هستند، مورد استفاده قرار می گیرد، در سال هایی که درآمد شرکت رشد مناسب دارد و نقدینگی اضافی بلا استفاده است، سود سهام فوق العاده اعلام می شود .
عدم پرداخت سود سهام برای یک دوره بلند مدت
معمولاً این آخرین خط مشی است که یک شرکت به آن متوسل می شود. دو دلیل برای این تصمیم وجود دارد: اول اینکه اگر شرکت با مشکلات جدی مالی روبرو بوده و توان پرداخت سود سهام را نداشته باشد، دوم آنکه برای شرکت امکان سرمایه گذاری با سودآوری بالا ایجاد شده باشد، و شرکت به سود سهام توزیع نشده، برای تأمین وجوه مالی این سرمایه گذاری، نیاز داشته باشد؛ در این حالت شرکت می تواند اثرات منفی برقیمت سهام را با توضیح دقیقی در مورد عدم پرداخت سود سهام خنثی کند (همان منبع)۳ .
محتوای اطلاعاتی سود سهام
شرکت باید همیشه این سوال را مطرح کند که، چه اطلاعاتی با سود سهام فعلی و چه اطلاعاتی را با تغییر احتمالی سود تقسیمی انتقال می دهد. هر وقت که اعلام خبری بر قیمت سهام تأثیری می گذارد، می توانیم استنباط کنیم که این اعلام حاوی اطلاعاتی است. این اعلام به خودی خود کمک چندانی نخواهد کرد مگر اینکه معلوم شود، مدیران اطلاعاتی دارند که سرمایه گذاران فاقد آن هستند.
محققان بر این باورند که تغییر غیر منتظره سود تقسیمی دارای محتوی اطلاعاتی مهمی است، به ویژه در مواقعی که میزان سود تقسیمی کاهش یابد یا اصلا پرداخت نشود. معمولا در یک بازار کارا، مدیریت شرکت زمانی چنین روشی را در پیش خواهد گرفت که بخواهد، به سهامداران و سرمایه گذاران این پیام را بدهد که سود سالهای آتی کاهش خواهد یافت. (جهانخانی و پارساییان، ۱۳۸۸)۱
مکاتب فکری در مورد تقسیم سود
بیش از چندین دهه است که پژوهشگران دانشگاهی و کارشناسان وال استریت و مدیران عالی رتبه شرکتها تلاش کرده اند تأثیر سرمایه گذاری مجدد سود شرکت ها در مقایسه با اثر تقسیم سود بین سهامداران را بر ثروت آتی سهامداران مورد مطالعه قرار دهند و از آن نتایج مقتضی استخراج کنند، نتایج این تحقیقات را می توان به صورت زیر طبقه بندی کرد.
۱- آن دسته از تحقیقاتی که به بررسی رابطه بین ارزش بازار سهام و سود تقسیمی می پردازد که عمدتاً مبتنی بر دو نظریه هستند:
الف) نظریه مربوط بودن (تأثیر سود تقسیمی بر ارزش شرکت )
ب) نظریه نامربوط بودن(عدم تأثیر سود تقسیمی بر ارزش شرکت)
۲- آن دسته که به بررسی اثرات علامت دهی (اطلاع رسانی )اعلام سودسهام بر ارزش شرکت می پردازند۵۰طبق این نظریه سود تقسیمی محتوای اطلاعاتی دارد.
۳- آن دسته که به بررسی تأثیر ترکیب سهامداران بر سیاست تقسیم سود می پردازند(تئوری صاحب کار). طبق این نظریه، سیاست تقسیم سود تابعی از ترکیب علایق سهامداران است .
۴- آن دسته از مطالعاتی که رابطه بین سرمایه گذاری، سود تقسیمی و سود رابررسی می کند، و با بهره گیری از روش های رگرسیونی سعی در مدل سازی بین متغییر های فوق دارد (بهرام فر،۱۳۸۳ ،ص۳۱)۲.
نمودار ۲-۲: (بیگدلی،۱۳۷۰،ص۲۳)۱
در ادامه به تشریح مطالب در مورد تحقیات دسته اول و تحقیات دسته دوم می پردازیم.
نظریه ارتباط سیاست های تقسیم سود با قیمت سهام
الف) مدل والتر
پروفسور جیمز. ئی والتر چنین استدلال می کند که، خط مشی تقسیم سود تقریباً همیشه بر ارزش موسسه اثر می گذارد. مدل وی یکی از نخستین کارهای تئوریکی است که رابطه بین نرخ بازده داخلی موسسه (r) و هزینه سرمایه آن (k) را در تعیین خط مشی تقسیم سود با هدف به حداکثر رساندن ارزش فعلی ثروت سهامداران نشان میدهد مدل والتر بر فرض های زیر مبتنی است:
۱. تمام عایدات موسسه به منزله عایدات قابل تقسیم میان سهامداران تلقی گردیده یا صرف سرمایه گذاری داخلی می گردد.
