ی داستانهای بیژن نجدی، توسط الماس تاجریان، فصلنامه زبان و ادبیات فارسی، شماره۳۱” که به بررسی نقش زن و دید نویسنده نسبت به زنان و حقوق زنان و دیدگاههای فمنیستی او اشاره کرده است.”عوامل شاعرانگی در داستانهای بیژن نجدی، دکتر حمید الهیان، فصلنامه علمی-پژوهشی دانشگاه الزهرا، شماره۵۶،۵۷” که عناصر شاعرانه در داستانهای بیژن نجدی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است.”اسباب وصور ابهام در داستانهای بیژن نجدی، علیرضا صدیقی، فصلنامه علمی ـ پژوهشی زبان و ادبیات فارسی، شماره ۱۲” به بررسی صور ابهام در داستان، توجه به رئالیسم جادویی وجریان سیال ذهن و همچنین استفاده از زبان شعر که به نوعی باعث ابهام در کلام نویسنده شدهاند اشاره کرده است. “ذهن و جریان آن در داستانهای بیژن نجدی، فرشته رستمی و مسعود کشاورز، نشریه ادب و زبان، شماره ۲۷” مسائل روانشناسی در داستان (A+B) را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. “خوانشی نقادانه از تصویرها در داستانهای بیژن نجدی، فرشته رستمی، فصلنامه پژوهشهای ادبی، شماره ۱۹”که تصویر سازی داستانهای نجدی و زیر ساخت تصویرسازی در داستانهای او مورد بررسی قرار داده است . “دکتر قدرت قاسمیپور در کتاب درآمدی بر فرمالیسم در ادبیات” به تاثیر نظریههای فرمالیسمها در داستانهای نجدی و نقد داستان “میدانست دارد میمیرد” اشاره کرده است. علاوه بر این مباحث نقدها و گفتگوهای مختلفی که با نویسنده انجام گرفته است از منابعی است که به فهم بهتر داستانها کمک شایانی کرده است.
“یک کولی فمنیست،زهرا یزدان پناه،ادبیات داستانی،شماره ۷۴” که نقدی بر رمان کولی کنار آتش است، از جنبههای مختلف مورد نقد قرار گرفته و منتقد به برخی از معایب این رمان از جمله: مشخص نبودن نقطه عدم تعادل،گرهگشایی، نقطه اوج، نداشتن وحدت هنری و شخصیت پردازی ضعیف اشاره کرده است. نقد دیگری هم بر این رمان انجام گرفته است که ” خانم حجازی در ماهنامه نافه،شماره ۲” به نقاط قوت رمان و شیوه ریالیسم جادویی ،جریان سیال ذهن اشاره کرده است.”پست مدرنیسم و بازتاب آن در رمان کولی کنار آتش،ناصر نیکوبخت ومریم رامین نیا،مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد،شماره ۱۴۸” در این مقاله به بررسی مولفههایی چون روان پریشی،گفتگو با قهرمان، روایتهای تودرتو ،جابجایی یا تناقض،که رنگ وبوی پست مدرنیستی به رمان داده پرداخته است. “بررسی شخصیت زن در رمان معاصر عنوان پایان نامه خانم گلپور” که در این پایان نامه شخصیت زن در رمان خانم علیزاده و منیرو روانی پور و دیدگاههای نویسندگان در مورد زن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. همچنین “خانم فریبا عابدینی در پایان نامه تحت عنوان سیمای زن در ادبیات داستانی معاصر”با تکیه بر آثار صادق هدایت، هوشنگ گلشیری، سیمین دانشور، محمود افغانی و منیرو روانیپور به بررسی شخصیت اجتماعی زنان در جامعه و نگاه زنان و مردان نویسنده به زنان پرداخته است. “خانم مریم رامین نیا در پایان نامه با عنوان نقد و بررسی آثار منیرو روانیپور و بازتاب ریالیسم جادویی درآن” شیوه و سبک آثار روانیپور و همچنین ویژگیهای بارز چون گرایش به ادبیات اقلیمی،خلق فضای وهم آلوده و جادویی به شیوه ریالیسم جادویی را مورد پژوهش و بررسی قرار داده است. “دکتر محمود حسنآبادی در کتاب مکتب اصالت زن(فمینیسم) در نقد ادبی” به بعضی از گرایشات زنانه در داستانهای روانیپور و نقد داستان شب بلند پرداخته است.
اما در حوزه زبان و اندیشه منیرو روانیپور و بیژن نجدی و مقایسه دو نویسنده از لحاظ زبان و اندیشه تا کنون هیچ تحقیق و پژوهشی صورت نگرفته است. در این پایان نامه در نظر داریم دو نویسنده مذکور از لحاظ زبان و اندیشه و تأثیر اقلیم و جنسیت در نوع زبان و اندیشه آنان مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است.
۵- روش کار:
روش اجرای این پایان نامه به صورت توصیفی و تحلیلی در فضای کتابخانهای انجام شده است. در ابتدا منابع اصلی و مورد نیاز از جمله کتابهای زبانشناسی، ادبیات و همچنین آثار منیرو روانیپور و بیژن نجدی جمع آوری و مورد مطالعه قرار گرفت که البته پژوهش در این قسمت به دلیل کمیابی کتابهای خانم روانیپور و تجدید چاپ نشدن بعضی از آثار با مشکلات زیادی مواجه شد. در مرحله بعد از این منابع فیش برداری شد،در ادامه مطالب فیش برداری شده طبقه بندی و زیر نظر استاد راهنما و مشاور پایان نامه بر اساس اولویت، عنوان بندی گردید و پس از تجزیه وتحلیل تدوین گردید. در این پایاننامه علاوه بر منابع اصلی ذکر شده مجلات وسایتهای مربوطه و پایان نامههای که در ارتباط با موضوع پایاننامه بود و همچنین نقد و بررسی‌هایی که بر آثار داستانی مشابه انجام شده بود به عنوان روش کار مورد استفاده قرارگرفت.
فصل دوم
۲-۱- پیشینه داستاننویسی
داستان و داستانگویی عمری به قدمت حیات عقلانی انسان دارد. داستان پردازی تنها محصول پیشرفت جوامع نیست بلکه آن زمان که انسانها زندگی غارنشینی را تجربه میکردند، شبانگاهان دل به داستانهای خیالی میسپردند، داستانهایی که ترجمان افکار و احساس آدمی در طول تاریخ بوده است. اسطورهها و افسانههای ملل گوناگون بازمانده این داستانهاست. در ایران داستانهای ملی و پهلوانی که در قرن چهارم به زبان فارسی دری پیدا شد، همچون شاهنامههای منثور، اخبارسام، داراب نامه از اولین موضوعات نثر فارسی است. (ر.ک.رستگارفسایی،۳۵۸:۱۳۸۰) بعد از این دوره نثر فارسی با داستانهای عاشقانه رواج پیدا کرد. آنچه که در این دوران نام داستان بر آن قرار میگیرد، شامل قصه،حکایت و افسانه است که عنصر زمان و مکان در آنها ناشناخته است. “داستان قبل از قرن هیجدهم و در ایران در دوران قبل از مشروطیت، حکایتی است که در آن قهرمانان، به دلیل منتزع شدن از موقعیتهای زمانی و مکانی هیأتی کلی یافتهاند، در حالی که در قصه به شکل امروز، قهرمانان از کلی به سوی جزئی، از بیزمانی به سوی زمان و از بیمکانی به سوی مکان حرکت میکنند” (براهنی،۳۵:۱۳۶۲). نه تنها زمان و مکان مشخص نبود که زبان حکایت بر اساس نحوه زندگی و بینش تک تک اشخاص که در حکایت وجود داشتند مشخص نمیشد بلکه زبان مشخص و معین نویسنده به تک تک اشخاص بدون در نظر گرفتن طبقه، روحیه، سرشت و موقعیت آنها تحمیل میشد. چیزی که در داستانهای امروزی کاملا متفاوت است. امروزه بستر اجتماعی اثر ادبی با مقتضیات زمان اثر هماهنگی کامل دارد (ر.ک.همان،۳۹:۱۳۶۲)
تا قرن دوازدهم ادبیات در انحصار طبقه اشراف و در حیطه خواست پادشاهان و حامیان نویسندگان بود و مطابق میل و ذوق آنان نوشته میشد اما با پیشرفت جوامع و تاسیس دارالفنون و پیدایش صنعت چاپ همچنین توجه به واقعیتهای زندگی مردم فرودست جامعه از انحصار طبقه اشراف بیرون آمد. در حقیقت داستان نویسی نوین یا مدرن امروز، تحت تاثیر ترجمه رمان و داستان کوتاه غربی اندکی پیش از انقلاب مشروطیت پا گرفت و چون با اوضاع و احوال جدید و زندگی طبقه متوسط، هماهنگ و مرتبط بود، پذیرش روزافزون یافت و به تدریج در میان عامه خوانندگان ایرانی تثبیت شد (ر.ک.رستگار فسایی،۳۲۱:۱۳۸۰) با شروع انقلاب مشروطیت به موازات تحولات مهمی که در کشور پدید آمد ادبیات نیز متحول شد. ادبیات داستانی هم از لحاظ ساختار و هم از لحاظ معنا با دورههای پیشین متفاوت شد. تحت تأثیر ترجمه رمانها و داستانهای کوتاه خارجی، نوشتن داستان به شیوه غربی معمول شد. روی آوردن به داستان نویسی از اوایل دوره مشروطیت با کتابهای نظیر مسالک المحسنین طالبوف و سیاحت نامه ابراهیم بیگ در ایران آغاز شد. بعد از مشروطیت نویسندگان سعی کردند به مسائل اجتماعی و رنجهای بشری و طبقات محروم جامعه بپردازند. تحت تأثیر ادبیات داستانی غرب از اسلوب قصه نویسی متداول و مرسوم پیش از مشروطیت فاصله گرفتند. اصول داستان نویسی غرب را آموختند و مستقیم از اوضاع اجتماعی ایران نوشتند. مجمع دیوانگان صنعتی زاده، تهران مخوف مشفق کاظمی، روزگار سیاه خلیلی، شهرناز یحیی دولت آبادی از جمله آثاری است که در این دوره به نگارش درآمد. (ر.ک.میر صادقی،۱۶:۱۳۸۶).
۲-۱-۱- ادبیات داستانی
داستان در زبان فارسی به معنی حکایت، قصه، افسانه و سرگذشت به کار رفته است. درادبیات، اصطلاحی عام به شمار میآید که از یک سو شامل صور متنوع قصه میشود و از سوی دیگر انشعابات مختلف ادبیات داستانی از قبیل رمان،داستان کوتاه و…. را در برمیگیرد. در مورد داستان تعریفهای مختلفی ارائه شده است. فورستر در تعریف از داستان ویژگی بارز آن را در زمان مند بودن آن میداند “داستان نقل وقایع است به ترتیب توالی زمان، در مثل ناهار پس از چاشت و سه شنبه پس از دوشنبه و تباهی پس از مرگ میآید و بر همین منوال” (فورستر،۴۲:۱۳۸۴). میرصادقی داستان را مترادف ادبیات داستانی میداند و آن را چنین تعریف میکند: “داستان کیفیت عامی است که بنیاد هر اثر خلاقه را میریزد. داستان در معنای خاص آن مترادف ادبیات داستانی است. ادبیات داستانی بر آثار منثوری دلالت دارد که از ماهیت تخیلی برخوردار باشد، غالبا به قصه، رمانس، داستان کوتاه، رمان و آثار وابسته به آن ادبیات داستانی میگویند” (میرصادقی،۲۵:۱۳۸۶)
در این تعریف ویژگی بارز داستان تخیلی بودن آن است. میرصادقی در این تعریف به انواع شاخصههای ادبیات داستانی نیز اشاره کرده است که البته هر کدام از آنان زیر شاخههایی نیز دارند. به عنوان مثال داستان کوتاه شامل داستانک و داستان بلند میشود. شمیسا داستان نویسی به مفهوم جدید اروپایی آن را شامل دو نوع داستان کوتاه و بلند میداند. که در دوران جدید مهمترین مصداق نثر نویسی است. این شیوه در ایران با “فارسی شکر است” به وسیله جمال زاده رایج شد و بعدها با هدایت و علوی و چوبک و…. به کمال رسید (ر.ک.شمیسا،۱۳۸:۱۳۷۵).
۲-۱-۲- رمان (Novel)
رمان به عنوان یکی از مهمترین انواع ادبیات داستانی، جایگاه ویژهای در ادبیات معاصر به خود اختصاص داده است. رمان در فرهنگ اصطلاحات ادبی به این صورت تعریف شده است. رمان واژه انگلیسی(Nevel) از کلمه ایتالیایی(Novel) (ناولا) به معنی “کوچک و نو” اقتباس شده است. در دیگر زبان‌های اروپایی به جای کلمه ناولا، از واژه رمان استفاده می‌شود که از رمانس مشتق شده است. رمان در اصطلاح روایتی نسبتاً طولانی است که شخصیت‌ها و حضورشان را در سازمان‌بندی مرتبی از وقایع و صحنه‌ها تصویر کند (ر.ک.داد،۲۳۹:۱۳۸۳)
“هرمان بروخ (Herman Broch) رمان را کامل‌ترین و جامع‌ترین شکل هنر معاصر و ارائه تصویری جامع و

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه دربارهزن روشنفکر، آداب و رسوم، کودک خردسال، مدینه فاضله
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید