وکالت قراردادیه که از راه اون می­ توانیم شخصی رو واسه انجام یک عمل حقوقی (مثل فروش ملک، طلاق، انجام امور اداری و یا موارد دیگر) نماینده ی خود بذاریم. پس در قرارداد وکالت با دو شخص روبه رو هستیم: اول، شخصی که به دیگری نمایندگی می­ بده یا موکل و دوم، نماینده یا وکیل.

کلا هر یک از این دو طرف می ­توانند هر زمان که بخوان قرارداد موجود بین خود رو برهم زنند. یعنی وکیل می­ تواند از وکالت بی خیال شو و موکل هم این امکان رو داره که وکیل خود رو عزل کنه. اما بعضی وقتا دو طرف بنا به مصالح خود، توافق می ­کنن که امکان عزل وکیل و برهم زدن قراردادِ وکالت به وسیله موکل وجود نداشته باشه. این نوع از وکالت در حقوق با نام وکالت بلاعزل شناخته می شه و در مورد اون باید به چند نکته که در این مقاله اومده، توجه داشت.

در نحوه ی تنظیم وکالت بلاعزل دقت کنین

واسه تنظیم وکالت بلاعزل دو راه هست:

راه اول اینه که در قرارداد وکالت، محال بودن عزل وکیل شرط شه. واسه تنظیم این شرط، استفاده از دو عبارت امکان پذیره: «موکل تعهد می­ کنه از حق عزل استفاده نکنه» یا «موکل حق عزل رو از خود سلب می­ کنه».

توجه داشته باشین که این دو عبارت نتایج حقوقی متفاوتی به دنبال داره. با به کار بردن عبارت اول حق عزل هنوز به قوت خود باقیه و موکل می­ تواند از اون استفاده کنه. پس اگه اقدام به عزل وکیل کنه، با اینکه عهدشکنی کرده­ است اما عقد وکالت برهم خواهد خورد و تنها درمواردی که به دلیل عهدشکنی خسارتی به وکیل وارد شه، موکل باید اونو جبران کنه. اما در صورت استفاده از عبارت دوم، اقدام موکل در عزل وکیل، اثر حقوقی نداره و وکالت باقی خواهد موند. پس اگه هدف اینه که موکل در عمل امکان عزل وکیل رو نداشته باشه، بهتره از عبارت دوم استفاده شه.

سردفتران دفاتر اسناد رسمی در تنظیم وکالتای بلاعزل بیشتر در سند وکالت قید می ­کنن که «موکل حق عزل رو جدا از اینکه عقد خارج لازم از خود سلب می­ کنه.» دلیل اینکه عبارت «عقد خارج لازم» درج می­ شه اینه که قرارداد وکالت جایزه یعنی همونجوریکه گفته شد هر کدوم از دو طرف می­ توانند هر زمان که بخوان بدون احتیاج به توجیه اونو بر هم بزنن و درنتیجه این شبهه هست که شرط نبود عزل جدا از اینکه اینجور قراردادی نتیجه مورد نظر رو به دنبال داره یا نه. اینجور تردیدی در مورد شروط جدا از اینکه قراردادهای لازم (یعنی قراردادهایی که برهم زدن اون بدون دلیل قانونی ممکن نیس)، مطرح نمی ­شه و به همین دلیله که سردفتران دفاتر اسناد رسمی بیشتر از عبارت «جدا از اینکه عقد خارج لازم» استفاده می ­کنن.

راه دوم مربوط به مواردیه که قرارداد لازمی مثل خرید و فروش، اجاره، نکاح و چیزای دیگه ای به جز اینا منعقد می کنین. در این حالت می ­توانید با درج کردن شرط وکالت جدا از اینکه این قراردادها، وکالت رو به شکل بلاعزل در بیارین. اما لازمه که دوباره به نحوه ی تنظیم عبارات توجه شه. مثلا اگه بخوایم در جدا از اینکه عقد نکاح، شرط وکالت زن رو در طلاق بگنجانیم، از دو عبارت ممکنه استفاده شه: اگه قید شه که «زوجه وکیل زوج در مطلقه کردن خوده»، قرارداد وکالت به شکل بلاعزل منعقد شده. در عرف به دادن اینجور وکالتی، دادن حق طلاق گفته می­ شه. اما اگه گفته شه که «زوج پایبند می­ شه که زوجه رو وکیل خود در طلاق کنه»، اثر اون ایجاد وکالت نیس بلکه فقط زوج رو مجبور می ­کنه که در آینده به این تعهد وفا کنه و به زوجه وکالت بده.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   وقتی دوست مون ناراحته چیجوری با اون برخورد کنیم؟ 

