پایان نامه ها و مقالات

زیر:، ردف

دانلود پایان نامه

عشقـم خبـرم هـیچ مپــرسیـد گـم شـد اثـر مـن اثـرم هیـچ مپــرسـیــد
(ص ۲۱۷،ب۱۷)
و یا کلمات( دارم و می آرم) دراین بیت:

گـر گنـاهی کـردم و دارم خـداونـدا ببخش چـون گنـه را عذر می آرم خداونـدا ببخش
(ص ۲۷،ب۲۲)
کلمات(مقامم و بکامم) در این بیت:
یـارب امسـال بـدان رکن و مقـامم برسان کـام من دیـدن کعبه است و بکامم برسـان
(ص ۴۸،ب۴)
“اگر قافیه حرف یا حروف دیگری از حروف قافیه را داشته باشد کلمه مطلق را به آن اضافه کنند و گویند مطلق به تاسیس و دخیل، مطلق به قید، مطلق به ردف و…” (شاه حسینی، ۱۳۶۸: ۱۷۵).
ب) مطلق به تاسیس و دخیل: مانند کلمات(حالتی و ضلالتی) در بیت زیر:
او را کـه در سمـاع سخـن نیسـت حـالتی فـریـاد و رقـص او نبــود جــز ضلالـتی
(ص۳۷۷،ب۱۵)
یا کلمات ( عبارتشان و غارتشان) در این بیت:
بــه ادب دیــده ام عـبــارتــشــان نشــدم بــی ادب بـه غــارتـشــان
(ص ۶۷۲،ب۱)
کلمات(نهایتی و بغایتی) در بیت زیر:
جــان را سـتـیـزه تــو نــدارد نهـایتـی خـوبـان جفــا کننــد ولی تـا بغــایتـی
(ص ۳۷۸،ب۴)
ج) مطلق به ردف مفرد: مانند کلمات (گوشت و هوشت) در این بیت:
دیگـر آن حلقـه و آن دانه در درگـوشـت کـه ببیند که نبخشـد دل و دین و هوشت
(ص۱۲۷،ب۱۱)
یا (کنارم و قرارم) دراین بیت:
مکن از بـرم جدایی مرو از کنارم امشب کـه نمی شکیبد از تو دل بی قرارم امشب
(ص ۹۴،ب۳)
یا کلمات(راهش و ماهش) در بیت زیر:
بر آستان در او کسی که راهـش هسـت قبـول و منـزلت آفتاب و مـاهش هست
(ص ۸،ب۹)
د)مطلق به ردف مرکب: شامل ردف اصلی(الف، و، ی) و حرف ساکن غیر مدی بلافاصله بعد از ردف اصلی است، مانند کلمات (داشتم و بگذاشتم) در این بیت:
پیـشتــر از عــاشقی عــافیتی داشــتم بر تو چو عاشق شدم آن همه بگذاشتم
(ص۲۶۲،ب۲)
یا کلمات( نداشتن و گذاشتن) در بیت زیر:
جـانـا غـم مــا نــداشـتـن تــا کــی؟ مــا را بــه جـفـا گذاشــتن تــا کی؟
(ص۳۹۴،ب۲۱)
کلمات(نشناخته ای و ساخته ای)در بیت زیر:
بـر بـرگ گل آن سـه خال کانداخته ای هنـدو بچگانـنـد و تــو نشناخـتـه ای
دیـدی کـه بـه بـوی مـردمی آمـده اند بـر گـوشــه چـشم جــایشان ساخته ای
(ص ۴۵۲، بب۱۱و۱۲ )
ه) مطلق به حرف قید: قید حرف ساکن غیر مدی است که بدون فاصله قبل از روی قرار گیرد، مانند (خفتم و جفتم) در این بیت:
شــب دوشینـه در ســودای او خفـتم از آن امــروز بـا تیمـار و غم جفتم
(ص۲۶۲،ب۲۰)
کلمات (مستی و بستی) در ابیات زیر:
در عشــق تـو از ســر بنـهادم هستــی زین پس مـن و شـوریـدگی و سـرمستی
بـا روی تـو حالی و حدیثی که مـراست در نـامــه نبشـتم کــه زبـانـم بســتــی
(ص۴۵۲،بب۱۷و۱۸)
یا کلمات (دستم و هستم) در این بیت:
نمــودی رخ، ربـــودی دل ز دسـتـم کنــون هستم بــدان صــورت کـه هستم
(ص۴۵۸،ب۱۴)
انواع قافیه مقید:
۱)مقید مجرد: هر گاه قافیه مقید با هیچ یک از حروف دیگر همراه نبود آن را مقید مجرد خوانند.
مانند کلمات(ختن و من) در بیت زیر:
تخـت شـاهی دارد آن تــرک خـتـن کـی کـنـد رغـبـت بـه درویشی چـو مـن
(ص ۳۰۸،ب۷)
یا کلمات(زار و بار) در این بیت:
چمن ز باد خزان زرد و زار خواهد ماند درخت گل همه بی برگ و بار خواهد ماند
(ص۱۳،ب۱۶)
کلمات(سخت و بخت) در این بیت:

در آن ایــام کـز مـن دور شـد بخـت سـراسـر کـار مـن بـی نـور شـد سخت
(ص۴۵۵،ب۶)
۲) مقید به تاسیس و دخیل: مانند کلمات (ملامت و قیامت) در بیت زیر:
مردم شهرم به می خوردن ملامت می کنند ساقیا می ده، بهل، کایشان قیامت می کنند
(ص ۱۹۶،ب۵)
یا کلمات (نهایت و غایت) در این بیت:
بـاز پیونـد که دوری به نهـایـت برسیـد چـاره درد دلـم کـن که به غـایت برسید
(ص۲۱۷،ب۱)
کلمات (عادت و ارادت) در این بیت:
تـا بــدانی کـه رسـم و عـادت چیـست؟ اولــیــن پـــایـه ارادت چــیـسـت؟
(ص ۶۵۶،ب۱۴)
۳) مقید به ردف مفرد: “ردف اصلی(الف، واو،ی) ساکن را گویند که پیش از حرف روی واقع شود بی واسطه حرف متحرکی” (شاه حسینی، ۱۳۶۸: ۱۴۹). مانند کلمات (راه و پناه) در این بیت:
راه گـم کـردم چه باشد گر به راه آری مرا رحمتی بـر من کنی ونـدر پنـاه آری مرا
(ص۱،ب۱)
یا کلمات(گوش و هوش) در بیت زیر:
مطـرب چـو بـر سماع تـو کردیم گوش را راهی بزن، کـه ره بزند عقل و هـوش را
(ص۷۷،ب۱)
چــون خیــل غـم تـو در دل ریـش آیــد بـر سینـه ز درد و غصـه صد نیش آیـد
خـونـریـز غمـت چـو مـرد میــدان طلبـد جز دیـده کسی نیست کـه تـر پیش آید
(ص ۴۴۴،بب۲و۳)
۴) مقید به ردف مرکب: مانند کلمات (ساخت و انداخت) در بیت زیر:
روزگــار از رخ تــو شـمعــی ســاخـت آتـشـی در نـهـــــاد مـــا انـداخـت
(ص ۹۶،ب۶)
یا کلمات( بتافت و یافت) در ابیات زیر:
باد سحـری چـو غنچه را لب بشکـافت نـور رخ گـل روی چو خورشید بتـافت
از ســایـه خــرپشتــه مـیمــون فـلـک در پشته نگـه کن که سـرسبـزی یافـت
(ص۴۳۸،بب۷و۸)< br />کلمات(راست و کاست) در این بیت:
ای منــزه کـمــالـت از کــم و کــاست هــر چـه دور از هـدایـت تـو نـه راست
(ص۴۸۲،ب۱۷)
۵) مقید به حرف قید: حرف ساکن غیر مدی بلافاصله پیش از روی، مانند کلمات(پست و دست) در بیت زیر:
ای ز لعـلـت قیـمـت یـاقــوت پــست سـنـبلـت را دســتـه گـل زیــر دست
(ص۹۹،ب۱۱)
یا کلمات(تنگ و چنگ) در این بیت:
تـا چـه کشم مـن که بدین دسـت تنگ سـاغــر می خـواهـم و آواز چــنـگ
(ص۵۴،ب۱۴)
کلمات(سخت و بخت) در این بیت:
در آن ایــام کــز مــن دور شــد بخــت سـراسـر کـار مـن بـی نـور شـد سخت
(ص ۴۵۵،ب۶)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مقاله رایگان درموردتجارت الکترونیک

۳-۱-۲-۱- قافیه بدیعی
“مقصود از قافیه بدیعی، قافیهیی است که در آنها یکی از صناعات ادبی از قبیل اعنات و تجنیس یا نوآوری و ابداعی اعمال شده باشد” (شمیسا، ۱۳۶۶: ۱۱۳).
۱-جناس ناقص اختلافی:
از دل مــن شــاخ امــیــدی بـرُســـت

ما را به هجر خویش به ده گونه مُرده کرد

جــان من از داغ جــدایــی برَســت
(ص۵۴،ب۶)
اکنون عتاب و عربده ده مَرده می کند
(ص۱۹۲،ب۱۹)
۲- جناس مرکب:
به خرابات گــرو شد ســر و دستار مرا

بیــدلان را چـاره از روی دلارامی نبــاشد

توآن گم کرده را مشنو که بی زاری پدید آید

ویـن جـمیـع ار نفیـس و گــر دونند

طلبم کـن ز خـرابـات و بـه دست آر مــرا
(ص۷۹،ب۴ ) هر که عاشق گردد، او را در دل آرامی نباشد
(ص۱۶۵،ب۱۷)
چو پیدا شد ز غیر اوت بیزاری پدید آید
(ص۲۱۲،ب۱۱)
زاده اخـــتــران گــردوننـــد
(ص۵۱۲،ب۲۳)
۳- جناس تام:
پـاکبــازان را چـه خـارا و چـه خــز

گفتم:ازعشقتوسرگشته چوگویم توچهگویی؟

گـــر نـمیــرد اوحـــدی پیشــت روان

آمــد بهــار، خیمـه بــزن بـر کنـار جوی

گـر بـه رنگـی قـانعی در خــرقه خز
(ص۲۲۹،ب۲۰)
گفت:چوگانکه زدآخر؟کهتوسرگشتهچو گویی
(ص۴۲۳،ب۸)
هیــچ رحمـت بــر روان مــا مکــن
(ص۳۲۰،ب۱۷)
بر دوست کن کنار و ز دشمن کنار جوی
(ص۴۱۳،ب۱۸)
۴- جناس افزایشی:
گــرچـه یک چنــد از وفــاداری بجست

به یک نظــر دل شهــری شکــار دانی کرد

گــــذر از تــیــر و از زحـــل کـــرده

هـم چنــان وقـت وفــاداری بجــاست
(ص۱۰۲،ب۱۴)
همیــشه جـور کنــی و آشکار دانی کرد
(ص۱۴۹،ب۴)
مشــکــل هفـــت چــرخ حـل کرده
(ص۴۸۸،ب۸)
۵- جناس لاحق:
بــر آستــان در او کســی که راهش هست

کــام دلــم نشــد ز دهــانـت روا هنــوز

در وفاداری نکردی آنچه می گفتی تو نیز

من چه گویم جفا و جنگ تو را

قبــول و منـزلت آفتاب و ماهش هست
(ص۸،ب۹)
وآن درد را کــه بــود نکــردم دوا هنوز
(ص۲۳۴،ب)
تــا بنوک ناوک هجران دلم سفتی تو نیز
(ص۲۳۵،ب۱۴)
جــرم رهــوار و عــذر لنــگ تــو را
(ص۷۵،ب۲۱)
۶- جناس مضارع:
دانـهای بـــر روی دام انــداخـتــی

ای نـافه چینـی ز سر زلـف تو بویی

مــرغ آدم را ز بــام انــداختـی
(ص۳۷۲،ب۲۱)

ماه از هوست هر سر مه چون سر مویی
(ص۴۲۲،ب۱۶)

۳-۱-۲-۲- قافیه متوازی
قافیه متوازی نوعی از قافیه است که در آن علاوه بر یکسانی وزن شعر، حروف پایانی آن نیز با هم اشتراک دارند، این نوع قافیه ها که در واقع نوعی التزام است، نه تنها زیبایی شعر را افزایش می دهد بلکه باعث موسیقی شعر و جلب توجه خواننده نیز می شود.اوحدی به این نوع قافیه توجه داشته و در اشعارش فراوان از آن بهره برده است.
بـر آستـان در او کسی کـه راهـش هست قبـول و منـزلت آفتــاب و مــاهش هســت
(ص۸،ب۹)
بـس که بعـد از تـو خزانی و بهاری باشـد شام و صبح آیـد و لیلی و نهــاری بــاشــد
(ص۱۲،ب۱۹)
عمــر بگـذشت ز تقصیــر حذر باید کرد بــه در کـعـبـه اســلام گــذر بــایـد کــرد
(ص۴۷،ب۹)
سـر ز بـرد یمـن ای بـرق یمـان بیرون آر دل کـوتـه نــظـران را ز گمــان بیــرون آر
(ص۴۹،ب۱۵)
بـر قتـل چـون منی چه گمـاری رقیب را ای در جهـان غـریب، مسـوز این غریـب را
(ص۷۵،ب۷)

۳-۱-۲-۳- قافیه میانی
قافیه میانی بیشتردر اوزان دوری به چشم میخورد، وزن های دوری بسیار مطبوع و خوشایند هستند وآوردن قافیه در پایان نیم مصراع های آن به نوبه خود در ایجاد موسیقی و هماهنگی در شعر تاثیر فراوانی دارند؛ زیرا طنین گوشنواز و پی در پی قافیه ها در پایان نیم مصراع ها به جنبه موسیقایی و زیبایی کمک شایانی می کند. قافیه میانی در اشعار اوحدی بخصوص در غزلیات وی به صورت زیبا و پراکنده به کار رفته است ، نحوه پراکندگی و تنوع در آوردن قافیه میانی سبب هماهنگی و وحدت شعری وی شده است، قافیه میانی گاه در دو ن
یم مصراع اول آمده و باعث موسیقایی شعر شده است:

با همه خلق سرخوشی، وز من خسته سرکشی

بر شتر است رخت من، ای دل نیک بخت من

تکیه مکن بر جمال، زانکه پذیرد زوال

با تو که گفت در جهان: هیچ خوشی به ما مهل
(ص۲۵۴،ب۱۲)

ایست مکن چو قافله روی در آن طرف کند
(ص۱۸۷،ب۲۰)
چرخ جفا میکند، کار دگر میشود
(ص۲۱۰،ب۱۵)
گاهی در هر دو نیم مصراع تکرار میشود:
وجود بیدلان پست از سواد چین زلف او

یا من مستمند را، در صدد وصال کش

ارباب ملامت را خر در گله اندازم

روان عاشقان مست از فریب چشم مخمورش
(ص۲۴۰،ب۱۴)
یا دل دردمند را، بی مدد دوا مهل
(ص۲۵۴،ب۱۰)
ارکان سلامت را بر باد دهم خرمن
(ص۲۸۱،ب۲)
گاهی در دو نیم مصراع بیت بعد تکرار میشود و موسیقی آفرین است:
عهد من از یاد مهل تا نشوم خوار و خجل

ز طرب نماند باقی که مرا تو هموثاقی

کار تو دلفروزی، شغل تو دیدهدوزی

نامه فرستادم و دل، ای تو مرا فال بیا
(ص۹۰،ب۴)
چو لب تو گشت ساقی، نکند خمارم امشب
(ص۹۴،ب۴)
دین تو بندهسوزی، ای من غلام دینت
(ص۱۳۶،ب۵)
۳-۱-۲-۴- همسانی ردیف و قافیه
قافیه و ردیف، در نوع خود شعر و کلام موزون را در رسیدن به هدف نهایی خود؛ یعنی، تاثیر و تحریک عواطف و احساسات یاری می کند و همسانی و همخوانی آن ها موسیقی کناری را غنی تر و گوش نواز تر می سازد، اوحدی از این عامل موثر غافل نبوده و به آن توجه خاصی از خود نشان داده است.

دیدگاهتان را بنویسید