۲. تمام وجوه لازم برای سرمایه گذاری از محل عایدات باقیمانده در موسسه تامین می گردد و در نتیجه بدهی جدید ایجاد نمی شود.
۳. نرخ بازده داخلی موسسه (r) و هزینه سرمایه آن (k) ثابت است.
۴. عایدات و سود قابل تقسیم هرگز تغییر نمی کند. ارزش عایدات هر سهم (E) و سود قابل تقسیم (D) هر سهم ممکن است به جهت تعیین نتایج تغییر نماید اما هر ارزش داده شده به (E ) و (D) برای تعیین ارزش سهم ثابت فرض می شود.
۵. عمر موسسه بسیار طولانی و یا نا محدود است.
(معادله۲- ۱) : P=D/K+[r(E-D)/k]:K
که در آن :
P= قیمت بازار هر سهم
D= سود هر سهم
E = عایدی هر سهم
r = میانگین نرخ بازده داخلی
K = هزینه سرمایه یا نرخ سرمایه گذاری (نرخ بازده مورد انتظار سهامدار) است
معادله بالا به روشنی نشان میدهد که قیمت بازار هر سهم عبارتست از مجموع ارزش فعلی دو منبع مالی :
۱- ارزش فعلی یک جریان منفعت سرمایه که تا بی نهایت ادامه دارد و معادله آن برابر است .
۲- ارزش فعلی یک جریان سود قابل تقسیم ثابت که تا بی نهایت ادامه دارد و مبلغ آن طبق معادله ریاضی است
وقتی موسسه مجموع سودهای تقسیم نشده را با نرخ بازده (r) نگهداری می کند ارزش فعلی آن برابر معادله ریاضی r(E-K)/K خواهد بود، این مقدار در واقع به عنوان سود سرمایه ناشی از نگهداری عایدات در موسسه تلقی می گردد. اگر عایدات مزبور هر ساله بدست آید، ارزش فعلی مقدار بی نهایت سودهای سرمایه یعنی r(E-D)/K مساوی با [r(E-D)/K]:K خواهد بود. از این رو ارزش هر سهم عبارت است از ارزش فعلی تمام سودهای قابل تقسیم به اضافه ارزش فعلی تمام سود سرمایه ای که این امر در معادله بالا نشان داده شده است؛ معادله بالا را به صورت زیر میتوان نوشت:
(معادله۲-۲)
تئوری دوران زندگی بیان می کند که واحدهای تجاری میتوانند در یکی از مراحل زیر قرار بگیرند:
۱)واحدهای تجاری در حال رشد و آن هنگامی است که موسسات همچنان دارای امکانات سرمایه گذاری جدیدی می باشند و نرخ بازده این سرمایه گذاری ها از هزینه سرمایه مربوط بیشتراست ( rk).
۲)واحدهای تجاری در حال سکون و آن هنگامی است که موسسات نسبت به سرمایه گذاری جدید بی تفاوت اند و در این حالت نرخ بازده سرمایه گذاری ها با هزینه سرمایه برابر است.r=k) )
۳)واحدهای تجاری در حال سقوط و آن زمانی است که امکانات سرمایه گذاری جدید در موسسات پایان یافته و بازده سرمایه گذاری از هزینه سرمایه گذاری آن کمتر است . (rk است
موسساتی که دارای rk هستند ، موسسات در حال رشد تلقی می گردند و فرض براین است که موسسات مزبور دارای فرصت های سرمایه گذاری سود آور متعددی می باشند، چنین موسساتی به سرمایه گذاری مجدد عایدات نگهداری شده در موسسه و با نرخ بالاتر از نرخ مورد انتظار سهامداران اقدام می کنند. حال اگر این موسسات از سیاست نگهداری تمام عایدات برای سرمایه گذاری داخلی پیروی نمایند ارزش سهام را به حداکثر خواهند رسانید، از این رو مناسب ترین نسبت پرداخت سود برای یک موسسه در حال رشد صفر است. بدیهی است همچنان که نسبت پرداخت سود در این موسسات (یعنی موسساتی که دارای rk هستند) کاهش می یابد، ارزش بازار هر سهم یا P افزایش پیدا می کند.
۲ )موسسات معمولی (r=k)
بیشتر موسسات فرصت های سرمایه گذاری نامحدود و یا r بزرگتر از k، (rk) ندارند، در مدل والتر در موسسات معمولی که در آنها r مساوی k است (r=k) خط مشی تقسیم سود تأثیری بر ارزش بازار سهام موسسه ندارد، در موسساتی که در آنها r=k تمام سیاست های سود مشابه است و نسبت پرداخت سود وقتی که r مساوی k باشد ( r=k) تأثیری بر ارزش بازار سهام موسسه ندارد.
۳ )موسسات در حال نزول (rk
نمودار ۳-۲ ـ عایدات ، سرمایه گذاری و منابع مالی جدید
(شاملو،۱۳۸۹،ص ۳۸)
این امر بدان معناست که نخست به سرمایه گذاری های با بیشترین سوددهی مبادرت شده و سرمایه گذاری های با بازده کمتر در اولویت های بعدی قرار می گیرند، در نمودار شماره (۲-۲) وقتی که r مساوی با K (r=k) مبلغ سرمایه I* است اعم از آنکه I از طریق فروش سهام، وصول مطالبات و نگهداری عایدات در موسسه و یا از طریق وام بدست آمده باشد، I حداکثر سرمایه گذاری است، اگر عایدات موسسه مبلغ Et باشد باید مبلغ EtـI* به کل تامین مالی در نظر گرفته شده برای سرمایه گذاری اضافه شود، لیکن در مدل ساده نشده والتر امکانات تأمین مالی خارج از موسسه منظور نگردیده است و لذا مدل والتر برای چنین موقعیتی نشان دهنده این است که ثروت سهامداران با نگهداری تمام عایدات سالیانه (Et) و سرمایه گذاری مجدد آنها و عدم پرداخت هر گونه سود قابل تقسیم سالیانه حداکثر نمیشود. در یک مدل جامع تر که امکان انجام تامین مالی از منابع خارج از موسسه در نظر گرفته شده باشد، موسسه باید مبالغ جدیدی برای سرمایه گذاری به میزان I* را فراهم نماید، و صرفاً در این صورت است که ثروت سهامداران موسسه به حداکثر خود می رسد.
۲ – مقدار ثابت برایr فرض شده است
مدل والتر بر این فرض استوار است که r همیشه ثابت است، در واقع با افزایش سرمایه گذاریr نیز افزایش می یابد. این واقعیت منعکس کننده این امر است که پروژه های دارای سوددهی بالاتر در درجه اول، و سپس پروژه های با سوددهی پایین تر باید انجام شود. موسسه باید سرمایه گذاری را در نقطه ای که r مساوی با k می گردد متوقف نماید. در تئوری کارآیی نهایی سرمایه در نمودار(۲-۲) حداکثر سرمایه نقطه I* است کهr مساوی K است اگر عایدات سالیانه به مقدارE2 باشد موسسه باید سود سهام سالیانه به مقدارI*ـE2 پرداخت نماید. از سوی دیگر مدل والتر تاکید می کند که اگر عایدی سالیانه معادل E2 باشد، عایدی مزبور می بایست تقسیم گردد، زیرا در نقطه E2 ، K بزرگتر از r است. خط مشی توصیه شده مزبور، کاملاً مخلوط است و احتمالاً منجر به حداکثر کردن ثروت سهامداران موسسه نخواهد شد.
-۳ مقدار ثابت برایk فرض شده است
هزینه سرمایه یا نرخ تنزیل، و یا به عبارت دیگر K مربوط به یک موسسه، ثابت باقی نمی ماند و مستقیماً به نسبت ریسک موسسه تغییر می کند؛ از این رو ارزش فعلی درآمد موسسه، به نسبت عکس هزینه سرمایه آن حرکت می کند، در واقع با ثابت فرض نمودن نرخ تنزیل (K ) مدل والتر اثر ریسک بر ارزش (سهام ) موسسه را نادیده می انگارد.
ب) مدل گوردون
مدل بسیار مشهوری که صراحتاً ارزش بازار (سهام ) موسسه را با خط مشی تقسیم سود آن مرتبط می داند، به وسیله مایرون گوردون طراحی گردیده است، مدل گوردون بر فرضهای اساسی زیر مبتنی است :
۱- تمام منابع مالی موسسه از طریق صاحبان سهام تامین شده است.
۲- تامین مالی از خارج از موسسه مقدور نیست و در نتیجه سود های انباشته در موسسه تنها منبع مالی هرگونه رشد و توسعه موسسه است (از این رو مدل گوردون مانند مدل والتر خط مشی های تقسیم سود و سرمایه گذاری را با یکدیگر مخلوط می کند).
۳-

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد درموردسود تقسیمی، سود آتی، سود سهام، سهامداران
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید