پایان نامه ها و مقالات

"، ********

دانلود پایان نامه

در عین حال معرّف شیوه ی بیان یک واعظ و مفسّر است که نیروی بیانش می بایست برای انبوه شوندگان جالب بوده باشد . ذوق و شور عرفانی با تعالیم مدرسه و اشتغال به وعظ و تذکیر و تفسیر که در پیرهرات وجود داشت ،سبب شد که پایه های سبکی در نثر فارسی گذاشته شود که بعد ها به وسیله ی بلخی و سعدی به کمال رسید . ویژگی مهم این سبک ،سادگی و روانی است نه صنعت گری ،و نباید آن را بانثر مصنوع اشتباه کرد . اشعار فارسی پیر هرات نیز با تحقیق و بررسی دقیق از اشعار دیگران باید جدا شود. شعر پیر هرات بیشتر رباعی است که بیشتر آن ها در کشف الاسرار وآثار فارسی او آمده است.پیرهرات از نظر به کار بردن شعر در نثر از پیشگامان این شعر را شمرده می شود” (همان : ۲۷-۲۴ ).

فصل چهارم

بازتاب مفاهیم و آیات قرآن در مناجات نامه

۴-۱ ) مقدّمه
از میان سخنانی که از خواجه عبدالله به جا مانده ، مناجات هایی که در مناجات نامه و برخی دیگر آثار ایشان چون طبقات الصّوفیّه ثبت و ضبط شده و به ما رسیده ، بیشتر از دیگر سخنان وی از شهرت و معروفیت برخوردار است . این اثر چون دیگر آثار خواجه به زبان پارسی دری است . سادگی و بی پیرایگی ،زبان آهنگین و دلنشین این اثر باعث شده است تا طرفداران بیشتری نسبت به آثار دیگر عرفانی خواجه هرات داشته باشد . نگاه عاشقانه – عارفانه این اثر چنان لذت بخش و شور انگیز و فرح افزاست که با یک بار شنیدن و خواندن مجذوب کلام فریبای نویسنده و زبان گویای آن می شود .
“واژه ی عربی (مناجات ) ( از ریشه ی ثلاثی مجرد نجی ، نجو ) و هم ریشه ی (نجوا ) به معنای ( گفتگوی خصوصی و محرمانه ) است . معنای معمول آن در فارسی ” راز و نیاز در خلوت باخدا ” ، ” گفتگوی درونی باخدا ” “دعای شوق آمیز ( بعضی اوقات بی صدا ، بعضی اوقات به آواز ) ” ، ” دعایی از سر صدق و خلوص ” است مناجات های عبدالله انصاری پاره ای از ویژگی های سبک قرآن را دارد و بدون آنکه شعرباشد ، در قالب نثری مقّفا (مسجّع) گفته شده است . و علّت عمده ی محبوبیّت زیاد انصاری در میان ملّت های فارسی زبان بیان این مناجات ها به نثر مسجّع می باشد . مناجات نامه یا الهی نامه در اصل ، کتاب مستقلی در میان آثار این عالم ربّانی نیست . مناجات در واقع راز و نیاز ها و دعاهای عاشقانه و وجد آمیزی است که در جای جای آثار وی ، مخصوصاً کشف الاسرار و طبقات الصّوفیّه ی او ، همچون گوهرهای تابناک نشانده شده اند . خواجه در این گفته های شعرگونه بعد عرفانی خویش را باز نموده است . او عارفی است خدا جوی که مدام چون مرغ حق بانگ عاشقانه سر می دهد . و الهی الهی کنان رضا و قرب خدا می طلبد”(روان فرهادی،۱۳۸۵: ۴۵).
خواننده یا شنونده ی عادی فارسی زبان ، اغلبِ مناجات های پیر هرات را شنیده و می شنود یا می خواند؛ دیگر آثار خواجه طرفدار کمتری نسبت به این اثر دارد . از این نظر ، نوشته های این اثر از شهرتی عام تر برخوردار است واز این نکته نباید به سادگی گذشت که طّی سده های اخیر ، بی دلیل نیست که آثار وی بویژه مناجات نامه از محبوبیت همگانی نسبت به آثار دیگر عرفا و شعرا خواننده و هوادار بیشتری پیدا کرده است . بسیاری از خوانندگان آثار خواجه هرات از طبقه ی نیمه بی سواد مذهبی اند ، و شاید به جرأت بتوان گفت که نام دیگر آثار شیخ انصاری را نشنیده اند ، همین افراد نیمه بی سواد مذهبی به خوبی می توانند مناجات های جذبه آمیز به زبان فارسی دری وی را از حفظ بخوانند . جذبه کلام وی از این حیث به مردم روحیه ای مضاعف می دهد که بتوانند به راحتّی با این کلام زندگی کنند . احساسات خود را با این کلام بیان کنند . عواطف خود را صیقل دهند . اینگونه با معبود خویش سخن گویند . برای بیان آلام خود ، خود را به زحمت نیندازند و به دنبال واژه و جمله ای دور از ذهن و گوش خراش نگردند . معبود را همانگونه که خود دوست دارند با او سخن بگویند . و از او هم همینگونه بخواهند که به راحتّی با بندگان خود سخن بگوید . بر آنان سخت نگیرد ، سخت مورد عتاب قرار ندهد . به نیکی بخواند و به نیکی رقم زند . به نص قرآن که ” جزای نیکی جز نیکی است ؟ ” کلام خواجه از این حیث که به خوبی همه می توانند با گوینده یا نویسنده ی آن ارتباط تنگاتنگ برقرار کنند ، بسیار شنیدنی و خواندنی و قابل تأمل است .
۴-۲) بازتاب مفاهیم آیات قرآنی در مناجات های خواجه عبدالله
در این بخش به بررسی مناجات هایی می پردازیم که بنیاد گرفته از آیات و مفاهیم قرآنی به شیوه های گزارشی و الهامی می باشد :
۱- “الهی ، اگر نظرفاسقان بر زر و سیم است ؛ و نظر صادقان بر خوف و بیم است ؛امّا نظر عبدالله بر نوزده حرف بِسمِ اللهِ الرّحمن الرَّحیم است” (انصاری،۵۳:۱۳۷۲).
********
ترجمه: “به نام خداوند بخشنده مهربان”.
تفسیر ادبی و عرفانی:
“بِسُمِ الله الرّحمن الرَحیم، نزد اهل عرفان : ب ، بهار خدا و سین ، سنای خدا و میم ، ملک خدا. نزد اهل معرفت : ب ، بهای احدّیت سین سنای صمدیّت و میم ملک الوهیت. بهاء او قدیم ، سناء او کریم ، ملک او عظیم . بهاء او با جلال ، سناء او با جمال و ملک او بی زوال ، بهاء او دل ربا ، سنای او مهر افزا و ملک او بی فناء .
نزد اهل ذوق : ب برّ با اوّلیا ، سین سرّ با اصفیاء میم منّت بر اهل ولاء ، ب برّ او با بندگان ، سین سرّ او با دوستان ، میم منّت او بر مشتاقان . اگر نیکی او نبودی ، چه جای تعبیه سر او بودی؟ وگر منّت او نبودی، بنده را چه جای وصل
او بودی. و بر درگاه جلال او چه محلّ بودی ، گر مهر ازل نبودی بنده چگونه آشنای لم یَزَل بودی؟” (آموزگار،۱۳۸۳ج۱:۱)
“الله است قدیم، رحمن است عظیم ، آفریدگار است کریم ، پروردگار است حلیم، آموزگار است رحیم، عیب پوش و عذرپذیر ، کارساز و دستگیر ،خوش گفتار، لطیف دیدار ” ( همان ، ج۲: ۳۸) .
********
۲ – “الهی ، چون به من نزدیکی ، من دورم ؛ اگر گویم نه منم ، معذورم ؛ فی قوله ، عزّ و جل و عَجِلتُ ءالیک َ رَبِّ لِتَرضی” (انصاری،۶۶۸:۱۳۷۲)
********
بهره گرفته از آیه ی شریفه ی ۸۴ از سوره ی مبارکه طه به روش اقتباسی : ” قالَ هُم اوّلاءِ عَلی آثَرِی وَ عَجِلتُ اِلیکَ رَبِّ لِتَرضی “.
ترجمه:” گفت : اینک ایشان در پی من هستند ، و من شتابیدم به سوی تو پروردگار من ، تا از من خشنود شوی “.
تفسیر ادبی و عرفانی:
” عتاب به موسی است که قوم را واپس گذاشت وخود با شتاب به کوه طور رفت و به میعاد حق تعالی شتافت ، خداوند گفت : ای موسی ندانستی که من ضعیفان را دوست دارم ، شکستگان را بیش نوازم و پیوسته در دل آنان می نگرم ! هر که را بینم در دل ایشان ، او را به دوستی گیرم ، موسی عذری داد که آنان در پی هستند و شتاب من برای واگذاشتن آنان نبود بلکه برای جلب رضایت حق بود ! خداوندا تو دانایی و از سّر این بنده آگاهی ، خداوند فرمود : ای موسی چون مرا جویی درد دل ایشان جو ، که من در خلوت ( هُوَ مَعَکُم) با ذاکران نشینم و مونس دل درویشانم، و یادگار جان عارفانم ، حاضر راز محبّانم، نور دیده ی آشنایانم و مایه ی رمیدگان و زاد مضطّران و پناه ضعیفانم. ای موسی هر جا درویشی بینی افکنده ی جور روزگار وخسته ی هراست ، او را یاری و غلامی کن و تا بتوانی جدایی وی مجو ، صحبت او را خریدار باش که نهاد وی خزینه ی اسرار ازل و تعبیه ی باز ابد است ” (آموزگار ، ۱۳۸۳ج۲: ۵۰) .
********
۳ – “الهی ! ای منعم وهّاب ؛ و آفریننده ی عالم از آتش و آب ؛ محنت نماینده ی آدمی به خورو خواب ؛فریاد به تو از ذُلّ حجاب و فتنه ی اسباب و از وقت شوریده ودل خراب” (انصاری،۱۲۷:۱۳۸۶) .
********
بنیاد گرفته از آیات زیر به روش اقتباسی است:
آیه ی شریفه ی ۹ از سوره ی مبارکه ی ص : “أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَهِ رَبِّکَ الْعَزِیزِ الْوَهَّابِ”
ترجمه:”یا نزد ایشان خزانه های بخشایش خداوند عزیز و بخشنده است ؟”
آیه ی شریفه ی ۸ از سوره مبارکه ی آل عمران : “رَبّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَیتَنا و هَب لَنا من لَدُنکَ رَحمَه اِنّکَ اَنتَ الوَهّاب”.
ترجمه: ” خداوندا ، دل های ما را تاریک مگردان پس از آن که راه بما نمودی و ما را از نزدیک خود رحمت ببخش که تویی فراخ بخش” .
تفسیر ادبی و عرفانی
“بار خدایا! شوردل و زیغ از دل های ما دور دار و ما را بر بساط خدمت پاینده بدار و آنچه دهی به فضل ورحمت خویش ده.نه جزای اعمال وعوض عبادات،که این هاشایسته ی حضرت جلال تونیست. چه بسا اعمال بندگان که هَباءً منثورًا شد یعنی نیست و نابود گشت تا ما از این اعمال ناپسندیده و طاعات و عبارات ناشایسته باز رهیم و یکبارگی دل در فضل و رحمت او بندیم” (آموزگار ،۱۳۸۳ج۱۲۳:۱).
********
۴ – “ای گشاینده ی زبان های مناجات گویان ، و انس افزای خلوت های ذاکران ، و حاضر نفس های راز داران ، جز از یاد کرد تو مارا همراه نیست و جز از یاد داشت تو ما را زاد نیست و جز از توبه ی تو دلیل و راهنمای نیست ، خدایا نظر کن در حاجت کسی کش جز یک حاجت نیست” ( انصاری،۱۴۹:۱۳۸۶).
********
بنیاد گرفته از آیات زیر به روش الهامی است:
۱-آیه ی شریفه ی ۱۵۲ از سوره مبارکه ی بقره : ” فَاذکُرُونیِ اَذکُرکُم وَاشکُرُوالیِ وَلاتَکفُرونِ”.
ترجمه: ” پس مرا یاد کنید تا من شما را یاد کنم و مرا سپاس دارید و در من ناسپاس نباشید وکفران نعمت نکنید”.
۲-بخشی از آیه ی شریفه ی ۱۲۵ از سوره ی مبارکه ی انعام : “فَمَن یُرِدِ اللهُ اَن یَهدِیَهُ یَشرَح صَدرَهُ…” ترجمه: ” هر که را خدا خواهدراه نماید دل او را گشاده کند و باز گشاید …”.
تفسیر ادبی و عرفانی:
“نشانه این شرح آنست که بنده را سه نور به سه وقت در دل افکند : نور عقل در بدایت، نور علم در وساطت و نور عرفان در نهایت . آنگاه با همه این نور ها مشکلهای او گشوده شود و غیب ها بعضی دیدن گیرد” (آموزگار: ۱۳۸۳ ج۱ ،۳۰۷ ) .
********
۵- “ای خداوندی که رهی را بابی ، رهی با خود بیعت می کنی ، رهی را بی رهی گواهی به ایمان می دهی ، رهی را بی رهی بر خود رحمت مینویسی ، رهی را بی رهی با خود عقد دوستی میبندی ، سزد بنده مؤمن را که بنازد، اکنون که اش عقد دوستی با خود ببست که مایه ی گنج دوستی همه نور است ؛ ذو بار درخت دوستی همه سرورست ؛ میدان دوستی یک دل را فراخ است و ملک فردوس بر درخت دوستی یک شاخ است” (انصاری،۱۴۸:۱۳۸۶).
********
بنیاد گرفته از آیات زیر به روش گزارش و الهامی است :
۱- بخشی ازآیه ی شریفه ی۶۳ سوره ی مبارکه بقره : ” وَ اِذ اَخَذنا میثاقَکُم …”.
ترجمه: ” به یاد بیاورید وقتی که از شما پیمان گرفتیم و بر شما عهد بستیم … “.
تفسیر ادبی و عرفانی:
” خداوند با همه عهد بست و از همه پیمان گرفت قومی به طوع اجابت کردند و قومی به کُره . آنان که به طوع و رغبت پذیرفتند عیان او را بار داد و مهر ازل وی را دست گرفت و آن ها که به کُره و و نارضایی اجابت کردند ، حق بر آن ها پوشیده شد و در تاریکی و بیگانگی بماندند” (آموزگار ،۱۳۸۳ج۳۱:۱) .
۲-بخشی ازآیه ی شریفه ی ۱۲ سوره مبارکه ی ا نعام : ” … کَتَبَ عَلی نَفسِهِ الرَّحمَهَ لَیَجمَعَنَّکُم اِلی یَومِ القِیمَهِ … “.
ترجمه: “… خدا بخشودن را ب
ر خود نوشت و همه ی شماها را برای روز رستاخیز گرد خواهد آورد …”.
۳- آیه ی شریفه ی ۹۶ از سوره ی مبارکه ی مریم : ” اِنَّ الَّذَینَ آمَنُوا وَ عَمِلُواالّصالِحاتِ سَیَجعَلُ لَهُمُ الرّحمن وُدّاً”.
ترجمه: ” کسانی که بگرویدند و کارهای نیکو کردند، خداوند آنان را به دل دوست دارد “.
تفسیر ادبی و عرفانی:
” این دوستی و محبّت به خاک تعلّق ندارد ، بلکه تعلّق به نظر ازلی دارد، اگر علّت محبّت ، خاک بودی ، در جهان خاک بسیار است که نه جای محبّت است ، لکن قرعه ای از قدرت خود بزد ، ما بر آمدیم و فالی از حکمت بیاورد و آن ما بودیم ، پس خداوند به حکم ازل به تو نگرد نه به حکم حال” (همان :۳۷) .
********
۶-” الهی، کار آن دارد که با تو کاری دارد ، یار آن دارد که چون تو یاری دارد ، او که در دو جهان تو را دارد هرگز کی تو را بگذارد ؟ عجب آنست که او که تو را دارد از همه زارتر می گذارد، او که نیافت به سبب نایافت می زارد ، او که یافت ، باری چرا می گذارد ؟” ( انصاری، ۲۸:۱۳۸۶) .
********

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   چندرسانه ای آموزشی، یادگیری الکترونیکی

بنیاد گرفته ازبخشی از آیه ی شریفه ی ۴۰از سوره مبارکه بقره به روش الهامی : ” …اَذکُروُا نِعمَتیَ الَّتی اَنعَمتُ عَلَیکُم و اُوفُوا بِعَهدی اُوفِ بِعَهدِکُم وَ اِیّایَ فَارهَبونِ “.
ترجمه : “… یاد کنید نواخت من که شما رانواختم وآن نعمتی که به شما انعام کردم.به پیمان من وفا کنید تامن به پیمان شما وفا کنم و از من بترسید”؟
********
۷-“الهی ، غافلانیم ، نه کافرانیم ، صمدا ، به برکت نواختگان حضرت تو و به برکت گداختگان هیبت تو ، الهی ، به برکت متحیّران جلال تو و به برکت مقهوران قهر تو ، ای ملکی که همه ی ملوکان مملوک تواند ؛ ای جّباری که همه جّباران مجبور تواند ؛ ای حفیظی که همه اهل عقل محفوظ تواند ؛ ای رازقی که همه ی بشر مرزوق تواند ؛ ای غفّاری که اهل خطا مغفور تواند ، که ما را به صحرای هدایت آری و از این وحشت آباد بر روضه ی قدس برسانی” (انصاری ،۱۳۵:۱۳۸۶) .
********
بنیاد گرفته از آیات زیر به روش گزارشی و الهامی است :
۱-آیه ی شریفه ی ۲ از سوره ی مبارکه توحید : “اللهُ الصَّمَدُ “.
ترجمه ” خداوند بار خدای همه خدایان است”.
تفسیر ادبی و عرفانی:
” صمداست که بندگان را بدو نیاز است و او را به کسی نیازی نیست، امید عاصیان به فضل اوست، درمان دردها از کرم اوست و بی نوایان را شادی به جمال و جلال اوست.مبارک آن کسی که مونسش نام اوست، عزیز آن کسی

دیدگاهتان را بنویسید