جدا از اینکه این، در مورد شرط وکالت جدا از اینکه بقیه قراردادهای لازم مثل بیع و اجاره، توجه داشته باشین که وکالت تا زمانی به شکل بلاعزل باقی می ­موند که قرارداد اصلی مثلا اجاره یا بیع برهم نخوردهه. پس اگه با توافق هم تصمیم به برهم زدن قرارداد اصلی بگیرین یا به دلیل قانونی دیگری این قرارداد برهم بخورد، وکالت هم از بین خواهد رفت.

موکل بازم می ­تواند بر سرنوشت وکالت بلاعزل اثر بزاره

اگه درصدد انعقاد وکالت بلاعزل هستین، لازمه به این نکته توجه کنین که با اینکه موکل نمی­ تواند وکیل رو عزل کنه اما در صورت فوت و یا جنون هر کدوم از موکل یا وکیل، قرارداد وکالت خود به خود بر هم می ­خورد. پس در صورت فوت موکل، وکیل نماینده ی وراث موکل نمیشه و در صورت فوت وکیل، وراث اون نماینده ی موکل حساب نمی ­شن.

پس اگه قصد دارین که اختیارات نماینده رو واسه بعد از فوت هم باقی نگه دارین، بهتره از عنوان قرارداد وکالت استفاده نکنین.

وکالت بلاعزل واسه فروش ملک رو خیلی راحت جانشین تنظیم سند رسمی فروش نکنین

شاید به مواردی برخورد کرده باشین که پس از تصمیم گیری در مورد خرید یک ملک، فروشنده اون ملک اعلام می کنه که به دلیلی (مثل اینکه ملکش در رهن بانکه) نمیتونه سند رسمی فروش رو تنظیم کنه و بعد از شما می­ خواهد که به جای این سند رسمی، وکالت بلاعزل در انتقال ملک اون به خودتون رو قبول کنین تا هر زمان که مانع برطرف شد (مثلا ملک از رهن بانک خارج شد)، ملک رو با سند رسمی به خودتون انتقال بدین.

اگه در حال بررسی اینجور پیشنهادی هستین، توجه داشته باشین که قرارداد وکالت بلاعزل در انتقال ملک، به هیچ ­وجه آثار سند رسمی فروش رو نداره چون باعث نمی­ شه که انتقال ملک به شما در دفتر املاک به ثبت برسه. این در حالیه که دولت تنها کسی رو مالک می شناسد که ملک به نام اون در دفتر املاک ثبت شده باشه و یا کسی که ملک بهش منتقل شده و این انتقال در دفتر املاک ثبت شده. پس شما هنوز مالک ملک مورد نظرتون نشده اید بلکه کماکان فروشنده مالک حساب می شه. درنتیجه اگه فروشنده ای که به شما وکالت بلاعزل داده، سوءِ قصد داشته باشه؛ می­ تواند با قرارداد وکالت مشابهی، وعده انتقال ملک خود رو به دیگری هم بده! حتی اگه از قصد پاک فروشنده مطمئن هستین، بازم این احتمال هست که طلبکاران فروشنده، ملک مورد نظر شما رو که هنوز در دفتر املاک به نام فروشنده؛ واسه دریافت مطالبات خود ضبط کنه. در این صورت شما راهی جز طرح دعوا واسه اثبات اینکه ملک به شما تعلق داره و ضبط باطله، نخواهید داشت. جدای از این موارد، همونجوریکه گفتیم اگه فروشنده فوت کنه، شما دیگر وکیل اون نیستین. پس نمی­ توانید سند رسمی رو به نمایندگی از اون به نام خود تنظیم کنین. حال اگه وراث موکل از اجرای تعهد فرد متوفی پرهیز کنن، مجبور به اقامه ی دعوا واسه مجبور کردن اونا به تنظیم سند رسمی و تحمل سختی­ های اون میشید. پس استفاده از وکالت بلاعزل به جای تنظیم سند رسمی خرید و فروش، ممکنه شما رو با مشکلات جدی روبه رو کنه.

تهیه شده در: chetor.com


۱

دسته‌ها: آموزشی