پایان نامه ها و مقالات

عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن اطلاعاتی

دانلود پایان نامه

مدلی از تخمین اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش را ارائه دادند که مبتنی بر میانگین تغییرات قیمت می باشد . این مدل از طریق رابطه ۵-۲ بدست می اید :
(۵-۲ )
۴-۳-۲) مفهوم دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام
در بازارهای مالی زمانی که اوراق بهادار انتشار می یابند، به موجودیت خود در بازار ادامه می دهند تا اینکه بازخرید شود یا به سررسیدِ پرداخت برسد. اما برخی از این اوراق بهادار وجود دارد که بصورت مکرر مورد معامله قرار گرفته و عده ای آن را فروخته و عده ای دیگر آن را خریداری می کنند. بنابر این دو نوع بازار مالی خواهیم داشت؛ نوع اول بازاری است که برای تمامی اوراق بهادار وجود دارد و نوع دوم، بازاری است که جریان خرید و فروش اوراق بهادار را در طی زمان پیگیری می کند (رحیمیان و همکارانش، ۱۳۸۸). در نگاره ۲-۱ این دو بازار و نحوه به تعادل رسیدن عرضه و تقاضا در آن ها نشان داده شده است.

نگاره ۲-۱. نحوه به تعادل رسیدن عرضه و تقاضای اوراق بهادار در بازار سرمایه

شکل سمت چپ که بازار موجودی را نشان می دهد، نمایانگر یک عرضه ثابت و تقاضایی به شکل اریب و رو به پایین با توجه به قیمت اوراق بهادار می باشد. هر چه قیمت اوراق بهادار کمتر باشد، تقاضا برای آن بیشتر خواهد بود. شکل سمت راست، بازار در جریان را برای هر واحد نشان می دهد. اگر زمان یک روز باشد، شکل سمت راست نمایانگر تقاضایی رو به پایین است. در این شکل عرضه ثابت نخواهد بود و به صورت اریب و رو به بالا می باشد. تعادل در شکل سمت چپ زمانی اتفاق می افتد که قیمت در سطحPe باشد. در شکل سمت راست، جریان عرضه و تقاضا در نقطه ای یکدیگر را قطع می کنند. این نقطه جایی است که عرضه اوراق بهادار با تقاضای آن به تعادل رسیده است (نقطه Pe). اگر هر دو بازار به تعادل برسند، تعادل کلی ایجاد خواهد شد. در تعادل کلی، قیمت اوراق بهادار در هر دو بازار یکسان خواهد بود (فدایی نژاد، ۱۳۷۸، ص ۸۲-۸۱).
اما در بازار واقعی، این قیمت های معاملاتی است که مورد توجه قرار می گیرد. قیمتی که سرمایه گذار یا بازارگردان برای خرید سهام خاصی پیشنهاد می کند قیمت پیشنهادی خرید سهام و قیمتی که یک فروشنده سهام یا بازارگردان برای فروش آن سهام پیشنهاد می کند قیمت پیشنهادی فروش سهام نامیده می شود. اختلاف بین این دو قیمت، دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام خواهد بود. اگر بیش از یک معامله گر یا بازارگردان وجود داشته باشد، تفاوت بالاترین قیمت پیشنهادی خرید و پایین ترین قیمت پیشنهادی فروش را دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش بازار می نامند و نقطه تعادلی، جایی بین قیمت پیشنهادی خرید و فروش بازار قرار می گیرد. در نگاره ۲-۲ دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام نشان داده شده است. معامله زمانی رخ خواهد داد که بالاترین قیمت پیشنهادی خرید و پایین ترین قیمت پیشنهادی فروش برابر باشند (همان منبع، ص ۸۳).

نگاره ۲-۲. دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام

در ادبیات مالی، بازارگردان ها۶۶ یا متخصصین۶۷ افراد یا موسساتی هستند که با هدف کسب سود اقدام به خرید و فروش دارایی های مالی (اوراق بهادار) می نمایند و بنابر ماهیت عملکرد، از نوسانات ناخواسته قیمت دارایی های مالی می‏کاهند. اغلب بازارهای نوظهور یا توسعه نیافته با دو مشکل اساسی کمبود سرمایه و کمبود شناوری مواجه می باشند که این مشکلات باعث کاهش قدرت نقدشوندگی و افزایش نوسانات قیمت سهام می شود (کامل نیا، ۱۳۸۷، ص ۳۴). بازارگردانی از مفاهیم پذیرفته شده در علوم مالی و یکی از مفیدترین فعالیت ها جهت افزایش کارایی بازار از دید فعالان بازار سرمایه محسوب می شود. بازارگردانان با ارائه سفارش خرید در زمان افزایش عرضه، و با ارائه سفارش فروش در زمان افزایش تقاضا، نقدشوندگی سهام را بالا برده و از کاهش یا افزایش ناگهانی قیمت ها جلوگیری به عمل می آورد که این امر به نوبه خود باعث کاهش ریسک برای سهامداران جزء می گردد. عمده ترین دستاوردهای اجرا و پیاده سازی سیستم بازارگردانی عبارتند از: افزایش نقدشوندگی، کاهش نوسان پذیری۶۸ قیمت و کاهش هزینه های معاملات از طریق کاهش شکاف قیمتی عرضه و تقاضا (همان منبع). در یک بازار مالی سازمان یافته، نقش بازارگردان ها ایجاد جریان دوطرفه قیمت برای پیشنهادهای خرید و فروش در تمام شرایط می باشد. بطور خلاصه بازارگردان ها مسئولیت تنظیم بازار را بر عهده دارند و برای اجرای این وظیفه، آن ها باید موجودی مناسبی از اوراق بهادار را داشته باشند تا بتوانند نوسانات قیمت ها را کنترل نمایند. نگهداری موجودی برای این افراد هزینه هایی دربرخواهد داشت که از طریق اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش اوراق بهادار جبران می شوند. هزینه و ریسک عملیات بازارگردان ها به ویژگی های خاصی از قبیل افت و خیز بازار و یا وسعت بازار۶۹، عمق بازار۷۰ و انعطاف پذیری بازار۷۱ بستگی دارد (فدایی نژاد، ۱۳۷۸، ص ۸۳). در نگاره ۲-۳ عمق و وسعت بازار نشان داده شده است.

نگاره ۲-۳. عمق بازار و وسعت بازار
اگر در بازاری به حد کافی برای اوراق بهادار، حجم خرید و فروش به قیمت تعادلی وجود داشته باشد می توانیم بگوییم که این بازار دارای وسعت کافی است و به عبارت دیگر روان است. بازارهایی که تعداد خریداران و فروشندگان در آن کم است به بازارهای ضعیف معروف هستند. نقدینگی اوراق بهادار به درجه روان بودن بازار بستگی دارد. شکاف قیمت پی
شنهادی در یک بازار روان کمتر از شکاف قیمت پیشنهادی در بازار کم عمق می باشد. زیرا در بازارهای روان، حجم معاملات بالاتر و ریسک آن نیز کمتر است. بازاری دارای عمق است که قیمت پیشنهادی خرید و فروش بازارساز نزدیک به قیمت تعادلی باشد. تغییرات قیمت در چنین بازاری غالباً پیوسته می باشد. اما در بازار کم عمق۷۲ تغییرات قیمت بصورت جهشی و ناپیوسته است، بنابراین ریسک بازارگردان ها در بازارهای کم عمق بیشتر از بازارهای عمیق می باشد (همان منبع، ص ۸۵).
۵-۳-۲) پیامدهای عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه
طبق دیدگاه سنتی حسابداری ، سرمایه گذاران کوچک (عموماً کم اطلاع)نیاز به حمایت دارند. این دیدگاه احتمالاً از این واقعیت ناشی شده است که در بازار سرمایه نابرابری وجود دارد، ولی نیاز به مقررات جهت تعدیل چنین نابرابری هایی، معمولاً با عباراتی مبهم ،ساده و پدرمآبانه بیان شده است. همچنین گفته شده است سرمایه گذاران کوچک تحت سلطه افراد دارای اطلاعات محرمانه (درون سازمانی) می باشند. این دلیل که وضع مقررات به منظور مصون بودن سرمایه گذاران کوچک در مقابل خطرات دزدی و کلاهبرداری است،قانع کننده نیست. به طوری که بیان نمودن دلیل مذکور به عنوان لزوم وجود مقررات به طور چشمگیری علاقه محققین حسابداری و اقتصاد را برای تحقیق در زمینه موضوعات مربوط با مساوات ،کم رنگ کرده است آقای روس۷۳ (۱۹۷۹) ضمن رد دلیل فوق، عنوان نموده است که: شناسایی و تفکیک منافع برابری مقررات افشاء، بین افراد برون سازمانی و درون سازمانی مشکل است . به نظر می رسد جدال بر سر چنین منافعی از این دیدگاه سنتی سر چشمه گرفته است که افراد درون سازمانی مسلط بر افراد برون سازمانی هستند و لذا افراد برون سازمانی نیاز به حمایت دارند.
مساواتی که در اینجا بحث می شود از دیدگاهی کاملاً متفاوت ناشی می شود . اصل این تفکر این است که سرمایه گذاران از مرز بی دفاعی فاصله زیادی دارند حقیقتاً سرمایه گذاران کم اطلاع ، ابزاری متنوع و گسترده در اختیار دارند تا بتواند خود را در مقابل استثمار (تسلط) سرمایه گذاران مطلع حفظ نمایند. مثلاً سرمایه گذاران کم اطلاع با حداقل کردن سرمایه گذاری مطلع می توانند از خود دفاع کنند. راهکار دیگر این است که سرمایه گذاران کم اطلاع می توانند گروههای خاصی از افراد درون سازمانی نظیر مدیران که دارای اطلاعات محرمانه هستند را شناسایی کنند و از طریق مقررات قانونی و انعقاد قرارداد، آنها را از معامله اوراق بهادار شرکت منع نمایند. نهایتاً، سرمایه گذاران کم اطلاع با گمان اینکه عدم تقارن اطلاعات به طور فاحش وجود دارد، ممکن است از معامله اوراق بهادار خاصی صر فنظر کنند یا کلاً از بازار سهام خارج شوند.
نکته قابل تأمل این است که هر یک از این ابزارهای حمایتی (راه حل ها) برای هر دوی سرمایه گذاران مطلع و کم اطلاع و همچنین برای کل اقتصاد پر هزینه است، چون نگهداری اوراق بهادار برای مدت طولانی،موجب می شود سرمایه گذاران نتوانند از منافع تغییر پرتفوی که در نتیجه تغییر شرایط اقتصادی لازم می شود،استفاده نماید. همچنین منع مدیران از معامله اوراق بهادار شرکت خودشان، منافع حاصل از مالکیت چنین سهام هایی را کاهش می دهد. این محدودیت ها به نوبه خود سودمندی مالکیت سهام توسط مدیریت را در مسیر منافع مالکین و مدیران (کاهش هزینه های نمایندگی)محدود می سازد. خروج طیف بسیاری از سهامداران کم اطلاع از بازار ، سهامداران مطلع را از منافع سرشکن شدن هزینه های گزاف تهیه اطلاعات، محروم می کند و به موجب آن انگیزه برای تولید اطلاعات کاهش می یابد. بعلاوه اقتصاد را از منافع توزیع ریسک و تخصص منابع توسط بازارهای بزرگ و کارای سرمایه محروم خواهد کرد . بنابراین در اینجا باید نگرانی خود را به سوی نابرابری در بازار سرمایه معطوف نمائیم. پیامهای اقتصادی ابزارهای حمایتی اتخاذ شده توسط سرمایه گذاران کم اطلاع، هنگام رویارویی با سرمایه گذاران مطلع، توسط مدلهای اخیر که در رابطه با ساختار بازار سرمایه هستند به خوبی تشریح می شود. این مدلها بین عدم تقارن اطلاعات (نابرابری) و ویژگی های بازار همچون هزینه معاملات، حجم معاملات و منافع اجتماعی معاملات، رابطه مستقیمی برقرار می کند. به عنوان مثال مدل میلگروم و گلوستن (۱۹۸۵) را در نظر بگیرید. دراین مدل رفتار”کارگزار مخصوص”(بازار ساز)، که خریداران و فروشندگان اوراق بهادار را با یکدیگر مطابقت می دهد، مورد بررسی قرار گرفته است. بازارساز با دو گروه از معامله گران مواجه است یکی سرمایه گذاران مطلع که بهتر از وی راجع به یک شرکت خاص اطلاع دارند و دیگری سرمایه گذارانی که نقدینگی بالایی دارند و کمتر از بازارسازاطلاعات دارند ویا به دلیل فشار ناشی از نیازهای نقدینگی، دست به معامله بزنند.
اساساً بازارساز ، مانند هر فرد دیگری در بازار معمولاً به واسطه معامله با سرمایه گذاران مطلع تر ضرر می کند، زیرا اینگونه سرمایه گذاران با بازارساز معامله خواهند کرد مگر آنکه قیمت های اعلام شده نسبت به اطلاعات آنها مطلوب تر باشد.بنابراین بازارساز باید این زیانها را بوسیله سودهای معامله با معامله گرانی که نیاز به نقدینگی دارند و یا مطلع نیستند جبران نماید. توازن این سود یا زیان با ایجاد یک بازار خرید و فروش (پیشنهاد و درخواست) مناسب،دست یافتنی است. بنابر این بازار خرید وفروش ، یک مکانیزم دفاعی در مقابل زیانهای مورد انتظار بازارسازها (در برابر سرمایه گذاران آگاه تر) است.د
ر بازارهای سرمایه ای که تعداد افراد دارای اطلاعات محرمانه زیاد هستند و یا این افراد از مزیت اطلاعاتی بالایی برخوردار می باشند، احتمال عدم تقارن اطلاعات یا نابرابری افزایش می یابد. اندازه بازار به نوبه خود ،هزینه معاملات اوراق بهادار را تحت تأثیر قرار می دهد. بنابراین وسعت عدم تقارن اطلاعات ،با میزان هزینه های معامله رابطه مستقیم خواهد داشت . بر اساس تحلیل های تئوریک و شواهد تجربی، افزایش عدم تقارن اطلاعات یا نابرابری اطلاعات ، با کاهش تعداد معامله گران،هزینه های زیاد معاملات،نقدینگی پائین اوراق بهادار و حجم کم معاملات رابطه دارد و در مجموع منجر به کاهش سودهای اجتماعی ناشی از معامله می شود. در ادامه استدلال می شود که باید هدف مقررات افشاء،تعدیل اثرات نا مطلوب ناشی از نابرابری در بازار سرمایه باشد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   خرید پایان نامه رشته حقوق :حقوق مالکیت فکری

۲-۴) گفتار سوم: بررسی رابطه بین ترکیب سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی
سرمایه‌گذاران نهادی میل و تقاضای بیشتری برای افشا دارند. افشا به ویژه پیش‌بینی سود توسط حاضران در بازار به طور دقیق بررسی می‌شود. نهادها به طور مستمر شرکت را برای ارائه اطلاعات دقیق، غیرجانبدارانه و صریح در مورد سود آتی مورد کنکاش قرار می‌دهند. شرکت‌های کارگزاری دائماً جلساتی را برگزار می‌کنند و در این جلسات شرکت‌ها اطلاعاتی را در مورد چشم‌اندازهای شرکت به سهامداران نهادی ارائه می‌کنند. هیلی و همکاران (۱۹۹۹) بیان کرده‌اند که نهادها ترجیح می‌دهند سهام شرکت‌هایی را خریداری نمایند که به دنبال بهبود مستمر در افشا هستند. یکی از احکام کلیدی شبکه بین‌المللی حاکمیت شرکتی۷۴ (گروهی است که نظرات و علایق سرمایه‌گذاران نهادی عمده، شرکت‌ها و واسطه‌های مالی را بیان می‌کند)، مربوط به ارتباطات وگزارشگری است و بیان می‌کند “شرکت‌ها باید اطلاعات صحیح، کافی و به موقع منتشر نمایند … به گونه‌ای که سرمایه‌گذاران بتوانند تصمیمات آگاهانه در مورد تحصیل، حقوق و تعهدات مالکیت و فروش سهم بگیرند”. بنابراین اگرچه نهادها ممکن است مستقیماً قادر به نظارت بر فعالیت‌های مدیران نباشند (با فرض این که خارج از شرکت هستند) اما با تقاضای اطلاعات بیشتر از شرکت‌ می‌توانند شفافیت بیشتری ایجاد نمایند.با توجه نهادها به افشا و بررسی مستمر آن‌ها از شرکت‌ برای پیش‌بینی سود آتی، انتظار می‌رود که رابطه‌ای مستقیم بین آنان و تمایل شرکت‌ به ارائه پیش‌بینی، دقت و صراحت پیش‌بینی وجود داشته باشد و از خوش‌بینی مدیریت در پیش‌بینی‌های ارائه شده بکاهد (مرادی ، ۲۷،۱۳۸۶) ، (مرفوع، ۴۲،۱۳۸۵) .
در این زمینه تحقیقات

دیدگاهتان را بنویسید