تفسیری فلسفی از کل جهان هستی را از اهمّ وظایف رمان‌نویس به شمار می‌آورد” (زمانیان،۴۶:۱۳۸۴).
ویلیام هزلیت (Wiliam Hazlitt) (1830-1878) منتقد و مقاله نویس انگلیسی در قرن نوزده، رمان را چنین تعریف کرده است.”رمان داستانی است که بر اساس تقلیدی نزدیک به واقعیت، از آزادی و عادات و حالات بشری نوشته شده باشد و به نحوی از انحاء شالوده جامعه را در خود تصویر و منعکس کند” (میر‌صادقی،۴۰۵:۱۳۸۶). میتوان گفت این تعریف هزلیت، تعریف کاملی است از آنچه که امروزه نام رمان بر آن نهادهاند.
در فرهنگ کوچک انگلیسی آکسفورد، رمان چنین تعریف شده است:”روایت منثور داستانی با طول شایان توجه که در آن شخصیت‌ها و اعمالی که نماینده زندگی واقعی‌اند با پیرنگی که کمابیش پیچیده است، تصویر شده‌اند” (همان،۴۱۱:۱۳۸۶) در فرهنگ وبستر چنین آمده است: “روایت منثور خلاقه‌ای که معمولا طولانی و پیچیده است و با تجربه انسانی همراه با تخیّل سر و کار دارد و از طریق توالی حوادث بیان می‌شود و در آن گروهی از شخصیت‌ها در صحنه مشخص شرکت دارند” (همان،۴۱۱:۱۳۸۶) در فرهنگ اصطلاحات ادبی هاری شارمان چنین تعریف شده:”روایت منثور داستانی طولانی که شخصیت‌ها و حضورشان را در سازمان‌بندی مرتبی از وقایع و صحنه‌ها تصویر کند. اثری داستانی کمتر از ۳۰ تا ۴۰ هزار کلمه داشته باشد، غالبا به عنوان قصه، داستان کوتاه، داستان بلند یا ناولت محسوب می‌شود. اما رمان حداکثر برای طول و اندازه واقعی خود ندارد” (همان ،۴۱۳:۱۳۸۶).
رمانها در مجموع، بیانگر واقعیتهای زندگی است. رمان دو نوع واقعیت را به خوانندگان عرضه می‌دارند. واقعیت‌های دلپسند و واقعیت‌هایی که حاکی از آن است که نیکی‌ها و آرمانها و ارزش‌های عالی انسانی هنوز کم و بیش زنده‌اند و در کارند و واقعیت‌های دل‌گزا، واقعیت‌هایی حاکی از آن که چه بدیها و زشتی‌ها و بیماری‌هایی روان افراد را آلوده است و روابط اجتماعی را به انحطاط کشانده است(ر.ک. ایرانی،۷۸:۱۳۷۵).
“رمان مهمترین و معروف‌ترین شکل تبلور یافته ادبی روزگار ماست. تلاش رمان برای کشف زوایای پنهان موجودیت فرد و هویت اجتماعی او، بر بستر شرایط تاریخی و مقتضیات فکری، اجتماعی و روانشناسی معین شکل می‌گیرد. بنابراین در ارائه چارچوب نظری باید از یکسونگری پرهیز کرد که رمان بدون تاثیر‌گیری از حیات اجتماعی یک ملّت، صرفاً آینه هویت آن است. در حقیقت، روایت رمان از هویت، متأثر از مجموعه عواملی است که بر بستر آن فعالیت می‌کند” (برکت،۶۴:۱۳۸۷)
آغاز رمان نویسی در اروپا باید در سالهای پس از روی دادن”رنسانس” (Rennaissance) و در همان دوران که اروپا زیر فشار و نفوذ بی‌امان حکومت‌ کلیسا رهایی یافت، جستجو کرد. دانته بزرگترین و مشهورترین شاعر ایتالیایی نخستین شاهکار خود “کمدی الهی” را نوشت. “دکامرون بوکاچیو” با نثر بومی زادگاه خود نوشت (ر.ک.صبور،۳۰۱:۱۳۸۴) اما رمان به معنایی واقعی آن با دن کیشوت اثر سروانتس (نویسنده و شاعر اسپانیایی۱۶۱۷-۱۵۴۷) تولد یافته است.(ر.ک.میر صادقی(ج)،۲۳:۱۳۸۵) برای آگاهی از پیشینه رمان نویسی در ایران، بی‌مناسبت نیست به وجود افسانه‌ها و یا بهتر است گفته شود قصه‌های بلند ایرانی اشاره کرد. داستان‌هایی منظوم در ادبیات ایران پیشینه دیرین دارد، داستان‌هایی منثور به ویژه در قرون اخیر نیز اگرچه کم نیست ولی تعداد آن‌ها به نسبت آثار منظوم داستانی که از شاهکارهای ادب فارسی شمرده می‌شود، ناچیز است. از میان این داستان‌ها می‌توان به بختیارنامه، ابومسلم نامه، داراب‌نامه، سمک عیّار، چهل طوطی، حسین کرد، هزارو یک شب و امیر ارسلان را نام برد که در مقایسه با رمان و ساختار آن، آن‌ها را به گونه‌ای قصّه‌های ایرانی دانست که هیچ دگرگونی چشم گیری در نثر فارسی پدید نیاوردند (ر.ک.صبور،۳۰۵:۱۳۸۴) در ایران تا حدود یک قرن پیش نشانی از رمان و رمان‌نویس به چشم نمیخورد. نخستین جرقه‌های اندیشه نوگرایی و تجّدد را باید در دوره بیداری جست. گذشته از صنعت چاپ و پیشرفت آن، رواج روزنامه و روزنامه نویسی و تأسیس دارالفنون در ساده‌نویسی زبان فارسی تأثیر بسیاری داشت. آنچه نویسندگان ایرانی را به هنر رمان‌نویسی به شیوه اروپایی تشویق کرد، ورود رمان‌های گوناگون به زبان خارجی به ویژه اروپایی و ترجمه آنها به وسیله ایرانیان انگشت‌شماری بود که در دوره بیداری برای تحصیل به اروپا رفته بودند (ر.ک.همان،۳۰۸:۱۳۸۴).
۲-۱-۳- داستان کوتاه‌ (Short Story)
داستان کوتاه اوایل قرن نوزدهم به وسیله ادگار آلن پو (۱۸۹۴-۱۸۰۹) در آمریکا و نیکلای واسیلی یوویچ گوگول(Nikolay Vasile Vich Gogol) (1852-1809) در روسیه بنیان نهاده شد. گوگول را پدر داستان کوتاه گفته‌اند. اولین نویسنده‌ای که داستان کوتاهی دربا‌ره مردمان محروم و گمنام نوشت گوگول بود. داستایوسکی در جایی گفته، “همه ما از زیر شنل گوگول بیرون آمده‌ایم” این گفته او به حقیقت نزدیک است، زیرا پیش از داستان “شنل” داستانی واقعگرا در چنین شکل و ساختاری و با چنین معنایی نوشته نشده بود. داستان “شنل” اولین طلیعه داستان کوتاه در جهان داستان‌نویسی است (ر.ک.میرصادقی،۱۸۲:۱۳۸۶).
ادگار آلن پو و گوگول دو نویسنده‌ای هستند که از آنها به عنوان پدران داستان‌نویسی کوتاه به مفهوم امروزی نام میبرند. نویسندگان داستان کوتاه و بلند، ایوان تورگنیف، تولستوی، دوموپاسان، اُ.هنری فاکنر….به پیشرفت داستان کوتاه و تحول آن خدمت شایانی کردند. داستان کوتاه امروز از نظر بدعت و نوآوری و پیشبرد بیشتر مرهون چخوف و موپاسان است. (ر.ک.همان،۱۸۰:۱۳۸۶)
پس از اینان گی دومو پاسان فرانسوی و آنتوان چخوف روسی داستان کوتاه را به طرز شایسته‌ای تکامل بخشیدند. با آغاز قرن بیستم میلادی داستان کوتاه تنوع و اوج بیشتری یافت. داستان کوتاه همگام با تحولات اجتماعی و سیاسی و پیدایش دیدگاههای جدید فلسفی به انسان و موقعیت او در برابر هستی، اکنون بارورتر از همیشه است. راه یافتن مفهومی به نام “سرعت” در زندگی انسان معاصر که خود حاصل فن‌آوری لجام گسیخته و پیشرفت حیرتآور دانش تجربی در دهه پایانی قرن بیستم است، انسان را در گردابی از مشکلات اجتماعی و فلسفی افکند که هنر به مفهوم عام آن- بازتاب این دشواری‌هاست. هنر داستان نویسی، هم در معنا و هم در صورت بیشترین تأثیر را پذیرفته است. در زمانه‌ای که فرصت فراغت برای انسان‌ها به شدت محدود شده است، داستان کوتاه هم ناگزیر است به سبک‌ها و شیوه‌های تازهای که هماهنگ با روح زمانه است رو بیاورد (ر.ک.مستور،۵:۱۳۷۹).
اگر هدف نهایی هر اثر هنری – در اینجا داستان- تاثیر‌گذاری بر مخاطب باشد، این هدف از طریق برانگیختن حس صمیمیت با سهولت بیشتری قابل حصول است تا روش‌های دیگر. کاری که با همه آسانی و سهولتش آن قدر ممتنع است که فقط از دست هنرمندان باهوش، پر احساس و متفکر بر‌می‌آید (ر.ک.همان،۱۰:۱۳۷۹) داستان کوتاه را در ادبیات فارسی می‌توان، از لحاظ انضباط و دقتی که در ساخت و پرداخت آن به کار میرود، با “غزل” مشابه دانست. یعنی با سنجیدهترین و ماندگار‌ترین و شعرترین قالب‌های شعری، غزل کوتاه است و ساده و با همه تنوع بیانی، دارای کلیت و تمامیت است. یک غزل کامل، مثل یک داستان کوتاه کامل، ترکیبی ارگانیک دارد. نوشتن یک داستان کوتاه خوب، مثل پرداخت یک غزل ناب، کار ساده‌ای نیست و مایه و قریحه‌ای ویژه‌ای می‌خواهد. برخلاف رمان یک لغزش کوچک تکنیکی کارش زود آشکار می‌شود(ر.ک.تقی‌زاده،۳:۱۳۷۴) فرانک اوکانر داستان‌نویسی ایرلندی معتقد است: داستان کوتاه مناسب جوامعی است که عنصر نابسامانی برآنها مسلط است. با آدم‌هایی محروم سر و کار دارد که در جامعه سرگردانند و یکی از دلایل رشد داستان کوتاه در آمریکا این است که در جامعه آمریکا تعداد آدم‌های محروم و رانده شده، ظاهراً بیشتر از جوامع دیگر است (تقی‌زاده،۵:۱۳۷۴) یکی از گرایش نویسندگان ما به داستان کوتاه در دوره ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷ این است که داستان کوتاه بهتر می‌تواند موقعیت‌ها و لحظه‌های حساس و ناپایدار را تصویر کند. پیش از انقلاب زندگی توده مردم یکنواخت بود. در نخستین دهه پس از انقلاب، زندگی خروشان شد و شکل فورانی به خود گرفت (تقی زاده،۴:۱۳۷۴).
داستان کوتاه به شکل و الگوی امروزی در قرن نوزدهم ظهور کرد. داستان کوتاه “قطعه حکایتی است که بسته به بلندی و کوتاهی حکایت، روی هم رفته میتوان آن را بین دو دقیقه و یک ساعت خواند” (موام، ۱۲:۱۳۷۰). میرصادقی داستان کوتاه را به این گونه تعریف مینماید “داستان کوتاه، روایت به نسبت کوتاه خلاقهای است که نوعاً سر و کارش با گروهی محدود از شخصیتهاست که در عمل منفردی شرکت دارند و غالبا با مدد گرفتن از وحدت تأثیر، بیشتر بر آفرینش حال و هوا تمرکز مییابد تا داستانگویی”(میرصادقی و میرصادقی،۱۰۰:۱۳۷۷).
در ایران پس از انقلاب مشروطه، امکانات و تجربه های زندگی روزمره نویسندگان را یاری داد تا از شیوه سنتی فاصله بگیرند. در نتیجه به داستان کوتاه روی آوردند و با بهرهگیری از اصول این قالب، مسائل و مشکلات جامعه را به تصویر کشیدند. نخستین داستان کوتاه همزمان با اولین رمان اجتماعی منتشر میشود. اصولا سالهای آغازین ۱۳۰۰شمسی، سالهای تعیین کننده در بروز تجلیات گوناگون ادبیات معاصر ایران است. شیوه برگزیده میان نویسندگان پس از جنگ (جهانی دوم) داستان کوتاه بود. پارهای از بهترین آثار ادبیات داستانی معاصر به این سبک نگاشته شده است. (ر.ک.کامشاد، ۳۶:۱۳۸۴)
“جمال زاده نخستین کسی بود که فنون اروپایی نگارش داستان کوتاه را به ما شناساند” (کامشاد،۱۳۷:۱۳۸۴).
۲-۲- موضوع
موضوع شامل حوادث کلی است که بستر داستان را پدید میآورد. مفهومی است که داستان درباره آن نوشته می‌شود “موضوع شامل پدیدهها و حادثههایی است که داستان را میآفریند و درونمایه را به تصویر میکشد. به بیانی دیگر موضوع قلمرویی است که در آن خلاقیت میتواند درونمایه خود را به نمایش بگذارد” (میرصادقی(ج)،۲۱۷:۱۳۸۵).
۲-۲-۱- درونمایه
درونمایه چیزی است که از موضوع به دست میآید. “درونمایه فکر اصلی و مسلط بر هر اثر هنری است، فکر و اندیشه حاکمی که نویسنده در داستان اعمال میکند. درونمایه هر اثری، جهت فکری و ادراکی نویسندهاش را نشان میدهد” (میرصادقی(ج)،۱۷۴:۱۳۸۵)
۲-۲-۲-اندیشه
با کشف درونمایه اثر میتوان به اندیشه و جهانبینی نویسنده نزدیک شد. اندیشه نگرش خاص نویسنده نسبت به جهان، زندگی و فلسفه زندگی است که با تجزیه وتحلیل اثر ادبی به دست میآید.
“گزینش هر پارهای از پدیدههای زندگی و انتخاب هر نوع چشم انداز خاص، دقیقاً همسو با جهان نگری و چگونگی نگرش نویسنده به هستی و واقعیتهای زندگی است. شیوه گزینش هر نویسنده از واقعیت بازتاب شیوه نگرش و جهان بینی مورد اعتماد اوست” (شیری،۲۸:۱۳۷۶)
برای

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد درموردسود سهام، تنزیل، ارزش سهام، سهامداران
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید