جدول۴-۶-مقایسات میانگین مربوط به اثرات متقابل کود آلی و زمان خوابانیدن نمونه ها بر تجزبه متری بیوزین (درصد نسبت به شاهد)
دوره های خوابانیدن نمونه ها(روز)
کود آلی(درصد وزنی)
۰
۲
۸
۱۶
۳۶
۶۴
۹۰
۰
a100
d-e85/79
e 96/76
f-h 36/67
h-j19/61
jk79/59
l 73/48
۱
a 100
b-c 26/87
d-e01/79
e 04/77
f 36/70
j-l17/55
kl85/50
۵
a 100
b48/91
de75/80
g-i17/63
ij89/57
m 16/42
n01/28
۱۰
a 100
b 48/91
bc17/88
cd96/83
fg27/68
kl20/51
n093/31

۴-۲-۲-۴-اثرات متقابل سترون کردن کود آلی و زمان بر تجزیه متری بیوزین
نتایج آزمایش نشان داد که سترون کردن ماده آلی در طول زمان اثر معنی داری بر تجزیه متری بیوزین داشت.بطوریکه تفاوت در درصد باقیمانده متری بیوزین درکود آلی سترون و غیر سترون، ۸ روز بعد از خوابانیدن در سطح ۱درصد معنی دار شد و تا ۳۶ روز بعد از خوابانیدن نمونه ها درصد باقیمانده متری بیوزین در کود آلی سترون شده بیشتر از غیر سترون بود بطوریکه در ۲، ۸، ۱۶ و ۳۶ روز بعد از خوابانیدن درصد باقیمانده متری بیوزین در خاک دارای ماده آلی سترون به ترتیب ۸۲/۸۵، ۱۱/۷۹، ۰۸/۷۰، ۷۳/۶۱درصد و در خاک دارای کود آلی غیر سترون به ترتیب ۲۱/۸۹ ، ۳۳/۸۳، ۶۸/۷۵، ۱۳/۶۷ درصد بود اما در ۶۴و۹۰ روز بعد از خوابانیدن نمونه ها در انکوباتورتجزیه سریع تر در خاک دارای ماده آلی غیر سترون رخ داد بطوریکه مقدار باقیمانده متری بیوزین در کود آلی سترون به ترتیب ۴۵/۵۴ و ۰۱/۴۵ درصد و در کود آلی غیر سترون به ترتیب ۷۱/۴۷و۷۶/۳۴ درصد بود(جدول ۴-۷). این احتمال وجود دارد که تجزیه بیشتر در روز های آخر خوابانیدن در کود آلی غیر سترون به علت سازگار شدن میکروارگانیسم های کود آلی با متری بیوزین و تجزیه آن باشد
روزهای خوابانیدن نمونه ها
نوع کود آلی
۰
۲
۸
۱۶
۳۶
۶۴
۹۰
سترون شده
a100
bc82/85
de11/79
f08/70
g73/61
h45/54
i01/45
غیر سترون
a100
b21/89
cd33/83
e68/75
f13/67
i71/47
j76/34
جدول۴-۷-مقایسات میانگین مربوط اثرات متقابل شرایط سترون کود آلی در زمان بر تجزیه متری بیوزین (درصد نسبت به شاهد)

۴- ۲-۲-۵-اثرات متقابل کودآلی ، سترون کردن کود آلی و زمان بر تجزیه متری بیوزین
بر اساس نتایج آزمایش اثرات سه گانه کود آلی ، زمان و شرایط سترون تاثیر معنی داری(P۰.۰۱) بر تجزیه متری بیوزین داشت (جدول۴-۴). نتایج نشان داد که تا ۳۲ روز اول بعد از خوابانیدن مقدار تجزیه در خاک دارای کود آلی غیر سترون بیشتر از کود آلی سترون شده بود و صرف نظر از شرایط سترون، با گذشت زمان مقدار باقیمانده متری بیوزین در تمام سطوح کود آلی در مقایسه با شاهد کاهش پیدا کرد. اما در ۶۴ و ۹۰ روز بعد از خوابانیدن درصد تجزیه متری بیوزین درتمام سطوح کود آلی غیر سترون بیشتر از سترون شده بود و در این میان بیشترین تغییرات مربوط به سطح ۱۰ درصد بود بطوریکه مقدار باقیمانده متری بیوزین در این سطح در پایان دوره خوابانیدن ۸۸/۱۷درصد بود که در مقایسه با سطوح ۱ (۴۷/۴۶)و ۱۰ درصد (۴۳/۳۰)کم تر بود. مطالب فوق نیز تاییدی بر پیدایش سازگاری در واکنش های شیمیایی در روزهای اولیه بعد از خوابانیدن در شرایط کود آلی سترون شد

دیدگاهتان را بنویسید