پایان نامه ها و مقالات

عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن اطلاعاتی

فهرست جداول و نمودارها
عنوان
صفحه
نگاره ۱-۱) مدل مفهومی تحقیق ۹
نگاره ۲-۱) نحوه به تعادل رسیدن عرضه و تقاضای اوراق بهادار در بازار سرمایه ۴۴
نگاره ۲-۲) دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام ۴۵
نگاره ۲-۳) عمق بازار و وسعت بازار ۴۶
جدول شماره ۲-۱) ‏خلاصه تحقیقات خارجی ۶۰
جدول شماره ۲-۲) ‏خلاصه تحقیقات داخلی ۶۷
جدول شماره ۳-۱) انتخاب نمونه بر اساس محدودیت های تحقیق ۷۳
جدول شماره ۳-۲) فهرست شرکتهای انتخاب شده بعنوان نمونه تحقیق ۷۴
جدول شماره ۴-۱) آمار توصیفی داده‌های تحقیق ۸۴
جدول شماره ۴-۲) شاخص های آمار توصیفی برای متغیر عدم تقارن اطلاعاتی ۸۵
جدول شماره ۴-۳) شاخص های آمار توصیفی برای سهامداران سال ۸۷ ۸۵
جدول شماره ۴-۴) شاخص های آمار توصیفی برای سهامداران سال ۸۸ ۸۶
جدول شماره ۴-۵) شاخص های آمار توصیفی برای سهامداران سال ۸۹ ۸۶
جدول شماره ۴-۶) شاخص های آمار توصیفی برای سهامداران سال ۹۰ ۸۷
جدول شماره ۴-۷) شاخص های آمار توصیفی برای سهامداران سال ۹۱ ۸۷
نمودار شماره۱-۴) میانگین سهامدران مختلف در طی سالهای ۸۷ تا ۹۱ ۸۸
جدول شماره ۴-۸) شاخص های آمار توصیفی برای متغیر اندازه شرکت ۸۸
جدول شماره ۴-۹) شاخص های آمار توصیفی برای متغیر اهرم مالی ۸۸
جدول ۴-۱۰) آزمون کلموگروف ـ اسمیرنوف(KM) تک‌نمونه‌ای جهت تعیین نرمال بودن متغیرهای پژوهش ۸۹
جدول شماره ۴-۱۱) آزمون مجموع مجذورات و مقدارF 90
جدول شماره ۴-۱۲) خلاصه ی الگوی رگرسیون ۹۰
جدول شماره ۴-۱۳) ماتریس همبستگی بین عدم تقارن اطلاعاتی و سهامدران نهادی ۹۰
جدول شماره ۴-۱۴) ماتریس همبستگی بین عدم تقارن اطلاعاتی و سهامدران حقیقی ۹۱
جدول شماره ۴-۱۵) ماتریس همبستگی بین عدم تقارن اطلاعاتی و سهامدران مدیریتی ۹۲
جدول شماره ۴-۱۶) ماتریس همبستگی بین عدم تقارن اطلاعاتی و تمرکز مالکیت ۹۲
جدول شماره ۴-۱۷) ضرایب رگرسیون ابعاد سهامدارن با عدم تقارن اطلاعاتی ۹۳
جدول شماره ۴-۱۸) نتایج حاصل از مدل ۹۴
جدول شماره ۴-۱۹) نتایج حاصل از مدل برازش شده Stepwise 95
جدول شماره ۵-۱) فرضیات اصلی و نتایج آزمون آنها ۹۸

چکیده

با گسترش سرمایه گذاران نهادی در بازار اوراق بهادار، تعیین نقش و تاثیری را که آنها بر بازار و سایر سرمایه گذاران می گذارند حائز اهمیت بسیاری می باشد و این اهمیت زمانی افزایش خواهد یافت که سرمایه گذاران نهادی به دلیل تخصص بالایی که در این زمینه دارا هستند و مالکیت قابل توجه ای از سهام شرکتها را که در اختیار دارند می توانند نفوذ قابل ملاحظه ای در شرکتها و به تبع آن در بازار داشته باشند. از سوی دیگر در صورت همگرایی منافع بین سرمایه گذاران نهادی و مدیریت، سودها نیز مدیریت شده و شکاف قیمت بیشتری را به دنبال خواهد داشت. باتوجه به اهمیت سرمایه گذاران نهادی در اقتصاد دولتی ایران و دسترسی آنها به منابع عظیم سرمایه شرکت مطالعه در خصوص نقش آنها در شرکت ها می تواند مفید باشد. لذا با افزایش مالکیت نهادی، قیمت های سهام اطلاعات بیشتری در مورد سودهای آتی منعکس نموده و به این روش موجب کاهش عدم تقارن اطلاعات بین مدیران شرکت و بازار سهام می شوند.
در این تحقیق، تجزیه و تحلیل جامعی روی، بررسی رابطه بین ترکیب سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکتهای فعال دربورس اوراق بهادارتهران بین سالهای ۱۳۸۷ الی ۱۳۹۱ انجام گرفت. هدف اصلی این تحقیق شناسایی جنبه های مختلف ترکیب سهامداران با عدم تقارن اطلاعاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و اهداف فرعی ارائه راهکاری جدید برای گسترش نحوه ترکیب سهامداران بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکتها، بررسی تاثیر ترکیب سهامداران بر سایر سرمایه گذاران و تعیین مهمترین شاخص های عدم تقارن اطلاعاتی در شرکتهای بورس اوراق بهادار می باشد. تحقیق پیش رو از لحاظ هدف کاربردی بوده و از بعد روش شناسی از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی است. این تحقیق شامل چهار فرضیه می باشد، جهت آزمون فرضیات ازآزمون رگرسیون خطی چند متغیره به صورت ترکیبی (سال- شرکت) استفاده شده است.
یافته های این تحقیق نشان داد که در شرکت هایی که مالکیت نهادی آنها زیاد است، در مقایسه با شرکت هایی که ماکیت نهادی در آنها کم است، تقارن اطلاعات بیشتری وجود دارد. نتایج حاکی از ر
ابطه معنی دار و معکوس بین درصد ترکیب سهامدارن و عدم تقارن اطلاعاتی می باشد. بنابراین می توان نتیجه گرفت حضور مالکان نهادی، شرکتهارا از وضعیت بحرانی و ورشکستگی به دور نگه می دارد بدین ترتیب فرضیه نظارت کارآمد درمورد سرمایه گذاران نهادی مورد تایید می گیرد. نتایج حاصله با کنترل متغییرهای اندازه شرکت و اهرم مالی، کماکان به قوت خود باقی ماند.

واژگان کلیدی: ترکیب سهامدارن، مالکیت نهادی، تمرکز مالکیت، مالکیت حقیقی، عدم تقارن اطلاعاتی.

فصل اول
کلیات تحقیق

۱-۱) مقدمه
وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار ، پیامدهای جمعی و فردی نامطلوبی نظیر مشارکت حداقلی سرمایه گذاران ، هزینه های معاملاتی بالا، بازارهای رقیق و کاهش سود ناشی از معاملات را به همراه خواهد داشت و با توجه به فرآیند افشای اطلاعات، سرمایه گذاران (معامله گران) با مشکل عدم تقارن اطلاعاتی رو به رو هستند. این مشکل زمانی به وجود می آید که یکی از طرفین معامله نسبت به طرف دیگر، دارای اطلاعاتی بیش از طرف مقابل باشد و نقش متولیان افشای اطلاعات در حاکمیت شرکتی متبلور می شود که در بر گیرنده کنترل و رویه هایی برای اطمینان از عدم حرکت مدیریت شرکت در جهت منافع شخصی و حرکت در مسیر حداکثر کردن منافع سهامداران و ارزش شرکت است.
ترکیب سهامداران شرکت های مختلف، متفاوت است. بخشی از مالکیت شرکت ها در اختیار سهامداران جزء و اشخاص حقیقی قرار دارد. این گروه برای نظارت بر عملکرد مدیران عمدتا به اطلاعات در دسترس عموم، همانند صورتهای مالی منتشره انکا می کنند. منظور از سرمایه گذاران نهادی شامل سرمایه گذاران بزرگ نظیر بانک ها، شرکت های بیمه، موسسات مالی، صندوق های سرمایه گذاری و…هستند که در سایر شرکت های سهامی عام سرمایه گذاری می کنند(نمازی و دیگران، ۱۳۸۸). سرمایه گذاران نهادی معمولا به دلیل در اختیار داشتن درصد قابل توجهی از سهام شرکتها و همچنین حرفه ای بودن در امر سرمایه گذاری، توان و انگیزه لازم برای نظارت بر شرکت ها را دارا می باشند. عموما این گونه تصور می شود که حضور سرمایه گذاران نهادی ممکن است به تغییر رفتار و عملکرد شرکتها منجر شود، این امر از فعالیت های نظارتی که این سرمایه گذاران انجام می دهند نشات می گیرد (کردلر و دیگران، ۱۳۸۹). این در حالی است که بخش دیگری از مالکیت شرکت در اختیار سهامداران حرفه ای عمده قرار دارد که بر خلاف سهامداران نوع اول، اطلاعات داخلی با ارزشی درباره چشم اندازهای آتی و راهبردهای تجاری و غیره شرکت، از طریق ارتباط مستقیم با مدیران شرکت در اختیارشان قرار می گیرد، عمومااین گونه تصور می شود که حضور سهامداران نهادی ممکن است موجب تغییر رفتار سرمایه گذاران شود. در سال های اخیر حضور سرمایه گذاران نهادی در جمع سهامداران شرکت های سهامی عام در بورس اوراق بهادار تهران رشد چشم گیری داشته است. کمیت و کیفیت حضور این سرمایه گذاران در جمع مالکین به لحاظ تاثیر پذیری که بر ساختار مالکیت و نیز نحوه حاکمیت بر جای می گذارند درخور توجه است. سرمایه گذاران نهادی یکی از سازوکارهای حاکمیت شرکتی است که می توانند بر مدیریت شرکت نفوذی چشم گیر داشته باشند و هم می توانند منافع گروه سهامداران را همسو نمایند. راه هایی که بدان وسیله سهامداران می توانند بر مدیریت نظارت کنند، عموما در چارچوب نظریه نمایندگی معرفی می شود. که مشکلات نمایندگی را کنترل می کند و حمایت از سرمایه گذاران را بهبود می بخشد. با وجود این چنین تمرکزی می تواند اثرات منفی هم داشته باشد، مانند دسترسی به اطلاعات محرمانه که عدم تقارن اطلاعات را بین آنان و سهامداران کوچکتر ایجاد می کند. یعنی تضاد منافع بین مدیران و سهامداران اقلیت و اکثریت تغییر می یابد (نوروش و ابراهیمی کردلر، ۱۳۸۴).
عدم افشای بموقع و صحیح، منجر به افزایش هزینه انتخاب نا مطلوب و خطر اخلاقی به عنوان عناصر حاصل از عدم تقارن اطلاعاتی و در نهایت افزایش هزینه مبادله می شود. افزایش هزینه مبادله، کاهش قیمت سهام، توقف بازار و در نهایت، خروج برخی از سرمایه گذاران از چرخه بازار را به دنبال دارد. هر چه عدم تقارن اطلاعاتی در بازار بیشتر باشد، حجم معاملات که بیانگر نقدشوندگی اوراق بهادار موجود در آن بازار است، کاهش خواهد یافت. پژوهش های اخیرنشان میدهد که کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، کاهش هزینه انتخاب نا مطلوب و خطر اخلاقی و افزایش نقدشوندگی بازار را به دنبال خواهد داشت. بر مبنای یافته های این دو جریان فکری، می توان گفت که نقدشوندگی بازار رابطه مثبت با کیفیت راهبری شرکتی بنگاه دارد و سازو کارهای حاکمیت شرکتی بر اطلاعات افشا شده توسط شرکت برای سهامداران آن اثر می گذارند و احتمال عدم افشای کامل و مطلوبیت اطلاعات و افشای اطلاعات کم اعتبار را کاهش می دهند. تحقیقات نشان می دهد در صورت وجود نظارت موثرتر هیأت مدیره بر مدیریت، کیفیت و کفایت اطلاعات منتشر شده توسط مدیریت افزایش می یابد. بهبود کیفیت افشای شرکت باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می گردد و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی مدیریت سود کمتر را به همراه دارد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   خرید پایان نامه رشته حقوق :حقوق مالکیت فکری

۱-۲) تشریح و بیان موضوع
محقق بر این عقیده است که تصور وجود اطلاعات کامل در اقتصاد ناممکن می باشد. این مسئله از خصوصیات بازار غیر متمرکز می‏باشد. در دهه ۱۹۷۰ میلادی سه دانشمند به نام های مایکل اسپنس۱ ، جورج آکرلوف۲ و جوزف استیلیتز۳ در زمینه اقتصاد اطلاعات، نظریه
ای را پایه گذاری کردند که به نظریه عدم تقارن اطلاعاتی موسوم شد (پولادی، ۱۳۷۸). عدم تقارن اطلاعاتی به وضعیتی اطلاق می‏شود که در آن یکی از طرفین مبادله اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل در اختیار داشته باشد. این امر به علل مختلف از جمله وجود معاملات و اطلاعات محرمانه به وقوع می پیوند. نبود عدم تقارن اطلاعاتی میان معامله گران بازار سرمایه به عنوان یک سازوکار مهم در کاهش هزینه سرمایه و افزایش کارآیی بازار به شمار می‏آید (میلگرام و گلوستن۴ ، ۱۹۸۵).
در این میان یکی از مباحثی که موضوع عدم تقارن اطلاعاتی را تحت الشعاع خود قرار می دهد، ساختار مالکیت شرکتها می باشد. ترکیب و ساختار سهامداران در کشورهای مختلف متفاوت می باشد. در برخی از کشورها همانند فرانسه، واحدهای تجاری کوچک و متوسطِ دارای مالکیت خانوادگی زیاد هستند. در کشورهایی مثل آلمان، بانک ها اکثریت سهام شرکت های بزرگ را در اختیار دارند. در برخی کشورها همانند ایران مالکیت دولتی بخش عمده ای را تشکیل می‌دهند و در کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس گسترده‏ترین سطح مالکیت عمومی دیده می شود (نوروش و کردلر، ۱۳۸۴). تمرکز مالکیت عبارت است از چگونگی توزیع سهام بین سهامداران شرکت های مختلف. هر چه تعداد سهامداران کمتر باشد، مالکیت متمرکزتر خواهد بود. محققین مطالعات متعددی را در ارتباط با اثرات احتمالی مالکیت متمرکز بر عدم تقارن اطلاعاتی انجام داده اند. نتایج برخی از این مطالعات به رابطه منفی میان تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی اشاره داشته و بیان می کنند که مالکیت متمرکز در نظارت بر عملکرد موسسات موثرتر از سهامداران حقیقی پراکنده هستند (ژو و وانگ۵ ، ۱۹۹۹). با این حال مطالعات انجام شده در آمریکا و چند کشور توسعه یافته دیگر به نتایج متضادی دست یافته اند. در این راستا از آنجایی که مالکین بلوکی

دیدگاهتان را بنویسید